پرش به محتوای اصلی
نخبگی و انواع آن

۲۱. بحث و نتیجه‌گیری

۱۰ دقیقه مطالعه

سخن کلّی در بیان برداشتهای عرفی و عامّهٔ مردم از پدیدهٔ تیزهوشی و استعداد این است که اصطلاحات هوش، تیزهوشی و خلّاقیت با یکدیگر هماهنگی مفهومی دارند و این هماهنگی در سه نوع ساختار مختلف بروز و ظهور دارد:

یکپارچگی تیزهوشی و خلّاقیت

هوش به معنای فهم موشکافانه و خلاقانه مبتنی بر موهبت خدادادی خاص، زمینه‌ساز مفهومی از تیزهوشی است که بر سرعت شناخت و برجستگی در توانایی، خلّاقیت، وظیفه‌مندی و عملکرد خاص تأکید می‌ورزد؛ این پدیده‌‌ اگر با تلاش‌ همراه‌ شود، به‌ نخبگی‌ می‌انجامد.

این تعریف به وجود مؤلّفه‌های ذیل توجّه دارد:

فهم موشکافانه(در مفهوم هوش) به معنای «توجّه، دقّت‌ و موشکافی‌ در امور‌ برای‌ درک‌ و فهمیدن‌ مطالب‌ همراه با سرعت‌ در اندیشیدن،‌ فهم و یادگیری».‌

فهم خلّاقانه (در مفهوم هوش) به معنای «فهم، گیرایی، دریافت‌ و یادگیری معانی چیزها و مطالب همراه با نوسازی‌ و خلق‌ چیز جدید».

موهبت خدادادی خاص(در مفهوم هوش)

سرعت شناخت و عملکرد بالا (در مفهوم تیزهوشی) به معنای سرعت‌ و عملکرد بالا در فراگیری، درک،‌ فهم‌، تجزیه‌ و تحلیل‌ و انتقال مطالب‌ در یکی‌ از زمینه‌های‌ تحصیلی‌، خلاقیت‌ (با تأکید بر نوآوری)، رهبری‌ و یا هنری‌

برجستگی در توانایی خلّاقانهٔ وظیفه‌مندانه (در مفهوم تیزهوشی) به معنای ترکیب این سه‌ ویژگی‌: توانایی‌ بالاتر از متوسّط‌، وظیفه‌مندی‌بسیار بالا، خلّاقیّت‌ برجسته؛ این پدیده‌‌ اگر با تلاش‌ همراه‌ شود، به‌ نخبگی‌ می‌انجامد.

تیزهوشی خلّاقیت

هوش به معنای موقعیّت‌سنجی، ریشه‌یابی و رهکاریابی بر پایهٔ توانایی شناخت تحلیلی متفاوت که به انجام‌ کار در سطح‌ برجسته‌ می‌انجامد، زمینه‌ساز مفهومی از تیزهوشی است که بر وجود توانایی استثنایی و استعداد بی نظیر در گیرایی تأکید می‌کند. خلّاقیت بر این پایه در سه جلوه بروز می‌یابد:الف) طرح نو، ب) نوپدیدآوری، ج) پویایی نوکارآورانه

این تعریف به وجود مؤلفه‌های ذیل توجه دارد:

تحلیل کارآورانه (در مفهوم هوش) به معنای موقعیّت‌سنجی، ریشه‌یابی و رهکاریابی بر پایهٔ توانایی شناخت تحلیلی متفاوت که به انجام‌ کار در سطح‌ برجسته‌ می‌انجامد.

گیرایی استثنایی (در مفهوم تیزهوشی) به معنای توانایی استثنایی و استعداد بی نظیر در گیرایی که برتر از ویژگیهای سنّی است

خصوصیات‌ فرد تیزهوش‌ بالاتر از ویژگیهای‌ سنّ‌ طبیعی‌ است؛ توانایی‌ استثنایی در یادگیری، گیرایی‌ تیز و زیاد، استعداد بی‌نظیر و منحصر به‌ فرد، تیزهوش‌ کسی‌ است‌ که‌ در میان‌ پنج درصد بالای‌ همسن‌ و سالان‌ خودش‌ باشد.

