پرش به محتوای اصلی

۱۲. تیزهوشی

۷ دقیقه مطالعه

پدیده‌های تعاملی

تیزهوشی

به طور کلّی نظریّه‌های جاری تیزهوشی را از لحاظ طرز تلقّی نسبت به «عامل» می‌توان در دو چشم‌انداز بررسی نمود: الف) عاملی، ب) ترکیبی.

محدودیّت قابل ملاحظهٔ چشم‌انداز عاملی در طبقه‌بندیهای ارایه شده است. دسته‌بندیها در این چشم‌انداز، دستخوش نوعی اختلاط و درهم آمیختگی میان ظرفیّت عمومی با مظروف تیزهوشی شده است؛ حوزه‌هایی نظیر زبان، موسیقی، ریاضی، جنبشی‌ (حرکتی)، اجتماعی، طبیعی، به مثابهٔ مظروف و محتوا محسوب می‌شوند که در کنار تیزهوشی عمومی، فضایی، منطقی و خلّاقیّت طبقه‌بندی شده‌اند. در واقعِ امر، بسیاری از افراد تیزهوش یافت می‌شوند که در زمینهٔ اجتماعی از خلّاقیّت برخوردارند و یا در زمینهٔ کلامی از ظرفیّت منطقی بهره‌مندند.

لذا برّرسی روانسنجانهٔ ابزارهای نظریهٔ «هوش چندگانه» (با نظارت صاحب نظریه) در تحلیل عاملی تأییدی، وجود هشت هوش از نُه هوش را با تغییراتی در گویه‌ها نشان داد، امّا فقط ضرایب چهار هوش (جنبشی، وجودی، بین فردی و کلامی) از اعتبار کافی برخوردار بود.(مک کلالان و کُنتی، 2008)

چنان که ذکر شد، هر چهار پدیدهٔ مزبور در واقع انواع زمینه‌های استعدادی (محتوا) قلمداد می‌شوند. از این رو، دسته‌بندیهای ارایه شده در چشم‌انداز عاملی دچار آشفتگی مفهومی است.

امّا محدودیّت نظری چشم‌انداز ترکیبی اوّلاً در آن است که به ارایهٔ ظرفیّتهای عمومی اکتفا کرده؛ بدون آن‌که اشاره‌ای به مظروف یا محتوای تیزهوشی نماید. به همین سبب چشم انداز مزبور یک رویآورد عاملی نام نگرفته است.

محدودیّت نظری دوم، پافشاری در شرط «خلّاقیّت» برای احراز «تیزهوشی» است. حال آن‌که جمعیّت انبوهی از افراد دارای ظرفیّتهای شناختی برجسته وجود دارند که از خلّاقیّت بالایی برخوردار نیستند.

دستاوردهای قابل توجّهی دلالت بر آن دارند که بروز خلّاقیّت در پهنهٔ هوش، کامل و پایدار نیست. به بیان دیگر در یک تراز از ظرفیّت هوشی، بروز قابل ملاحظه‌ای وجود دارد، حال آن‌که در سطحی دیگر، راه آنها از یکدیگر جدا می‌شود. (کیتانو و کایربی، 1986)

بروز خلّاقیّت در پهنهٔ هوش بر اساس «نظریّهٔ آستانه‌ای» به وجود سطح خاصّ بستگی دارد و مبیّن آن است که این بروز فقط در بهرهٔ هوشی پایینتر از 120 رخ می‌دهد.(هتریک و همکاران، 1966، فاکس بوچامپ و همکاران، 1993)

حتّی بررسی نظریّهٔ آستانه‌ای بر پایهٔ «هوش چندگانه» در میان دانش‌آموزان ابتدایی نشان داد که همبستگی خلّاقیّت به ترتیب با هوش بصری- فضایی، طبیعی، بدنی- جنبشی و زبانی بیشتر است.(پریتو و سانچز، 2005)

بنابراین با تأکید بر شرط خلّاقیّت در احراز، «حلقهٔ تیزهوشی» بسیار تنگ خواهد شد و انبوهی از برجستگان، از گسترهٔ تیزهوشی حذف شده و نادیده گرفته می‌شوند.

فرایند پی ریزی مفهوم تیزهوشی در روانشناسی تعاملی

نگارنده در یک پژوهش سه ساله، مبانی نظری نخبگی را برّرسی کرد. بر اساس برّرسی مبانی نظری نخبگی، سی و دو عامل از صد و بیست گویه به دست آمدند و سرانجام‌ در سه مقیاس، جایدهی شدند. به طور کلّی این مقیاسها در دو حیطهٔ اساسی روانشناختی و پرورشی قرار می‌گرفتند. (کاظمی و همکاران، 1389)

در پی آن، برای کشف یک ساختار جامع از ماهیّت روانشناختی تیزهوشی، سه مقیاس مزبور با دید و نگرش روانشناختی مورد بازبینی قرار گرفتند. بر این اساس، فهرستی مرکّب از مفاهیم روانشناختی شامل تیزهوشی، هوش، استعداد، خلّاقیّت، نوآوری، پیشرفت تحصیلی حاصل گردید که در مجموع هجده عامل زیر را تشکیل می‌دادند.

