پرش به محتوای اصلی

۲۲. 1 مشارکتهای فعال در فعالیتهای گروهی

۶ دقیقه مطالعه

فراهم آوری زمینه برای مشاهده یک رهبر مؤثّر که به عنوان یک الگو فعالیت می‌کند. گنجاندن فرد در یک گروه کوچک و تعیین کار گروهی، تقویت مشارکت، افزایش تدریجی اندازه گروه و تغییر ترکیب گروه در ضمن این که افراد، موقعیتی برای سعی در مهارتهای خویش توأم با مجموعه ای از افراد متنوع در اختیار دارند، عناصر این مهارت را تشکیل می‌دهد.

2 حلّ مسأله مؤثّر

فرد در کلیه سطوح سنی می‌تواند با وضعیتهایی روبه رو شود که طرحهای انتقادی از یک موقعیت مسأله ای را تشخیص دهد؛ به وحدت بخشی راه حلهایی بپردازد؛ آنها را سبک سنگین نموده، مناسبترین راه حل را برگزیند و راه حل را انجام داده به ارزشیابی نتیجه بپردازد.

3 آمادگی برای وقایع آتی

فرد بتواند نتایج و وقایع آتی داستانها، ماجراها و تجارب عملی را پیش بینی نماید. تصور وقایع، امکان و احتمال آنها در صورت وجود برخی شرایط، از عناصر این مهارت است.

4 برنامه ریزی

نظم بخشی به موضوعات، مسائل پیش بینی کننده در برخورد با موضوعات، سازماندهی منابع، (مدت زمان، نیرو) ضروری در رابطه با پدیده‌ها.

5 اتخاذ تصمیم

فرد در قضاوت متناسب در انتخاب میان راه حلها، در حد زیادی بر مبنای ملاک ایجاد شده فعالیت ورزد و تأییدی محکم و قاطع برای تصمیم خویش فراهم آورد.

6 ارتباط

ارتباط مؤثّر اقتضا می‌کند که برخی مهارتهای ویژه حاصل شود. فصاحت بیانی به طور کلامی و کتبی در اظهار و ابراز احساسات و عقاید شخصی، تشخیص و تفسیر احساسات و اظهارات دیگران، درک و فهم اشارت بصری، مهمترین این مهارتهای ویژه می‌باشند. برای حصول این مورد می‌توان موقعیتهایی فراهم ساخت تا فرد، احساسات و افکار خویش را بیان نماید.

7 توسعه کار گروهی

تشکیل گروه از مهارتهای اساسی یک رهبر است. او باید فرا گیرد تا نقاط قوت دیگران را درک کند و آنها را برای یک کار گروهی تقویت نماید و در اتخاذ تصمیم مشارکت دهد.

8 اعتلای گروه

با بهره برداری از جریان تقلید می‌توان به افراد آموخت که از طریق کارگردانی و معاشرت و مصاحبت با فرمانبران و مرؤوسین در مورد آمال شخصی و شغلی آنها اقدام نمایند. یک مجری باید طرحهای فردی عمل را برای اعانت به مرؤوسین در نیل به اهداف آنها تدوین نماید.

9 تشخیص و تکمیل عقاید خلاق

برخی از رهبران دارای توانایی عالی در خلاقیت می‌باشند و سایر رهبران گرچه فاقد خلاقیت قابل ملاحظه ای هستند، اما این قابلیت را دارند که عقاید خلاق دیگران را تشخیص داده آنها را در مسیر عملی به اجرا درآورند. فنون حل مسأله می‌تواند به تشخیص اسلوبهایی برای گزینش عقاید کمک نماید.

10 تشخیص و کاوش موقعیتها

عامل اصلی در پیشرفت عملی اوضاع رهبری وقوع در مسیر صحیح است. رهبران بالقوّه نیاز دارند تا احتمال پیشرفت اوضاع رهبری را از طریق بررسی دقیق محیط برای موقعیتهایی که رهبری آنها را نمایان سازد و ایجاد موقعیتهای اضافی به حداکثر برسانند. تشخیص و استفاده از موقعیتهایی که به رهبران در نیل به اهداف گروه یاری می‌دهد، بسیار مهم است.

