پرش به محتوای اصلی
نخبگی و انواع آن

۱۹. نخبگی رهبری

۵ دقیقه مطالعه

پیدایش و ظهور قدرت رهبری افراد آدمی، به وجود زمینه‌ها و تمهیدات مساعد کننده ای ارتباط دارد. ولی غالباً در شرایط ویژه ای ظهور رهبر، تقویت می‌یابد که از جمله این شرایط می‌توان به موارد زیر توجه نمود:

1- هنگامی که بنیانها، اصول و مبانی اساسی یک سازمان و یا شالوده یک جامعه یا گروه اجتماعی فرو می‌ریزد.

2 موقعیتهایی که موجب ایجاد تضاد و اختلاف داخلی در سازمان می‌گردد.

3 قدرت و استعداد رهبری قابل ملاحظه ای در فرد یا افراد ویژه ای وجود دارد.

فرد رهبر، عصاره وجودی، مرجع و الگوی یک سازمان است و مناسبترین ملاک و معیار برای ارزشیابی هر سازمانی محسوب می‌گردد و حیات و دوام سازمان به وجود ویژگیهای وی بستگی دارد. این آرمانها، اهداف و مقاصد متعالی وی می‌باشد که به سازمان، نظام ارزشی ویژه ای می‌بخشد.

با توجه به نکات فوق، تردیدی برای اهمیت و ضرورت وجود رهبری برای هر نهاد، گروه و یا جامعه ای باقی می‌ماند و به همین ترتیب مطالعه و تحقیق و بررسی در این امر اهمیت شایانی می‌یابد.

فرد رهبر، مجری، سیاستگذار، برنامه ریز، متخصّص، نماینده خارجی، ناظر روابط داخلی، مسؤول تشویق و تنبیه، قاضی، الگو، علامت، جانشین مسؤولیتهای فردی، نظریه پرداز، شبه پدر و سپر بلا در یک نهاد است.

مبانی قدرت رهبری را غالباً پاداش، تنبیه، مهارت، مرجعیت و قراردادهای قانونی تشکیل می‌دهد.

پژوهشگران برخی از ویژگیهای کلی «نخبگی رهبری» را یادآور شده اند: پشتکار، تمرکز در کار، خود مختاری شخصی، ایجاد وحدت، اعتماد به نفس و خودشکوفایی.

«ذهنیت تدبیری» از دیگر مشخصات اساسی «نخبگی رهبری» است که این ویژگیها را در بر می‌گیرد:

1رهبر باید بتواند الگوی کاملی از اصول و روابط را بنگرد و در یادگیری تجربی به اندازه نظری و منطقی واجد شرایط باشد.

2 او باید قادر باشد که وظایف مربوطه را در یک مدّت زمانی دو تا پنج ساله اجرا نماید.

3 از لحاظ شخصیتی دارای پختگی، ثبات و استواری، اعتماد به نفس و وضعیت روانی نسبتاً غیر عصبی باشد.

4 فوق العاده نیرومند و عامل فعالیت باشد.

معمولاً چهار نظریه عمده، در نخبگی رهبری مطرح می‌شود:

1 شخصیّت نگری

رهبری به عنوان یک امر شخصیتی تلقی می‌شود. رهبران در واقع به طور موهوبی (و نه اکتسابی) این توانایی را دارند آنها به طور ذاتی، قدرت نفوذ در افراد را دارند و نسبت به روابط، حساسیت نشان می‌دهند و تفاوت هوشی آنها با پیروان حداکثر به سی نمره بهره هوشی می‌رسد.

بر طبق این دیدگاه، رهبران با توانایی و ویژگی رهبری متولد می‌شوند یعنی وجه تمایز رهبران و غیر رهبران ذاتی و فطری است. پژوهشگران برخی صفات شخصیتی یافته اند که به رهبری مربوط می‌شود. این خصوصیات با عوامل وضعیتی در تعامل می‌باشد: کفایت، پیشرفت (موفقیّت )، مسؤولیت پذیری، مشارکت، مقام اجتماعی. عوامل وضعیتی مؤثّر را می‌توان این گونه برشمرد: سطح قابلیت ذهنی، مهارتهای موقعیتی، نیازها و علایق پیروان و اهدافی که باید تحقّق یابند.

