پرش به محتوای اصلی
نخبگی و انواع آن

۲۰. بازتاب یک بررسی پژوهشی بررسی مبانی نظری نخبگی

۲۰ دقیقه مطالعه

دکتر ناصرالدّین کاظمی حقیقی، دکتر ولی الله فرزاد، ایرج خوش خلق، مریم یزدانی پژوه

چکیده هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و استنباط یک تعریف ارزشی و فرهنگی از نخبگی بر اساس نظرات افراد متخصّص و عامّهٔ مردم بود. بنابراین در جست و جوی پرسشهای ذیل این تحقیق به عمل آمده است: 1 آیا میان برداشتهای عرفی و عامّهٔ مردم بر حسب خصوصیات سنّی و جنسیتی و تحصیلی از پدیدهٔ تیزهوشی و استعداد تفاوت وجود دارد؟ 2 آیا میان برداشتهای عرفی و عامّهٔ مردم با استنباطهای متخصّصان از پدیدهٔ تیزهوشی و استعداد تفاوت وجود دارد؟ 3 آیا میان برداشتهای عرفی و عامّهٔ مردم با مبانی نظری اجماعی از پدیدهٔ تیزهوشی و استعداد تفاوت وجود دارد؟ 4 آیا میان استنباطهای متخصّصان با مبانی نظری اجماعی از پدیدهٔ تیزهوشی و استعداد تفاوت وجود دارد؟ دوازده مفهوم بنیادین مورد مطالعه واقع شدند: هوش، استعداد، تیزهوشی، خلاقیت، نوآوری، سرامدی، موفقیت، عقل، خردمندی، نبوغ، نخبگی، پیشرفت تحصیلی. بر روی دو نمونهٔ پانصد و چهارصدنفری از ساکنان بالای 25 سال شهر تهران، و نیز پنجاه متخصّص دو پرسشنامه باز پاسخ و پرسشنامه بسته پاسخ انجام یافت. پانصد و هشتاد و پنج ماده از تعریف حاصل شد که پس لز ویرلیش فنی به چهارصدو نود و چهار ماده کاهش یافت حاصل تحلیل مجذور خی یک فهرست صد و بیست ماده ای شد. مواد حاصله در سه حیطهٔ اساسی در دو مرحله متوالی تحلیل عاملی اکتشافی شدند: الف) هوش، تیزهوشی و خلاقیت، ب) عقل، خردمندی، موفقیت، پیشرفت تحصیلی و سرآمدی، ج) استعداد، نوآوری، نخبگی و نبوغ. در مرحله نخست تحلیل در مجموع سی و دو عامل حاصل گردید و در مرحله دوم به سه خوشه بنیادین کاهش یافت: «یکپارچگی تیزهوشی و خلّاقیّت»، «تیزهوشی خلّاقیّت» و «تنوّع تیزهوشی خلّاقانه». تفاوتهایی قابل ملاحظه میان گروههای مورد مطالعه حاصل شد. در پاسخ به سؤال نخست فقط بر حسب خصوصیات جنسیتی از پدیدهٔ تیزهوشی واستعداد تفاوت به دست آمد. در مقایسه برداشتهای عرفی و عامّهٔ مردم با استنباطهای متخصّصان از پدیدهٔ تیزهوشی و استعداد جز در یکی از تعاریف «استعداد» به معنای «توانایی شناخت‌ و طبقه‌ بندی‌ مفاهیم»‌، در سایر حیطه‌ها توافق عامّهٔ مردم با این تعاریف در سطح قابل ملاحظه و معناداری بیشتر بود. برداشت عرفی عامّه با تعریف حاصل از مبانی نظری اجماعی از پدیدهٔ تیزهوشی و استعداد در سطح قابل ملاحظه‌ای تطابق نشان داد. تعریف استنباطی متخصّصان نیز مشابه عامه فقط از لحاظ سطح توافق با مبانی نظری اجماعی، تفاوت داشت. در پایان یک انگاره از مفاهیم بنیادین بر محور «نخبگی» حاصل و ارایه گردید.

کلیدواژها: انگاره، نخبگی، مفهوم پردازی، مفاهیم بنیادین، تیزهوشی، خلاقیت

نقطهٔ آغازین بررسیهای تلویحی، وجود دستاوردهای بنیادی در مبانی نظری به نحو اجمالی است. این که تا چه اندازه میان تئوریها و نظریه‌های مربوط به پدیدهٔ نخبگی(تیزهوشی، استعداد، خلّاقیت) توافق اساسی وجود دارد. تاکنون بررسیهای قابل ملاحظه‌ای در حیطه نظریه‌های بنیادی تیزهوشی و استعداد انجام یافته است.

مسأله بنیادی آن است که آیا در میان اساسی‌ترین و عمده‌ترین نظریه‌های موجود در حوزهٔ ‌نخبگی، می‌توان اجماعی یافت؟

از سوی دیگر اگر این اجماع قابل حصول است به ویژه برای جامعهٔ ایرانی، تا چه اندازه برداشت عامّهٔ مردم و استنباط گروه متخصّص در این حوزه با برایند اجماعی مزبور، همراهی و همخوانی دارد؟

هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و استنباط یک تعریف ارزشی و فرهنگی از نخبگی بر اساس نظرات افراد متخصّص و عامّهٔ مردم به منظور تدوین یک تعریف جامع رسمی و علمی استوار در سطح ملّی از نخبگی است.

