۱۶. نخبگان دانش
داشتن دانش از یک سو خواست عمومی انسان است و از سوی دیگر در سطح نخبگان نیز ویژگی همه گروههای سه گانه را تشکیل میدهد، به طوری که میتوان همه آنان را نخبگان دانش نامید که دارای دانش الگویی، دانش حرفه ای و دانش کل نگر مرتبط با حوزه عمومی هستند. امّا نخبگان دانش به معنای خاصّ، تولید کنندگان دانش نظری هستند.
ماکس وبر مفهوم روشنفکرگرایی را برای توضیح گرایش های فکری گروهی از اندیشمندان به کار میبرد که با علایق آرمانی برانگیخته میشوند و هدف اصلی آنان ایجاد انسجام معنایی و یکپارچگی معرفتی است. برگر و لوکمان این گروه را نخبگان جهان شمول مینامند و اتزیونی برای مشخص کردن آنان، اصطلاح روشنفکران یا نخبگان دانش را به کار میبرد. نخبگان اندیشه گر، گروه هایی از تولیدکنندگان دانش را تشکیل میدهند که بر اساس منطق معرفتی اندیشه ورزی و خلق آرا و نظریهها میپردازند و آگاهانه یا ناآگاهانه در نظریه پردازیهای خود اغلب از منطق مستقل اندیشه خود پیروی میکنند تا از واقعیتهای اجتماعی و سیاسی. در جامعه جدید ممکن است بخشی از این تولید یا باز تولیدکنندگان دانش نظری در درون سازمانهایی مثل مراکز پژوهشی و دانشگاه ها فعالیت کنند و حتی از دستگاه دولتی حقوق و دستمزد بگیرند، ولی این افراد صرف نظر از منشأ تامین درآمد و پیوستگی نهادی، طبق تعریف، به الگوهای معرفتی خود پایبند هستند.
نخبگان دانش مثل روشنفکران به حقیقت تعهد دارند و علایق مشترک فکری، آنان را از سایر گروهها تمیز میبخشد. این نخبگان اغلب در اجتماعات معرفتی تبلور پیدا میکنند. اساسأ فعالیت این نخبگان دانش معطوف به جست و جوی اهداف عملی نیست، آنان لذّت خویش را در تأمّل اندیشه ای و کار بر اساس منطق معرفتی معین جست و جو میکنند. انواع نخبگان دانش از منطقهای معرفتی گوناگون کلامی، دینی، فلسفی، هنری و علمی پیروی میکنند. معمولاً نخبگان دانش در نظریه ورزی، از علایق اجتماعی و سیاسی خود اجتناب میکنند و اغلب میکوشند بر ریشههای طبقاتی، نژادی و ملی خود فائق آیند. آنان دانش خود را ساخته نیازهای جامعه و یا ساختارهای قدرت نمیدانند، همچنین الگوهای نظری خود در مورد جامعه و دولت را بر مبنای منطق کلّی حقیقت و بهمثابه دیدگاه عمومی و کلی توضیح میدهند..(قانعی راد/ 1389)
نخبگان دانش از یک سو با دخالت دولت و جامعه در کار خویش مخالفت میکنند و از سوی دیگر برای خود رسالتی متعالی به منظور اصلاح جهان قائل هستند. آنان به دلیل ارزیابی دنیای واقعیتها، از نظرگاهی معرفت شناختی و با توجه به مقایسه زمختی دنیای موجود با ظرافتهای دنیای آرمانی، اغلب جهان پیرامون را در حال زوال و دچار فساد و انحطاط مییابند، بنابراین گاه شدیدترین انتقادها را نسبت به جامعه و دولت ابراز میکنند. در دیدگاه نخبگان دانش، توسعه دانش نظری در میان مردم و دولت و پیروی آنان از دستاوردهای نظری راه حل خروج از مشکلات و مسائل است. دانشمندان به لزوم تبعیت از قوانین علمی باور دارند و رواج مدیریت علمی و سریان علم در سیاست را لازمه پیشرفت و ترقی جامعه و دولت میدانند.
تأکید بر ابعاد معرفتی در بین این گروه از نخبگان، میزان عملگرایی یا حتّی توجّه به عمل شخصی را در قلمروی اجتماعی و سیاسی آنان کاهش میدهد. این افراد فعّالیّت فکری را اساسی تر و ضروری تر از فعالیت عملی میدانند. برخی از این نخبگان، رفتار اجتماعی و سیاسی را به تودهها واگذار میکنند، زیرا تمایل دارند بیشتر نقش هدایت فکری و معنوی را بر عهده بگیرند.