1) هوش به معنای فهم خلّاقانه

2) هوش به معنای فهم موشکافانه

3) هوش به معنای تحلیل کارآورانه

4) هوش به معنای موهبت خدادادی خاص

5)تیزهوشی به معنای سرعت شناخت و عملکرد

6)تیزهوشی به معنای اشتمال و تنوّع

7)تیزهوشی به معنای گیرایی استثنایی

8)تیزهوشی به معنای هوش برجسته

9)تیزهوشی به معنای توانایی برجستهٔ خلّاقّانهٔ وظیفه‌مندانه

10) خلّاقیّت به معنای طرح نو (بر پایهٔ توانایی و نگاه متفاوت)

11) خلّاقیّت به معنای نواستنباطی بر پایهٔ هوش و باز بودن (در نواندیشی و نگاه)

12) خلّاقیّت به معنای قدرت مولّد حلّ مسأله

13) خلّاقیّت به معنای نوپدیدآوری بر پایهٔ اندیشه و توانایی

14) خلّاقیّت به معنای پویایی نوکارآورانه برپایهٔ توانایی

15) پیشرفت‌ تحصیلی‌ به معنای توانایی موفّقیّت در یادگیری

16) پیشرفت‌ تحصیلی‌ به معنای افزایش سطح‌ آگاهی‌ معتبر

17) استعداد به معنای توانایی شناخت‌ و طبقه‌‌بندی‌ مفاهیم

18)استعداد به معنای توانایی‌ ویژه همراه با مهارت

قلمرو

بر این اساس، فهرست دیگری مرکّب از سؤالات هجده عامل فراهم شد و یافته‌های برّرسی مبانی در نمونهٔچهارصد نفری آن (با 25 سال به بالا و ساکن در شهر تهران)با تحلیل عاملی اکتشافی مورد مطالعه مجدّد قرار گرفت. یادآوری می‌شود که نظرها در مقیاس لیکرت با درجات 1(بسیار کم)، 2(کم)، 3(متوسط)، 4(زیاد) و 5(بسیار زیاد) ارایه شده بود.

ضریب اعتبار فهرست بر اساس آلفای کرونباخ معادل 861/0 بود.

تحلیل عاملی اکتشافی نتایج حاصل از سؤالات هجده عامل با چرخش واریماکس به وجود سه قلمرو اساسی با واریانس پنجاه و چهار درصد انجامید. قلمرو الف، بیست و سه درصد، ب، هفده درصد و ج، چهارده درصد واریانس داشتند. ضریب «کرویّت بارتلت» نیز درسطح بسیار بالایی به دست آمد.(کی ام او معادل 92/0)

یافته‌ها آشکار کرد که قلمروهای سه‌گانه مجموعاً چهارده زیر عامل فرعی را در بر می‌گیرند که می‌توان از آنها به عنوان «قلمروهای اساسی تیزهوشی» یاد کرد. لذا قلمروهای مزبور را می‌توان چنین طبقه بندی کرد:

الف) آفرینندگی این قلمرو به توانایی و احساس‌ نیرومندی‌ شدید برای‌ تجربهٔ‌ کنجکاوانه‌ و فعّال‌ یک‌ اندیشهٔ‌ بزرگ‌ هیجان‌ انگیز برای نوپدیدآوری دراندیشه، پیشنهاد، نظر، استنباط، اکتشاف، و یا کار، دلالت دارد.

«آفرینندگی» شامل سه زیر عامل اساسی است که ممکن است از آنها به منزلهٔ انواع آفرینندگی یاد کرد:

1)نظریه پردازی یعنی توانایی‌ ‌پدید‌آوری‌ چیز بدیع‌، اندیشهٔ‌ نوو یا نظر جدید

این جلوه از ٓ آفرینندگی به پدیدآوری‌ و به وجود آوردن چیزهای‌ تازه، بدیع‌ و جدید، توانایی‌ پدید‌آوری‌ فکر و‌ اندیشهٔ‌ جدید و نو، استفاده‌ از اندیشه‌ برای‌ ارایهٔ‌ نظرهای‌ جدید و متنوّع، و نیز نوآوری‌ در کارها، افکار یا عقاید اشاره دارد.

2) نوآوری ارایهٔ‌ طرحی‌ سودمند برای‌ اوّلین‌ بار یا ابتکار چیزهای‌ نو که راه‌ حلّ جدید، آسان‌ و مؤثّری برای‌ مسائل‌ دشوار در جهت بهبود زندگی‌ باشد.

