۲۱. فرهنگ و مشارکت اجتماعی
ابعاد و ساختار مشارکت اجتماعی در چارچوب ساختارهای فرهنگی جامعه تعریف میشود، فعالیتی که از عناصر اصلی جامعه مدنی به شمار میآید . مشارکت اجتماعی به تعبیر اوکلی در مفهوم حساس سازی مردم و در نهایت افزایش پذیرش و توانایی آنان برای پاسخ گویی به برنامههای توسعه از طریق درگیر کردن آنان با تصمیم گیری، اجرا و ارزشیابی برنامهها، براساس تلاشهای سازمان یافته است . مشارکت اجتماعی ریشه در ساخت و روابط گروهی در سطح محلی و ملی دارد و در نهایت مبتنی بر یک فرایند است، فرایندی که در آن اطمینان و همبستگی میان مردم برقرار میشود . مشارکت عنصری پویا، کمیت ناپذیر و تا حدودی پیش بینی نشدنی است و دگرگون کننده اوضاع است (محسنی 1379 ب: 271 ). رابطه اجتماعی در ادبیات جامعه شناختی برای بیان الگوی روابط متقابل اجتماعی میان دو یا چند نفر از انسانها به کار میرود. این مفهوم ساده ترین واحد تحلیل جامعه شناختی است و حاوی ارتباط و آگاهی از رفتار احتمالی سایرین است. روابط اجتماعی تنوع بسیار دارند و در پرتو این روابط زمینههای مختلفی مانند ارتباطات میان افراد، و یا عضویت، همکاری و مشارکت (در سطوح متفاوت آن ) در گروهها، نهادها و سازمانهای مختلف دارای اهداف اجتماعی، تفریحی، ورزشی، فرهنگی، خیریه، مذهبی و درمانی و . . . را میتوان تمییز داد .
بررسی انجام شده در کشور ما (محسنی 1379 الف؛: 290 ) نشان میدهد که شرکت فعالیتهای مرتبط با انجمنها و گروهها بیش از همه تحت تاثیر سطح سواد است و پس از آن وضع تاهل، طبقه اجتماعی، گروه سنی و جنسیت قرار دارد . از سوی دیگر، میدانیم که میزان شرکت در فعالیتهای انجمنها در تهران از دیگر شهرها کمتر است . نسبت شرک در میان مردان از زنان بیشتر است، 24-16 سالهها بیش از بقیه شرکت دارند در مقطع تحصیلات دانشگاهی مشارکت خیلی بیشتر است، ازدواج نکردهها بیشتر مشارکت دارند، مشارکت در طبقات بالا و صاحبان در آمد بالاتر، بیشتر است . با توجه به اینکه سطح عضویت در کل گروه مورد بررسی فقط 5/8 % است میتوان شرکت بسیار ضعیف جمعیت را در این نوع فعالیتها نتیجه گرفت .
بررسی انجام شده در مورد فعالیت اجتماعی در ایران در سال 1378 ه . ش در سطح 28 استان کشور (نقاط شهری) حاکی از آن است که 5/29 % از افراد 15 ساله و بالاتر در یک یا چند فعالیت اجتماعی (انجمنهای علمی و فرهنگی – انجمن خانه و مدرسه – اتحادیه صنفی – انجمن اسلامی – بسیج – شورای محله – هیئت امنای مسجد – تشکلهای سیاسی – کانونهای فرهنگی – انجمنهای خیریه – صندوقهای قرض الحسنه ). شرکت داشته اند و نسبت کسانی که در هیچ فعالیت مشخصی شرکت نداشته اند 5/70 % بوده است که بسیار در خور توجه است . علاوه بر این محدودیت سطح مشارکت هم چندان گسترده نبوده است، چرا که 7/18 % فقط در 1 فعالیت، 6/6 % در 2 فعالیت و درنهایت فقط 8/1 % از جمیت در 4 فعالیت یا بیشتر شرکت داشته اند . بر این اساس میانگین (سرانه ) مشارکت افراد در انواع فعالیتهای اجتماعی 47/. درصد است . نکته دیگری نیز از بررسی مذکور میتوان نتیجه گرفت و آن فقدان تنوع در فعالیتهای افراد است که عملا به فعالیتهای نیمه الزامی محدود میشود . مواردی که درآن افرادی بیشتر مشارکت دارند انجمنهای خانه و مدسه و صندوقهای قرض الحسنه است .و البته باید اشاره کرد که عملا عضویت در برخی از گروهها، نهادها و یا سازمان مستلزم شرایط خاصی است که برای همه افراد به یک نسبت مطرح نیست )مثلا اتحادیه صنفی خاص و گروههای صنفی است ) . باید اشاره کرد که تهران (به رغم وضع خاص آن از نظر اجتماعی – فرهنگی) در مقایسه با سایر شهرها از نظر مشارکت اجتماعی دارای سطح به نسبت پایین تری است . مثلا میانگین مشارکت در انجمن خانه و مدرسه در کشور 28 % و در تهران 5/4 % است). از سوی دیگر میدانیم که با بالا رفتن منزلت شغلی بر میزان مشارکت در انجمنهای علمی و فرهنگی و انجمنهای خانه و مدرسه و صندوقهای قرض الحسنه افزوده میشود، اما از شرکت در گروههای بسیج کاسته میشود. نسبت بیشتری از زنان درانجمنهای خانه و مدرسه مشارکت دارند و حال آنکه مردان در صندوقهای قرض الحسنه و یا انجمنهای خیریه حضور بیشتری دارند . نسبت فعالیت در این نهادها در گروههای سنی بالاتر از 64 سال (بر خلاف آنچه در کشورهای صنعتی مشاهده میشود ) بسیار محدود است .