طرح نو (برپایه توانایی و نگاه متفاوت) (در مفهوم خلّاقیت) به معنای پیشنهاد تازه‌، تازگی، ‌توانایی‌ تولید و ترکیب‌ اشیاء به‌ شکل‌ تازه‌، نگریستن‌ به‌ پدیده‌ها به‌ گونه‌ای‌ دیگر و نوسازی‌ با اندیشیدن‌ و تفکّر

نوپدیدآوری بر پایهٔ اندیشه و توانایی(در مفهوم خلّاقیت) به معنای استفاده‌ از اندیشه‌ برای‌ ارایهٔ‌ نظرهای‌ جدید و متنوّع، آفرینندگی‌، به وجود آوردن ‌و پدیدآوری‌ چیزهای‌ تازه، بدیع‌ و جدید، توانایی‌ پدید‌ آوری‌ فکر و‌ اندیشهٔ‌ جدید و نو و نوآوری‌ در کارها، افکار یا عقاید

پویایی نوکارآورانه برپایهٔ توانایی(در مفهوم خلّاقیت) به معنای بهره‌برداری‌ از هر شرایطی‌ برای‌ انجام‌ کار، ارایهٔ‌ کارها با شیوهٔ نوین‌ و متفاوت‌، توانایی‌ ایجاد چیز نو و جالب‌، یافتن‌ راه‌ جدید برای‌ انجام‌ کارهای‌ نو با وسایل‌ اندک، احساس‌ نیرومندی‌ شدید برای‌ تجربهٔ‌ کنجکاوانه‌ و فعّال‌ یک‌ اندیشهٔ‌ بزرگ‌ هیجان‌ انگیز، مبتکرانه و ابداعی، ‌جنب‌ و جوش‌ کنجکاوانه برای‌ کارهای‌ نو و تازه

تنوّع تیزهوشی خلّاقانه

تیزهوشی به مفهوم توانایی و استعداد خدادادی بالا در هوش که با ضریب هوشی و فعالیت برجسته‌تر از سنّ بروز می‌یابد و در هر طبقه‌ای‌ از جامعه‌ وجود دارد و دارای تنوّع است، مبنای خلّاقیت را در دو جلوه تشکیل می‌دهد:الف) استنباط نو، ب) حل مسأله

به تعبیر دیگر تیزهوشی به مفهومی که بیان گردید، پایهٔ استنباط نو و اکتشاف برای حلّ مسأله، اختراع و نوآوری محسوب می‌شود.

در پاسخ به سؤال نخست

1) آیا بین برداشتهای عرفی و عامّهٔ مردم بر حسب خصوصیات سنّی و جنسیتی و تحصیلی از پدیدهٔ تیزهوشی واستعداد تفاوت وجود دارد؟

بر اساس یافته‌های تحقیق میان برداشتهای عرفی و عامّهٔ مردم بر حسب خصوصیات سنّی و تحصیلی از پدیدهٔ تیزهوشی واستعداد تفاوت وجود ندارد. امّا بر حسب خصوصیات جنسیتی تفاوت معناداری وجود دارد و زنان به طرز قابل ملاحظه ای بیش از مردان، تعاریف یادشده را برای مفاهیم دوازده گانه نخبگی می‌پذیرند. حال آنکه میزان پذیرش تعاریف مزبور بستگی به سطوح تحصیلی و طبقات سنّی ندارد. نمونهٔ مورد بررسی در گسترهٔ سنی شانزده سال تا کهنسالی و سطح تحصیلات دیپلم تا دکتری به طور یکسان این تعاریف را برای مفاهیم بنیادین می‌پذیرند.