این جلوه از آفرینندگی به ارایهٔ‌ طرحی‌ سودمند برای‌ اوّلین‌ بار که راه‌ حلّ‌ جدید، آسان‌ و مؤثّری برای‌ مسائل‌ دشوار باشد، ابتکار چیزهای‌ نو و جدید یا ابداع‌ روشهای‌ تازه‌ در زمینه‌های‌ مختلف‌ و ایجاد کار جدید یا چیز نو بر‌ای‌ بهبود زندگی‌ با بهره‌گیری‌ از اندیشه‌ و خلّاقیت‌ بر پایهٔ‌ هوش‌ و دانش‌، اشاره دارد.

3) استنباط یعنی نگاه‌ همه جانبه برای استنباط‌ مفهوم‌ جدید از ترکیب‌ مفاهیم‌ آموخته‌ شده‌

این جلوه از آفرینندگی به سعی‌ در خوب‌ نگاه‌ کردن‌ و ایجاد چیز جدید، داشتن‌ فکر و اندیشهٔ‌ باز برای‌ نگاه‌ کردن‌ به‌ همهٔ‌ جوانب‌ و نیز استنباط‌ مفهوم‌ جدید از ترکیب‌ مفاهیم‌ آموخته‌ شده‌ با تکیه‌ بر هوش ‌اشاره دارد.

ب) پیشرفتگی به معنای توانایی‌ استثنایی در گیرایی‌ تیز با سرعت بالا، پیگیری دقیق، درک و فهم بهینه در موادّ درسی و آموزشی، تحصیل‌ پیشرفته، انجام‌ کار‌ با دستیابی‌ به‌ مهارت‌ یا دانش، مهارت ذاتی خاصّ در یک زمینه، طرّاحی راه‌ حلّ‌ جدید یا ابتکار چیز نو که برای بهبود زندگی سودمند است.

پیشرفتگی شامل پنج زیر عامل اساسی است:

1) توانایی گیرایی توانایی‌ استثنایی در گیرایی‌ تیز و استعداد بی‌نظیر و منحصر به‌ فرد

2) فهم‌ ‌دریافت‌ سریع و دقیق و موشکافانهٔ مطالب

3) پیشرفت تحصیلی توانایی‌ موفّقیّت‌ در روند یادگیری‌ و فهم‌ موادّ درسی‌ و کسب‌ مدارج‌ تحصیلی‌ بالا بر اساس آزمونهای‌ معتبر

4) ورزیدگی توانایی‌ ویژه‌ یا مهارت‌ ذاتی‌ خاصّ‌ در انجام کاری در یک‌ زمینه

5) نوآوری ارایهٔ‌ طرحی‌ سودمند برای‌ اوّلین‌ بار یا ابتکار چیزهای‌ نو که راه‌ حلّ جدید، آسان‌ و مؤثّری برای‌ مسائل‌ دشوار در جهت بهبود زندگی‌ باشد.

ج)سازماندهی به موهبت خدادادی‌‌ در توانایی‌ درک، یادگیری‌، شناخت‌ مفاهیم، تجزیه‌ و تحلیل‌، ریشه‌یابی، موقعیّت‌ سنجی، طبقه‌بندی مفاهیم و انجام‌ کار در سطح‌ برجسته‌ با پیدا کردن راه‌ انجام‌ آن، اشاره دارد.

سازماندهی شامل سه زیر عامل اساسی است:

1) موهبت‌ خدادادی‌ هوش و استعداد بالایی که گویی موهبت الهی است.

2) مفهوم‌یابی توانایی‌ درک، یادگیری‌ و شناخت‌ مفاهیم‌ و طبقه‌ بندی‌ آنها

‌3) رهکاریابی تحلیلی پیدا کردن راه‌ انجام‌ هر کاری‌ در سطح‌ برجسته‌ بر اساس فهم، ریشه‌یابی، تجزیه‌ و تحلیل‌ و موقعیّت‌‌سنجی‌

این قلمرو از تیزهوشی به ترتیب به هفت مفهوم بنیادین اشاره دارد:

مفهوم پردازی (تشکّل مفهوم، درک معنی، انتزاع، شناخت)

سازه‌یابی (مؤلّفه‌یابی، تجزیه)

ریشه‌یابی (ردیف بندی، استدلال، قیاس، استقراء، استنادسازی، تعلیل، استنباط علّیّتی)

استنتاج (یافتن پیامدها و آثار متوالی یک مفهوم)

تلازم (یافتن آن مفاهیمی که با مفهوم مورد نظر همراهی غیر قابل تفکیکی دارند)

جایگاه‌یابی (یافتن موقعیّت)

یکپارچگی (سازمان شناختی، ترکیب)

بنابراین مفاهیم هفتگانهٔ سازماندهی در یک توالی منطقی قرار می‌گیرند.