۷. پارادایم تلویحی نخبگی
«پارادایم تلویحی نخبگی»1
این پارادایم بر پایهٔ برداشت متخصّصان در حوزهٔ استعدادهای درخشان ایران و عموم مردم در باره مفهوم «نخبگی» پی ریزی شد.
برای بررسی دیدگاهها و نظرات افراد متخصّص در حوزهٔ استعدادهای درخشان و نیز عامّهٔ مردم شهر تهران از دو فهرست باز پاسخ و بسته پاسخ استفاده شد. به طور کلّی ابزارهای اندازهگیری طیّ سه مرحله پی ریزی شدند:
الف) تهیه پیش نویس ابزار سنجش
در مرحلهٔ نخست 50 نفر کارشناس و 50 نفر از افراد عامّه مورد مطالعه قرار گرفتند که در سؤالی باز پاسخ از مفهوم نخبگی فهرست شامل بیست گزاره به دست آمد:
(نخبگی یعنی:)
استعداد همراه با نبوغ
استفاده از روشهای مختلف در زندگی برای پیروزی
افتخار آفرینی
برجستگی خاص در یک یا چند مورد و بیش از حدّ انتظار
برخورداری از استعداد ویژه
بکارگیری درست فکر و ذهن
به نهایت رساندن همهٔ خصوصیات خوب در یک زمینهٔ مشخّص
بهتر بودن از بقیه در یک زمینهٔ خاص
توانایی انجام کارهای مؤثّر با استفاده از هوش و خلّاقیت
توانایی نظریهپردازی
خاص بودن از لحاظ تجربه و توانایی
داشتن نبوع در هر زمینهای
سرآمدی در یکی از زمینههای مهارتی
سعی برای بهترین بودن در همهٔ زمینههای انتخابی
طرح نظریههای مهم علمی
فرزانگی و تیزهوشی
قدرت زیاد در حلّ مسأله همراه با ذهن فعّال و خودباوری
موفقیت بسیار زیاد از روی نبوغ
هوش فوق العاده
هوش و پشتکار بالا
ب) تهیّه و تدوین محتوای فهرست بسته پاسخ
بدین منظور یک نمونهٔ چهارصدنفری از ساکنان بالای 25 سال شهر تهران مورد بررسی قرار گرفت که نتیجهٔ آن تعریف ذیل از نخبگی بود:
نخبگی یعنی:
استعداد همراه با نبوغ
توانایی کارهای مؤثّر با استفاده از هوش و خلّاقیت و پشتکار بالا
توانایی نظریهپردازی
ج) بررسی روایی سازه
برای مطالعهٔ مزبور از طریق تحلیل عاملی با سایر مفاهیم بنیادین یعنی «استعداد»، «نوآوری»، و «نبوغ» با بررسی یک نمونهٔ پانصدنفری نفری از ساکنان بالای 25 سال شهر تهران این تعریف نهایی حاصل آمد:
نخبگی به معنای استعداد همراه با نبوغ نوآورانه است.
از این رو نخبگی شامل نکات ذیل میشود:
انجام کار با توانایی خاصّ در یک زمینه
استعداد همراه با نبوغ
توانایی کارهای مؤثّر با استفاده از هوش و خلّاقیت و پشتکار بالا
توانایی نظریهپردازی
ابتکار چیزهای نو و جدید یا ابداع روشهای تازه در زمینههای مختلف
ارایهٔ طرحی سودمند برای اوّلین بار که راه حلّ جدید، آسان و مؤثّری برای مسائل دشوار باشد
ایجاد کار جدید یا چیز نو برای بهبود زندگی با بهرهگیری از اندیشه و خلّاقیت بر پایهٔ هوش و دانش
قدرت زیاد در حلّ مسأله همراه با ذهن فعّال و خودباوری
همهٔ انسانها از استعداد که زمینهٔ بنیادین نخبگی است، برخوردارند.
