۴. ایستادگی در برابر عنصرنگری و اجمال نگری
پدید آیی مکتب تعاملی روانشناسی در واقع ایستادگی در برابر چشم انداز عنصر نگرانه است؛ چه آن که تا پیش از آن، هر پدیدهٔ روانی به تنهایی و قطع نظر از سایر جنبههای روانشناختی برّرسی میشد.
یک روانشناس غیر تعاملی با تسامح در پی ساده سازی عوامل است؛ «تعامل» را نادیده میگیرد و به بررسیهای اجمالی بسنده میکند. امّا روانشناس تعاملی حتّی المقدور با پرهیز از عنصر نگری و اجمال نگری به همهٔ عوامل توجّه میکند و حیطههای عاطفی، شناختی، و نگرشی، شخصیتی، زیستی و رفتاری را در نظامی یکپارچه با ماهیّتی تعاملی برّرسی میکند.
ذکر دامنههای اصطلاحی «شناختی»، «عاطفی» و یا نظیر آنها تسامح در بیان است و صرفاً به منظور تقریب به ذهن برای انتقال مفاهیم یاد میشوند که وجود قایم به ذات و مستقلّی ندارند. در واقعیّت با نظام یکپارچهٔ روان رو به رو هستیم.
بنابراین واکاوی عنصر گرایانه و جزنگرانهٔ پدیدههای روانی، پیامدی مبهم، لغزش آلود و بی پایه از ماهیّت و چیستی آنها به دست خواهد داد. به دیگر بیان، روشنگری از پدیدههای یاد شده در گرو برّرسی و کاوش همه جانبه و تعاملی آنهاست.
در روانشناسی تعاملی باید از قلّهٔ نظام روانی-زیستی فرد به دامنههای آن نگریست تا بتوان با سیطرهٔ کامل به شناخت لازم دست یافت.