پرش به محتوای اصلی

۵. معنویّت و تعادل روان

۵ دقیقه مطالعه

بررسی پژوهشی در نمونه ای مرکّب هزار و چهارصد مرد و زن هجده تا چهل و چهار ساله کشور حاکی از آن بود که «تعادل روان» برایند تعاملی «نظریه هیجان اندیشه»، «نظریه تعاملی انتظار» و «ماهیّت تعاملی شخصیت» است.(کاظمی، 1399)

«تعادل روان» به سه قلمرو گسترده اشاره دارد:

الف) خشنودی روانی که اشاره به «سرزندگی معنوی»، «شخصیت تحلیلی»، «استواری روانی» و «سرسختی» دارد.

ب) پایداری به مفهوم «حاکمیّت نظم در جایگاه یابی و رهیابی پشتیبانی شده برای پیشرفت»

ج) دادپویی به معنای نیرومندی شخصیتی و «روان آرامی» ناشی از «پاکزیستی» است.

«سرزندگی معنوی» به معنای احساس آرامش روانی مبتنی بر معنویّت در زندگی است که موجب استقلال می‌شود.

«سرزندگی معنوی» به مفهوم گسترده یعنی «احساس آرامش روانی و سرزندگی مبتنی بر ریشه دواندن معنویّت در زندگی و پایبندی به ارزشهای دینی و معنوی که عقاید و نظرات قابل احترامی به فرد داده و استقلال و آزادی وی را در این چارچوب تأمین می‌نماید و به وی احساس ماندگاری می‌دهد و موجب رضایت از زندگی می‌شود».

«استواری روانی» به معنای «رهیابی در زندگی آینده نگرانه مبتنی بر معنویّت با پرهیز از رکود، بدون احساس تنهایی و سردرگمی است که سبب ماندگاری در زندگی می‌شود».

«استقرار» در کانون پایداری روانی جای دارد و آن به معنای قرارگیری در جایگاه شایسته بر اساس برخورداری از کارآمدی شخصی و وجود یک راهنما در مسیر زندگی درست و هدفمندانه همراه با حمایت و همکاری اطرافیان درهنگام رویارویی با سختیهای زندگی و پرهیز از جاه طلبی، مقایسه خود با دیگران و رقابت جویی است.

مراد از پاکزیستی، «اعتقاد به خدا و اهمیت دهی بازگشت به سرشت الهی و اصالت، با پیگیری زندگی پاک و سالم و بدون ریا با همه وجود، بر پایه استقرار در مسیر نیل به ارزشهای معنوی و پایبندی به اخلاق و قراردهی انسانیت، درستی، راستگویی و صداقت در سرلوحهٔ زندگی و محوریت وفاداری و تعهّد در زندگی و نیز رعایت حقوق دیگران و انصاف» است.

بررسی تعاملی «ماهیت تعادل روان» چنین برداشتی را از آن به دست می‌دهد: «احساس آرامش روان مبتنی بر معنویت در زندگی (بدون احساس تنهایی و دلشورگی) که به فرد احساس ماندگاری در زندگی داده، با مدیریت بر هیجانها موجب بروز رفتار متعادل می‌شود».

لذا تعادل روان اوّلاً «احساس» است و ثانیاً ناظر بر مسأله «ماندگاری» و«بقاء» است و ثالثاً بر «آرامش روانی» متّکی است و رابعاً بر «معنویت» استوار است.

در واقع نخستین انتظار فرد از زندگی که موجب رضایت و خشنودی وی می‌شود، نیل به آرامش روانی است که ماندگاری می‌دهد.

بر این اساس تعادل روان از هفت اصل بنیادین تشکیل یافته است:

1) احساس ماندگاری در زندگی

2) احساس آرامش روانی در زندگی

3) تعادل رفتاری

4) عدم احساس تنهایی

5) عدم احساس دلشورگی

6) چیرگی هیجانی

7) معنویّت

لذا ممکن است در مفهوم «تعادل روان» اجمالاً بر «معنویّتی که با زدایش احساس تنهایی به تعادل رفتاری می‌انجامد»، تأکید ورزید.