2 پویایی گروه

رهبری به عنوان یک جریان مهارتی توصیف می‌گردد که ناشی از شرایط و اقتضائات گروه کوچک است؛ یعنی می‌تواند به صورت یک سلسله مهارتها آموخته شود. رهبران با کسب برخی الگوهای رفتاری (مانند ساخت گرایی سازمانی، تعامل و مراعات تابعین و کارمند مداری) می‌توانند موفقیّت داشته باشند.

3 اسنادی

رهبری، یک ساخت و بنیادی است که از اسنادهای اعضای یک گروه نشأت می‌یابد؛ یعنی رهبری در واقع به عنوان انتظارات و توقعات پیروان تعریف می‌شود. فشارهای گروهی در تعیین وضعیت و سبک رهبری مؤثّر هستند.

4 نقش اجتماعی

رهبری یک نقش اجتماعی تصویب شده به وسیله سازمان است. یعنی شخصیت، مهارتها و اسنادهای دیگران نقش نسبتاً جزیی در رهبری ایفا می‌کنند.

علی رغم دیدگاههای گوناگون در مبانی و مفاهیم ذی ربط، این تعریف از «نخبگی رهبری» ارائه شده است:

«نخبگی رهبری، جریان وحدت یافته تصمیم گیری، اجرا و نظارت است که آن را فردی با خصایص موهوبی، از طریق بهره گیری از منابع، در جهت نیل به اهدافی خاص، تحقق می‌بخشد».

مشخصات اساسی زیر در این تعریف مشهود است:

1 رهبری یک جریان وحدت یافته یکپارچه منسجم و هماهنگ است.

2 تصمیم گیری به معنای وسیع کلمه، شامل انتخاب و گزینش مأموریت، هدف، استراتژی (راهبرد)، خط مشی (سیاست)، طرح، برنامه، پروژه، بودجه، رویه، روش و مقرّرات بر اساس آرمانها و منظورهای مشخص است.

3 اجرا اشاره به سازماندهی (تشکیل و طراحی سازمان) تأمین و مدیریت منابع انسانی، مادّی (شامل بهره گیری از ظرفیتهای زمانی، تسهیلات لازم) و هدایت فعالیتها و کوششها می‌گردد.

4 مراد از «نظارت» بررسی این نکته است که آیا جریان اجرایی به تحقّق اهداف انجامیده است یا خیر؟

5 رهبری، امری فردی است (و نه مشارکتی و گروهی).

6 رهبر از خصایص و ویژگیهایی در ابعاد توانمندی ذهنی، گرایشی، انگیزشی، نگرشی، شخصیتی، رفتاری و حتی جسمانی برخوردار است که به طور موهوبی و ذاتی وی را از سایرین متمایز می‌سازد.

بر اساس تعریف فوق مراحل رهبری را این گونه می‌توان برشمرد: 1 تصمیم گیری 2 سازماندهی 3 تأمین منابع 4 مدیریت منابع 5 هدایت 6 نظارت.

در مجموع این خصایص کلی در باره «نخبگی رهبری» ارایه شده است:

1 فعالیت فوق العاده در اقدامات بزرگ اجتماعی، مشارکت فعالانه و مثبت

2 شهرت در میان همسالان

3 تعامل آسان با دیگران

4 سهولت در سازگاری با موقعیتهای جدید

5 علاقه به تسلط بر دیگران و هدایت فعالیتها

6 گرایش به مورد توجه قرار گرفتن دیگران از لحاظ عقاید و تصمیمات

7 توانایی تحمل مسؤولیت و معتمد بودن

8 آشنایی با انجام امور

9 توانایی اظهار خویش

10 تمایل به این که ابتدا توسط دیگران انتخاب شود

11 لذت بردن از معاشرت با دیگران

12 توانایی ایجاد رفتار سازنده در دیگران

13 موضع درونی نظارت

14 خودباوری نیرومند (کاظمی، 1397، ص72-84)