۱۷. نگرش
فرد خلاق به خلّاقیت و ابتکار، ارزش و ارج خاصّی میگذارد (کاظمی، 1376) باورهای شخص خلاق شامل کوشش برای اندیشه در عقاید نو، سعی در افزودن عقاید جدید به نگرشهای موجود(ماستن، 1989)،«عقیده یابی ».(رنه و رنه، 1971) «روانی و سیّالی عقیدتی»(آیزاکسن، 1977) «باورهای فراعادی»(تالبورن، 2000) بازخوردهای مذکّرگرایانه در میان زنان نویسنده داستانهای خیالی(هلسون، 1973) است. از این رواست که نظام روانی فرد خلّاق با «جزم اندیشی» سازگار نیست. فرد جزم اندیش نمیتواند نوآور باشد.(گلداسمیت، 1984) برخی پژوهشگران بر ویژگی « دلیری برای بررسی عقاید » را مطرح میکنند.(ترفینگر، 2004)
اصولاً نظام شخصیّتی فرد خلّاق به گونه ای است که قادر است ارزشها، عقاید و باورهای متعارض را در خود، یکپارچه سازد و آنها را در مسیر عملی خاص همگرا و منسجم سازد. (کارسون، 1999)
به نظر میرسد در برخی موارد رابطهٔ میان خلّاقیت و نگرش دوسویه باشد. مطالعات حاکی از آن است که بارش ذهنی باعث افزایش قابل ملاحظه ای در کمیّت و کیفیّت نظرها و عقاید میشود.(میدو و پارنز، 1959)
حیطهٔ چهارم: کار آزمایی
«کارآزمایی» در قلمرو خلّاقیّت اصطلاحاً دربرگیرندهٔ «گشودگی تجربی»70، «جست وجوگری حسّی»71، «تحمّل پیچیدگی»72و «ماجراجویی»73است.
به طور کلّی افراد خلّاق نیاز به تجربه کردن کنجکاویشان دارند.
تجربهٔ به ویژه منطقی- ریاضی مشتمل بر عمل کردن در مورد اشیاء است (چه بدون این عمل مادّی یا تصوّری، بر اثر فقدان تماس با جهان خارج، تجربهای وجود نخواهد داشت). امّا شناختی که بدان منتهی میشود، به خودی خود از اشیاء منتج نشده است؛ بلکه حاصل اعمالی است که در مورد اشیاء به کار بسته شدهاند و این به هیچ وجه مشابه شناختی نیست که مستقیماً از اشیاء ناشی میشود و هنگامی که به نظر میرسد این شناخت از اشیاء به دست آمده است، بدین دلیل است که در اشیاء، خواصّی را کشف میکند که عمل، آن خواصّ را در آنها وارد ساخته است و قبل از این عمل یا مستقلّ از آن، این خواصّ به آنها تعلّق نداشتهاند.(منصور و دادستان، 1374)
در روانشناسی تعاملی، «تجربه» به مثابهٔ عنصر بنیادین «هوش تجربی» جایگاه بس مهمّی دارد. چنان که ذکر شد، این نوع هوش به معنای توانایی در تجربهٔ دانستهها برای روشن شدن مطلب است که با تحریک شدن کنجکاوی فراگیر با هر مسألهٔ مبهم یا پیچیدهای آغاز میشود. هوش تجربی در برگیرندهٔ یادگیری حسّی فعّال به ویژه بهره گیری از مشاهده و عمل در محیط است که با ناآرامی برای تجربهٔ دانستههاو اصرار بر آن همراهی دارد و در واقع هیچ آموزهای بدون کسب تجربه، پذیرفته نمیشود.
افزون بر آن، هوش تجربی، پایهٔ شناختی تیزهوشی آفرینندگی را تشکیل میدهد. چنانکه میدانیم، قلمرو آفرینندگی به توانایی و احساس نیرومندی شدید برای تجربهٔ کنجکاوانه و فعّال یک اندیشهٔ بزرگ هیجان انگیز برای نوپدیدآوری دراندیشه، پیشنهاد، نظر، استنباط، اکتشاف، و یا کار، دلالت دارد.
