پرش به محتوای اصلی

۲۸. ظرفیّت یابی

۵ دقیقه مطالعه

د)نیروی روانی

فهرست نیروی روانی با 51 درصد واریانس، چهار عامل را می‌سنجد و دارای 18 گویه است (شاخص کایسر- میر- اولیکن برابر با 688/0 و کرویت بارتلت برابر 652/2022 در سطح معناداری 99%)

الف) توانش احساس نیرومندی شدیدی در فعّالیّتهای مورد علاقه‌ همراه با اندیشه‌های هیجان انگیز و وسعت سرگرمیها و بدون درماندگی برای حل مسائل در آن زمینه‌ها

ب) تکاپو فشار درونی و دائمی برای انجام فعّالیّت و جنب و جوش و بیقراری که همراه با گردش اندیشه است

ج) تجدّد جذّابیت هر چیز و کار بزرگ و نو در زندگی‌ که فرد را به سوی تجربه دانسته‌ها سوق می‌دهد

د) شوخ طبعی

ظرفیّت یابی

ابزارهای ظرفیّت‌یابی شامل «فهرست تواناییهای پایه»، «آزمون هوش تحلیلی» و «فهرست ظرفیتهای شناختی» می‌شود که با کوشش هشت سالهٔ نگارنده بر پایهٔ تجارب بالینی و مطالعات نظری و پژوهشهای تحلیلی عاملی حاصل شده‌اند.‌

الف) فهرست تواناییهای پایه

فهرست 42 گویه‌ای «تواناییهای پایه» در مقیاس لیکرت به وسیلهٔ والدین در بارهٔ فرزندان خردسال تکمیل می‌شود و دارای چهار مؤلّفه است.

ظرفیت یادگیری اشاره به «راحتی»، «سرعت فهم» و «دقّت» دارد.

«راحتی» به معنای سادگی و راحتی در ربط دهی مطالب، نتیجه گیری تجزیه و تحلیل و یاد ‌آوری است

«سرعت فهم» دلالت سرعت در توجه به مطالب و تفکیک آنها دارد.

«دقّت» یعنی یادگیری دقیق مطالب و توجّه فراگیر و موشکافانه به همه آنچه در محیط می‌گذرد که دیگران کمتر بدان می‌پردازند.

تعلیل اشاره به «استدلال» و«تبیین تعلیلی» دارد.

«استدلال» به معنای دلیل خواهی منطقی برای پذیرش هر مطلب است.

«تبیین» اشاره به ارتباط مطالب به یکدیگر از طریق برّرسی علل و توضیح ریشه‌یابانه دارد.

یکپارچگی مشتمل بر «ارتباط»، «نگهداری» و «استنتاج» است.

«ارتباط» دال بر پیوند دهی میان اطّلاعات با برّرسی همه جانبه و علت‌یابی است که منجر به حل مسأله می‌شود.

«نگهداری» اشاره به تمرکز و توجّه دقیق مطالب دارد که از فراموشی آنچه یاد گرفته شده بازداری می‌کند.

«استنتاج» به معنای نکته سنجی و نتیجه گیری و توجیه است.

ورزیدگی مرکّب از «نوآوری» و «وظیفه مندی» است.

«نوآوری» به معنای انجام سریع و متمرکز کار تازه بدون کمک دیگران است.

«وظیفه مندی» اشاره به انجام درست و ماهرانه کار به طریق خاصّ دارد.

ب) آزمون هوش تحلیلی

این نوع هوش تحلیلی بر توانایی‌ فهم‌، دریافت ‌و گیرایی تیز در محوریابی، ریشه‌یابی سادهٔ مفاهیم، تجزیه‌ و تحلیل‌ مطالب،‌ طبقه‌بندی راحت مفاهیم به شیوه‌های نوین، ارایهٔ آسان دسته‌بندیهای جدید از مفاهیم و سرانجام، یکپارچگی سادهٔ مباحث، دلالت دارد.

هوش تحلیلی به ترتیب به هفت مفهوم بنیادین اشاره دارد:

1) مفهوم پردازی (تشکّل مفهوم، درک معنی، انتزاع، شناخت)

2) ریشه‌یابی (استدلال، قیاس، استقراء، استنادسازی، تعلیل، استنباط علّیّتی در ارتباط با مفهوم موجود)

3) استنتاج (نتیجه گیری یک یا چند مفهوم از مفهوم موجود)

4) سازه‌یابی (مؤلّفه‌یابی و تجزیهٔ مفهوم به عناصر متشکّله)

5) تلازم (دریافت مفاهیم ضروری و ملازم با آن مفهوم)

6) جایگاه‌یابی (یافتن موقعیت یک مفهوم در مجموعه مفاهیم یک قلمرو زمینه ای)

7) یکپارچگی (سازمان شناختی، ترکیب)

هوش تحلیلی از جایگاه برجسته و منحصر به فردی در تواناییهای آدمی برخوردار است.