بنابراین در جست و جوی پرسشهای ذیل، این تحقیق به عمل آمده است:

1 آیا بین برداشتهای عرفی و عامّهٔ مردم بر حسب خصوصیات سنّی و جنسیتی و تحصیلی از پدیدهٔ تیزهوشی و استعداد تفاوت وجود دارد؟

2 آیا بین برداشتهای عرفی و عامّهٔ مردم با استنباطهای متخصّصان از پدیدهٔ تیزهوشی و استعداد تفاوت وجود دارد؟

3 آیا بین برداشتهای عرفی و عامّهٔ مردم با مبانی نظری اجماعی از پدیدهٔ تیزهوشی و استعداد تفاوت وجود دارد؟

4 آیا بین استنباطهای متخصّصان با مبانی نظری اجماعی از پدیدهٔ تیزهوشی و استعداد تفاوت وجود دارد؟

بر پایهٔ آنچه از مبانی و منابع معتبر مکتب اسلام برمی‌آید، می‌توان بیش از چهارده واژه را یافت که به انحا و سطوح مختلف، مفهوم «توانایی ذهنی» را در بردارند و یا با آن در پیوندند. به نظر می‌رسد این مفاهیم از لحاظ در برگیری مفهوم ارزشی در یک پیوستار جای می‌گیرند. به بیان دیگر واژه‌هایی نظیر «نَکراء» و «دهاء» بار ارزشی منفی دارند و اصطلاحاتی مانند «ذهن» و تا حدّی «قریحه» و «حذاقت» جنبهٔ خنثایی دارند؛ امّا به تدریج بار ارزشی مثبت و درآمیختگی آنها با ایمان و صلاح و عقل آشکارتر می‌شود. از این حیث با اصطلاحاتی نظیر «فهم»، «فطنت»، «ذکاوت»، «کیاست»،«نباهت»، «فراست»، «لبّ»، «حجی» و «نهی» رو به رو می‌شویم.

واژه‌ها و لغات یک زبان هر گاه از بُعد اصطلاحی در علوم به خدمت گرفته شوند. از بار فرهنگی، ادبی و ارزشی خاص آن زبان و سنّت خالی نیستند. لذا محتمل است که گاهی آن واژه به منزلهٔ یک اصطلاح علمی خاص، نوعی بار ارزشی و فرهنگی را نیز با خویش حمل کند، امّا هر گاه آن واژه متعلّق به ادبیاتی باشد که از یک میراث و گنجینهٔ غنی و اصیل فرهنگی برخوردار است، سیر کوششهای علمی را در جهتی استوار و نیرومند قرار می‌دهد تا حقایق حاکم بر طبیعت انسانی آشکار شود. تحقّق چنین سیری، مستلزم بازنگری ارزشی در مفاهیم، تعاریف و مبانی نظری است. از این رو، بهره گیری از ذخایر سرشار ادبی و فرهنگی، به اصلاح و بهسازی مبانی نظری در علوم انسانی یاری می‌رساند. مطالعات و بررسیهای مفهوم پردازی فرهنگی و ارزشی مصطلحات علمی، در همه زبانهای زنده دنیا، با سیاست گسترش علوم انسانی آغاز شده است و بهره گیری ارتجالی واژه‌ها در علوم جدید، استنباطهایی چند. را پدید آورده است از آن جمله معنای اصطلاحی آن واژه در یک علم خاص، تبادر محاوره ای و عمومی آن لفظ و سرانجام مفهوم ارزشی آن واژه در لسان اندیشه، ادبیات و فرهنگ مکتوب آن ملت را می‌توان نام برد.

استفاضه از گنجینهٔ غنی میراث ادبی و فرهنگی پارسی که ملهم از اندیشه اسلامی است، سبب غنی سازی مفهوم «هوش» خواهد شد؛ به گونه ای که حقیقت این پدیده را از کدورتها و آلایشهای وهم، ظن و گمان متمایز سازد.

بر پایهٔ دلالات ارزشی و منابع روایی اسلامی و مضامین ادبیات و فرهنگ ایرانی، انواعی از هوش بر حسب منبع پدیدآیی، حیطهٔ دریافت و مراتب وجود دارد.

الف) انواع بر حسب منبع

1) آمادگی طبیعی؛ انواع و گونه‌هایی از هوش وجود دارد که از ابتدا در جوهره و بافت آفرینش آدمی سرشته شده و امکان دریافت و استنباط دانش را فراهم میآورد؛ چنان که در متون ادبیات از آن تعبیر به «طالع موهوبی» شده است. به این نوع هوش «قریحه» اطلاق شود.

2)طعام، نوعی ویژه از هوش موسوم به «ذهن» می‌تواند تحت تأثیر تغذیه قرار گیرد و اصطلاحاً «صفای ذهن» تکوین آید.«ذهن» در برابر «سفاهت» قرار می‌گیرد.

3) ورزیدگی در کار، مهارت و ورزیدگی می‌تواند منجر به پدیدآیی نوعی خاص از هوش شود و چه بسا مراتب ما دون هوش را ورزیده کند. این نوع هوش «حذاقت» نامیده شود.