«کارآزمایی» آن چنان با آفرینندگی مرتبط است که به زعم برخی پژوهشگران، محتوای هنر (به عنوان یک قلمرو خلّاقانه) همواره فقط مبتنی بر «تجربه» (و نه چیز دیگر) است.(ساندبلوم، 1997)
سابقه و تجربهٔ حرفه ای شرایط را برای قضاوت فراهم میآورد: زمینهٔ هنری با قضاوت زیبایی شناختی مرتبط است در بررسی ارتباط قضاوت زیبایی شناختی با ویژگیهای شخصیّت آشکار شد که زمینه و سابقهٔ هنری با قضاوت و ترجیح زیبایی شناختی مرتبط است؛ علی رغم آن که ویژگیهای قابل پیش بینی و غیر قابل پیش بینی شخصیتی را ارایه میدهد.(چایلد، 1965)
نقش «کارآزمایی» یا «تجربه» وسیعتر از یک خصیصهٔ محدود است؛ یعنی آن چنان تأثیر گذار است که از آن به عنوان «توانایی تجربه کردن» در فرایند خلّاقیت نام برده میشود. از این رو توانایی تجربه کردن در میان هنرمندان برجستگی دارد.(دادک و همکاران، 1991)
گشودگی تجربی
پژوهشگران بر «گشودگی تجربی» تأکید میورزند.(اشترنبرگ و تاردیف؛ شریفی، 1383) افراد خلّاق در مقایسه با غیر خلّاقها، سطح بالایی از «گشوده رویی در قبال تجربه» بروز میدهند.(جلاد، 1997)
«گشودگی تجربی» با تنگناتنگی «انگیزش درونی» نیرومندترین خصیصه شخصیتی خلاقیت محسوب میشود.(تان و همکاران، 2019؛ پوریر، 2019) و پیش بینی کنندگی اش بستگی به «جهتگیری یادگیری» ندارد. (کاسپی باروخ، 2019) از جمله کارآفرینی(جلوه ای از خلاقیت) نیز متأثر از«گشودگی تجربی» است.(لیانگ و همکاران، 2019)
«گشودگی تجربی» تعدیل کننده رابطه همه چهار بعد «مزاج»(حساسیت جهتدار، تلاش چیره مندانه، برونگردی/شادخویی، عاطفه ناخوشایند) با خلاقیت است.(ممدوف و همکاران، 2019)
اخیراً پنج عامل شخصیّت یعنی آزرده خویی، توافق پذیری، گشودگی تجربی، برونگردی و وظیفه شناسی در اثر تعاملی با خلّاقیّت دانش آموزان طرّاح بررسی شدند. نتایج نشان داد که: گشودگی تجربی اصالت را پیش بینی میکند و در کنار وظیفه شناسی و توافق پذیری، سودمندی خلّاقیّت را نیز پیش بینی مینماید. افزون بر آن، اثر توافق پذیری بر اصالت، بستگی به گشودگی تجربی دارد.(چانگ و همکاران، 2015)
در بررسیهای دیگر آثار تجارب پیش دبستانی نیز بر خلّاقیّت کودکان دبستانی نیز نشان داده شده است.(ناکس و گلاور، 1978)
جست وجوگری حسّی
کارآزمایی و تجربه از سوی دیگر مقتضی فعّالیّت حسّی و جست و جوی چشمگیر در ادراک از طریق حواسّ و فعّالسازی گیرندههای حسّی پنجگانه است. به ویژه این تکاپو و تحرّک در جست و جوی حسّی با «گونهٔ شخصیّتی شهودی» پیوند نزدیکتری دارد.(فوریشا، 1978) علاوه بر آن، «حسّاسیّت» در دریافت، یکی از برجستگیهای افراد خلّاق محسوب میشود.(بچتولد و ورنر، 1973) همچنین آشکار شده است که در شخصیّتهای خلّاق «تیزحسّی» برتری نیز وجود دارد.(لانگ و ریبا، 1976)علاوه بر آن، «گونه شخصیّتی ترکیبی اقتباس- نوآوری» همبستگی مثبتی با «جست وجوگری حسّی» نشان میدهد.(گلداسمیت، 1984)
مثلاً مطالعات نشان میدهند که تکالیف تجسّم و مجسمهسازی و شبیهسازی میتواند موجب افزایش خلّاقیت شود. دانشآموزان تیزهوش پایههای سوم و چهارم ابتدایی، با به کارگیری این تکالیف، اصالت و توصیفات حسی برجستهای بروز دادند.(جامپوت، 1991)
لذا ریشههای آفرینشهای تجسّمی و حجمی در دو چیز است: 1) دیدن و نظارهٔ دقیق آثار حجمی خلّاقانهٔ دیگران همراه با درک مفاهیم و معانی جدید مجسّمهسازان خلّاق. 2) فعّالیّت بر روی اجسام، موادّ و پدیدههای پیرامون و سروکار داشتن با این اشیاء که در حقیقت ویژگیهای این پدیدهها و درک کلّی فضا از طریق تمرین و ممارست در فضا یاری میدهد.(کاظمی، 1393)