در شرح انگارهٔ مزبور باید بیان داشت هنگامی که «استعداد» و «موفقیّت» در یک زمینهٔ بسیار خاصّ در هم میآمیزد، «نبوغ» پدید میآید. پس «نبوغ» حاصل ترکیب یافتگی استعداد و موفقیّت در یک زمینهٔ بسیار خاصّ است و هنگامی که «نبوغ» با «نوآوری» ترکیب میشود، «نخبگی» شکل میگیرد؛ به بیان دیگر، نخبگی ثمرهٔ یکپارچگی استعداد، نوآوری و موفقیّت است و اگر توجّه داشته باشیم که موفقیّت مشتمل بر «پیشرفت تحصیلی» و «سرآمدی» است، از «نخبگی» میتوان این تعابیر را ارایه داد: «نبوغ نوآورانه»، «استعداد نوآورانهٔ موفقیّتآمیز»، «استعداد نوآورانهٔ توأم با پیشرفت و سرآمدی».
پس نخبگی دربرگیرندهٔ این مؤلّفههاست:
الف) «استعداد» به معنای توانایی در شناخت مفاهیم ویژه و طبقهبندی آن برای بروز قابلیت شخصی و انجام ماهرانهتر یک کار خاص
ب) «نوآوری» به معنای ارایهٔ طرحی سودمند، ایجاد کار جدید، ابتکار چیز نو یا ابداع روش تازه در زمینههای مختلف برای بهبود زندگی است برای اوّلین بار که راه حلّ جدید، آسان و مؤثّری برای مسائل دشوار با بهرهگیری از اندیشه و خلّاقیّت بر پایهٔ هوش و دانش ارایه دهد.
ج) «پیشرفت تحصیلی» به معنای توانایی کسب موفقیّت و پیشرفت نسبی از طریق افزایش سطح آگاهی و بهتر شدن فهم درسی که با آزمون معتبر تحصیلی تأیید شود و به کسب مدارج بالا منجر گردد.
د) «سرآمدی» به معنای موفقیّت در زمینهای خاصّ یا مجموعهای ازفعّالیّتها با استفاده از توانایی برتر بر پایهٔ برجستگی به لحاظ ویژگیهای مشخّص، به گونهای که رضایت از خود با تعقیب اهداف شخصی همراه با تلاش بیوقفه تحقّق یابد و فرد در مقام ارزشمند جای گیرد.
بنابراین با یک «پارادایم تلویحی» روبروییم. این«پارادایم» با محوریّت نخبگی، یکپارچگی مییابد. نخبگی، مرکّب از نبوغ و نوآوری است؛ مؤلّفهٔ نبوغ از استعداد و موفقیّت تشکیل میشود؛ موفقیّت به مثابهٔ ترکیبی از سرآمدی و پیشرفت، پایهٔ خردمندی به شمار میآید؛ و تحقّق خردمندی نیز مستلزم عقل است.
استعداد نیز به منزلهٔ ترکیبی از توانایی و مهارت، علاوه بر آن که یکی از دو پایهٔ نبوغ را تشکیل میدهد، اساس و بنیاد تیزهوشی است و تیزهوشی (و از جمله هوش) نیز از طریق خلّاقیّت با نوآوری پیوند مییابند و نوآوری یکی از دو زمینهٔ «نخبگی» را تشکیل میدهد. از این رو، نخبگی مستلزم وجود «توانایی»، «مهارت»، «سرآمدی» و «پیشرفت» است.
بر این اساس، «نخبگی» را میتوان این گونه تعریف کرد: «توانایی انجام کارهای مؤثّر با استفاده از هوش و خلّاقیت و پشتکار بالا، انجام کار با توانایی خاصّ در یک زمینه، قدرت زیاد در حلّ مسأله، توانایی نظریهپردازی، استعداد همراه با نبوغ، ابتکار چیزهای نو و جدید یا ابداع روشهای تازه در زمینههای مختلف، ایجاد کار جدید یا چیز نو برای بهبود زندگی با بهرهگیری از اندیشه و خلّاقیت بر پایه هوش و دانش و ارایه طرحی سودمند برای اوّلین بار که راه حلّ جدید، آسان و مؤثّری برای مسائل دشوار باشد.(کاظمی حقیقی و همکاران، 1388)
منبع:
کاظمی حقیقی، ناصرالدّین؛ فرزاد، ولی الله؛ خوشخلق، ایرج؛ یزدانیپژوه، مریم(1388) بررسی مبانی نظری نخبگی، پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش(پژوهشکدهٔ تعلیم و تربیت، گروه اندازهگیری و ارزشیابی آموزشی) به سفارش شورای عالی آموزش و پرورش، صفحات 205-211