4) خرد، یک منبع و سرچشمهٔ مهم برای انواعی از هوش به شمار آید. چنانچه دریافت و خردورزی، همراه با ظرافت طبع باشد،«فهم» نام می‌گیرد. لذا هوش ابزار اندیشه، وسیلهٔ تفکّر و آلت فهم و دقّت بویژه فهم ادب و وقوف نسبت به حفظ حق، بشمار آید.

«فهم» در برابر «غباوت» قرار می‌گیرد

هرگاه دریافت خالص و ناب هرچیزی مورد نظر باشد،«لُبّ» اطلاق شود. آن هوشی که بر اساس خرد به دریافت پیچیدگیهای امور امکان دهد،«حِجی» نامیده شود.

و سرانجام هوشی که بر پایهٔ خرد از بدیها باز میدارد،«نُهی» نام می‌گیرد.

5) «ایمان» یک منبع و سرچشمه بزرگ برای هوش بشمار می‌آید. بر این اساس انواعی از هوش وجود دارد.

گونه ای هوش که بر بنیاد ایمان، امکان دریافت معنی سخن و فهم حقایق کلام را دهد و بینش فراهم آورد، «فطنت» است.

این هوش در کنار کیاست و حذر کردن قرار می‌گیرد.

یادگیری و درک گفته‌ها و تمایز آنها از پوسته‌های قالب و کنار گذاشتن صورتها برای درک و، فهم زبان، فهم چیزی از بانگش، دقّت و فهم در شنیدن حکایت، فهم و درک معانی و نکته دانی با «فطنت» قوام یابد.

نوعی از هوش، که با نشأت گیری از ایمان همراه با سرعت فطنت، دریافت و فهم باشد و در قلب و فؤاد جای گیرد، بدان «ذکاوت» اطلاق گردد. به ذکاوت است که دشواریهای گفته‌ها و سخنان عالیه المضامین دریافت و حمل شود اما برخی مراتب ما دون (نظیر دهاء و نکراء) می‌تواند آفت آن باشد.

نوعی دیگر از هوش که از ایمان نشأت میگیرد و همراه با پرهیزکاری، حق پذیری، و دوراندیشی است و صاحبش را همواره به نقد حال خویش و خودیابی وامیدارد، «کیاست» است.

گونه ای دیگر از هوش ایمانی که تیزبینی دهد و به تعبیر دیگر، به دریافت حقایق آنچه دیده شود، امکان بخشد، «فراست» نام می‌گیرد.و این تعبیر دیگری از بینش در ادبیات کهن است که به راهدانی، سرانجام بینی، روشن بخشی امور، ساماندهی از سرگردانی و سرگشتگی و حیرت، اشاره دارد.

6) امرپذیری حق

دریافت و هوش خاصی وجود دارد که از خاستگاه «حق» و «حق پذیری» آغاز شود. اصطلاح «نباهت» بدین معناست. این نوع هوش به مثابهٔ یکی از قوای نفس ناطقه سبب بیداری هوشیارانه و آگاهانه و دوری از غفلت میشود و از طریق اندیشه می‌تواند دل را در برگیرد و با انجام اوامر شرع مقدّس پدید می‌آید. در ادبیّات از آن تعبیر به بیداری و شتاب در اجرای امر شده است. چنان که بیداری یکی از متداولترین معانی هوش در ادبیّات ماست.

ب) انواع بر حسب حیطه

هوش را میتوان بر حسب قلمرو دریافت و درک دسته بندی نمود. حوزه‌های شنیداری، دیداری، گزیدگی مطالب و پیچیدگیهای امور گونه‌هایی از این قلمروهایند.

1) سمعی و شنیداری، نوعی هوش که امکان دریافت معنی سخن و فهم حقایق کلام را میدهد،«فطنت» نام میگیرد و چنانچه بیان شد، متعلّق آن معمولاً قلمرو کلام و سخن است: دریافت حقیقت کلام و معنی گفتار و ممکن است با فراموشی دچار خدشه شود و تلازمی با فزونی دانش ندارد. اگر به قلمرو کلام عالیه المضامین مربوط شود، بدان «ذکاوت» اطلاق گردد.

2) بصری و دیداری، نوعی هوش که امکان دریافت حقایق مبصرات و دیدنیهارا دهد،« فراست» نامیده شود وبه عبارتی مترادف با تیزبینی است و به تعبیر دیگر، دیدن و شناخت هر چیز و پدیده ای پنهان از روی نشانه هایش بدون استدلال شهودی و آگاهی از روی تجربه است و به نوبهٔ خویش دارای درجاتی است. از این رو مرتبه ای از هوش به شمار آید که به دریافت حقایق آنچه دیده شود، امکان بخشد.

لذا در بسیاری ازمتون ادبی، هوش به مفهوم راهدانی، سرانجام بینی، روشن بخشی امور، ساماندهی از سرگردانی و سرگشتگی و حیرت، استعمال شده است.

3) قلمروی که به دریافت گزیده، ناب و خالص هر پدیده ای مربوط میگردد و بدان «لُبّ» گفته میشود.

«حکمت نادره» میتواند تعبیر دیگری از آن باشد.

