پرش به محتوای اصلی

استقلال‌طلبی در محیط کار: مرز خودمختاری و پیوندجویی در کارکنان

نوشته هیئت تحریریه ۵ دقیقه مطالعه مقاله کوتاه

برای: مدیران و سازمان‌ها

رفتار کارمند در محیط شغلی تنها به مهارت‌ها و دانش تخصصی او بستگی ندارد. ویژگی‌های روانی و شخصیّتی، سهم مهمی در امنیّت شغلی و رضایت حرفه‌ای وی دارند. یکی از این خصایص اساسی، «استقلال‌طلبی» است. کارمند استقلال‌طلب از یک سو به خودمختاری، فرماندهی و ابتکار گرایش دارد و از سوی دیگر ممکن است در روابط خود با همکاران دچار خشکی و بی‌تفاوتی عاطفی شود. در این‌جا نخست به مفهوم استقلال‌طلبی می‌پردازیم، سپس یافته‌های پژوهش‌های اخیر را بیان می‌کنیم و آن‌گاه پیامدهای آن را برای کارکنان و مدیران سازمان بررسی می‌کنیم:

الف ـ مفهوم استقلال‌طلبی

«استقلال‌طلبی» چهار عامل را در بر می‌گیرد:

۱ ـ ماجراجویی؛

۲ ـ فرماندهی مبتکرانه؛

۳ ـ خشکی عاطفی؛

۴ ـ خشکی در روابط.

این خصیصه شامل ویژگی‌هایی مانند کشاکش‌جویی، خشک‌رفتاری، گرایش به فرماندهی، استقلال شخصی، خطرطلبی و بی‌تفاوتی عاطفی می‌گردد. این ویژگی‌ها در برابر آشتی‌جویی، مدارا، ملاحظه‌کاری، رنگ‌پذیری رفتاری، مهرطلبی، تسلّی‌جویی، آرامش‌طلبی و هدایت‌جویی قرار می‌گیرند.

بنابراین استقلال‌طلبی یک طیف است. در یک سوی آن فردی قرار دارد که خودمختار و فرمانده است و در سوی دیگر فردی که مدارا می‌کند، ملاحظهٔ دیگران را دارد و در جست‌وجوی هدایت و آرامش است. مرز میان خودمختاری و همکاری در محیط شغلی، در همین طیف شکل می‌گیرد.

ب ـ ماجراجویی و تحمّل موقعیّت‌های مبهم

ماجراجویی یکی از عوامل استقلال‌طلبی است. فرد ماجراجو از خطر لذّت خاصّی می‌برد، به ورزش‌های خشن و سنگین می‌پردازد و جنگنده است و به دنبال مبارزه و مسابقه می‌رود. در مقابل، فرد غیرماجراجو از ماجراهای نامطمئن پرهیز می‌کند و در موقعیّت اختلاف‌برانگیز ترجیح می‌دهد پیش از بروز اختلاف تسلیم شود.

فردی که در این عامل نمرهٔ بالایی دارد، دارای خصوصیاتی همچون خودمختاری و جسارت است و با محیط ناهماهنگ است. چنین فردی در نگرش‌های مذهبی و سیاسی بیشتر به آزاداندیشی تمایل دارد و در برابر موقعیّت‌های مبهم تحمّل بیشتری نشان می‌دهد. وی از فعالیّت‌هایی که تجارب و هیجان‌های غیرعادی دارند، لذّت شدیدی می‌برد، حتّی اگر جانش به خطر بیفتد.

تحمّل ابهام و جسارت می‌تواند در برخی موقعیّت‌های شغلی سودمند باشد. امّا ناهماهنگی با محیط، روی دیگر همین سکه است و کارمند استقلال‌طلب را در معرض فاصله گرفتن از همکاران قرار می‌دهد.

ج ـ استقلال‌طلبی در پژوهش‌های تازه

پژوهش‌های اخیر نشان می‌دهند که استقلال‌طلبی در کنار سایر خصایص شخصیّتی، با توانمندی‌های ذهنی و رضایت فرد پیوند دارد:

هوش تحلیلی از طریق خصایص شخصیّتی «استقلال فردی»، «ارزش‌گذاری واقع‌گرایانه» و «شوخ‌طبعی» (یکی از خصایص نیروی روانی) قابل پیش‌بینی است. (اسدی، ۱۳۹۹)

پژوهش پیرامون رابطهٔ ویژگی‌های شخصیّت دختران نوجوان با سرسختی شناختی نشان داد که ویژگی شخصیّتی «استقلال» با «تجربهٔ کنجکاوانه» و «پیگیری» رابطهٔ مثبت دارد. (کریمی، ۱۳۹۹)

پایداری، انعطاف‌پذیری، استقلال‌طلبی، حسّاسیّت و پیوندجویی از طریق نیروی روانی باعث رضایت از زندگی زنان متأهل می‌شوند. (مالمیر، ۱۳۹۸)

یافته‌های فوق به‌خوبی نشان می‌دهند که استقلال‌طلبی تنها یک ویژگی منفی یا ناهماهنگ نیست. استقلال فردی با توان تحلیلی، کنجکاوی و پیگیری همراه است. امّا نکتهٔ مهم آن است که در پژوهش اخیر، استقلال‌طلبی به‌تنهایی به رضایت نمی‌انجامد؛ بلکه در کنار انعطاف‌پذیری، حسّاسیّت و پیوندجویی و از راه نیروی روانی به رضایت از زندگی منجر می‌شود.

