۱۹. ب) سازماندهی
در خوشهٔ «سازماندهی» دو جلوهٔ خلّاقیّت جای میگیرد:
1) مفهومیابی یعنی توانایی درک، یادگیری و شناخت مفاهیم و طبقه بندی آنها.
این جلوه از خلّاقیّت به توانایی دریافت مفاهیم نو و طبقه بندی مفاهیم اشاره دارد.
2) رهیابی تحلیلی به معنای پیدا کردن راه انجام هر کاری در سطح برجسته بر اساس فهم، ریشهیابی، تجزیه و تحلیل و موقعیّتسنجی.
این جلوه از خلّاقیّت به پیدا کردن راه انجام هر کاری مبتنی بر فهم و پی بردن به حقیقت پدیدهها و ریشهها از روی نشانههای ظاهری اشاره دارد.
چنین امری از طریق موقعیّت سنجی، توانایی تجزیه و تحلیل مطالب به گونهٔ متفاوت، توانایی یادگیری و شناخت معانی چیزها صورت میپذیرد که به فرد، توانایی انجام کار در سطح برجسته را میدهد.
هستهٔ مشترک
نکتهٔ حایز اهمیّت آن است که دو خوشهٔ خلّاقیّت از یک هستهٔ مشترک و بنیادین نشأت میگیرند که مرکّب از «پویایی»، «طرح نو»، «حلّ مسألهٔ اکتشافی» و «کارآفرینی» است و پنج جلوه دیگر از این هسته مرکزی سر چشمه میگیرند.
1) پویایی به احساس نیرومندی شدید برای تجربهٔ کنجکاوانه و فعّال یک اندیشهٔ بزرگ هیجان انگیز و نیز جنب و جوش کنجکاوانه برای کارهای نو و تازه اشاره دارد.
در این میان ظاهرا «پویایی» جایگاه ویژهای دارد. در حقیقت، بدون پویایی، این خوشهها از هم میپاشند و در ساختار دو خوشهای جای نمیگیرند. چنان که در جدول شمارهٔ 1 نشان داده شده است، همبستگی پویایی، با شاخهٔ آفرینندگی 50/0 و با شاخهٔ سازماندهی 46/0 است. وجود همبستگی در حدّ متوسّط (5/0) در ساختار تحلیل عاملی به معنای پیوستگی سازهای دو عامل با یکدیگر است. در واقع پویایی دو خوشه را به یکدیگر میپیوندد.
2) طرح نو یعنی تازگی در پیشنهاد برای تولید و ترکیب اشیاء
این جلوه از خلّاقیّت به پیشنهاد تازه، توانایی تولید و ترکیب اشیاء به شکل تازهو نیز نوسازی و خلق چیز جدیدبا اندیشیدن و تفکّر اشاره دارد.
3) حلّ مسألهٔ اکتشافی یعنی قدرت تولید و اکتشافبرای حلّ مسأله
این جلوه از خلّاقیّت به قدرت حلّ مسأله، دستیابی برای تولید و اکتشاف و نیز کشف و اختراعاشاره دارد.
4) کارآفرینی یعنی توانایی ایجاد چیز نو و ارایهٔ کارها با شیوهٔ نوین ازطریق یافتن راه جدید برای انجام آنها
این جلوه از خلّاقیّت به توانایی ایجاد چیز نو و جالب، ارایهٔ کارها با شیوهٔ نوین و متفاوت، یافتن راه جدید برای انجام کارهای نو با وسایل اندک و نیز بهرهبرداری از هر شرایطی برای انجام کاراشاره دارد.
چنان که از این هستهٔ مشترک دریافت میشود، خلّاقیّت اصطلاحاً مفهومی گسترده و مرکّب از ابعاد توانشی، عاطفی، شناختی و کنشی است. افزون بر آن، این تعریف هم به فرایند و هم برایند توجّه کرده است.
| آفرینندگی | سازماندهی | |
|---|---|---|
| پویایی | 503/0 | 455/0 |
| نظریّهپردازی | 786/0 | 111/0 |
| نوآوری | 761/0 | 053/0- |
| طرح نو | 649/0 | 443/0 |
| کارآفرینی | 601/0 | 453/0 |
| حلّ مسألهٔ اکتشافی | 598/0 | 402/0 |
| استنباط | 590/0 | 309/0 |
| مفهومیابی | 039/0 | 787/0 |
| رهیابی تحلیلی | 23/0 | 760/0 |
مؤلّفههای چرخشی
از این رو، بر پایهٔ این جلوههای پنجگانه، هر یک از این عرصهها به تنهایی، شاخص احراز خلّاقیّت قلمداد میشوند؛ گرچه خلّاقیّت ماهیتاً در موارد بسیاری اقتضای چند جِلوِگی را میکند.
چنان که از شالودهٔ دو خوشه بر میآید، آفرینندگی مشتمل بر جلوههایی از خلّاقیّت است که مقتضی انجام فعّالیّت و تکاپوی عملی به ویژه بهرهگیری از تجربه است؛ حال آنکه جلوههای خلّاقیّت در «سازماندهی» مستلزم فعّالیّت و تجربهاندوزی نیست؛ بلکه به بهرهگیری از ظرفیّتهای شناختی نظری نیازمند است.
بنابراین «خلّاقیّت»با چشم انداز روانشناسی تعاملی به مثابهٔ یک ظرفیّت فرا قلمروی، «توانایی و احساس نیرومندی شدید برای تجربهٔ کنجکاوانه و فعّال یک اندیشهٔ بزرگ هیجان انگیز، ریشهیابی امور، تشخیص موقعیّت و یا طبقهبندی مفاهیم است که در راستای نوپدیدآوری در اندیشه، پیشنهاد، نظر، راهکار، استنباط، اکتشاف، اختراع و یا کار، بروز مییابد.»