4) برای دریافت پیچیدگی امور و پدیده‌ها هوش ویژه ای وجود دارد که «حِجی» نام می‌گیرد.

به «حِجی» است که حقیقت پدیده‌ها از روی نشانه هاشان، پی برده شود و، قرارگیری جزء در کلّ خودش و خامی و نقص پدیده‌ها، دریافت شود و، و یقین صورت بندد و فرد با رهایی از تقلید به کشف نایل آید و رازهای امور و پدیده‌ها دریافت گردد. و حتّی دانش هوش نیز به این هوش، راست آید.

ج) انواع هوش بر حسب مراتب

هوش برحسب مراتب و درجات با تأکید بر غایت نگری نیز قابل تقسیم بندی است.

1) نیرنگ پذیری، مرتبه ای از هوش وجود دارد که با شیطنت و نیرنگ درمی آمیزد. برای این مرتبه از هوش دو اصطلاح ذکر شده است: «نَکراء» و «دهاء»

بنابراین هوش چنان که تبدیل پذیر است، امری پریدنی نیز است. اساسی ترین آفت و مانعش، شهوت باشد که همچون خمر و باده، مستی و غفلت دهد.

2) بازدارندگی، در مراتب عالیتر نوعی هوش یافت شود که از بدیها و زشتیها و نکوهیده‌ها ممانعت نماید و بازدارد. دو تعبیر مهم برای این مرتبه وجود دارد: «عقل» و «نُهی». لذا سنجیدگی گفتار، پاک کنندگی از آلایشها و پرهیز از یاوه کوشی از آثارش است و نهی پذیری و برحذر بودن از پیرایشها تحقّق یابد.

«عقل» در برابر «حمق» قرار می‌گیرد. «حمق» از آز و حرص سرچشمه گیرد و به مفهوم گسترده در برگیرندهٔ همراهی غفلت، دوری از حق، پیمان شکنی، بی پرهیزکاری، نادانی، بی تمییزی، رهزنی، آیین دزدی، ارزش خود ندانستن، جرأت ورزیدن بر اجل، و آن آتش و رنجی است درمان ناپذیر که سزاوار خاموشی نسبت به وی، گریختن ازوست.

افزون بر آن بر پایهٔ مضامین ادبیات انواعی از هوش چون تکوینی و عرفی نیز وجود دارد.

مجموعهٔ این هوشها و دریافتها، به صاحب خویش «پایندگی»، «صواب» و «فتح ازلی» عطا نماید.

ج) مبانی نظری هوش و تیزهوشی

وجود دیدگاهی روشن و دقیق از مفهوم تیزهوشی و شناخت ابعادِ شخصیتی و روانی شخصِ تیزهوش برای هر گونه تصمیمگیری و سیاستگذاری در امر آموزش و پرورش تیزهوش امری ضروری و بنیادین است. تا هنگامی که مفهوم تیزهوشی با دقت معلوم و تعریف نشود، گزینش تیزهوش و تمرکز در آموزش و پرورش آنان ناممکن خواهد بود و همچنین بدون شناخت ابعاد مختلف شخصیتی او، ایجاد محیط مناسب برای به فعلیت رسانیدن ظرفیتهای ذهنی تیزهوش منجر به اتلاف هزینه‌ها خواهد شد.

«تیزهوشی» به عنوان یک اصطلاح و مفهوم خاص، در محور و کانون مطالعات، پژوهش‌ها و نظریه‌پردازی‌ها قرار دارد. فقدان یک اجماع و توافق اساسی در حدود و مرزهای مفهوم تیزهوشی در میان روان‌شناسان و روان‌سنجان، موجد مسائلی در حوزه‌های کشف، جذب، تشخیص، تعلیم، تربیت و مشاوره‌ ویژه می‌گردد.

به طور کلّی نظریه‌های تیزهوشی را می‌توان در دو قلمرو اساسی «روانشناختی بنیادی و محض» و «روانشناختی پرورشی» طبقه بندی کرد.

الف) قلمرو روانشناختی بنیادی

از لحاظ قلمرو«روانشناختی بنیادی» نظریه‌های تیزهوشی را از لحاظ طرز تلقّی نسبت به «عامل» می‌توان در دو چشم انداز بررسی نمود:

1) عاملی

در این چشم انداز پنج نظریهٔ‌ برجسته‌تر مطرح هستند:

نظریهٔ تنوّع هوش هوارد گاردنر، نظریهٔ‌ ستاره‌ای تاننباوم،«ساختار تمایز تیزهوشی و استعداد گانیه» رویکرد استعداد چندگانه «تایلور» و ساختار مونیخ (کورت هلر»، کریستوفر پرله و ارنست هانی)

2) ترکیبی( تعاملی)

در این چشم‌انداز، چهار نظریهٔ‌ بنیادی وجود دارد که بیشتر مورد توجّه قرار گرفته است: الگوی ساختار هوشی گیلفورد، نظریهٔ مانکس، نظریهٔ‌ مؤلّفه‌ای اشترنبرگ، الگوی سه‌حلقه‌ای رنزولی

ب) قلمرو روانشناختی پرورشی

مهمترین نظریهٔ «روانشناختی پرورشی» در این قلمرو نظریهٔ «ناهماویختگی مثبت دابروسکی» است.