تشخیص بهینهٔ هوش تحلیلی افزون برجایگاه ویژه در مطالعات روانشناختی، نقش بنیادین در نظام آموزش و پرورش خلّاقّیت نظری دارد. برّرسی هوش تحلیلی در قلمرو روانشناسی شناختی است.

در این میان «مفهوم پردازی» بنیادی ترین عنصر هوش تحلیلی است. مفهوم پایهٔ تحلیل است؛ بدون مفهوم تقریباًسایر عناصر تحلیلی نیز از بنیاد برخوردار نیستند.

همچنین مفهوم پایهٔ یادگیری است؛هر نظریهٔ معتبر و ماندگاری در یادگیری باید به مفهوم بپردازد.

«مفهوم»، به بیان ساده «تشکیل صورت ذهنی انتزاعی از پدیده‌ها و مصادیق» است. در واقع در مفهوم یک فعّالّیت انتزاعی و تجریدی رخ می‌دهد. همهٔ مصادیق و موارد با یکدیگر مقایسه می‌شوند؛ سپس وجه تمایز آنها کنارگذاشته و تشابهات برگزیده می‌شود؛ از مشابهت‌ها، برداشت کلّی جدیدی ادراک می‌شود که در بارهٔ همه موارد مذکور مصداق دارد.

امّا مفهوم از تصوّر آغاز می‌شود؛ تصور مادهٔ مفهوم است.تصوّردر هر کودکی وجود دارد و این نقطه آغازین مفهوم پردازی و تفکّر است. از همان زمان می‌توان هوش تحلیلی را با بررسی«تصوّر یابی»مورد تشخیص قرار داد و تصوّریابی در آغاز بستگی به دریافت حسّی دارد.

لذا مفهوم پردازی مبتنی بر پی ریزی تصوّریابی، از ماهیّتی تعاملی برخوردار است؛ تعامل کودک و محیط که با اصطلاحات جذب و انطباق روشنتر می‌شود.

هوش تحلیلی در سه حیطه اساسی جای می‌گیرد:

1) سازه‌یابی، 2) توالی‌یابی، 3) ترکیبدهی

ضرورتی ندارد که این مفاهیم هفتگانهٔ سازماندهی در یک توالی قرار گیرند.

بر این اساس یک آزمون هوش تحلیلی عینی رها از فرهنگ برای طیف سنّی 12 سال به بالا فراهم شد که شامل 28 سؤال است. این آزمون پنج مؤلّفه از هفت مؤلّفه‌های هوش تحلیلی را با مجموع 48% واریانس می‌سنجد.

استفاده از روش تحلیل مؤلفه‌های اصلی نشان داد که شاخص کایسر- میر- اولیکن برابر با 747/0 و شاخص کرویت بارتلت به لحاظ آماری معنادار بود (0001/0p<، 413171/598) و ضریب الفای کرونباخ گویه‌های این مؤلّفه 656/0 و بیانگر همسانی درونی قابل قبول گویه هاست.

بر اساس ضریب همبستگی پیرسون با مقیاس سوّم «کتل» در نمونهٔ 137 نفری 12 تا 17 ساله در سطح 99% معنادار بود (589/0R=) که بر اساس تحلیل رگرسیون خطّی از تبیین 35% درصدی برخوردار است.

ج)فهرست ظرفیّتهای شناختی

«فهرست ظرفیّتهای شناختی» یک ابزار خودسنجی و دارای 24 گویه است که در مقیاس لیکرت برای اجرا در جمعیّت بزرگسال نمره دهی می‌شود.

ضریب اعتبار فهرست بر اساس آلفای کرونباخ برابر 882/0 بوده با 42 درصد واریانس، سه عامل را می‌سنجد.( شاخص کایسر- میر- اولیکن برابر با 773/0 و کرویّت بارتلت برابر 185276/1044 در سطح معناداری 99%)

یک) ظرفیّت توالی‌یابی تجربی

به معنای آزمایش بر پایهٔ اندیشه ریاضی با تأکید بر برّرسی علیّتی پدیده‌ها از طریق آزمایش است. در این ظرفیّت به اثبات تجربی روابط علیّتی میان پدیده‌ها پرداخته می‌شود؛ به بیان دیگر رشتهٔ علیّتی میان مفاهیم مشتمل بر ریشه‌یابی مفهوم، سازه‌یابی و استنتاج مورد آزمایش قرار می‌گیرد.

دو) ظرفیّت تحلیلی

به معنای دسته بندی، سازه‌یابی، مفهوم پردازی، ترکیب دهی و یکپارچگی میان مفاهیم که تقریباً مؤلّفه‌های هوش تحلیلی را پوشش می‌دهد.

سه) ظرفیّت ترکیبدهی تجربی

به معنای فعّالیّتهای آزمایشی پی در پی و سرسختانه در زمینهٔ ترکیب دهی میان مفاهیم است. در این ظرفیّت مؤلفه‌های تلازم‌یابی، موقعیت‌یابی و یکپارچگی میان مفاهیم از طریق آزمایش پیگیری می‌شوند.