د ـ پیوندجویی: سوی دیگر ترازو

پژوهش‌های جدید بر نقش ویژگی‌های شخصیّت در امنیّت شغلی و رضایت حرفه‌ای تأکید دارند. امنیّت شغلی به میزان زیادی به ویژگی‌های روانی و شخصیّتی کارمند بستگی دارد؛ چنان‌که رضایت شغلی نیز می‌تواند از حالات و خصایص شخصیّتی متأثّر باشد.

«رابطهٔ میان حالات شخصیّتی و رضایت شغلی مورد بررسی قرار گرفت. سه گروه مطالعاتی شامل دانشجویان پرستاری (صد و هجده نفر)، کارمندان اداری و متخصّص در یک شرکت بیمه (هشتاد و هشت نفر) و صنعتگران یک شرکت دولتی (صد و هفده نفر) مورد آزمایش واقع شدند. تأییدهایی برای همبستگی میان حالات شخصیّتی و رضایت شغلی به دست آمد. سطحی ضعیف برای عاطفهٔ منفی، قوی‌تر برای عاطفهٔ مثبت و بسیار قوی‌تر برای وضعیّت دوقطبی حاصل شد؛ امّا قوی‌ترین همبستگی برای حالت پیوندجویی بود. به هر حال، متغیّرهای شخصیّتی بهترین عوامل پیش‌بینی‌کنندهٔ تعدیل رضایت شغلی هستند.»

این یافته اهمیّت فراوانی دارد. اگر خشکی عاطفی و خشکی در روابط، دو عامل از چهار عامل استقلال‌طلبی را تشکیل می‌دهند و پیوندجویی قوی‌ترین همبستگی را با رضایت شغلی دارد، روشن است که کارمند استقلال‌طلب نیازمند آن است که خودمختاری خویش را با پیوندجویی متعادل سازد.

گذشته از آن، زمینهٔ آسیب‌پذیری شخصی نسبت به خطر، باعث افزایش میزان خستگی کاری، اضطراب و افسردگی شغلی می‌شود. پس نگرش کارمند به خطرات کاری، خود یکی از جنبه‌های شخصیّتی مؤثّر بر امنیّت شغلی است.

هـ ـ پیامدها برای کارکنان و مدیران

تاکنون بر وجود عوامل مختلفی در تکوین امنیّت شغلی کارکنان تأکید شده است. از جمله مهم‌ترین آن‌ها می‌توان سبک مدیریت مشاوره‌ای و تفویضی، حمایت و تشویق محیطی در فضای سازمانی، عوامل عاطفی (عدم اضطراب و افسردگی شخصیّتی) و نیز اعتبار اجتماعی در محیط شغلی را برشمرد.

یک محیط شغلی حمایت‌کننده، عادلانه و کارمندمحور، از طریق تقویت رضایت شغلی موجب ارتقای تعهّد سازمانی کارکنان می‌شود؛ زیرا اعتبار محیطی کارکنان را افزایش می‌دهد و این اعتبار محیطی یکی از حیطه‌های اساسی رضایت شغلی است. پس امنیّت شغلی از دو سو تحکیم می‌گردد: اعتبار اجتماعی (درون و برون‌سازمانی) و حمایت و تشویق محیطی.

بدیهی است که برای کارمند استقلال‌طلب، سبک مدیریت مشاوره‌ای و تفویضی و فضای حمایت‌کننده و کارمندمحور، بستر مناسب‌تری فراهم می‌آورد. از سوی دیگر، کارکنان باید آگاه باشند که خودمختاری، جسارت و فرماندهی مبتکرانه، اگر با خشکی عاطفی و خشکی در روابط همراه شود، از پیوندجویی می‌کاهد؛ حال آن‌که پیوندجویی قوی‌ترین همبستگی را با رضایت شغلی دارد.

روشن است که استقلال فردی در کنار ارزش‌گذاری واقع‌گرایانه و شوخ‌طبعی به افزایش توان تحلیلی می‌انجامد و همراه با پایداری، انعطاف‌پذیری، حسّاسیّت و پیوندجویی از طریق نیروی روانی به رضایت فرد منجر می‌شود. از این طریق، مرز میان خودمختاری و همکاری نه با کنار گذاشتن استقلال‌طلبی، بلکه با همراه ساختن آن با پیوندجویی و انعطاف‌پذیری تعیین می‌گردد.

منبع

روان‌شناسی سازمانی، «نقش ویژگیهای شخصیّتی در امنیّت شغلی» — نقش ویژگیهای شخصیتی در امنیت شغلی

هیجان اندیشه، «بیتابی روانی و رضایت شغلی» — بیتابی روانی و رضایت شغلی

خودشناسی، «استقلال طلبی» — استقلال طلبی

استعداد و تیزهوشی، «منابع» — منابع

استعداد و تیزهوشی، «نقش هویّت مبهم» — نقش هویت مبهم