نظریه‌های اساسی تیزهوشی در یک جمع بندی کلّی بر وجود نکات ذیل تأکید دارند:

الف) توانمندی هوشی (ظرفیّت شناخت) و استعداد بالاتر از سطح متوسّط که بالقوّهٔ‌ و غیراکتسابی است

ب) عامل عمومی یا تعامل میان چند مؤلّفه

ج) دربرگیری استعداد

د) همپوشی تیزهوشی با خلّاقیت یا امکان همراهی با آن

ه) تنوّع، چندگانگی یا چند وجهی بودن پدیدهٔ تیزهوشی

و) پرورش پذیری پدیدهٔ تیزهوشی

جامعهٔ آماری این پژوهش شامل کلیهٔ افراد متخصّص در حوزهٔ استعدادهای درخشان و کلیهٔ افراد بالای 25 سال ساکن در شهر تهران است. براساس گزارش‌های آماری وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و نیز وزارت آموزش و پرورش جامعه متخصّصان دانشگاهی حوزهٔ استعدادهای درخشان برابر با 40 نفر است. برپایهٔ گزارش مرکز آمار، جامعه آماری ساکنان بالای 25 سال شهر تهران برابر 259/687/6 هزار نفر است.

روش بررسی

در این پژوهش تلاش شد از همهٔ جامعه‌آماری متخصّصان در حوزهٔ استعدادهای درخشان برای جمع‌آوری نظرها و دیدگاه‌ها استفاده شود. از این رو نمونه‌ای از این جامعه انتخاب نشد. برای برآورد حجم نمونه از ساکنان بالای 25 سال شهر تهران جهت تجزیه و تحلیل آماری سؤالات پژوهش از جدول و فرمول «کرجسی» و« مورگان» استفاده شد که حجم نمونه برابر 386 نفر محاسبه گردید که به دلیل احتمال افت آزمودنی این تعداد به 400 نفر افزایش می‌یابد.

برای انتخاب نمونه‌های مربوط‌ به افراد ساکن در شهر تهران به گونه ای که تصادفی بوده و همهٔ جامعه به شیوهٔ یکسان فرصت عضویت در نمونه را داشته باشند، از روش نمونه‌گیری چند مرحله‌ای منظّم استفاده شد. به این ترتیب که ابتدا از 23 منطقهٔ شهر تهران به طور تصادفی 1 منطقه از شمال، مرکز، جنوب، شرق و غرب و در مجموع 5 منطقه انتخاب گردید. سپس برحسب نسبت جامعهٔ‌ هر منطقه به جامعه کلّ شهر تهران، سهم هر یک از مناطق در نمونه مشخص شد. در پایان با مراجعه به مرکز آموزشی و تفریحی چون فرهنگسراهای موجود در هر منطقه، ابزارهای جمع‌آوری اطلاعات برحسب سهم نمونه‌های مناطق منتخب در مورد افراد مراجعه کننده به فرهنگسراها اجرا گردید. فرهنگسراها به این دلیل برای اجرای ابزارهای جمع آوری اطلاعات مناسب هستند، که مراجعهٔ افراد به آنان به صورت کاملاً تصادفی است و تقریباً معرّف جامعهٔ ساکنان هر منطقه با هر فرهنگ و وضعیّت اقتصادی می‌باشد.

برای بررسی دیدگاهها و نظرات افراد متخصّص در حوزهٔ استعدادهای درخشان و نیز عامّهٔ مردم شهر تهران از دو پرسشنامه باز پاسخ و پرسشنامه بسته پاسخ استفاده شد. به طور کلّی ابزارهای اندازه‌گیری طی سه مرحله الف) تهیه و تدوین ب ) بررسی روایی سازه ج) محاسبهٔ ضریب پایایی مورد بازنگری و بررسی قرار گرفت.

در مرحله مقدماتی پرسشنامه ای باز پاسخ حاوی سوالاتی در ارتباط با 12 حیطه شامل:هوش، تیز هوشی، استعداد، عقل، سرآمد، نخبگی، نوآوری، خردمندی و پیشرفت تحصیلی، خلاقیت، نبوغ و موفقیت تهیه شد.در این مرحله 50نفر کارشناس و 50نفر افراد عامه ساکن در شهر تهران به این سوالات پاسخ دادند.پاسخ‌های هر یک از سوالات تحلیل شد. در جمع بندی نخست حدود پانصد وهشتاد و پنج گزاره(585)از تحلیل پاسخ‌ها بدست آمد که پس از ویرایش فنّی این تعداد به چهارصدونودوچهار گزاره کاهش یافت.

