پرش به محتوای اصلی

۳۸. سرسختی شناختی شامل چهار ویژگی است

۶ دقیقه مطالعه

1) تجربهٔ کنجکاوانه به این معناست که کنجکاویهای فرد دردسرآفرین و خطرناک است؛ ولی دست بردار نیست. با بروز هر مسألهٔ پیچیده‌ای کنجکاوی‌اش بیشتر می‌شود و آن چنان به مسأله‌ای که با آن روبروست، مشغول می‌شود که باید از آن سر درآورد. این کنجکاوی، وی را به سوی تجربه سوق می‌دهد و همواره برای تجربه دانشش ناآرام است؛ حتی اگر بعضی چیزها، تجربه کردنی نباشد؛ ولی باید از آن سردرآورد.

2) پیگیری هر مسألهٔ مبهمی، کنجکاوی‌اش را تحریک می‌کند و وقتی با مسأله‌ای روبرو می‌شوم، همهٔ وجودش را به خود مشغول می‌کند و تا حقیقت چیزی برایش روشن و کشف نشود، دست بردار نیست.

3) بدن لرزی فرد در هنگام رویارویی با یک مسأله و به فکر فرورفتن، به شدّت دچار لرزش بدن می‌شود

4) تشنگی و گرسنگی احساس تشنگی و گرسنگی شدید پس از یک فعّالیّت ذهنی و به فکر فرو رفتن

بنابر این «سرسختی شناختی» بدین معناست: «برانگیختگی کنجکاوی فرد با هر مسألهٔ مبهمی در قلمرو فعّالیّتهای مورد علاقه‌ همراه با ناآرامی و مشغولیّت فراگیر و سرسختانه که وی را به سوی کشف حقیقت از طریق تجربه سوق می‌دهد. این حالات همراه با بدن لرزی و تشنگی و گرسنگی است.»

جنب و جوش هیجانی به سه خصیصه دلالت دارد:

1) ورزش معنای لذّت از جنب و جوش و فعّالیتهای بدنی و ورزشیِ متنوّع و تحرّک که همراه با یادگیری دقیق فعّالیتهای بدنی و برخورداری از مهارتهای بالا در انجام این فعّالیتهاست و موجب انجام راحت حرکات ورزشی می‌شود.

2) فعّالیّت فعّالیّت و تلاش و پرکاری همیشگی که هرگز از آن دست نمی‌کشد

3) هیجان لذّت و خوشحالی در ماجراجویی و هیجان همراه با واکنشهای هیجانی به سادگی

از این رو، جنب جوش هیجانی بدین معناست: «لذّت از ماجراجویی، هیجان و فعّالیتهای بدنی همراه با یادگیری دقیق آنها که موجب برخورداری از مهارتهای بالای حرکتی می‌شود و تحرّک آشکار، واکنش هیجانی راحت و پرکاری همیشگی را هموار می‌کند.»

نیروی روانی به چهار ویژگی اشاره می‌کند:

1) توانش احساس نیرومندی شدید در فعّالیّتهای مورد علاقه‌ همراه با اندیشه‌های هیجان انگیز، وسعت سرگرمیها و بدون درماندگی برای حلّ مسائل در آن زمینه‌ها

2) تکاپو فشار درونی و دائمی برای انجام فعّالیّت و جنب و جوش و بیقراری که همراه با گردش اندیشه است

3) تجدّد جذّابیت هر چیز و کار بزرگ و نو در زندگی‌ که فرد را به سوی تجربه دانسته‌ها سوق می‌دهد

4) شوخ طبعی

پس نیروی روانی بدین معناست: «احساس نیرومندی شدید در حلّ مسألهٔ مورد علاقه،‌ بدون درماندگی و بدون احساس گذشت زمان همراه با اندیشه‌های هیجان انگیز که فرد را به سوی انجام برای کار بزرگِ نو سوق می‌دهد.»

بیتابی به معنای بیقراری، دلمشغولی، شکّ و تردید، احساس دلشورگی، دلنگرانی، بیمناکی، فرسودگی، تنهایی، ناامیدی در هنگام گردش اندیشه و رویارویی با مسأله است. 5 و 4

شخصیّت خردورزی تحلیلی و دلالات آن

بر اساس آنچه بیان شد درگستره مهم و ژرف تصمیمگیری با نظام روانی خاصّی رویارو هستیم که ازآن به عنوان «شخصیّت خردورزی تحلیلی» یاد می‌کنیم.

این شخصیّت در ابتدا دو قلمرو بزرگ بنیادین را دربر می‌گیرد:

الف) شخصیّت تحلیلی

شخصیّت تحلیلی مشتمل بر چهار مؤلّفهٔ اساسی است:

1) تعهّد فردی

این خصیصه مرکّب از «استقلال جویی»، «رعایتمندی»، «انضباط» و «مسؤولیّت پذیری» است.

«تعهّد فردی» به مفهوم گسترده به معنای ترجیح انجام کارها و فعّالیّتها به تنهایی و مستقلّ، رعایت موازین، مقرّرات، قوانین و آداب محیط، وقت شناسی، کوشش در نگهداری وسایل شخصی و مرتب بودن و همچنین از عهده‌ برآمدن فرد در انجام وظایف و مسؤولیّتهاست به گونه ای که مورد اعتماد دیگران قرار می‌گیرد.

