۲۲. راهبردهای مشارکت افزایی نخبگان در سیاستگذاری فرهنگی
«به طور کلّی به منظور جلب مشارکت نخبگان برای سیاستگذاری فرهنگی دو راهبرد بنیادین وجود دارد که هر یک از آنها مشتمل بر سیاستهای ویژه ای است»:
یک) توجّه به ویژگیهای نخبگان
این توجه ناظر به وجود چهار راهبرد است:
1) تعهّد ملّی نخبگان
«بی تردید میزان مشارکت فرهنگی نخبگان بستگی به تعهّد ملّی آنها دارد. تعهّد ملّی نخبگان میتواند وابسته به خاستگاههای اجتماعی باشد؛ در واقع جامعه باید به مشارکت نخبگان احساس نیاز کند. این احساس نیاز اجتماعی بی تردید به پی ریزی تعهّد ملّی نخبگان یاری میدهد. تعهّد ملّی نخبگان زمینه را برای پدیدایی و شکل گیری مبانی نظری و مفهوم پردازیهای بومی از سوی نخبگان فراهم میآورد و بدین سان وجود یک نظریه بومی توسعه فرهنگی موجب جلب مشارکت نخبگان میشود.
تعهّد ملّی نخبگان معمولاً با دو پدیدهٔ «مبادرت به همگرایی نخبگان» و «تفاهم میان تصمیمگیرندگان فرهنگی و نخبگان» در امر مشارکت فرهنگی نخبگان ملازمت دارد.
ابتدا باید به همگرایی نخبگان مبادرت ورزید؛ زیرا مشارکت فرهنگی نخبگان فقط با هماهنگی آنها ممکن است. از دیگر سو، باور جامعه به توانمندیهای نخبگان، به مشارکت فرهنگی آنها میانجامد. این باور موجب افزایش رضایت اجتماعی نخبگان میشود و بدیهی است که مشارکت فرهنگی نخبگان به میزان رضایت اجتماعی آنها بستگی دارد.»
امّا میزان مشارکت بستگی به فهم مشترک میان تصمیمگیرندگان فرهنگی و نخبگان دارد و احترام به هویّت نخبگان، به تقویت تفاهم مزبور کمک میکند و در نتیجه مشارکت فرهنگی آنها افزایش مییابد».
2) تخصّص حرفه ای نخبگان
«مشارکت فرهنگی نخبگان بستگی به تخصّص حرفه ای آنها دارد. بهره گیری از نخبگان مقتضی مدیریّت فرهنگی خاصّی است. در چنین شرایطی سیاستگذاری فرهنگی را فقط باید به نخبگان سپرد. رسانهها و وسایل ارتباط جمعی از جمله موارد خاصّی هستند که اداره آنها را باید صرفاً به نخبگان فرهنگی واگذار کرد.»
3) شایستگیهای نخبگان فرهنگی
«واقعیّت آن است که نخبگان فرهنگی از شایستگیهای خاصّی برخوردارند و چنانچه نظام اداری فرهنگی از ماهیّتی مشارکت پذیر در سطح کلان برخوردار باشد، در واقع به شایستگیهای مزبور توجّه کرده است و این امر بالتَّبع به جلب هر چه بیشتر مشارکت نخبگان میانجامد».
شایستگیهای خاصّ نخبگان اقتضا میکند که به سه نکته « ارزشگذاری به جوامع نخبگی»، «پرهیز از تمرکز گرایی» و «احساس تعلّق اجتماعی نخبگان» توجّه شود.
جلب مشارکت نخبگان در عرصه سیاستگذاری فرهنگی مستلزم ارزشگذاری خاصّ به نهادها، جمعیتها و گروههای نخبگی است. بی توجّهی به جوامع مزبور پیامدی جز دلسردی و انزوای نخبگان از امر سیاستگذاری فرهنگی در بر ندارد . به ویژه آن که مقوله فرهنگ، قلمروی ارزشی قلمداد میشود. لذا ارزشگذاری به جوامع نخبگی، به مشارکت افزایی فرهنگی آنها کمک میکند. از سوی دیگر، تنگ نظریها و جمودهای ذهنی دست اندرکاران مانع مشارکت فرهنگی نخبگان است. در این میان نگرش اقتصادی به فرهنگ از دیدگاه نخبگان یک تنگ نظری بسیار نگران کننده محسوب میشود. لذا اقتصاد محوری در مقوله فرهنگ بازدارنده مشارکت نخبگان است در واقع تنگ نظری که از ذات نگرش اقتصادی بر میخیزد، با وسعت مشرب و گسترده نگری فرهنگی معارضت دارد. ارزشگذاری به جوامع نخبگی هرگز نباید تحت الشعاع ملاحظات اقتصادی واقع شود.
مقولهٔ فرهنگ ماهیّتاً اقتضای وسعت مشرب و گشودگی عامّ دارد و این امر مطالبه بزرگ نخبگان قلمداد میشود. سیاستگذاری فرهنگی بالتّبع مستلزم بهره گیری عامّ و گسترده از همه ظرفیّتهاست از این رو، تمرکز زدایی نه تنها از ذات عرصه فرهنگ میجوشد، بلکه مورد تأکید نخبگان است. این چنین است که تمرکز گرایی از مشارکت فرهنگی نخبگان بازداری میکند. در واقع تمرکز زدایی به درونی شدن ارزشهای اجتماعی و فرهنگی در نخبگان کمک میکند.