به منظور کاهش بیشتر این فهرست ( 494 گزاره ای) برای سهولت بررسی و تحلیل عاملی، هر حیطه از حیطه‌های دوازده گانه به طور مستقل بر روی پنجاه آزمودنی اجرا گردید و نتایج در مقیاس «لیکرت» از1(بسیارکم) 2(کم) 3 (متوسط) 4(زیاد) و 5 (بسیار زیاد) به دست آمد و گزاره‌هایی که با فراوانی پاسخهای 4 و 5، پس از تحلیل مجذور خی 2 در سطح یک و پنج درصد، معنادار بود، برگزیده شد و در مجموع فهرستی مرکّب از صد و بیست گزاره به دست آمد

در مرحله روایی سازهٔ پرسشنامه 120سؤالی با تحلیل عاملی اکتشافی به شیوهٔ «واریماکس» مورد بررسی قرار گرفت. این پرسشنامه در مقیاس لیکرت با درجات 1(بسیار کم)، 2(کم)، 3(متوسط)، 4(زیاد) و 5(بسیار زیاد) تهیّه و در مورد پانصد نفر از مراجعان به فرهنگسراهایی که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند، اجراشد. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که این پرسشنامه 32 عامل را در سه حیطهٔ الف) هوش، تیزهوشی و خلاقیت، ب) عقل، خردمندی، موفقیت، پیشرفت تحصیلی و سرآمدی، ج) استعداد، نوآوری، نخبگی و نبوغ نشان داد.

نتایج

1-آیا بین برداشتهای عرفی و عامه مردم بر حسب خصوصیّات سنّی و جنسیّتی و تحصیلی از پدیدهٔ تیزهوشی و استعداد تفاوت وجود دارد؟

1-1)آیا بین برداشتهای عرفی و عامه مردم بر حسب خصوصیات جنسیت از پدیده تیزهوشی و استعداد تفاوت وجود دارد؟

جدول تی تست دو گروهی به تفکیک جنسیت:

الف)تفاوت جنسیت با یکپارچگی تیز هوشی و خلاقیت:

سطح معناداری

تی تست

t

dfتفاوت میانگینمیانگینگروه
0.0007.953524.8788.3961282.9135زن
74.5174مرد

نتایج حاصل از اجرای آزمون تی تست مستقل نشان داد تفاوت میانگین نمره یکپارچگی تیز هوشی و خلاقیت در دو گروه مردان و زنان از لحاظ آماری معنادار است.بنابراین نمره یکپارچگی تیزهوشی و خلاقیت در زنان بالاتر از مردان است.

ب)تفاوت جنسیت با تیزهوشی خلاقیت:

سطح معناداری

تی تست

t

dfتفاوت میانگینمیانگینگروه
0.0006.694512.8656.0168080.9081زن
74.8913مرد

نتایج حاصل از اجرای آزمون تی تست مستقل نشان داد تفاوت میانگین نمره ی تیز هوشی خلاقیت در دو گروه مردان و زنان از لحاظ آماری معنادار است.بنابراین نمره تیزهوشی خلاقیت در زنان بالاتر از مردان است.

ج)تفاوت جنسیت با نمره تنوع تیزهوشی خلاقانه:

سطح معناداری

تی تست

t

dfتفاوت میانگینمیانگینگروه
0.0006.624445.2063.4725039.7595زن
36.2870مرد

نتایج حاصل از اجرای آزمون تی تست مستقل نشان داد تفاوت میانگین نمره ی تنوع تیزهوشی خلاقانه در دو گروه مردان و زنان از لحاظ آماری معنادار است.بنابراین نمره تنوع تیزهوشی خلاقانه در زنان بالاتر از مردان است.

2-1)آیا بین برداشتهای عرفی و عامه مردم بر حسب خصوصیات تحصیلی از پدیده تیزهوشی و استعداد تفاوت وجود دارد؟

جدول تحلیل واریانس به تفکیک تحصیلات:

سطح معناداریمحاسبهfمیانگین مجموع مجذوراتدرجه آزادیمجموع مجذوراتمنابع تغییرات
0.0222.885520.42342081.691بین گروهها
180.389595107331.5درون گروهها
599109413.2جمع

نتایج حاصل از اجرای آزمون تحلیل واریانس نشان داد مقدار مبین برای درجه‌های آزادی 4و595 در جدول F، در سطح 0.05برابر2.37 و در سطح 0.01برابر 3.32است.چون Fمحاسبه شده از Fمبین در سطح 0.05بزرگتر است، پس فرضیه صفر در این سطح رد می‌شودو از لحاظ آماری معنادار است.بنابراین نمره یکپارچگی تیزهوشی و خلاقیت در 5 گروه تحصیلات برابر نیست پس تفاوت معنی دار وجود دارد.

3-1)آیا بین برداشتهای عرفی و عامه ی مردم بر حسب خصوصیات سنی از پدیده تیزهوشی و استعداد تفاوت وجود دارد؟

جدول تحلیل واریانس به تفکیک سن:

سطح معناداریمحاسبهfمیانگین مجموع مجذوراتدرجه آزادیمجموع مجذوراتمنابع تغییرات
0.0113.283590.65642362.624بین گروهها
179.917595107050.6درون گروهها
599109413.2جمع

نتایج حاصل از اجرای آزمون تحلیل واریانس نشان داد مقدارF مبین برای درجه‌های آزادی 4و595 در جدول F، در سطح 0.05برابر2.37 و در سطح 0.01برابر 3.32است.چون Fمحاسبه شده از Fمبین در سطح 0.05بزرگتراست، پس فرضیه صفر در این سطح رد می‌شودو از لحاظ آماری معنادار است.بنابراین نمره یکپارچگی تیزهوشی و خلاقیت در 5 گروه سنی برابر است پس تفاوت معنی دار وجود دارد.

