پرش به محتوای اصلی

۳۱. هیجان اندیشه و تشخیص آن

۶ دقیقه مطالعه

مؤلّفه‌های هیجان اندیشه

نگارنده بر مبنای محتویّات پارادایم، دستاوردهای مطالعاتی و تجارب و مشاهدات بالینی خود ابزار ویژه ای را فراهم ساخت. تحلیل روانسنجانه ابزار، هماهنگی درونی پارادایم را تأیید کرد و سرانجام پدیده ای(شناختی، عاطفی و حرکتی) را به دست داد که نگارنده از آن با اصطلاح «هیجان اندیشه» یاد می‌کند.

به طور کلّی «هیجان اندیشه» مرکّب از دو حوزهٔ بنیادین است که اصطلاحاً «پویایی » و «بیتابی» نامیده می‌شود.

در این جا به خصائص دو حوزهٔ مزبور اشارهٔ اجمالی می‌شود:

الف) پویایی

نخست: جنب و جوش

به معنای 1) لذّت از ماجراجویی، هیجان، فعّالیتهای بدنی، جنب و جوش و فعّالیتهای ورزشی متنوّع، 2) وسعت سرگرمیهای مورد علاقه، 3) یادگیری دقیق فعّالیتهای بدنی، 4) برخورداری از مهارتهای بالا در انجام فعّالیتهای حرکتی، 5) انجام راحت حرکات ورزشی، 6) جنب و جوش بیقرارانهٔ مشهود

دوّم: کنجکاوی

به معنای 1) تحریک کنندگی هر مسألهٔ مبهمی برای کنجکاوی، 2)سرسختی برای کنجکاوی ماجراجویانه و ناآرامی، 3) اندیشهٔ کنجکاوانه دردسر آفرین و هیجان انگیز

سوّم: احساس نیرومندی

به معنای 1) تحریک کنندگی هر مسألهٔ مبهم و هر قدر هم بزرگ برای کنجکاوی، بدون درمانده شدن، 2)احساس نیرومندی شدید در فعّالیتهای مورد علاقه وجذّاب بویژه تازه و نو، 3)عدم احساس گذشت زمان هنگام اشتغال به حل مسأله

چهارم: اندیشهٔ بزرگ

به معنای فکر همیشگی لزوم انجام یک کار بزرگ در زندگی، بویژه نو و تازه همراه با سرسختی برای روشن شدن و کشف حقیقت

پنجم: شوخ طبعی

شوخ طبعی مشهود و بروز سادهٔ هیجانات همراه با نا آرامی برای تجربه

ششم: تجربه گرایی

به معنای 1) مشغولیّت سرسختانه با همهٔ وجود به مسأله ای که فرد با آن روبرو میشود حتّی اگر تجربه کردنی نباشد ولی باید از آن سردرآورد.2) بیقراری، جنب و جوش و ناآرامی مشهود برای تجربهٔ آنچه میداند.

ب) بیتابی

نخست: بیقراری

به معنای 1)دلمشغولی پایدار شامل: دلمشغولی و احساس دلشورگی، دلنگرانی، خستگی و ناتوانی مستمرّ و مداوم ناشی از مسائلی که فکر را مشغول کرده است و گاهی با سرگشتگی و احساس از دست دادن یقین همراه است به گونه ای که پس از یک فعّالیت ذهنی، احساس گرسنگی عجیبی نیز بروز میکند.2)بیقراری فرسایشی دربرگیرندهٔ بیقراریها و بیتابیهای ذهنی که امان فرد را می‌برّد و به او احساس فرسودگی تدریجی میدهد بویژه وقتی مسأله حل نمیشود، دچار ناامیدی میشود.3)لرزش بدن و کم کاری به معنای به فکر فروروی همراه با لرزش بدن، کم کاری و عدم فعّالیت است.

دوّم: گرفتاری درونی

به معنای 1) گفت و گوی ذهنی شدید مشغول کننده (گفت و گوی ذهنی و مسائل مشغول کنندهٔ فکر آن چنان شدیداست که فرد را دچار بیتابی مداوم، احساس دلشورگی و دلنگرانی مستمرّ و احساس تنهایی میکند و خواب را از فرد میگیرد)2) نگرانی نسبت به حل مسائل (بیقراریها و بیتابیهای ذهنی که امان فرد را می‌برّد و فرد نسبت به حل مسائل خود بیمناک و نگران میشود، به ویژه اگر آن مسائل جدّی باشند، حتّی ضربان و تپش قلب را افزایش میدهند.)3) گرفتاری ذهنی مستمرّ (گرفتاری ذهنی مستمرّ در ارتباط با مسائل، لرزش شدید بدن در هنگام رویارویی با یک مسئله و وقتی مسئله حل نمیشود، فرد دچار سردردمیگردد.)