«ماگون» تفکّر منطقی و روش مجلسی (پارلمانی) را نیز به مهارتهای فوق اضافه می‌کند. در مرکز «رهبری خلاق گرینسبرو» (کارولینای شمالی) با توجه به سه فرآیند، اقدامات پرورشی خاصّی انجام می‌دهند:

الف) عملیات (اتخاذ تصمیم، یادگیری از طریق اشتباهات، سعی در مهارتهای جدید)

ب) پس خوراند (مشاوره از لحاظ ویژگیهای شخصیت، مهارتها و رفتارها)

ج) فراگیری تغییر (خود تحلیلی، ارزشیابی رفتار، درجه بندی در طی آموزش، نتایج آزمونهای روان شناختی، مشاهدات کارکنان و همکاران)

«کریب» برنامه حل مسأله که «تورنس» ارائه داده تشریح می‌نماید. در این برنامه با لحاظ فرآیندهای زیر به آموزش رهبری می‌پردازند:

الف) بهسازی تصورات مربوط به آینده

ب) تقویت خلاقیت

ج) بهبودی مهارتهای ارتباط

د) تقویت کار گروهی

ه) استفاده از یک الگوی حل مسأله

و) افزایش مهارتهای تحقیقی

«سیسک» فعالیتهای مشخصی را برای فعالیّت رهبری بر اساس دیدگاه الگوی انسانی از خلاقیت با تأکید بر خودشناسی و خودشکوفایی از طریق اطمینان، استماع و پاسخدهی حل تعارضات شخصی و تشویق به استقلال مطرح می‌سازد.

«پارکر مهارتهای شناختی و عاطفی را مطرح می‌کند: شناخت، حل مسأله، ارتباط متقابل و اتخاذ تصمیم37.

«مک نامارا» (1985) یادگیری فعالیت، حل مسأله، روابط متقابل و تجربه گروهی را برای تقویت توانایی یک رهبر و مدیر پیشنهاد می‌کند43.

«انصاری» و «اختر» (1985) در بررسی تأثیر نیاز به پیشرفت و دوره تصد شغلی در روش مدیریت به این نتیجه دست یافتند که عوامل وضعیتی و سازمان بیش از نیاز به پیشرفت و دوره تصدی شغلی بر روی روشهای مدیریت و رهبری مؤثّر است6.

عوامل سازمانی و محیطی نه تنها در روش مدیریت تأثیر دارند، بلکه بر طبق آن چه «کانشیه» و «آنرو» (1987) نشان دادند، مشخص کننده زمینه فعالیت رهبران و مدیران می‌باشند. بدین معنی که در تغییرات شغلی از یک سازمان به نهاد دیگر، افراد رهبر، محیطهایی را ترجیح می‌دادند که بیشتر با رشد صفات شخصیتی و اهداف آنها هماهنگی داشت. متغیرهایی نظیر عزت نفس، استقلال، ترقی و پیشرفت در تغییرات شغلی شصت و سه درصد از مدیران مورد مطالعه دخالت داشت35.

روابط عمومی و تعامل برون سازمانی از دیدگاه «رند» (1987) در خط مشی رهبری، فوق العاده مؤثّر است. یک جریان مطلوب در تعامل مزبور دارای سه مرحله آماده سازی (تمهید)، فعالیت و پیگیری (تعقیب) است که در موفقیت فرد رهبر و مدیر در روابط خارجی تأثیر می‌گذارد58.

ب) اهداف و فنون تربیت رهبر نظری

هدف عمومی برنامه ریزی تربیتی رهبری نظری، تشویق و تعالی رهبران انسانی و اجتماعی است که برای حل مشکلات انسانی انگیزش یافته اند.

ویژگیهای ذاتی این افراد در واقع نظام برنامه ریزی تربیتی ویژه آنان را دستخوش انعطاف و دگرگونی می‌سازد: تواناییهای عالی در تحلیل، ترکیب و ارزشیابی، شایستگی در برخی حیطه‌ها، نظم بخشی در امور، وحدت بخشی اخلاقی در مسائل، معیارهای فوق العاده در تعالی و پیشرفت و حساسیت شدید نسبت به امور انسانی.

این گونه افراد بیش از فرمانبران به انسجام اطلاعات می‌پردازند. یک موقعیت را در درون زمینه خاص خودش درک می‌کنند، کنجکاوی فوق العاده نسبت به مباحث و روشهای خارجی و نظم بخشیهای درونی خود دارند و در رابطه با ارزشها برجستگیهای خاصی را بروز می‌دهند.

دیدگاه فعالیت گروهی (پویایی گروه کوچک) با رهبری از نوع فعالانه سازگاری دارد: ارتباط حل مسأله، اتخاذ تصمیم، مدیریت برای حل تعارض.

از دیدگاه شخصیتی، پرورش رهبری از طریق غنی سازی عرضی افرادی که به عنوان رهبر شناخته شده اند مطرح می‌گردد.

برنامه‌هایی که می‌تواند به تربیت این گونه رهبران اعانت کند پرورش عرضی و نوعی غنی سازی در جنبه‌های علوم انسانی (هنر، ادبیات، تاریخ) علوم اجتماعی (روان شناسی، جامعه شناسی، مردم شناسی) و مبناهای خارجی است.

فنون تربیتی باید بتوانند از طریق گسترش و تقویت سطوح عالی در تفکر منطقی، استقراء، قیاس و تفکر ارزشیاب اقدام نمایند.

مهارتهای عملی از قرار زیر مطرح می‌شوند: