پرش به محتوای اصلی

۴۹. بیتابی روانی و رضایت شغلی

۸ دقیقه مطالعه

بررسی رابطه بیتابی روانی با رضایت شغلی مردان و زنان 40 تا 50 ساله نشان داد که رضایت شغلی زنان و مردان شاغلی که دچار بیتابی روانی هستند، کاهش می‌یابد.

به مفهوم گسترده تر بیتابی روانی به معنای شدّت اندیشه‌گردی، فعالیت و گفت‌و‌گوی ذهنی در ارتباط با مسائل فکری، فرد را دچار گرفتاری درونی، دل‌مشغولی و بی‌قراری مستمر و دائمی می‌کند که همراه با سرگشتگی و احساس از دست دادن یقین است، شک و تردید در حل مسائل فرد را گرفتار می‌کند و او در حسرت کسانی به سر می‌برد که همیشه در حال یقین زندگی می‌کنند، نسبت به حلّ مسائل خود دچار بیمناکی و نگرانی می‌شود، فراموشی و ضعف حافظه کلافه‌اش می‌کند، به‌ویژه وقتی مسأله جدّی است ولی حل نمی‌شود، ناامیدی از خود، احساس فرسودگی تدریجی، احساس دائمی خستگی، ناتوانی و تنهایی وی را فرا گرفته و در قالب کم‌کاری و عدم فعالیت بروز می‌کند. خواب را از او می‌گیرد و او با دلشورگی و دل‌نگرانی احساس می‌کند که برای انجام فعّالیّت تحت فشار است و در پی آن، خستگی، تشنگی شدید، گرسنگی عجیب، لرزش بدن، افزایش ضربان و تپش قلب را در خود احساس می‌کند، با کاهش رضایت شغلی به مفهوم جذابیّت فضا، تجربه‌اندوزی، تأمین، معنویت و پژوهش همبستگی دارد.

به بیان دیگر، نارضایتی شغلی با بیتابی روانی همراهی دارد؛ یعنی در فضای شغلی که به گرفتاری کارمند رسیدگی نمی‌شود، امکان تخصّص و تجربه در کار فراهم نیست، عدالت شغلی، شرایط تشویق‌آمیز، مدیریت صحیح، امکان مادی، مالی و امنیت شغلی، ثبات محیط شغلی و امکان پیشرفت در کار وجود ندارد، نیازهای معنوی ارضاء نمی‌شود کار با تحصیل تناسب ندارد، برای مطالعه و تحقیق و فعالیت کارمند ارزش‌گذاری نمی‌شود، ایستایی و یکنواختی حاکم است، طبعا آرامش روانی در فضای سازمانی نیز حس نمی‌شود و بیتابی روانی به معنای بیقراری، دلمشغولی، شکّ و تردید، احساس دلشورگی، دلنگرانی، بیمناکی، فرسودگی، تنهایی، ناامیدی در هنگام گردش اندیشه و رویارویی با مسأله رخ می‌دهد.(کرباسیان، 1397)

تعامل شخصیتی و شناختی هیجان اندیشه

نیروی روانی، بیتابی، هوش تحلیلی و شخصیت

بررسی پژوهشی بر روی یک نمونه 160 نفری از دانشجویان(پسر و دختر) گویای آن بود که هوش تحلیلی بر اساس آزمون کتل از طریق خصایص شخصیتی «استقلال فردی»، «ارزشگذاری واقع گرایانه» و «شوخ طبعی» (یکی از خصایص نیروی روانی) قابل پیش بینی است.(اسدی، 1399)

به بیان مشروح، هوش تحلیلی دانشجویان بر یک اساس شخصیتی با ویژگیهای ذیل استوار است:

الف) استقلال

ترجیح انجام کارها و فعّالیّتها به تنهایی و مستقلّ، رعایت موازین، مقرّرات، قوانین و آداب محیط، وقت شناسی، کوشش در نگهداری وسایل شخصی و مرتّب بودن و مسؤولیّت پذیری اعتمادبخش، کشاکش‌جویی، خشک‌رفتاری، گرایش به فرماندهی، استقلال شخصی، خطرطلبی و بی‌تفاوتی عاطفی

ب) پیامد نگری

روگردانی از آنچه به نتیجه ای منتهی نمی‌شود، رغبت صِرف نسبت به نتایج مثبت کارها و توجه به موارد استعمال هر پدیده ای

ج) واقع نگری

محدودیت ظرفیتهای شناختی در درک برخی امور، رغبت به اعمال محسوس و واقعی(واقع گرایی جزء نگرانه و توام با دقت) تدقیق واقع نگرانه و گرایش به سادگی در هر عرصه ای(مردم، ادبیات و...)

د) معاشرت طلبی

لذّت از دیدار دوستان، اهمیت به زندگی اجتماعی به مثابه یک وظیفه انسانی و تفریحات جسمانی اجتماعی احساساتی.

در پژوهش دیگری رابطه‌ ویژگی‌های‌ شخصیت با بیتابی‌ روانی و هوش‌تحلیلی در میان 140 دختر و پسر نوجوان مطالعه شد. یافته‌های حاصل از این پژوهش نشان داد که بیتابی ‌روانی در دختران بیش از پسران امّا هوش‌تحلیلی (بر اساس آزمون کتل) پسران بیشتر از دختران است و سرانجام « ارزشگذاری انتزاعی» با بیتابی روانی دختران و پسران نوجوان همبستگی معکوس دارد. به تعبیر دیگر «ارزشگذاری انتزاعی» موجب کاهش بیتابی روانی نوجوانان می‌شود.(اخوان، 1399)

به تعبیر گسترده تر، خصایص ذیل موجب کاهش بیتابی روانی نوجوانان می‌شود:

الف) فعالیتهای انتزاعی

ترجیح تفریحات فکری و ذهنی و تمایل به نظریه‌ها و اندیشه‌ها و توجه به اصول بنیادین هر پدیده ای

ب) رهایی محیطی

توجّه به فرایند امور تا پیامدهای آنها و اجتناب از آنچه فرد را در اندیشه و امور اجتماعی دچار قید و بند می‌کند.

ج) تحلیل پیوندها

تحلیل احساسات دیگران و روابط آنها و اندیشه‌های فلسفی پیوندهای اجتماعی و پی ریزی موقعیّتهایی برای بروز اندیشه‌های شخصی

و از سوی دیگر، نتیجه گرایی، توجّه به جزییات و دقایق امور و پدیده‌ها و گسترش روابط اجتماعی به نوجوانان بویژه دختران، دلمشغولی پایدار، بیقراری فرسایشی، گرفتاری درونی مستمرّ، بیمناکی، فراموشی، احساس خستگی فرسودگی تدریجی، ناامیدی ازخود و احساس تنهایی و اندیشه گردی می‌دهد.

تعامل روانشناختی_ بهداشتی هیجان اندیشه: «انگارهٔ نوزندگی»

بحث توصیفی

دستاوردهای پژوهشی مؤلّفه‌های هیجان اندیشه با مقوله‌های شخصیّت، شناخت، خلاقیّت و رضایت از زندگی غالباً بر حول «بیتابی روانی»، «سرسختی شناختی»، «نیروی روانی» و به طور کلّی «پویایی روانی» می‌گردد (نگاهی مجدّد به خلاصهٔ یافته‌ها می‌اندازیم):

بررسی رابطهٔ بیتابی روانی با رضایت شغلی مردان و زنان 40 تا 50 ساله نشان داد که رضایت شغلی زنان و مردان شاغلی که دچار بیتابی روانی هستند، کاهش می‌یابد. (کرباسیان، 1397)

«ارزشگذاری انتزاعی» 140 دختر و پسر نوجوان موجب کاهش بیتابی روانی آنها می‌شود.(اخوان، 1399)

مؤلّفه‌های بزرگ شخصیّت، نیرومندترین پیش بین به ویژه برای کنجکاوی، پیگیری، اندیشهٔ هیجانی، فعّالیّت، یقین فرسایی و احساس تنهایی است. «توافق پذیری» و «وظیفه شناسی» بیش از سه مؤلّفهٔ دیگر به پیش بینی پویایی روانی(کنجکاوی، اندیشهٔ هیجانی، پیگیری و فعّالیّت) امکان می‌دهد. «روان آزردگی» و «برونگردی» نیز بیش از سه مؤلفهٔ دیگر، بیتابی روانی(یقین فرسایی و احساس تنهایی) را پیش بینی می‌کنند. (کاظمی، ابراهیمی، 1396)

پویایی به طور مثبت و بیتابی روانی به طور منفی خلّاقیّت دانشجویان هنر را پیش بینی می‌کنند.(ترابی، 1394؛ بهرامی و ترابی، 1396)

سرسختی روان‌شناختی به ویژه«تعهّد» و«چیرگی» نیرومندترین پیش‌بین برای « پیگیری» است؛ تعهّد به طور مثبت «پیگیری» را پیش بینی می‌کند و همراه با«چیرگی» به طور منفی «بدن لرزی» و« احساس گرسنگی و تشنگی» را پیش بینی می‌کند.(کاظمی، ابراهیمی، 1396)

سرسختی شناختی زنان شاغل کارمند و غیر شاغل در کنار حمایت عاطفی زناشویی می‌تواند رضایت از زندگی آنها را پیش بینی کند. این رابطه در میان زنان شاغل کمی بیشتر است.(ده ملایی، 1397)

هوش تحلیلی از طریق خصایص شخصیّتی «استقلال فردی»، «ارزشگذاری واقع گرایانه» و «شوخ طبعی» (یکی از خصایص نیروی روانی) قابل پیش بینی است.(اسدی، 1399)

«پایداری» پسران و دختران نوجوان 12 و 13 ساله دختران با بیتابی روانی همبستگی منفی دارد.(اخوان، 1399)

پژوهش پیرامون رابطهٔ ویژگی‌های شخصیّت دختران نوجوان با سرسختی‌شناختی نشان داد که واکنشهای هیجانی (به عنوان یک خصیصهٔ شخصیّت) با هر چهار ویژگی سرسختی شناختی (تجربهٔ کنجکاوانه، پیگیری، بدن‌لرزی و احساس تشنگی و گرسنگی) رابطه دارد. ویژگی شخصیّتی «پایداری» نیز با «پیگیری» رابطه مثبت و با «تجربه کنجکاوانه» رابطه منفی دارد و ویژگی شخصیّتی «استقلال» نیز با «تجربه کنجکاوانه» و «پیگیری» رابطه مثبت دارد. (کریمی، 1399)

«پیوندجویی» و «ارزشگذاری انتزاعی»در کنار «حلّ مسأله» از طریق «نیروی روانی» منجرّ به رضایت فرد از زندگی می‌شود. به طور کلی پایداری، انعطاف پذیری، استقلال طلبی، حسّاسیّت و پیوند جویی از طریق نیروی روانی باعث رضایت از زندگی زنان متأهل می‌شوند.(مالمیر، 1398)

بررسی رابطه میان هیجان اندیشه و ویژگی‌‌های شخصیّت با خلاقیّت در ‌دانش‌آموزان پسر و دختر 15 تا17ساله نشان داد که میان پایداری در امور‌‌، تفرّد‌‌، نیروی روانی‌‌، جنب و جوش هیجانی‌‌ و سرسختی شناختی با خلاقیّت رابطه وجود دارد‌‌.(باغبان، 1399)

دستاوردهای پژوهشی پیرامون ‌دانش‌آموزان پسر و دختر 14 تا17ساله دالّ بر آن است که:

الف) جز «جنب و جوش هیجانی» همه مؤلّفه‌های هیجان اندیشه با «هوش تجربی» نوجوانان رابطه دارند.

ب) همه متغیّرهای هیجان اندیشه (سرسختی شناختی، بیتابی، نیروی روانی و جنب و جوش هیجانی) قادر به پیش بینی خلاقیّت نوجوانان هستند. در این میان «سرسختی شناختی» قویترین پیش بین برای خلاقیّت نوجوانان قلمداد می‌شود. در مجموع، رابطه «سرسختی شناختی» و «پایداری» نوجوانان با «خلاقیت» آنها بستگی به«هوش تجربی» دارد.

بنابراین اگر سرسختی شناختی موجب خلاقیت نوجوانان می‌شود، از مسیر هوش تجربی آنها می‌گذرد. ظرفیّت «یکپارچگی حسّی حرکتی برای شناخت» در میان نوجوانان موجب تسهیل رابطه سرسختی شناختی با خلاقیت می‌شود. همچنین اگر پایداری شخصیّتی نوجوانان سبب خلاقیّت آنها می‌شود، از مسیر هوش تجربی می‌گذرد. ظرفیّت «یکپارچگی حسّی حرکتی برای شناخت» در میان نوجوانان، رابطه پایداری شخصیتی با خلاقیت را هموار می‌کند. (باغبان، 1399)

اندیشهٔ خلاق دختران نوجوان تیزهوش و مستعدّ به جنب و جوش هیجانی، سرسختی شناختی، نیروی روانی، عدم بیقراری، عدم گرفتاری درونی، عدم بیمناکی، و عدم احساس تنهایی بستگی دارد؛ امّا امری مستقلّ از اندیشه گردی وحالات روان تنی هیجان اندیشه است. اندیشهٔ خلاق پسران نوجوان تیزهوش و مستعدّ فقط با نیروی روانی و پویایی روانی (سرسختی شناختی و جنب وجوش هیجانی) همبستگی نشان داد. (کاظمی حقیقی، 1389)

نیروی روانی دختران نوجوان در ردهٔ سنّی 15 تا 17 سال با مؤلّفه‌های سیّالیت، بسط و ابتکار همبستگی دارد و از نقش واسطه ای در رابطه گشودگی با ابتکار برخوردار است. سرسختی شناختی در رابطه روانآزردگی با ابتکار نقش واسطه ای دارد. افزون برآن، «نیروی روانی» دختران مزبور با همهٔ رگه‌های بزرگ شخصیّت یعنی روانآزردگی، توافقپذیری، برونگردی، گشودگی و وظیفه مندی رابطه دارد. رگه‌های شخصیت وظیفه‌مندی و روان آزردگی بیش ازسایر رگه‌ها با مؤلّفه‌های هیجان اندیشه همبستگی دارند؛ بدین معنا که سرسختی شناختی آنها با روانآزردگی، توافق پذیری، گشودگی و وظیفه مندی رابطه دارد؛ جنب و جوش هیجانی با برونگردی، گشودگی، وظیفه‌مندی و روانآزردگی همبسته است و میان بیتابی روانی با روانآزردگی، برونگردی، توافقپذیری و وظیفه مندی نیز پیوند وجود دارد. سرسختی‌شناختی و نیروی روانی بیش از هیجانهای دیگر، رابطه میان ویژگی‌های شخصیّت با خلّاقیت را تبیین می‌کنند. (داوری، 1397)