۴۳. د) برنامهٔ ویژهٔ استعداد پروری
برنامهٔ ویژه مشتمل بر پنج رکن است: مرجعیّت، تفرّد، آموزش خاصّ، همگنی انعطافی و ارتقای زمینه ای
مرجعیّت
«مدرسهٔ تعاملی» باید ارتباط و پیوند با مَراجع و راهنمایان ورزیده را تسهیل کند.اصل مرجعیّت به پیوستاری از منابع تخصّصی اشاره دارد که در برگیرندهٔ آموزگار، معلّم، مشاور، مربّی، رایزن خبره و راهنمای نخبه میشود.
وجود مربّیانی متناسب با ویژگیهای استعداد و تنوّع آن از عوامل تعیینکنندهٔ کامیابی یک «مدرسهٔ تعاملی» است. مربّی و مشاورهٔ ویژه، اساسیترین منابع انسانی مزبور را تشکیل میدهند.
پا به پای لزوم آموزش و تعلیم اقتضایی (بر مبنای نوع استعداد، جنسیّت و پایهٔ تحصیلی)، وجود مربّیانی با ویژگیهای متفاوت، ضرورت دارد.
مشاور ویژه دومین منبع انسانی مهمّ برای یک «مدرسهٔ تعاملی» است.
تفرّد
«مدرسهٔ تعاملی» باید بهسازیهایی در خودارجدهی و خودپذیری پدید آورد و به بهسازی فردیّت از حیث استواری عاطفی و یکپارچگی در رشد شناختی و شخصیّتی بینجامد.
یک هدف مهمّ «مدرسهٔ تعاملی»، تقویّت یادگیری مستقلّ در دانشآموز است تا طرحهای پژوهشی خاصّش را پیگیری نماید.
«استقلالگرایی برای پیشرفت فردی و عمومی» از انتظارات محیطی دانشآموزان مستعدّ است.
آموزش خاصّ
«آموزش خاصّ» اساساً به بهرهگیری اقتضایی از برنامههای ساختاری و محتوایی ویژه اشاره دارد.
در هر حال ضروریست برنامهٔ ویژهٓٔ پرورشی استعداد، توسّط خود دانشآموز پذیرفته شود و سختکوشی و پایاییاش در طول برنامه برانگیخته گردد.
از حیث ساختاری برنامههای فراوان و متنوّعی طرّاحی و پیشنهاد شده که در دو راهبرد تلفیق و تفکیک جای میگیرند.
دو حیطهٔ کلّی برنامه ریزی از حیث محتوا «غنیسازی» و «تسریع تحصیلی» است.
«غنیسازی» به معنای تعمیق محتویات آموزشی در جهت سازماندهی اطّلاعات و زمینهسازی برای پژوهشهای انفرادی، حتّی در درون یک نظام عادی نیز قابل تحقّق است.
همگنی انعطافی
همگنی انعطافی به فضای دانش آموزی اشاره دارد که تفکیک نسبی از یک سو تا گروهبندی تمام وقت منقبض از سوی دیگر را دربرمیگیرد. به طور کلّی از حیث طرحهای محتوایی دو دسته بزرگ از فضای همگن وجود دارد: فضای همگن انقباضی تسریعی و فضای همگن غنی ساخته.
ارتقای زمینه ای
پیش از هر چیز باید توجّه داشت که «محتوا» همچون «فرایند» از مؤلّفههای اساسی نظام ویژه قلمداد میشود. در کوششهای آموزشی و پرورشی ویژه، وجود محتواها، مضامین و موادّ متمایز است که ماهیتاً نظام پرورش استعداد را از نظام عادی متفاوت میکند. تفاوتها کمّی و کیفی است.
لذا مراد از «زمینه» به مفهوم وسیع، همهٔ محتواها، مضامین و موادّ متمایز است.
افزون بر آن، «پیشرفتآفرینی در زمینه» از ارکان این نظام به شمار میآید. به بیان دیگر، تلاشهای خاصّ و متمایزکننده باید به ارتقا و پیشرفت فرد مستعدّ بینجامد.
استقلالجویی دانشآموز مستعدّ با انگیزهٔ کمالگرایی وی در فرایند پرورش استعدادش تحقّق مییابد.
بنابراین روشن است که کمالگرایی دانش آموزان مستعدّ، بر اساس یک انگیزهٔ درونی نیرومند، ماهیّتی فردی و شخصی دارد.
در چشم انداز تعاملی سه دسته محتوا وجود دارد:
الف) محتوای کتب درسی رسمی که آموزشش اولویّت دارد.
ب) محتوایی که برای اقدامات تشخیص استعداد ضرورت دارد.
ج) محتوایی که برای تدابیر پرورشی استعداد لازم است.
لذا آموزش هر گونه محتوای دیگری جز محتویات کتب درسی، ضروریست توجیه استعدادیابی و استعدادپروری داشته باشد.
شرط محتوای شایسته برای استعدادپروری آن است که بر پایه انگیزشی دانش آموز تهیه شده باشد و ارتقای مستمر و پیاپی وی در آن زمینه احراز شود.