پرش به محتوای اصلی

۴۶. 183/462 (هوش) =1/945 خلّاقیّت

۷ دقیقه مطالعه

بنابراین بهترین عامل پیش‌بین برای خلّاقیّت دانش‌آموزان‌ تیزهوش سازمانده در بهرهٔ هوشی 161 به بالا، «هوش» است. به عبارت دیگر «هوش تحلیلی»، بیشترین عامل هوشی تقویت کننده برای خلّاقیّت دانش‌آموزان‌ تیزهوش در بهرهٔ هوشی 161 به بالا به شمار می‌آید.

استنباط کلّی

با توجّه به آنچه بیان شد، در حالی که در هر دو گروه پسران و دختران، چهار عامل هیجانی به طور مشترک به تبیین خلّاقیّت یاری می‌دهند، امّا تفاوت در اولویّت پیش‌بینی است؛ در میان دختران، « هیجان پذیری» بهترین عامل تبیین و پیش‌بینی است، حال آنکه خلّاقیّت پسران تیزهوش به بهترین شکل به وسیلهٔ «جنب و جوش هیجانی» پیش بینی می‌شود.

بررسی مقایسه‌ای پایه‌ها نشان می‌دهد که در همهٔ پایه‌ها به طور مشترک «سرسختی شناختی» بهترین عامل پیش‌بین خلّاقیّت محسوب می‌شود؛ در حالی که تفاوت پایه‌ها در عوامل ترکیبی است.

در پایه‌های اوّل و دوم راهنمایی و اوّل دبیرستان بهترین عوامل پیش‌بین خلّاقیّت، ترکیب «سرسختی شناختی» و «بیتابی» است؛ حال آنکه در پایه سوم راهنمایی، ترکیب «سرسختی شناختی» و «جنب و جوش هیجانی» و در دوم دبیرستان، ترکیب «سرسختی شناختی» و «هیجان پذیری» است. به بیان دیگر «بیتابی»، «جنب و جوش هیجان» «هیجان پذیری» تعیین کننده تفاوت پایه‌ها هستند.

مقایسه سطوح تیزهوشی نشان می‌دهد در حالی که «جنب و جوش هیجانی» بهترین عامل پیش بین برای خلّاقیّت در سطح تیزهوشی سازماندهی خفیف محسوب می‌شود، در سطوح نه چندان شدید و شدید، «هیجان پذیری» جای آن را می‌گیرد و سرانجام در سطوح تیزهوشی سازماندهی بسیار شدید و عمیق، عوامل هیجانی، دیگر پیش بینی کنندهٔ خلّاقیّت نیستند و جای خود را به عامل «هوش» می‌دهند.

مقایسه سطوح بهرهٔ هوشی نشان می‌دهد که در طیف بهرهٔ هوشی 115 به بالا، هر چهار متغیّر هیجانی یعنی «هیجان پذیری»، «جنب و جوش هیجانی»، «سرسختی شناختی» و «بیتابی» بهترین عوامل پیش‌بین برای خلّاقیّت هستند؛ امّا با افزایش بهرهٔ هوشی در طیف 147 به بالا، «هیجان پذیری» نیز مانند «هوش»، تبیین کنندهٔ خلّاقیّت نیست و در طیف 152 به بالا، فقط «جنب و جوش هیجانی» بهترین عامل پیش‌بین خلّاقیّت می‌شود و در طیف 155 به بالا عامل «هوش» نیز در کنار «جنب و جوش هیجانی» خلّاقیّت را پیش‌بینی می‌کند و سرانجام در طیف بهرهٔ هوشی 161 به بالا فقط «هوش» پیش‌بینی کنندهٔ خلّاقیّت می‌گردد و خلّاقیّت از عوامل هیجانی مستقلّ می‌شود.