«انگاره تعادل روان» نه تنها به معنابخشی و روشنگری گستره سلامت و بهداشت روان می‌پردازد، بلکه زمینه‌های ضروری برای دسته بندیهای سودمند و کارآ و پایدار و استوار «اختلالات و بیماریهای روانی» را فراهم می‌آورد. گزاف نیست چنان که تأکید شود ازین پس باید بر پایه قلمروهای «انگاره تعادل روان»، طبقه بندیهای نوینی از آسیبهای روانی به دست داد.

بی گمان «بقاء» مهمترین مسأله آدمی است. «احساس تنهایی»، «دورافتادگی از معنویّت» و «عدم تعادل رفتاری»، بقای آدمی را به مخاطره می‌افکند. انگاره تعادل بر محور «بقای روان» استوار است.

«تعادل رفتاری» یک خصیصه شخصیتی در مؤلّفه «بیتابی» است و «نزدیکی به معنویّت» یک انتظار بزرگ در رضایت از زندگی محسوب می‌شود و احساس تنهایی از ویژگیهای بیتابی روانی در قلمرو هیجان اندیشه به شمار می‌آید. لذا خصایص سه گانه مزبور دستاورد تعاملی «هیجان اندیشه»، «ماهیّت تعاملی شخصیت» و «نظریه تعاملی انتظار» قلمداد می‌شوند.

حمایت معنوی و رضایت از زندگی

«پاکزیستی» در کنار «معنویّت» می‌تواند سبب «استواری روانی» شود و از سوی دیگر «پشتیبانی» نیز موجب کاهش «بیتابی روانی» می‌شود و «آرامش زندگی» ناشی از آن ممکن است زمینه «خودپویشی» را فراهم آورد؛ و بدین منوال به «شایستگی» و «آینده پویی» منجرّ شود.

پاکزیستی به معنای «اعتقاد به خدا و اهمیت دهی بازگشت به سرشت الهی و اصالت، با پیگیری زندگی پاک و سالم و بدون ریا با همه وجود، بر پایه استقرار در مسیر نیل به ارزشهای معنوی و پایبندی به اخلاق و قراردهی انسانیت، درستی، راستگویی و صداقت در سرلوحهٔ زندگی و محوریت وفاداری و تعهّد در زندگی و نیز رعایت حقوق دیگران و انصاف» می‌تواند در کنار معنویّت به معنای «ریشه دواندن معنویّت در زندگی همراه با پایبندی به ارزشهای دینی و رعایت ارزشهای معنوی» قرار گیرد و سبب کاهش روان آوارگی شود که در روان آوارگی فرد با دور افتادگی از معنویّت، راه خود را در زندگی نیافته و در زندگی اش احساس سردرگمی دارد. همچنین فرد همراهی را که در زندگی می‌خواسته است، ندارد و در هنگام بروز دشواریها احساس تنهایی می‌کند؛ در مجموع برای بقای خود، در نگرانی به سر می‌برد.

پشتیبانی به معنای «برخورداری از وجود یک راهنما در مسیر زندگی و حمایت و همکاری اطرافیان در رویارویی با سختیهای زندگی همراه با تفریح و سرگرمیهای مورد علاقه» می‌تواند موجب کاهش بیتابی روانی شود یعنی «احساس دلشورگی، دلنگرانی و دلمشغولی دائمی فرد همراه با شکّ و تردید در حلّ مسائل که نسبت به حلّ آنها دچار بیمناکی و نگرانی شده و احساس فرسودگی تدریجی و احساس دایمی خستگی و ناتوانی» را بکاهد. آرامش زندگی به معنای احساس آرامش روانی و سرزندگی که به فرد احساس ماندگاری می‌دهد ممکن است زمینهخودپویشی را فراهم آورد؛ یعنی «باور به پویایی به طوری که فرد به تلاش برای کارهای بدون نقص می‌پردازد. چنین وضعیتی برای وی نفوذ در دیگران را ثمر می‌دهد و خود نیز خوشحال از اثرگذاری در دیگران و خشنود از احساس پرورش دیگری است» می‌تواند به شایستگی به معنای «قرارگیری در جایگاه شایسته بر اساس هدفمندی و کارآمدی و بهره مندی از زندگی درست» و آینده پویی به مفهوم «نگاه صِرف همیشگی به جلوی خود در زندگی و پرهیز از رکود بر اساس گرایش به تغییر نگاه به زندگی است». منجرّ شود.

بدین سان حمایت معنوی سبب رضایت از زندگی خواهد شد.