۳۳. فصل چهاردهم هویّت یابی شغلی و بهداشت روانی
بهداشت روانی متأثر از مقتضیات شغلی است و نیل به یک زندگی رضایت بخش حرفه ای، مستلزم کسب هویت شغلی نیرومند است. در سالهای اخیر توجه خاصی به بحث هویت یابی شغلی معطوف شده؛ اما هنوز این موضوع، جایگاه ویژه خود را در متون درسی به دست نیاورده است. اهمیت این موضوع از آن جاست که هویت یابی شغلی پایه امر اشتغال به شمار میآید. به طور کلی هویت یابی محیطی (اعم از شغل، خانواده و جامعه) از یک نقش بهداشتی محیط، به ویژه در میان جوانان برخوردار است. در این فصل با توضیح بیشتری به نقش بهداشتی هویت یابی شغلی در زندگی جوانان و منابع انسانی توجّه میگردد.
نقش اشتغال در بهداشت روانی
احساس تعارض میان خانواده و شغل باعث آشفتگی روانی میشود.
بررسی نقش و تأثیر اشتغال همسران در سازگاری زناشویی، همیشه مورد توجه پژوهشگران در حوزه روان شناسی خانواده بوده است. اگر مقتضیات شغلی با شرایط خانوادگی هماهنگ باشد، از یک نقش برجسته در بهداشت روانی زناشویی برخوردار خواهد بود؛ اما هرگاه ویژگیهای شغلی با شرایط خانوادگی متعارض شوند، آثار نامطلوبی بر روابط میان همسران خواهند گذاشت:
«نتایج یک بررسی بر روی سیصد و سی و هفت زوج، حاکی از آن بود که تعارض میان شغل و خانواده، زنان و شوهران، رابطه مثبتی با آشفتگی روانی هریک نشان داد. این آشفتگی از طریق روابط زناشویی خصم آلود به گرمی و حمایت اندک میان آنها، به طور مستقیم و غیر مستقیم موجب ناسازگاری میشد»44.
به نظر میرسد که یک توالی در تزلزل پیوند وجود دارد که از سردی روابط آغاز میشود و تبدیل به عدم پشتیبانی متقابل میان همسران میگردد و در نهایت منجر به بروز روابط خصومت آمیز و دشمنانه میشود. بنابراین همسویی مقتضیات شغلی و خانوادگی، روابط زناشویی را گرم و صمیمانه میکند و حمایت و پشتیبانی طرفین را از یکدیگر افزایش میدهد. ظاهراً تعارض میان شغل و خانواده به زنان بیش از مردان لطمه و آسیب میزند:
مطالعه بر روی دویست و ده زوج شاغل و دارای دو درآمد نشان داد که تغییرات بلند مدت در نقش شغلی و زناشویی همراه با تغییرات بلند مدت در آشفتگی روانی فرد تأثیر دارد و تحت تأثیر عامل جنسیت است.
زنان متأهل شاغل تمام وقت، هنگامی که دچار تغییراتی در تجربه زناشویی میشوند، آشفتگی بیشتری نسبت به شوهران نشان میدهند»12.
ظاهراً مسؤولیتهای حرفه ای و وظایف شغلی، فشار قابل ملاحظه ای بر روی زنان وارد میکنند و آستانه تحمل آنها در برابر مقتضیات دیگر، پایین میآورد. علاوه بر آن استنباط میشود که نقش و موقعیت معتبر در تجربه زناشویی، برای یک زن مهمتر از مرد است. پیش از این نشان داده شده بود که زن و مرد هردو در پی کسب هویت محیطی اند. زن در جست وجوی کسب هویت خانوادگی معتبر است و مرد هویت یابی شغلی نیرومند را پی میگیرد؛ زیرا هریک نوعی هویت محیطی را دنبال میکنند که برای خود، مناسب میدانند. پس جست وجو برای کسب هویت خانوادگی معتبر برای زن، از جهت بهسازی هویت محیطی است؛ لذا هرگاه وی در خانواده، خود را ناکام ببیند، در تلاش برای کسب هویت محیطی دیگر برمی آید و اگر در چنین امری، کامیاب شود، تحمل و شکیبایی وی برای شکستش در هویت خانوادگی افزایش خواهد یافت. از این رو زنانی که دارای هویت شغلی نیرومندی هستند، برای متارکه و طلاق آمادگی بیشتری دارند و آن را میپذیرند و کمتر نیز دچار آسیب روانی میشوند.
در مطالعه ای نقش اشتغال در سازش یافتگی زنان برای طلاق بررسی شد. چهل زن در سنین بیست و شش تا پنجاه و سه سالگی مورد پژوهش قرار گرفتند. نتایج نشان داد که هویت شغلی با عزت نفسی بالا و پریشانی پایین همراه است. نقش هویت شغلی در سازش یافتگی زنان برای طلاق، تأیید شد»15.
بنابراین، بیشترین آشفتگی روانی و پریشانی برای زنان مطلقه ای است که برای خود در محیط زندگی، هویت ارزشمند و استواری نمییابند. لذا این قشر از اقشار جامعه، به حمایت و پشتیبانی بیشتری نیاز دارند تا به کسب هویت مستحکمی در محیط، نائل آیند.
