۱۵. تعریف تیزهوشی در مکتب تعاملی
بر این اساس، تعریف کلّی تیزهوشی در مکتب تعاملی را چنین میتوان ارایه داد: «توانایی برجسته در هوش و کنش در زمینهای خاصّ».5بنابراین سه نوع توانایی برجسته در هوش و کنش وجود دارد: آفرینندگی، پیشرفتگی و سازماندهی.
بدیهی است بسته به آن که این سطح برجسته توانایی را در چه برشی از انحراف معیار بدانیم، جمعیت بالقوّه حایز آن برجستگی، متفاوت میشود:
2 انحراف (28/2%)، 5/2 انحراف (62 در ده هزار)، 3 انحراف (13 در ده هزار) و 5/3 انحراف (2 در ده هزار).
بر این اساس میتوان چنین تعریفی از «تیزهوشی» به دست داد:
ظرفیّت برجستهٔ پیشرفتگی، آفرینندگی و یا سازماندهی در زمینه ای خاصّ و یا به تعبیر مشروح توانایی استثنایی در گیرایی تیز، پیگیری دقیق، درک و فهم بهینه، مهارت ذاتی خاصّ در یک زمینه و یا نوپدیدآوری دراندیشه، پیشنهاد، نظر، استنباط، اکتشاف، و یا شناخت مفاهیم، تجزیه و تحلیل، ریشهیابی، موقعیّت سنجی، طبقهبندی مفاهیم و انجام کار در سطح برجسته در زمینهای خاصّ(کاظمی، 1394 ه و 1394و)
بررسی تطبیقی
«مکتب تعاملی تیزهوشی و استعداد» همچون مکتب و چشم انداز عاملی بر وجود عوامل متنوّع و متعدّد تأکید دارد؛ امّا بر خلاف آن، زمینهها را از قلمروها تفکیک میکند. در واقع به زبان منطق، تیزهوشیهای «سازماندهی» و «آفرینندگی» (به مثابهٔ دو خوشهٔ اساسی خلّاقیّت)، «قسیم» زمینههایی چون اجتماعی، حرکتی، کلامی و ریاضی واقع نمیشوند؛ بلکه در تعامل با آنها قرار میگیرند.
افزون بر آن، قلمرو تیزهوشی دیگری موسوم به «تیزهوشی پیشرفتگی» در این مکتب ارایه میشود که مکتب عاملی بدان تصریحی نداشته است.
از سوی دیگر محدودیّت نظری چشمانداز ترکیبی چنانکه ذکر شد، اوّلاً در آن است که به ارایهٔ ظرفیّتهای عمومی اکتفا کرده؛ بدون آنکه اشارهای به مظروف یا محتوای تیزهوشی نماید و دوم، آنکه، «خلّاقیّت» را برای احراز «تیزهوشی» لازم میپندارد.
«مکتب تعاملی تیزهوشی و استعداد» به روشنی بر وجود مظروف تیزهوشی یا به تعبیری «زمینه» تأکید دارد و خلاقیّت را علی رغم اهمیّت شگرفش، صرفاً یک از قلمروها یا ظرفهای تیزهوشی در کنار سایر قلمروها مانند «تیزهوشی پیشرفتگی» بر میشمارد.
با تسامح ممکن است دو وجه اشتراک اساسی میان مکاتب ترکیبی و تعاملی به دست آورد:
الف) مفهوم «نوآوری» که در هر سه قلمرو شناخته شدهٔ تیزهوشی یافت میشود؛ مشروط بر آن که «نوآوری» را سطح نازلی از «خلّاقیّت» تلقّی کنیم.
ب) مفهوم «تیزهوشی پیشرفتگی» ظاهراً با آنچه در یکی از نظریات مکتب ترکیبی (نظریهٔ سه حلقهای رنزولی) موسوم به «تیزهوشی آموزشگاهی» طرح شده، قرابت دارد؛ امّا «مکتب تعاملی» با تصریح بر وجود پنج مؤلّفهٔ اساسی «تیزهوشی پیشرفتگی»، تصویر روشنتر، ژرفتر و گستردهتری از ماهیّت یک قلمرو بسیار مهمّ و رایج تیزهوشی ارایه داده است.
در واقع اصطلاح «تیزهوشی آموزشگاهی (در سطح مدرسه)» ممکن است در نهایت به ترکیب مفهومی دو مؤلّفهٔ «پیشرفت تحصیلی» و «ورزیدگی» اشاره داشته باشد؛ امّا بی تردید شامل «توانایی گیرایی کلّی»، «فهم» و «نوآوری» نمیشود.
از این رو، «تیزهوشی پیشرفتگی» را میتوان قلمروی دربرگیرندهٔ آن چیزی تلقّی کرد که از آن به مثابهٔ «تیزهوشی آموزشگاهی» یاد شده است.
خلاصه آنکه به نظر میرسد مکاتب تیزهوشی در یک جمع بندی کلّی بر وجود نکات ذیل تأکید دارند:
الف) وجود یک عامل عمومی که دلالت بر ظرفیّت شناختی بالاتر از سطح متوسّط دارد.
ب) دربرگیری استعداد
ج) تأکید بر خلّاقیت (در سطوح گوناگون از جمله نوآوری)
د) تنوّع، چندگانگی یا چند وجهی بودن پدیدهٔ تیزهوشی
بنابراین، «تیزهوشی» بر پایهٔ اجماع مکاتب، «یک ظرفیّت شناختی برجستهای است که انواع استعداد و نوآوری را در بر میگیرد».