الف)تفاوت سطح سن با یکپارچگی تیزهوشی و خلاقیت:

سطح معناداریخطای معیارهاتفاوت میانگینهاسن(j)سن(i)
0.4081.557423.1104023-21زیر20سال
0.4151.626143.2267227-24
0.9961.794390.7616432-28
0.7881.678112.19831-33سال به بالا
سطح معناداریخطای معیارهاتفاوت میانگینهاسن(j)سن(i)
0.4081.557423.11040-زیر20سال23-21
1.0001.722090.1163327-24
0.8161.881782.34875-32-28
0.0631.771245.30871-33سال به بالا
سطح معناداریخطای معیارهاتفاوت میانگینهاسن(j)سن(i)
0.4151.626143.22672-زیر20سال27-24
1.0001.722090.11633-23-21
0.8061.939042.46508-32-28
0.0681.831965.42504-33سال به بالا
سطح معناداریخطای معیارهاتفاوت میانگینهاسن(j)سن(i)
0.9961.794390.76164-زیر20سال32-28
0.8161.881782.3487523-21
0.8061.939042.4650827-24
0.6941.982825.95996-33سال به بالا
سطح معناداریخطای معیارهاتفاوت میانگینهاسن(j)سن(i)
0.7881.678112.19831زیر20سال33سال به بالا
0.0631.771245.3087123-21
0.0681.831965.4250427-24
0.6941.982822.9599632-28

ب)تفاوت سطح سن با تیزهوشی خلاقیت:

سطح معناداریخطای معیارهاتفاوت میانگینهاسن(j)سن(i)
0.9471.281461.0992823-21زیر20سال
0.4441.338002.5845927-24
0.9151.476441.44804-32-28
0.0111.380765.01926*-33سال به بالا
سطح معناداریخطای معیارهاتفاوت میانگینهاسن(j)سن(i)
0.9471.281461.09928-زیر20سال23-21
0.8941.416951.4853127-24
0.6081.548352.54732-32-28
0.0021.457406.11855*-33سال به بالا
سطح معناداریخطای معیارهاتفاوت میانگینهاسن(j)سن(i)
0.4441.338002.58459-زیر20سال27-24
0.8941.416951.48531-23-21
0.1731.595464.03263-32-28
0.0001.507367.60385*-33سال به بالا
سطح معناداریخطای معیارهاتفاوت میانگینهاسن(j)سن(i)
0.9151.476441.44804زیر20سال32-28
0.6081.548352.5473223-21
0.1731.595464.0326327-24
0.3111.631483.57123-33سال به بالا
سطح معناداریخطای معیارهاتفاوت میانگینهاسن(j)سن(i)
0.0111.380765.01926*زیر20سال33سال به بالا
0.0021.457406.11855*23-21
0.0001.507367.60385*27-24
0.3111.631483.5712332-28

مقایسه‌های پس از تجربه:

نتایج حاصل از انجام آزمون تحلیل واریانس نشان داد تفاوت میانگین نمره تیزهوشی خلاقیت در 5 گروه سنی از لحاظ آماری معنادار است. بنابراین نمره تیزهوشی خلاقیت در گروه سنی زیر20سال و(23-21)سال و(27-24)سال بالاتر از33سال به بالااست.

سطح معناداریمحاسبهfمیانگین مجموع مجذوراتدرجه آزادیمجموع مجذوراتمنابع تغییرات
0.0073.536138.4114553.642بین گروهها
39.14259523289.276درون گروهها
59923842.918جمع

نتایج حاصل از اجرای آزمون تحلیل واریانس نشان داد مقدارF مبین برای درجه‌های آزادی 4و595 در جدول F، در سطح 0.05برابر2.37 و در سطح 0.01برابر 3.32است.چون Fمحاسبه شده از Fمبین در سطح 0.05بزرگتراست، پس فرضیه صفر در این سطح رد می‌شودو از لحاظ آماری معنادار است.بنابراین نمره تنوع تیزهوشی خلاقانه در 5 گروه سنی برابر نیست پس تفاوت معنی دار وجود دارد.

ج)تفاوت سطح سن با تنوع تیزهوشی خلاقانه:

سطح معناداریخطای معیارهاتفاوت میانگینهاسن(j)سن(i)
0.9790.726420.4804223-21زیر20سال
0.0820.758482.1890027-24
0.7660.836951.1332332-28
0.9260.782710.73908-33سال به بالا
سطح معناداریخطای معیارهاتفاوت میانگینهاسن(j)سن(i)
0.9790.726420.48042-زیر20سال23-21
0.3410.803231.7085727-24
0.9680.877710.6528132-28
0.7030.826161.21950-33سال به بالا
سطح معناداریخطای معیارهاتفاوت میانگینهاسن(j)سن(i)
0.0820.758482.18900-زیر20سال27-24
0.3410.803231.70857-23-21
0.8510.904421.05576-32-28
0.0200.854482.92808*-33سال به بالا
سطح معناداریخطای معیارهاتفاوت میانگینهاسن(j)سن(i)
0.7660.836951.13323-زیر20سال32-28
0.9680.877710.6528123-21
0.8510.904421.0557627-24
0.3940.924841.87231-33سال به بالا
سطح معناداریخطای معیارهاتفاوت میانگینهاسن(j)سن(i)
0.9260.782710.73908زیر20سال33سال به بالا
0.7030.826161.2195023-21
0.0200.854482.92808*27-24
0.3940.924841.8723132-28

مقایسه‌های پس از تجربه:

نتایج حاصل از انجام آزمون تحلیل واریانس نشان داد تفاوت میانگین نمره تنوع تیزهوشی خلاقانه در 5 گروه سنی از لحاظ آماری معنادار است.بنابراین نمره تنوع تیزهوشی خلاقانه در گروه سنی (27-24)سال بالاتر از33سال به بالااست.

