۱۵. ب) شالوده سازمانی
بر پایه پژوهشهای یاد شده برخی از عناصر مؤثّر در تعهّد سازمانی به شالوده و ماهیت سازمانی مربوط میشوند؛ نظیر گستره سازمانی، فضای سازمانی و ساختار سازمانی.
گستره سازمانی سازمانها و تشکیلات شغلی و حرفه ای از اندازههای گوناگونی برخوردارند، برخی از سازمانها، قالب بسیار گسترده و وسیعی دارند و دسته ای دیگر، بسیار کوچک و محدودند. به نظر میرسد که هرچه قالب یک سازمان، وسیعتر و گسترده تر باشد، اعتبار، منزلت و استواری اجتماعی آن بیشتر است. کارکنانی که در سازمانهای بسیار بزرگ اشتغال دارند، احساس میکنند که از اعتبار اجتماعی برجسته ای بهره مندند. در نتیجه رضایت شغلی آنها افزایش مییابد و این امر منجر به تقویت تعهّد سازمانی میشود.
از سوی دیگر، فعالیتهای حرفه ای در سازمانهای بسیار کوچک از این حیث با مسؤولیت پذیری پایین همراه است. این عدم تعهّد به نوبه خود کارآیی سازمانی را نزول میدهد و چنین امری، نقش و هویت اجتماعی آن سازمان را تهدید خواهد کرد، در نتیجه چنین سازمانهایی در صحنه اجتماع دچار ناپایداری، تزلزل و حتی فروپاشی خواهند شد؛ همان گونه که مسؤولیت پذیری بالای کارکنان، متقابلاً باعث استحکام پایههای اجتماعی و محیطی یک سازمان میگردد.
فضای سازمانی هرگاه جوّ حاکم بر تشکیلات اداری، گرم و خوشایند باشد، بی تردید به رضایت شغلی کارکنان میانجامد و رضایت شغلی حاصل شده، موجب افزایش احساس مسؤولیت و تعهّد شاغلان میشود. در این فضاها، نوعی «روحیه گروهی» در میان کارکنان تقویت میگردد. پس هرجا که فضای گرم سازمانی تحقق یافت، روحیه گروهی کارکنان نیز ارتقا مییابد.
ساختار سازمانی تشکیلات سازمانی بر دو گونه اند: هدف محور و کارمند محور. بر اساس مطالعات موجود ساختارهای سازمانی کارمند محور، بیش از سایر ساختارها به افزایش تعهّد سازمانی شاغلان میانجامد؛ زیرا نیازها، ارزشها و خواستههای شاغل را در محور توجّهات خویش قرار داده، به آنها رسیدگی میکند و سعی در برطرف سازی مشکلات و تنگناهای شغلی کارمند دارد. بنابراین باعث افزایش رضایت شغلی و در پی آن، تقویت مسؤولیت پذیری سازمانی کارکنان میگردد.
با توضیحات فوق به نظر میرسد که یک شالوده سازمانی معتبر در جامعه که از فضای صمیمانه و ساختار کارمند محور برخوردار است، تعهّد سازمانی و احساس مسؤولیت کارکنان را از طریق افزایش رضایت شغلی بالا میبرد. از جانب دیگر، یک نظام اداری خاص که دارای نفوذ شخصی بالایی در مدیر باشد و اختیار بیشتری نیز به کارکنان تفویض شود، تعهّد سازمانی آنها را افزایش میدهد.
بر اساس نظریه «آمادگی افزایی اعتباری»، مدیریت صحیح و شایسته از طریق فرآیند رسیدگی به مشکلات کارکنان که خود نوعی ساختار کارمند محورانه است، به تکوین فضای شغلی مناسب میانجامد. در چنین فضایی حسن برخورد میان کارکنان، حاکمیت خواهد داشت؛ یعنی فضا، فضای صمیمانه ای خواهد بود. پابرجایی این فضای سرشار از برخورد نیکو، منجر به ثبات و پایداری محیط سازمانی میشود؛ یعنی این سازمان و محیط متعلق به آن، دچار تزلزل، تغییر و تهدید نخواهد شد و از پایههای مستحکم اجتماعی و یا اعتبار برونی برخورداری خواهد داشت.