از چشمانداز جامعهشناختی، نخبگان در سه دستهٔ اساسی قابل بررسیاند: نخبگان دانش، نخبگان نهادی و نخبگان حوزهٔ عمومی. در میان این سه گروه، نخبگان دانش جایگاه ویژهای دارند؛ زیرا فعالیت آنان بر تولید دانش نظری استوار است و امروزه بخشی از آنان در درون سازمانهایی مانند مراکز پژوهشی و دانشگاهها به کار مشغولاند. از اینرو، شناخت ماهیت این نخبگان و منطقی که بر کار آنان حاکم است، برای مدیرانی که با نیروی دانشی سروکار دارند اهمیت فراوانی دارد. در اینجا نخست مفهوم نخبگان دانش را بررسی میکنیم، سپس ویژگیهای اساسی آنان را برمیشماریم و در پایان پیامدهای این ویژگیها را برای سازمان مورد بررسی قرار میدهیم.
الف ـ مفهوم نخبگان دانش
داشتن دانش از یک سو خواست عمومی انسان است و از سوی دیگر در سطح نخبگان نیز ویژگی همهٔ گروههای سهگانه را تشکیل میدهد؛ بهطوریکه میتوان همهٔ آنان را نخبگان دانش نامید که دارای دانش الگویی، دانش حرفهای و دانش کلنگر مرتبط با حوزهٔ عمومی هستند. در واقع نخبگان دانش، نهادی و فرهنگی، نخبگان فکریاند و ویژگی آنها انجام کار فکری در بالاترین رده است. تمایز آنها به دلیل وجود سه نوع دانش است: دانش نظری، دانش عملی و دانش کلی.
«قانعی راد» (1389) کاربرد این اصطلاح را در سه سطح از یکدیگر جدا میکند:
1 ـ مفهوم عام نخبگان دانش، گروههای سهگانهٔ نخبگان را دربرمیگیرد؛ زیرا فعالیت آنان بر سه نوع دانش معرفتی، دانش نهادی و دانش حوزهٔ عمومی مبتنی است؛
2 ـ مفهوم خاص نخبگان دانش، گروههای متفاوت اهل دانش و معرفتورزان را دربرمیگیرد که نخبگان علمی یکی از انواع آن است؛
3 ـ در مفهوم اخص نیز گاه مسامحتاً نخبگان دانش را به معنای نخبگان علمی به کار میگیرند.
بنابراین، نخبگان دانش به معنای خاص، تولیدکنندگان دانش نظری هستند.
«ماکس وبر» مفهوم روشنفکرگرایی را برای توضیح گرایشهای فکری گروهی از اندیشمندان به کار میبرد که با علایق آرمانی برانگیخته میشوند و هدف اصلی آنان ایجاد انسجام معنایی و یکپارچگی معرفتی است. «برگر» و «لوکمان» این گروه را نخبگان جهانشمول مینامند و «اتزیونی» برای مشخص کردن آنان، اصطلاح روشنفکران یا نخبگان دانش را به کار میبرد.
ب ـ تعهد به حقیقت و منطق معرفتی
نخبگان دانش مانند روشنفکران به حقیقت تعهد دارند و علایق مشترک فکری، آنان را از سایر گروهها متمایز میسازد. این نخبگان اغلب در اجتماعات معرفتی تبلور پیدا میکنند. اساساً فعالیت آنان معطوف به جستوجوی اهداف عملی نیست؛ بلکه لذت خویش را در تأمل اندیشهای و کار بر اساس منطق معرفتی معین جستوجو میکنند. انواع نخبگان دانش از منطقهای معرفتی گوناگون کلامی، دینی، فلسفی، هنری و علمی پیروی میکنند.
نخبگان اندیشهگر بر اساس منطق معرفتی به اندیشهورزی و خلق آرا و نظریهها میپردازند و آگاهانه یا ناآگاهانه در نظریهپردازیهای خود اغلب از منطق مستقل اندیشهٔ خود پیروی میکنند تا از واقعیتهای اجتماعی و سیاسی. معمولاً آنان در نظریهورزی از علایق اجتماعی و سیاسی خود اجتناب میکنند و میکوشند بر ریشههای طبقاتی، نژادی و ملی خود فائق آیند. آنان دانش خود را ساختهٔ نیازهای جامعه یا ساختارهای قدرت نمیدانند و الگوهای نظری خود را بر مبنای منطق کلی حقیقت و بهمثابهٔ دیدگاهی عمومی و کلی توضیح میدهند.
ج ـ استقلالخواهی و رسالت اصلاح
نخبگان دانش از یک سو با دخالت دولت و جامعه در کار خویش مخالفت میکنند و از سوی دیگر برای خود رسالتی متعالی به منظور اصلاح جهان قائل هستند. آنان دنیای واقعیتها را از نظرگاهی معرفتشناختی ارزیابی میکنند و با مقایسهٔ زمختی دنیای موجود با ظرافتهای دنیای آرمانی، اغلب جهان پیرامون را در حال زوال و دچار فساد و انحطاط مییابند؛ بنابراین گاه شدیدترین انتقادها را نسبت به جامعه و دولت ابراز میکنند.