نخبگان اندیشمند معمولاً از نیمرخهای ارتباطی و مشارکتی متفاوتی برخوردارند. آنان تعاملات خویش را در بین حلقههای آموزشی و پژوهشی دانشجویان و همکاران خود میگذرانند و به دلیل علاقه به پژوهش بنیادی و اندیشه انتزاعی، از تأمّل در تنهایی لذّت میبرند و از ارتباطات اجتماعی کناره میگیرند. میزان مشارکت اجتماعی این افراد در گروههای خانوادگی و خویشاوندی کم است و در نهادهای غیردولتی به جز حلقههای فکری یا انجمنهای معرفتی (علمی) عضویّت ندارند. از ارتباطات حزبی اندکی برخوردارند و مقوله سیاست را جّدی تلقی نمیکنند. با این وجود، نخبگان دانش بر اساس یک ایدئولوژی توجیهی، خواهان سرسپردن مردم و دولت یا جامعه و سیاست به تعلّقات معرفتی و تجویزات فکری و اندیشهای آنان هستند.
برخی از بزرگترین روایت های قدرت و دولت، توسط این نخبگان اندیشه گر ساخته و پرداخته شده است. آنان خود را از دولت و سیاست مستقل میدانند و به هیچ وجه خواهان دخالت حکومت در عرصه فکری خود نیستند؛ امّا گاه برای کنترل مستقیم جامعه و دولت آمادگی داشته و حتی آن را ضروری میدانند.
تمایلات نخبگان معرفتی به ایجاد انسجام معنایی، در برخی مواقع باعث ایجاد فاصله بین آنان با مردم و سیاستمداران میشود، در این صورت آنان را «برج عاج نشین» مینامند. بنابراین امکانات اندکی برای افزایش مشارکت اجتماعی و سیاسی این گروهها وجود دارد. آنان به ندرت در بین انبوه مردم ظاهر میشوند و یا در مراسم عمومی مشارکت میکنند. مشارکت آنان در انتخابات و یا فرآیندهای سیاسی نیز پایین میباشد. حداقل انتظار این گروهها از دولت رعایت حقوق آنان برای استقلال اندیشه ورزی و تأمین امنیّت و آزادی لازم برای تداوم مشغله فکری شان است. دولتها باید زمینه های لازم را برای تأمین این خواستهها فراهم کنند.
برخی از سیاستمداران به دلیل این که اندیشه های این گروه از نخبگان مستقیماً به کار روزمّره دولت و جامعه نمیآید، تمایل به محدود کردن منابع و زیرساختهای فعّالیّتهای آنان دارند و گاه با توجه به آرای انتقادی، برخی از این نخبگان برای آنان محدودیتهای سیاسی ایجاد میکنند. اماّ حکومتها باید زمینه های لازم را برای خردورزی این اندیشمندان فراهم کنند. برخی از این اندیشهها در کوتاه مّدت یا میانمدت ثمرات خود را برای اهداف مهندسی، فنّی و انسانی به عنوان حوزه علایق سیاستمداران آشکار میکنند و برخی دیگر دارای آثار ارزندهای در بلندمدت هستند. جنبه انتقادی آرای آنان نیز با میانجیگری حوزه عمومی برای تصحیح و تعدیل فرایندها و سیستمها ضروری است که مقابله با آنان، ظرفّیتهای فکری را برای اصلاح فنی و اجتماعی در بلندمّدت کاهش میدهد.
در طول تاریخ و حتی در دورههای معاصر، سایر گروه های نخبگان (از جمله نخبگان قدرت) از روشهای فکری و رفتاری این تولیدکنندگان مجرد نشین انتقاد کرده اند و حتی آن را بی ثمر و غیرمفید نامیده اند، با این حال هنوز و حتی تا آینده قابل پیشبینی، این نخبگان اندیشه ورز، اهمیت، جایگاه و نیز ضرورتهای کارکردی خود را برای جامعه بشری حفظ خواهند کرد.
برای تعیین مهم ترین عرصه های اجتماعی و سیاسی مشارکت نخبگان دانش در کشور باید به مقولات زیر توجه داشت:
جنبش دانشجویی؛
سیاسی شدن علم و اتّحادیه ای شدن علم؛
پیامدهای سیاسی شکاف بین نخبگان علمی و نخبگان سیاسی؛
فقدان مشارکت سیاسی نخبگان علمی؛
عدم ابتنای سیاستگذاریها بر دانش و پژوهش علمی؛
تلاش نخبگان سیاسی برای تأثیرگذاری در دانشگاهها و تهدید استقلال دانشگاهها؛
مهاجرت نخبگان؛
سیاسی شدن فضای دانشگاه ها؛
اولویّت و تقدّم کار سیاسی بر کار علمی؛
پاسخگویی سیاسی (و نه علمی) دانشگاهیان به مسائل سیاسی.
در این مطالعه، مفهوم عامّ نخبگان دانش در مورد گروههای سهگانه نخبگان (به دلیل ابتنای فعالیت آنان بر سه نوع دانش معرفتی، دانش نهادی و دانش حوزه عمومی) به کار میرود. مفهوم خاصّ نخبگان دانش، گروههای متفاوت اهل دانش و معرفت ورزان را در بر میگیرد که نخبگان علمی یکی از انواع آن است. در مفهوم اخصّ نیز گاه مسامحتاً مفهوم نخبگان دانش را به معنای نخبگان علمی به کار میگیریم. بنابراین، شیوه کاربرد این اصطلاح به گونه ای است که در هر مورد متن کلّی امکان تمایز معانی را ممکن میکند.(قانعی راد/1389)