جوانان و هویّت یابی
بر اساس دیدگاه جوانان هویت شغلی و خانوادگی جمع پذیرند.
نیل به هویت محیطی برای یک فرد از اهمیت اساسی برخوردار است و چنین اهمیتی کم و بیش در هر وضعیت جنسیتی، سنی، نژادی، فرهنگی و قومی وجود دارد.
از نقطه نظر سنی و تحولی دوره جوانی تقریباً آغاز مقطع تعادل یافتگی هویت و بهره گیری از آن است؛ پس نقش و تأثیر هویت در جوان، امری بنیادیتر است و میتواند میزان سازگاری محیطی وی را رقم زند.
جوانان معمولاً به دو نوع هویت یابی بسیار مهم توجه میکنند: هویت یابی خانوادگی و هویت یابی شغلی، نوع خانوادگی آن به نوبه خود دربرگیرنده دو هویت زناشویی و والدینی است.
از پرسشهای اساسی در این قلمرو، به ویژه برای جوانان آن است که آیا دو هویت خانوادگی و شغلی جمع پذیرند و یا متعارض؟ جدیدترین مطالعات به مفهوم هویت شغلی و طرحها و نقشههای هویت یابی شغلی و خانوادگی اشاره دارند:
«هویت شغلی مرکب از چهار مؤلفه و عنصر بنیادین است: اهمیّت محتوایی، تعامل و حمایت اجتماعی، فعالیتهای مساعد، و استغراق در کار»15.
«برداشتهای دانشجویان از توانایی و گرایش به همترازی و موازنه فعالیت شغلی، خانوادگی و جنسی بررسی شد. دویست و هشتاد و شش دانشجوی زن و دویست و نه دانشجوی مرد، یک پرسشنامه بیست و هشت موردی را تکمیل کردند که اطّلاعات آماری، در زمینه طرحهای شغلی، اهمیت فرزندداری و فعالیت جنسی را میسنجید. نود و سه درصد مردان و تقریباً هشتاد و هشت درصد زنان، طرح نوعی همتراز سازی میان شغل و خانواده را میریختند. اهمیت دهی به داشتن یک شغل همراه با تمایل به داشتن فرزند هم برای مردان و هم برای زنان به طرز مثبتی وجود داشت»34.
بر این اساس هرچه اهمیت یک حرفه و ارزش یک شغل برای فرد بیشتر باشد، هویت شغلی اش نیرومندتر خواهد شد. علاوه بر آن، هویت شغلی فرد به میزان تعامل، مراوده و روابط اجتماعی وی نیز بستگی دارد. روابط اجتماعی و تعامل موفق و مؤثّر به بهبود هویت شغلی میانجامد؛ چنان که هرچه حمایت و پشتیبانی محیطی بیشتری از فرد به عمل آید، هویت حرفه ای اش قویتر میگردد.
هویت حرفه ای شخصی ناشی از دو عامل دیگر نیز هست؛ فعالیتهای شغلی مساعد با مقتضیات آن پیشه و منصب، هویت شاغل را افزایش میدهد و استغراق در کار، اشاره به میزان شیفتگی و پیوند درونی فرد با حرفه اش دارد. افرادی که در کار خود به سرعت غرق میشوند گویا از محیط و فضای اطرافشان منفک شده اند دارای هویت شغلی نیرومندی هستند. طرحهای حرفه ای جوانان برای کسب یک هویت شغلی معتبر و نیرومند است. آنها در جست وجوی پیشه ای هستندکه دارای ارزش و اهمیت فوق العاده ای باشد، به آنها پیوند اجتماعی استواری بدهد و از پشتیبانی محیطی نیرومندی برخوردارشان سازد، در چنین شرایطی آنها با فعالیتهای مساعد، در کار خود مستغرق میشوند.
جوانان در کنار کسب هویت شغلی به هویت یابی خانوادگی خود نیز توجه میکنند. این توجّه به ویژه در سالهای تحصیلی آموزش عالی، برجسته ترمی شود. آنها باور دارند که فعالیتهای خانوادگی و شغلی، قابل جمع و توازن پذیرند. به نظر میرسد که زنان جوان کمتر قائل به توازن پذیری دو نقش شغلی و خانوادگی هستند و بیش از مردان به تعارض این دو هویت باور دارند؛ ولی ظاهراً این تفاوت جنسیتی معنادار نیست؛ یعنی جوانان تصور میکنند که نمیتوان از یک نقش شغلی استوار و رضایت بخش برخوردار بود و در ضمن ازدواج کرد، تشکیل خانواده داد، فرزنددار شد و به وظایف و تعهّد خانوادگی خود عمل نمود.
چنین باورها و طرحهایی گویای وجود انگیزه ای نیرومند در جوانان است که میتوان از آن به عنوان انگیزه هویت یابی محیطی یاد کرد. چنین انگیزه ای ظاهراً تحت تأثیر عامل جنسیت قرار نمیگیرد و شامل همه مردان و زنان جوان میشود.