بنا براین در پاسخ به سؤال نخست تحقیق باید بیان داشت که بین برداشتهای عرفی و عامّهٔ مردم فقط بر حسب خصوصیات جنسیتی از پدیدهٔ تیزهوشی واستعداد تفاوت وجود دارد.

چنان که ذکر شد، مقایسه برداشتهای عرفی و عامّهٔ مردم با استنباطهای متخصّصان از پدیدهٔ تیزهوشی و استعداد جز در یکی از تعاریف «استعداد» به معنای «توانایی شناخت‌ و طبقه‌ بندی‌ مفاهیم»‌، در سایر حیطه‌ها توافق عامّهٔ مردم با این تعاریف در سطح قابل ملاحظه و معناداری بیشتراست. این تفاوت شامل مفهوم تیزهوشی و تعریف دوم استعداد به معنای توانایی‌ ویژه(توانایی‌ بالا در بروز قابلیتهای‌ شخصی‌، توانایی‌ ویژه‌ بالقوّه در انجام‌ کاری‌ با دستیابی‌ به‌ مهارت‌ یا دانش‌، و توانایی‌ یا مهارت‌ ذاتی‌ خاص‌ در یک‌ زمینه بیش از دیگران) نیز می‌شود. بنابراین در میزان موافقت با تعریف استعداد به معنای توانایی شناخت‌ و طبقه‌ بندی‌ مفاهیم‌، هیچ تفاوتی میان برداشتهای عرفی و عامّهٔ مردم با استنباطهای متخصّصان وجود ندارد.

در پاسخ به این سؤال: آیا بین برداشتهای عرفی و عامّهٔ مردم با مبانی نظری اجماعی از پدیدهٔ تیزهوشی و استعداد تفاوت وجود دارد؟

چنان که در پیشینه بیان شد نظریه‌های اساسی تیزهوشی در یک جمع بندی کلّی بر وجود نکات ذیل اجماع دارند:

الف) توانمندی هوشی (ظرفیّت شناخت) و استعداد بالاتر از سطح متوسّط که بالقوّهٔ‌ و غیراکتسابی است

ب) عامل عمومی یا تعامل میان چند مؤلّفه

ج) دربرگیری استعداد

د) همپوشی تیزهوشی با خلّاقیت یا امکان همراهی با آن

ه) تنوّع، چندگانگی یا چند وجهی بودن پدیدهٔ تیزهوشی

و) پرورش پذیری پدیدهٔ تیزهوشی

بنابراین، بر پایهٔ اجماع مبانی نظری، «تیزهوشی»، یک توانمندی هوشی (ظرفیّت شناخت) و استعداد غیراکتسابی بالاتر از سطح متوسّط و پرورش‌پذیر است که از یک عامل عمومی یا تعامل میان چند مؤلّفه نشأت می‌گیرد؛ با خلّاقیت همپوشی دارد یا ممکن است با آن همراه باشد و دارای انواعی است یا امکان دارد از چندگانگی در بروز برخوردار باشد.

امّا تعریف اجماعی عُرفی از تیزهوشی و استعداد چنان که بیان شد:

«تیزهوشی» یک استعداد خدادادی خاصّ با تأکید بر خلّاقیت (اعم از نقش بنیادین برای تیزهوشی یا امکان جمع پذیری با آن) است که از طریق عملکرد یا انجام کار بروز می‌کند.

و «استعداد» یک توانایی در شناخت مفاهیم ویژه و طبقه‌بندی آن برای بروز قابلیت شخصی و انجام ماهرانه‌تر یک کار خاص است.

بنابراین «تیزهوشی» از دیدگاه عُرفی، یک توانایی هوشی خدادادی خاصّ است که با خلّاقیت همپوشی دارد یا ممکن است با آن همراه باشد.و شامل استعداد به معنای شناخت مفاهیم ویژه و طبقه‌بندی آن برای بروز قابلیت شخصی و انجام ماهرانه‌تر یک کار خاصّ می‌شود

چنان که ذکر شد، میزان تطابق این دو تعریف از سوی داوران در مقیاس «لیکرت» 1(بسیار کم)، 2(کم)، 3(متوسط)، 4(زیاد)، 5 (بسیار زیاد)، نشان داد که نمرهٔ توافق 9/3 است.