در روستاهای ایران شرکت در امور عام المنفعه که درضمن بخشی از اوقات فراغت افراد را نیز پرمی کند از اهمیّت خاصی برخوردار است و بر اساس بررسی فعالیتهای فرهنگی که در سال 1379 ه . ش در مناطق روستایی کشور انجام شده است حدود 29 % از اعضای خانوادههای روستایی ساعتهایی از اوقات فراغت خود را به این کار اختصاص میدهند، هرچند خود نیز ممکن است این اقدام را از نوع گذران اوقات فراغت به شمار نیاورند و آن را یک تکلیف شرعی و یا عرفی بدانند در ردیف این فعالیتها میتوان به اموری نظیر کمک به عمران روستا محلی در امور روستا به طور کلی در روستاهای ایران از اهمیت خاصی برخوردار است و میتوان گفت که هنوز اهمیت سنتی خود را حفظ کرده است. (محسنی1379ب: 156-175)
مشارکت فرهنگی نخبگان
مطالعه تحلیلی عوامل مشارکت نخبگان در قلمرو سیاستگذاری فرهنگی در دو بخش اساسی (مبانی پذیرش و راهبردهای مشارکت افزایی) جمع بندی گردید(مقدّم، 1398):
مبانی پذیرش اجتماعی مشارکت فرهنگی نخبگان و ملازمات آن
«کانون کوششهای مربوط به جلب مشارکت نخبگان به منظور سیاستگذاری فرهنگی آن است که به طور کلّی زمینهها و بسترهایی فراهم آید که مشارکت فرهنگی نخبگان از سوی جامعه پذیرفته شود. بدین معنا که:
1) در ساختار اداری جامعه به نخبگان اولویّت دهی شود.
2)نخبگان بومی هر منطقه جغرافیایی باید در صف مقدّم سیاستگذاری فرهنگی واقع شوند.
3) شرایط اجتماعی با خواستههای نخبگان به مشارکت فرهنگی همخوان باشد.
4) دیدگاههای نخبگان در قلمرو فرهنگ، عملی شود».
بدین منظور لازم است سه اقدام بنیادین صورت پذیرد:
1) گسترش اندیشکدههای فرهنگی
«اندیشکدههای فرهنگی، در واقع قطبهای مشارکت نخبگان قلمداد میشوند. پی ریزی این نهادها برای جلب مشارکت فرهنگی نخبگان وابسته به احساس تعلّق فرهنگی آنهاست. لذا ارزشهای جامعه باید برای نخبگان درونی شده باشد. افزون برآن، مشارکت فرهنگی نخبگان بستگی به نظام اداری ویژه ای دارد».
2) نخبه محوری فرهنگی
«مراکز عالی تصمیمگیری فرهنگی باید نخبه محور باشند؛ امّا باید توجّه داشت که نفوذ صاحبان سرمایه و ثروت در فرهنگ، به جلب مشارکت نخبگان کمکی نمیکند».
3) انزوا زدایی نخبگان
«هر عاملی که موجب انزوای نخبگان میشود باید زدوده شود. بدین معنا که ابتدا لازم است موانع مشارکت نخبگان از بین برود. در امر مشارکت فرهنگی نخبگان بدون توجّه به فردیّت آنها ممکن نیست. باید از ساختار عمودی حاکم بر جامعه پرهیز کرد و امیدواری برای اصلاحات را در میان نخبگان برای مشارکت آنها افزایش داد.
لذا عمده ترین عوامل انزوای نخبگان را میتوان این گونه خلاصه کرد:
1) بی توجّهی به فردیّت 2) حاکمیت ساختار عمودی 3) ناامیدی برای اصلاحات».