در جداول ت-97 و ت-98 به طور خلاصه عوامل پیش‌بینی کننده برای خلّاقیّت در پایه‌ها، دختران و پسران، سطوح تیزهوشی سازماندهی و طیفهای بهرهٔ هوشی ارایه شده است:

جدول ت-97: بهترین عوامل پیش بین برای خلّاقیّت در پایه‌ها و در میان پسران و دختران

بهترین عوامل پیش‌بین
پسرانهیجان پذیری، جنب و جوش هیجانی، سرسختی شناختی و بیتابی با تأکید بر جنب و جوش هیجانی
دخترانهیجان پذیری، جنب وجوش هیجانی، سرسختی شناختی و بیتابی با تأکید بر هیجان پذیری
پایهٔ اوّل راهنماییسرسختی شناختی و بیتابی
پایهٔ دوم راهنماییسرسختی شناختی و بیتابی
پایهٔ سوم راهنماییسرسختی شناختی و جنب و جوش هیجانی
پایهٔ اوّل دبیرستانسرسختی شناختی و بیتابی
پایهٔ دوم دبیرستانسرسختی شناختی و هیجان پذیری

جدول ت-98:بهترین عوامل پیش بین برای خلّاقیّت در سطوح تیزهوشی سازماندهی و بهرهٔ هوشی

سطوح تیزهوشی و بهرهٔ هوشیبهترین عوامل پیش‌بین

تیزهوشی خفیف

(115-129)

جنب و جوش هیجانی

تیزهوشی نه چندان شدید

(130-144)

عوامل هیجانی با تأکید بر هیجان پذیری

تیزهوشی شدید

(145-159)

هیجان پذیری
تیزهوشی بسیار شدید و عمیق (160 به بالا)هوش
بهرهٔ هوشی 115 به بالاهیجان پذیری، جنب و جوش هیجانی، سرسختی شناختی و بیتابی
بهرهٔ هوشی 147 به بالاجنب و جوش هیجانی، سرسختی شناختی و بیتابی
بهرهٔ هوشی 152 به بالاجنب و جوش هیجانی
بهرهٔ هوشی 155 به بالاجنب و جوش هیجانی و هوش
بهرهٔ هوشی 161 به بالاهوش

به بیان دیگر در طیف بهرهٔ هوشی 115 تا 159، عوامل هیجانی بهترین پیش‌بینهای خلّاقیّت محسوب می‌شوند؛ بوی‍ژه در طیف بهرهٔ هوشی 115 تا 154، خلاقیّت پدیده‌ای مستقلّ از هوش تحلیلی است. در طیف بهرهٔ هوشی 155 به بالا به تدریج، هوش تحلیلی نقش پیش بینی کنندگی می‌یابد و سرانجام در طیف بهرهٔ هوشی 160، مسیر خلّاقیت از عوامل هیجانی مجزّا می‌شود و شدیداً به هوش تحلیلی وابسته است تا جایی که هوش تحلیلی تنها عامل بنیادین پیش بینی کننده در خلّاقیت می‌شود.

استنتاج آن است که «سرسختی شناختی» به طور کلّی یک عامل مشترک در میان دختران و پسران تیزهوش سازمانده+ یازده ساله تا پانزده ساله محسوب می‌شود که به بروز خلّاقیّت آنها می‌انجامد.

به بیان دیگر، خلاقیت آنها به سرسختی شناختی وابسته است بدین معنا که «برانگیختگی کنجکاوی فرد با هر مسألهٔ مبهمی در قلمرو فعّالیّتهای مورد علاقه‌ همراه با ناآرامی و مشغولیّت فراگیر و سرسختانه که وی را به سوی کشف حقیقت از طریق تجربه سوق می‌دهد. این حالات همراه با بدن لرزی و تشنگی و گرسنگی است.»

از سوی دیگر بر حسب طیف بندی بهره هوشی برجسته ترین عامل هیجانی خلّاقیّت در تیزهوشی سازماندهی به «جنب و جوش هیجانی» منحصر می‌شود؛ بدین معنا که «لذّت از ماجراجویی، هیجان و فعّالیتهای بدنی همراه با یادگیری دقیق آنها که موجب برخورداری از مهارتهای بالای حرکتی می‌شود و تحرّک آشکار، واکنش هیجانی راحت و پرکاری همیشگی را هموار می‌کند؛ شرایط هیجانی لازم برای خلاقیت را مهیّا می‌سازد.

بنابر این دو مؤلّفه بزرگ پویایی روانی به بروز خلاقیت نوجوانان تیزهوش سازمانده در همه طیفهای هوشی مدد می‌رسانند.