بنابراین برداشت عرفی عامّه با تعریف حاصل از مبانی نظری اجماعی از پدیدهٔ تیزهوشی و استعداد در سطح قابل ملاحظه‌ای تطابق دارد.

مقایسهٔ استنباطهای متخصّصان با مبانی نظری اجماعی از پدیدهٔ تیزهوشی و استعداد

در پاسخ به این پرسش که:

4) آیا بین استنباطهای متخصّصان با مبانی نظری اجماعی از پدیدهٔ تیزهوشی و استعداد تفاوت وجود دارد؟

باید بیان داشت از آن جا که جز در یکی از تعاریف استعداد (توانایی شناخت‌ و طبقه‌ بندی‌ مفاهیم‌) در سایر حیطه‌ها، عامّهٔ مردم بیش از متخصّصان با این تعاریف برای مفاهیم نخبگی توافق دارند، تعریف استنباطی متخصّصان نیز مشابه عامه فقط از لحاظ سطح توافق با مبانی نظری اجماعی، تفاوت دارد؛ یعنی تعریف استنباطی متخصّصان نیز چنین است: «تیزهوشی» یک استعداد خدادادی خاصّ با تأکید بر خلّاقیت (اعم از نقش بنیادین برای تیزهوشی یا امکان جمع پذیری با آن) است که از طریق عملکرد یا انجام کار بروز می‌کند.

بنا براین در جست وجوی یک تعریف ملّی(اجماع برداشت عمومی و فرهنگی) از تیزهوشی باید فرازهای تعریف اجماعی عامّه را از جنبهٔ مبانی ارزشی و فرهنگی بررسی کرد.

این بررسی مقارناتی را در فرازهای اساسی تعریف با اصطلاحات «فهم»، «فطنت»، «قریحه»، «فراست»، «حذاقت» و «حِجیٰ» نشان می‌دهد.

چنان که ذکر شد، «تیزهوشی» از دیدگاه عُرفی، یک توانایی هوشی خدادادی خاصّ است که با خلّاقیت همپوشی دارد یا ممکن است با آن همراه باشد و شامل استعداد (به معنای شناخت مفاهیم ویژه و طبقه‌بندی آن برای بروز قابلیت شخصی و انجام ماهرانه‌تر یک کار خاصّ) می‌شود.

بی تردید توانایی هوشی خدادادی با مفهوم «قریحه» همراهی دارد.

خلّاقیت نیز در تعبیر عامّه ناظر به پنج ویژگی است:

1) «طرح نو برپایهٔ توانایی و نگاه متفاوت» به معنای پیشنهاد تازه‌، تازگی، ‌توانایی‌ تولید و ترکیب‌ اشیاء به‌ شکل‌ تازه‌، نگریستن‌ به‌ پدیده‌ها به‌ گونه‌ای‌ دیگر و نوسازی‌ با اندیشیدن‌ و تفکّر

2) «نوپدیدآوری بر پایهٔ اندیشه و توانایی» به معنای استفاده‌ از اندیشه‌ برای‌ ارایهٔ‌ نظرهای‌ جدید و متنوّع، آفرینندگی‌، به وجود آوردن ‌و پدیدآوری‌ چیزهای‌ تازه، بدیع‌ و جدید، توانایی‌ پدید‌ آوری‌ فکر و‌ اندیشهٔ‌ جدید و نو و نوآوری‌ در کارها، افکار یا عقاید