سطح معناداریمحاسبهfمیانگین مجموع مجذوراتدرجه آزادیمجموع مجذوراتمنابع تغییرات
0.0073.584639.79642559.184بین گروهها
178.508595106212.1درون گروهها
599108771.3جمع

نتایج حاصل از اجرای آزمون تحلیل واریانس نشان داد مقدارF مبین برای درجه‌های آزادی 4و595 در جدول F، در سطح 0.05برابر2.37 و در سطح 0.01برابر 3.32است.چون Fمحاسبه شده از Fمبین در سطح 0.05بزرگتراست، پس فرضیه صفر در این سطح رد می‌شودو از لحاظ آماری معنادار است.بنابراین نمره هدفداری درایتمندانه در 5 گروه سنی برابر نیست پس تفاوت معنی دار وجود دارد.

2-آیا بین برداشتهای عرفی و عامه مردم با استنباطهای متخصصان از پدیده تیزهوشی و استعداد تفاوت وجود دارد؟

جدول تی تست دو گروهی به تفکیک گروه عامه و متخصصان:

الف)تفاوت گروه کارشناسان و افراد عامه با یکپارچگی تیز هوشی و خلاقیت:

سطح معناداری

تی تست

t

dfتفاوت میانگینمیانگینگروه
0.00006.40728.63033.5915579.6950افراد عامه
46.8034کارشناسان

نتایج حاصل از اجرای آزمون تی تست مستقل نشان داد تفاوت میانگین نمره یکپارچگی تیز هوشی و خلاقیت در دو گروه کارشناسان و عامه از لحاظ آماری معنادار است.بنابراین نمره یکپارچگی تیزهوشی و خلاقیت در افرادعامه بالاتر از کارشناسان است.

ب)تفاوت کارشناسان و افراد عامه با تیزهوشی خلاقیت:

سطح معناداری

تی تست

t

dfتفاوت میانگینمیانگینگروه
0.0003.43028.26523.0154678.6017افراد عامه
55.5862کارشناسان

نتایج حاصل از اجرای آزمون تی تست مستقل نشان داد تفاوت میانگین نمره ی تیز هوشی خلاقیت در دو گروه کارشناسان و عامه از لحاظ آماری معنادار است.بنابراین نمره تیزهوشی خلاقیت در افرادعامه بالاتر از کارشناسان است.

ج)تفاوت کارشناسان و افراد عامه با نمره تنوع تیزهوشی خلاقانه:

سطح معناداری

تی تست

t

dfتفاوت میانگینمیانگینگروه
0.0001.07828.2843.9110938.4283افراد عامه
34.5172کارشناسان

نتایج حاصل از اجرای آزمون تی تست مستقل نشان داد تفاوت میانگین نمره ی تنوع تیزهوشی خلاقانه در دو گروه کارشناسان و عامه از لحاظ آماری معنادار است.بنابراین نمره تنوع تیزهوشی خلاقانه در افراد عامه بالاتر از کارشناسان است.

)آیا بین برداشتهای عرفی و عامّه مردم با مبانی نظری اجماعی از پدیده تیزهوشی و استعداد تفاوت وجود دارد؟

برگه‌ای مرکّب از دو تعریف در میان هفت داور توزیع شد و میزان تطابق آنها با یکدیگر مورد قضاوت قرار گرفت.

تعریف نخست از اجماع مبانی نظری حاصل شد و تعریف دوم از جمع بندی دیدگاه عامّه به دست آمد.

لطفاً میزان موافقت خود را با تطابق این دو تعریف در مفهوم «تیزهوشی»، با یکی از نمرات 1(بسیار کم)، 2(کم)، 3(متوسط)، 4(زیاد)، 5(بسیار زیاد)، مشخّص فرمائید.

تعریف 1): «تیزهوشی»، یک توانمندی هوشی (ظرفیّت شناخت) و استعداد غیراکتسابی بالاتر از سطح متوسّط و پرورش‌پذیر است که از یک عامل عمومی یا تعامل میان چند مؤلّفه نشأت می‌گیرد؛ با خلّاقیت همپوشی دارد یا ممکن است با آن همراه باشد و دارای انواعی است یا امکان دارد از چندگانگی در بروز برخوردار باشد.

تعریف 2): «تیزهوشی» یک توانایی هوشی خدادادی خاصّ است که با خلّاقیّت همپوشی دارد یا ممکن است با خلّاقیّت همراه باشد و شامل استعداد به معنای در شناخت مفاهیم ویژه و طبقه بندی آن برای بروز قابلیّت شخصی و انجام ماهرانه‌تر یک کار خاصّ می‌شود.