2) پویایی تحلیلی

«ظرفیّت تحلیلی» توأم با «ظرفیّت استنتاج تجربی»، «جنب و جوش هیجانی»، «نیروی روانی»، «سازش یافتگی محیطی» و «رقابت طلبی»، گستره بزرگی راتشکیل می‌دهد که از آن به عنوان «پویایی تحلیلی» یاد می‌کنیم.

پیش از این، مفاهیم «جنب و جوش هیجانی» و «نیروی روانی» به منزله دو مؤلّفه مهم «نظریه هیجان اندیشه» و نیز «ظرفیّت تحلیلی» بیان شد.

«ظرفیّت استنتاج تجربی» به توانایی بررسی تجربی فرایند نیل به پیامد مورد نظر اشاره دارد. «سازش یافتگی محیطی» به معنای برقراری آسان رابطه و پیوند با دیگران، انطباق راحت و سازگاری ساده با هر وضعیّت و موقعیّت است. و «رقابت طلبی» به معنای رقابت با دیگران و حسّاسیت برای کسب نمرات بالا و مقایسه خود با دیگران برای اوّل شدن است.

بنابراین «پویایی تحلیلی» به معنای وسیع یعنی: «احساس نیرومندی شدید در حلّ مسألهٔ مورد علاقه با پرکاری همیشگی‌ بدون درماندگی و بدون احساس گذشت زمان همراه با لذّت از اندیشه‌های هیجان انگیز و ماجراجویی است که فرد را با بهره گیری از توانایی‌ فهم‌، دریافت ‌و گیرایی تیز در محوریابی، ریشه‌یابی سادهٔ مفاهیم، تجزیه‌ و تحلیل‌ مطالب،‌ طبقه‌بندی راحت مفاهیم به شیوه‌های نوین، ارایهٔ آسان دسته‌بندیهای جدید از مفاهیم سازماندهی سادهٔ مباحث و سرانجام بررسی تجربی فرایند نیل به پیامد مورد نظر در حیطه ای معیّن به سوی تحقق کار بزرگِ نو سوق می‌دهد. این خصایص همراه با سهولت در پیوندجویی اجتماعی و پذیرش موقعیّتهای رقابت آمیز است.»

3) کاوشگری

«کنجکاوی» به عنوان «پیگیری کنجکاویهای حتّی دردسرآمیز و خطرناک» یک خصیصهٔ کانونی در سرسختی شناختی از سوی دیگر با خصایصی چون «نوگرایی» و «پراکنش» مؤلّفه مهمّی را موسوم به «کاوشگری» تشکیل می‌دهد.

«نوگرایی» به معنای لذّت از کشف یک چیز تازه و یا انجام کار جدید و یادگیری برای کشف یک چیز نو است.

«پراکنش» به پراکندکاری، گستردگی فعّالیتها و تنوّع کارها اشاره دارد.

لذا «کاوشگری یادگیری برای کشف یک چیز نو، لذّت از کشف یک چیز تازه و یا انجام کار جدید با پیگیری فعّالیتهای کنجکاوانهٔ پراکنده و متنوّع حتّی دردسرآمیز و خطرناک است».

4) هیجان تعلیل

این هیجان با محوریّت خصیصه ای شخصیّتی موسوم به «سرسختی شناختی» درکنار ویژگیهای شناختی و عاطفی دیگری نظیر «بیتابی روانی»، «ظرفیّت ریشه یابی تجربی» و «پیش بینی» جای می‌گیرد.

از این رو، «هیجان تعلیل» به مثابه یک مؤلّفه ضروری و بنیادین برای تصمیمگیری در واقع نوعی «هیجان اندیشه» است.

خصایص «سرسختی شناختی» و «بیتابی روانی» دو مؤلّفه مهمّ این نظریه پیش ازین بیان شد.

«ظرفیّت ریشه یابی تجربی» به معنای پردازش مسائل سخت و مبهم برای درک تجربی و مستقیم عناصر بنیادین یک مفهوم و کشف رشتهٔ علّیّتی مربوط بدان است.

این ظرفیّت در کنار دقّت پیش بینی در بارهٔ رویدادها برای تصمیمگیری دقیق دو خصیصهٔ مهم این نوع هیجان را تشکیل می‌دهند.

پس «هیجان تعلیل» به مفهوم وسیع به معنای «پردازش و برانگیختگی کنجکاوی فرد با هر مسألهٔ سخت و مبهمی در قلمرو فعّالیّتهای مورد علاقه‌ همراه با ناآرامی و مشغولیّت فراگیر و سرسختانه که وی را به سوی درک تجربی و مستقیم عناصر بنیادین یک مفهوم و کشف حقیقت رشته علّیّتی در راستای دقّت پیش بینی در بارهٔ رویدادها برای تصمیمگیری دقیق سوق می‌دهد. این حالات همچنین همراه با بیقراری، دلمشغولی، شکّ و تردید، احساس دلشورگی، دلنگرانی، بیمناکی، فرسودگی، تنهایی، ناامیدی در هنگام گردش اندیشه و رویارویی با مسأله بدن لرزی و تشنگی و گرسنگی است.»