3) «پویایی نوکارآورانه برپایهٔ توانایی» به معنای بهره‌برداری‌ از هر شرایطی‌ برای‌ انجام‌ کار، ارایهٔ‌ کارها با شیوهٔ نوین‌ و متفاوت‌، توانایی‌ ایجاد چیز نو و جالب‌، یافتن‌ راه‌ جدید برای‌ انجام‌ کارهای‌ نو با وسایل‌ اندک، احساس‌ نیرومندی‌ شدید برای‌ تجربهٔ‌ کنجکاوانه‌ و فعّال‌ یک‌ اندیشهٔ‌ بزرگ‌ هیجان‌ انگیز، مبتکرانه و ابداعی، ‌جنب‌ و جوش‌ کنجکاوانه برای‌ کارهای‌ نو و تازه

4) «نواستنباطی بر پایهٔ هوش و باز بودن در نواندیشی و نگاه» به معنای نواندیشی‌ در طرحها و نظرها، استنباط‌ مفهوم‌ جدید از ترکیب‌ مفاهیم‌ آموخته‌ شده‌ با تکیه‌ بر هوش‌، سعی‌ در خوب‌ نگاه‌ کردن‌ و ایجاد چیز جدید، داشتن‌ فکر و اندیشهٔ‌ باز برای‌ نگاه‌ کردن‌ به‌ همهٔ‌ جوانب‌

5) «قدرت مولّد حلّ مسأله» به معنای دستیابی‌ برای‌ تولید و اکتشاف، قدرت‌ حلّ‌ مسأله، کشف‌ و اختراع‌

بنابراین خلّاقیت مستلزم اکتشاف، نگریستن‌ به‌ پدیده‌ها به‌ گونه‌ای‌ دیگر، سعی‌ در خوب‌ نگاه‌ کردن و اندیشهٔ‌ باز برای‌ نگاه‌ کردن‌ به‌ همهٔ‌ جوانب‌ است.

استعداد نیز مقتضی فهم و دریافت و انجام ماهرانهٔ کار است. انجام ماهرانهٔ کار می‌تواند تعبیر دیگری از «ورزیدگی در کار و مهارت» باشد.

از سوی دیگر، چنان که بیان شد، «فهم» به معنای دریافت و خردورزی همراه با ظرافت طبع است. «فطنت» نیز نوعی هوش است که امکان دریافت معنی سخن و فهم حقایق کلام را می‌دهد. همچنین «قریحه» اشاره به ماهیت سرشتی هوش دارد که از ابتدا در جوهره و بافت آفرینش آدمی وجود دارد و امکان دریافت و استنباط دانش را فراهم می‌آورد؛ چنان که در متون ادبیات از آن تعبیر به «طالع موهوبی» شده است. «حذاقت» نوعی هوش حاصل از ورزیدگی در کار و مهارت است. «حِجی» دلالت بر دریافت پیچیدگی امور و پدیده‌ها دارد؛ به «حِجی» است که حقیقت پدیده‌ها از روی نشانه هاشان، پی برده شود و، قرارگیری جزء در کلّ خودش و خامی و نقص پدیده‌ها، دریافت شود و یقین صورت بندد و فرد با رهایی از تقلید به کشف نایل آید و رازهای امور و پدیده‌ها دریافت گردد. حتّی دانش هوش نیز به این هوش، راست آید. « فراست» نوعی هوش است که امکان دریافت حقایق مبصرات و دیدنیها را می‌دهد و به عبارتی مترادف با تیزبینی است و به تعبیر دیگر، دیدن و شناخت هر چیز و پدیده‌ای پنهان از روی نشانه‌هایش بدون استدلال شهودی و آگاهی از روی تجربه است و به نوبهٔ خویش دارای درجاتی است. از این رو مرتبه‌ای از هوش به شمار آید که به دریافت حقایق آنچه دیده شود، امکان بخشد.

بنابراین ممکن است بتوان بر اساس مبانی فرهنگی و برداشت عامّه که با دیدگاه متخصّصان و اجماع مبانی نظری درآمیخته است، این تعریف را برای «تیزهوشی» ارایه داد:

«موهبتی خدادادی در تیزبینی و دریافت اکتشاف‌آمیز که با ورزیدگی در کار بروز می‌یابد».