در دیدگاه نخبگان دانش، توسعهٔ دانش نظری در میان مردم و دولت و پیروی آنان از دستاوردهای نظری، راه خروج از مشکلات و مسائل است. دانشمندان به لزوم تبعیت از قوانین علمی باور دارند و رواج مدیریت علمی و سریان علم در سیاست را لازمهٔ پیشرفت و ترقی جامعه و دولت میدانند.
در طول تاریخ و حتی در دورههای معاصر، سایر گروههای نخبگان (از جمله نخبگان قدرت) از روشهای فکری و رفتاری این تولیدکنندگان مجردنشین انتقاد کردهاند و حتی آن را بیثمر و غیرمفید نامیدهاند؛ با این حال، این نخبگان اندیشهورز تا آیندهٔ قابل پیشبینی اهمیت، جایگاه و ضرورتهای کارکردی خود را برای جامعهٔ بشری حفظ خواهند کرد.
د ـ نخبگان دانش در درون سازمان
در جامعهٔ جدید ممکن است بخشی از تولیدکنندگان یا بازتولیدکنندگان دانش نظری در درون سازمانهایی مانند مراکز پژوهشی و دانشگاهها فعالیت کنند و حتی از دستگاه دولتی حقوق و دستمزد بگیرند؛ ولی این افراد صرفنظر از منشأ تأمین درآمد و پیوستگی نهادی، طبق تعریف، به الگوهای معرفتی خود پایبند هستند (قانعی راد، 1389).
این ویژگی، نخبگان دانش را از دو گروه دیگر متمایز میسازد. دانش نظری و دانش عملی ویژگی تخصصی دارند که در درون آکادمی یا سازمان شکل مییابند و جریان پیدا میکنند. نخبگان نهادی به موضوع سازماندهی و سیاستگذاری توجه دارند، در حالی که مسئلهٔ نخبگان دانش، حقیقت است. نخبگان حوزهٔ عمومی میکوشند این دو را به یکدیگر پیوند بزنند و حقیقت را در خدمت بهبود سازمان و سیاست قرار دهند. بخشی از نخبگان دانش نیز تلاش میکنند با چنین رویکردی به حوزهٔ عمومی نزدیک شوند.
هـ ـ عرصههای مشارکت و چالشهای پیش رو
برای تعیین مهمترین عرصههای اجتماعی و سیاسی مشارکت نخبگان دانش در کشور، باید به مقولات زیر توجه داشت:
1 ـ جنبش دانشجویی؛
2 ـ سیاسی شدن علم و اتحادیهای شدن علم؛
3 ـ پیامدهای سیاسی شکاف بین نخبگان علمی و نخبگان سیاسی؛
4 ـ فقدان مشارکت سیاسی نخبگان علمی؛
5 ـ عدم ابتنای سیاستگذاریها بر دانش و پژوهش علمی؛
6 ـ تلاش نخبگان سیاسی برای تأثیرگذاری در دانشگاهها و تهدید استقلال دانشگاهها؛
7 ـ مهاجرت نخبگان؛
8 ـ سیاسی شدن فضای دانشگاهها؛
9 ـ اولویت و تقدم کار سیاسی بر کار علمی؛
10 ـ پاسخگویی سیاسی (و نه علمی) دانشگاهیان به مسائل سیاسی.
و ـ پیامدها برای مدیران سازمان
مطالب فوق بهخوبی نشان میدهد که نیروی دانشی سازمان را نمیتوان صرفاً با معیارهای پیوستگی نهادی و منشأ درآمد شناخت. نخبهٔ دانش، حتی هنگامی که در درون سازمان کار میکند و از آن حقوق میگیرد، به الگوهای معرفتی خود پایبند میماند و لذت کار خویش را در تأمل اندیشهای میجوید، نه در دستیابی به اهداف عملی.
از سوی دیگر، مخالفت نخبگان دانش با دخالت دیگران در کار خویش و انتقادهای شدید آنان، ریشه در مقایسهٔ دنیای موجود با دنیای آرمانی دارد. روشن است که مدیری که این ریشه را نشناسد، ممکن است این روشهای فکری و رفتاری را، همانند برخی از نخبگان قدرت، بیثمر و غیرمفید بنامد؛ حال آنکه این نخبگان اهمیت و ضرورتهای کارکردی خود را حفظ خواهند کرد.
سرانجام، باور نخبگان دانش به رواج مدیریت علمی و تبعیت از قوانین علمی، در کنار مقولاتی چون عدم ابتنای سیاستگذاریها بر دانش و پژوهش علمی، تهدید استقلال دانشگاهها، تقدم کار سیاسی بر کار علمی و مهاجرت نخبگان، نشان میدهد که پیوند میان منطق معرفتی این نخبگان و منطق سازمانی و سیاسی، یکی از خطیرترین مسائل در شناخت و حفظ نیروی دانشی به شمار میرود.
منبع
نخبهشناسی، «نخبگان دانش» — نخبگان دانش
نخبهشناسی، «نخبگان حوزه عمومی» — نخبگان حوزه عمومی
نخبهشناسی، «چشمانداز جامعه شناختی نخبگی» — چشمانداز جامعه شناختی نخبگی
نقشهٔ این مفهوم: نقشهٔ مفهوم: کار و سازمان