«پویایی» به مفهوم وسیع بدین معناست که کنجکاوی فرد با هر مسألهٔ مبهمی در قلمرو فعّالیتهای مورد علاقه‌اش تحریک می‌شود و وی با همهٔ وجود و مشغولیّت سرسختانه به آن مسأله، با احساس نیرومندی شدید بدون درماندگی و بدون احساس گذشت زمان در هنگام اشتغال به حل مسأله هر قدر بزرگ، در پی آن است که از آن، سر در آورد و حقیقت را کشف کند و امور را روشن نماید؛ بدین ترتیب، فکر همیشگی لزوم انجام یک کار بزرگ، بویژه نو و تازه، و اندیشهٔ کنجکاوانهٔ هیجان‌انگیز و دردسرآفرین همهٔ زندگیش را فرا می‌گیرد؛ وی با لذّت و سرسختی، این کنجکاویهای هیجان‌انگیز، ماجراجویانهٔ ولو خطرناک را از طریق تجربهٔ دانسته‌هایش دنبال می‌کند و برای این تجربه، ناآرامی نشان می‌دهد ولو بر این که آن مسأله تجربه کردنی نباشد. این حالات همراه با شوخ طبعی مشهود، تحرک و واکنش هیجانی راحت، لذّت از فعّالیتهای بدنی، بدن لرزی و تشنگی و گرسنگی است.

چنین شرایط عاطفی و هیجانی و شناختی، بروز خلاقیت نوجوانان تیزهوش در همه طیفهای هوشی را تسهیل می‌کند. جز آن که صرفاً در طیف 161 به بالا عامل «هوش تحلیلی» منفک از ملاحظات هیجانی به شکوفایی خلاقیت یاری می‌دهد؛ به تعبیر دیگر در این طیف هیجانهای خوشایند لزوما به خلاقیت نمی‌انجامند و هیجانهای ناخوشایند نیز از خلاقیت باز نمی‌دارند؛ مشروط بر آن که فرد تیزهوش ازهوش تحلیلی بالایی برخوردار باشد.

استنباط بسیار مهم آن است که نظر به استفاده از آزمون هوش تحلیلی(کتل) این نمونه مورد بررسی از نوع «تیزهوشی سازماندهی» بهره مندند. لذا به نظر می‌رسد که تیزهوشی سازماندهی در سطح بسیار شدید و عمیق (160 به بالا) با «خلاقیت» ملازمت دارد؛ یعنی هر نوجوان تیزهوش سازمانده با بهره هوشی 160 به بالا فردی بسیار خلاق است.

نکته حائز اهمیت دیگر آن که در گستره تیزهوشی سازماندهی با بهره هوشی152 به بالا وجود بیتابی روانی لزوما مانع از بروز خلاقیت نمی‌شود. به بیان دیگر یک فرد تیزهوش سازماندهنده چه بسا دچار حالات بیتابی روانی است و از خلاقیت برجسته ای نیز برخوردار است. از این نیمرخ خلاقانه تیزهوشی سازماندهی می‌توان چنین تعریفی به دست داد:

«بیتابی» چنان که ذکر شد یعنی: شدّت اندیشه گردی، فعّالیّت و گفت‌وگوی ذهنی در ارتباط با مسائل فکری، فرد را دچار گرفتاری درونی، دلمشغولی و بیقراری مستمرّ و دائمی می‌کند که همراه با سرگشتگی و احساس از دست دادن کامل یقین است؛ شکّ و تردید در حلّ مسائل فرد را گرفتار می‌کند و او در حسرت کسانی به سر می‌برد که همیشه در حال یقین زندگی می‌کنند؛ نسبت به حلّ مسائل خود دچار بیمناکی و نگرانی می‌شود؛ فراموشی و ضعف حافظه، کلافه‌اش می‌کند؛ به ویژه وقتی مسأله جدّی است ولی حلّ نمی‌شود، ناامیدی از خود، احساس فرسودگی تدریجی، احساس دایمی خستگی و ناتوانی و احساس تنهایی وی را فرا گرفته و در قالب کم‌کاری و عدم فعّالیت بروز می‌یابد و خواب را از او می‌گیرد و او با دلشورگی و دلنگرانی دائماً احساس می‌کند که برای انجام فعّالیت تحت فشار است و در پی آن، احساس خشکی دهان، افزایش ضربان و تپش قلب و سردرد بروز می‌یابد.

چنین حالتی در نوجوان تیزهوش سازمانده با بهره هوشی 152به بالا مانع از خلاقیت نمی‌شود؛ حال آن که ظاهرا در طیف بهره هوشی 115 تا 147 بیتابی روانی تیزهوشان سازمانده از خلاقیت آنها باز می‌دارد.