نخبگان برای مشارکت فرهنگی باید به جامعه خود احساس تعلّق کنند. ارزشگذاری مردم به افکار، احساسات و عقاید نخبگان از سویی و گردش پذیری نخبگی (و نه رکود و جمود نخبگی) از طرف دیگر به افزایش احساس تعلّق اجتماعی نخبگان و در نتیجه مشارکت فرهنگی آنها یاری میدهد. از سوی دیگر کمبود چشم اندازهای قابل دسترس، ممکن است این احساس تعلّق را کاهش داده، مانع مشارکت فرهنگی نخبگان شود.
4) بهره گیری از نخبگان فرهنگی
به منظور گسترش مشارکت فرهنگی بویژه باید از نخبگان فرهنگی بهره برد. لذا نخبگان در ارایه نقطه نظرات خویش باید با جامعه احساس یگانگی و امنیّت کنند. همچنین باید احساس کنند که در قلمرو فرهنگ منشأ اثر هستند.
دو) بهسازی نظام اداری فرهنگی
بهسازی نظام اداری فرهنگی منوط به دو راهبرد است:
1) کفایت مدیران
مدیران بی کفایت مانع مشارکت نخبگان میشوند. صداقت و حسن نیّت مسؤولان امر به جلب مشارکت نخبگان میانجامد. این واقعیّت با دو نکتهٔ مهم «امیدواری نخبگان» و «روشنی اولویّتهای فرهنگی» همراهی دارد:
جلب مشارکت نخبگان بستگی به امیدواری برای تحوّل دارد. احساس پیشرفت نخبگان آنها را امیدوار میکند. نخبگان در جامعه خود باید احساس پیشرفت کنند.
باید موضع تصمیمگیرندگان عالی در قبال اولویّتهای فرهنگی روشن باشد. بدین منظور لازم است جامعه نسبت به فرهنگ ارزشگذاری والایی نشان دهد و این ارزشگذاری دچار رکود نشود؛ بلکه پویا باشد؛ زیرا مشارکت نخبگان در مقوله فرهنگ به پویایی ارزشگذاری اجتماعی در زمینه فرهنگ بستگی دارد. در چنین شرایطی نخبگان احساس میکنند فرصت برای بروز آنها فراهم است.
به بیان دیگر نظام اداری فرهنگی از ظرفیّت بالایی در تشخیص اولویّتهای فرهنگی برخوردار است و پویایی ارزشگذاری اجتماعی در مقوله فرهنگ و احساس نخبگان در وجود فرصت برای بروز آنها دو اصل کلیدی در اولویت بخشی محسوب میشود.
2) مشارکت عامّ
سیاستگذاری فرهنگی لزوماً نباید به نخبگان محدود شود؛ بلکه همه اقشار به طور عامّ باید جذب فرایند سیاستگذاری فرهنگی شوند. سیطرهٔ نگرش امنیّتی- سیاسی بر مقوله فرهنگ از مشارکت نخبگان بازداری میکند.
[محل درج تصویر: cultural_psychology_chapter_022_image_01.png]
الگوی مشارکت نخبگان در سیاستگذاری فرهنگی(مقدّم، 1398)
لذا میتوان این گونه جمع بندی کرد که «الگوی مشارکت نخبگان در سیاستگذاری فرهنگی» بر رعایت نکات ذیل تأکید دارد:
الف) نظام اداری خاصّ تمرکززدا و رهایی بخش از حیث جنبههای امنیّتی، سیاسی و اقتصادی است و به تخصّصی بودن حوزه فرهنگ باور داشته باشد و در نخبگان احساس امنیّت پدید آورد. این نظام با زمینه سازی کلان برای جلب مشارکت عمومی در مقولهٔ سیاستگذاری فرهنگی به تعیین اولویتهای فرهنگی مبادرت ورزیده، روحیهٔ امیدواری برای تحقّق اصلاحات و بهسازی فرهنگی را در نخبگان تقویت میکند . در چنین شرایطی انزوا زدایی نخبگان رشد مییابد.
ب) تعهّد ملّی، احساس تعلّق فرهنگی و احساس یگانگی همراه با رضایت اجتماعی نخبگان برای هماهنگی و انسجام عمومی از حیث همگرایی نخبگان و تفاهم در امر تصمیمگیری زمینه سازی میکند فهم مشترک در چشم انداز روشن و دسترس پذیر زمینه را برای اندیشه ورزیهای فرهنگی فراهم میکند تا به استواری مبانی نظری فرهنگی بینجامد چنین شرایطی در مجموع به ارتقای سطح تعهّد ملّی در نخبگان میانجامد و ارزشگذاری اجتماعی به مقوله فرهنگ به این ارتقا یاری میدهد؛ از آن روی که ارزشگذاری فرهنگی پویا احساس پیشرفت را در نخبگان به همراه دارد.
ج) توجّه به هویّت توجّه به فردیّت نخبگان و فرصت برای بروز آنها به گونه ای صورت پذیرد که احساس تأثیر و نفوذ محیطی را در آنها فراهم آورد.
د) پی ریزی قطبهای نخبگانی ارزشگذاری به جوامع نخبگی و از جمله گسترش اندیشکدههای فرهنگی و بهره گیری از نخبگان بومی، یک خطّ مشی بزرگ در مشارکت فرهنگی نخبگان قلمداد میشود.