سوّم: تظاهرات اندیشه

به معنای1)احساس تشنگی و گرسنگی (احساس تشنگی و گرسنگی شدید پس از یک فعّالیت ذهنی و به فکر فرو روی همراه با احساس فرسودگی تدریجی و در حسرت کسانی به سر بردن که همیشه در حال یقین زندگی میکنند.) 2)سردرد، افزایش تپش قلب و احساس خشکی دهان (افزایش ضربان و تپش قلب و احساس خشکی در دهان ناشی از شدّت اندیشه‌ها و جدّی بودن مسائل و دچار شدن به سردرد وقتی مسئله حل نمیشود)

چهارم: بیمناکی

به معنای1)فراموشی و ضعف حافظه (بیمناکی و نگرانی نسبت به حل مسائل خود، فراموشی و ضعف حافظه کلافه کننده افزایش ضربان و تپش قلب ناشی از جدی بودن مسائل و سرانجام احساس تنهایی برآمده از مسائل فکری شدید ) 2)تردید و سرگشتگی (گرفتاری شکّ و تردید در حل مسائل و سرگشتگی آن چنانی که فرد احساس میکند یقینش را کاملا از دست داده است.) 3)احساس خستگی (احساس خستگی و ناتوانی مستمرّ و فرسودگی تدریجی و ناامیدی ازخود وقتی مسأله حل نمیشود و فرد در حسرت کسانی به سر میبرد که همیشه در حال یقین زندگی میکنند)

پنجم:گردش اندیشه

به معنای1)اندیشه گردی (گردش اندیشه به هرطرفی هنگام روبروشدن با مسأله و احساس گرسنگی عجیب پس از یک فعّالیت ذهنی ) 2)لرزش بدن (لرزش شدید بدن در هنگام رویارویی با یک مسأله و به فکر فرورفتن )

ششم:احساس تنهایی

به معنای1)دلشورگی و دلنگرانی (بیمناکی و نگرانی نسبت به حل مسائل خود، احساس دلشورگی و دلنگرانی دایمی، گردش اندیشه به هرطرف هنگام روبرو شدن با مسأله، و سرانجام احساس تنهایی ناشی از مسائل فکری شدید ) 2)احساس تحت فشار بودن برای فعّالیت (احساس تحت فشار بودن دائمی برای انجام فعّالیت و جنب و جوش و لرزش بدن شدید در هنگام رویارویی با یک مسأله)

لذا به اختصار از دو مولفه بزرگ هیجان اندیشه این تعاریف را می‌توان ارایه داد:

پویایی به معنای احساس نیرومندی شدید همراه با شیفتگی و پیگیری در تجربهٔ کنجکاوانه و فعّال برای یک اندیشهٔ بزرگ، تازه و هیجان انگیز است. این احساس نیرومندی با حالات روان تنی چون بدن لرزی و تشنگی و گرسنگی همراه است.

«پویایی» به مفهوم وسیع بدین معناست که کنجکاوی فرد با هر مسألهٔ مبهمی در قلمرو فعّالیتهای مورد علاقه‌اش تحریک می‌شود و وی با همهٔ وجود و مشغولیّت سرسختانه به آن مسأله، با احساس نیرومندی شدید بدون درماندگی و بدون احساس گذشت زمان در هنگام اشتغال به حل مسأله هر قدر بزرگ، در پی آن است که از آن، سر در آورد و حقیقت را کشف کند و امور را روشن نماید؛ بدین ترتیب، فکر همیشگی لزوم انجام یک کار بزرگ، بویژه نو و تازه، و اندیشهٔ کنجکاوانهٔ هیجان‌انگیز و دردسرآفرین همهٔ زندگیش را فرا می‌گیرد؛ وی با لذّت و سرسختی، این کنجکاویهای هیجان‌انگیز، ماجراجویانهٔ ولو خطرناک را از طریق تجربهٔ دانسته‌هایش دنبال می‌کند و برای این تجربه، ناآرامی نشان می‌دهد ولو بر این که آن مسأله تجربه کردنی نباشد. این حالات همراه با شوخ طبعی مشهود، تحرک و واکنش هیجانی راحت، لذّت از فعّالیتهای بدنی، بدن لرزی و تشنگی و گرسنگی است.

بیتابی به فرسودگی روانی تدریجی ناشی از «گردش اندیشه» اشاره دارد که همراه با نارساییهای روان تنی است.

«بیتابی» در معنای گسترده یعنی: شدّت اندیشه گردی، فعّالیّت و گفت‌وگوی ذهنی در ارتباط با مسائل فکری، فرد را دچار گرفتاری درونی، دلمشغولی و بیقراری مستمرّ و دائمی می‌کند که همراه با سرگشتگی و احساس از دست دادن کامل یقین است؛ شکّ و تردید در حلّ مسائل فرد را گرفتار می‌کند و او در حسرت کسانی به سر می‌برد که همیشه در حال یقین زندگی می‌کنند؛ نسبت به حلّ مسائل خود دچار بیمناکی و نگرانی می‌شود؛ فراموشی و ضعف حافظه، کلافه‌اش می‌کند؛ به ویژه وقتی مسأله جدّی است ولی حلّ نمی‌شود، ناامیدی از خود، احساس فرسودگی تدریجی، احساس دایمی خستگی و ناتوانی و احساس تنهایی وی را فرا گرفته و در قالب کم‌کاری و عدم فعّالیت بروز می‌یابد و خواب را از او می‌گیرد و او با دلشورگی و دلنگرانی دائماً احساس می‌کند که برای انجام فعّالیت تحت فشار است و در پی آن، احساس خشکی دهان، افزایش ضربان و تپش قلب و سردرد بروز می‌یابد.