۵۳. خصائص تعاملی شخصیّت
بر اساس مفاهیم و مبانی نظری مذکور، با بررسیهای بالینی و تشخیصی و تجربی در یک نمونه 934 نفری زنان و مردان هجده تا چهل ساله، ده خصیصه تعاملی شخصیت در سه مقیاس حاصل شد: «پویایی تحلیلی»، «وظیفه مندی» و« یکپارچگی شناختی».
الف) پویایی تحلیلی
این مقیاس مشتمل بر شش خصیصه است:
«تعهّد» به معنای یادگیری دقیق برای انجام کار، رعایت موازین، مقرّرات، قوانین و آداب محیط، وقت شناسی، کوشش در نگهداری وسایل شخصی و مرتب بودن، انضباط در امور، و همچنین از عهده برآمدن فرد در انجام وظایف و مسؤولیّتهاست به گونه ای که فرد، مورد اعتماد دیگران قرار میگیرد.
«ظرفیّت تحلیلی» به معنای آمادگی برای فهم، دریافت و گیرایی تیز در محوریابی، ریشهیابی سادهٔ مفاهیم، تجزیه و تحلیل مطالب، طبقهبندی راحت مفاهیم به شیوههای نوین، ارایهٔ آسان دستهبندیهای جدید از مفاهیم و سازماندهی سادهٔ مباحث بر اساس ارتباط دهی بین آنها.
«بیتابی روانی» به معنای ناامیدی از خود، احساس دایمی خستگی و ناتوانی و احساس دلنگرانی دائمی در هنگام رویارویی با یک مسأله جدّی در زندگی، هیجان پذیری و تأثّر از احساس شخصی و دیگران در هنگام انتخاب و تشخیص خوبی و بدی و انجام رفتارهای نامتعادل
«نیرومندی» به معنای «احساس نیرومندی شدید در فعّالیّتهای مورد علاقه، جذّابیت هر چیز تازه و نو، پیگیری برای حل مسأله بدون احساس درماندگی، لذّت از فعّالیّتهای بدنی و ورزشی متنّوع و جنب و جوش و برخورداری از مهارتهای بالا در انجام فعّالیّتهای حرکتی»
«سازش» به معنای سهولت و سادگی در برقراری پیوند و رابطه با دیگران و سازگاری با موقعیّتها
«استقلال» به معنای تمایل به انجام کارها به تنهایی و مستقلّ و انجام فعّالیّتهای پراکنده
ب) وظیفه مندی
مقیاس وظیفه مندی دو خصیصه را در میگیرد:
«سنجیدگی» به معنای سنجش همه جوانب هنگام تصمیمگیری و انجام بهترین راه بر اساس عقل و منطق توأم با پشتکار در آموختهها
«اندیشه گردی فرایندی» به معنای لذّت از انجام کار نو و جدید و مشغولیت کامل به مسأله رویارو همراه با گردش اندیشه و دقّت پیش بینی دربارهٔ رویدادها
ج) یکپارچگی شناختی
مقیاس مزبور شامل دو خصیصه است:
«فراگستری» به معنای انجام کار بر اساس عقل و منطق، سنجش همه جوانب هنگام تصمیمگیری و انجام بهترین راه با استفاده از هوش و درک خود، کوشایی در نگهداری وسایل شخصی و انضباط و ترتیب در امور همراه با وقت شناسی
«کنجکاوی تحلیلی» به معنای پیگیری کنجکاویهای خطرناک و دردسرآفرین و هیجان انگیز در دسته بندی و ترکیبدهی پدیدهها.
در مجموع یک ابزار شخصیّت سنج موسوم به «آزمون تعاملی شخصیّت» حاصل شد که مجموعاً ده عامل یادشده را در سه مقیاس میسنجد. (عباسقلی زاده، 1398)
ب) انگارهٔ تعادل روان
بسط نظری و پژوهشی «هیجان اندیشه» در گستره سلامت روان منجر به پی ریزی «انگاره تعادل روان» شده است.
این انگاره در تعامل نظریه هیجان اندیشه با «نظریه تعاملی انتظار» و «ماهیّت تعاملی شخصیت» حاصل گردید.
بررسی پژوهشی در نمونه ای مرکّب از هزار و چهارصد مرد و زن هجده تا چهل و چهار ساله حاکی از آن بود که «تعادل روان» برایند تعاملی دو نظریه و ماهیّت تعاملی شخصیت است.
این انگاره به سه قلمرو گسترده شامل هشت مؤلّفه و مجموعاً بیست عامل اشاره دارد:
الف) خشنودی روانی
این قلمرو متمرکز بر بزرگترین مؤلّفههای رضایت از زندگی است.
ب) پایداری
قلمرو مزبور بر «حاکمیّت نظم در جایگاه یابی و رهیابی پشتیبانی شده برای پیشرفت» تأکید دارد.
ج) دادپویی
این حوزه به نیرومندی شخصیتی و «روان آرامی» ناشی از «پاکزیستی» اشاره میکند
خشنودی
«خشنودی» اشاره به «سرزندگی معنوی»، «شخصیت تحلیلی»، «استواری روانی» و «سرسختی» دارد.
سرزندگی معنوی
«سرزندگی معنوی» به معنای احساس آرامش روانی مبتنی بر معنویت در زندگی است که موجب استقلال میشود
آرامش زندگی
احساس آرامش روانی و سرزندگی که به فرد احساس ماندگاری میدهد و موجب رضایت از زندگی میشود
استقلال
«استقلال» به معنای تمایل به انجام کارها به تنهایی و مستقلّ همراه با عقاید و نظرات قابل احترام و برخورداری از آزادی
معنویّت
به معنای «ریشه دواندن معنویّت در زندگی همراه با پایبندی به ارزشهای دینی و رعایت ارزشهای معنوی»
پس «سرزندگی معنوی» به مفهوم گسترده یعنی «احساس آرامش روانی و سرزندگی مبتنی بر ریشه دواندن معنویّت در زندگی و پایبندی به ارزشهای دینی و معنوی که عقاید و نظرات قابل احترامی به فرد داده و استقلال و آزادی وی را در این چارچوب تأمین مینماید و به وی احساس ماندگاری میدهد و موجب رضایت از زندگی میشود».
شخصیت تحلیلی
«شخصیّت تحلیلی» دلالت بر «تحلیل ورزی» و «سنجیدگی» دارد که بطور تلویحی مستلزم «خردورزی» است.
تحلیل ورزی
«تحلیل ورزی» به معنای «طبقهبندی و عنواندهی مجموعه ای از پدیدهها بر اساس روشهای متنوّع دستهبندی و ارتباط دهی بین آنهاست.»
سنجیدگی
«سنجیدگی» به معنای «سنجش همه جوانب هنگام تصمیمگیری و انجام بهترین راه بر اساس عقل و منطق و هوش و درک است».
در نتیجه «شخصیّت تحلیلی» را در این جا میتوان به مفهوم گسترده این گونه تعریف کرد:
«سنجش همه جوانب هنگام تصمیمگیری و برای انجام بهترین راه با طبقهبندی و عنواندهی مجموعه ای از اطّلاعات بر اساس روشهای متنوّع دستهبندی و ارتباط دهی بین آنها با استفاده از عقل، منطق، هوش و درک».
استواری
«استواری روانی» دالّ بر«آینده پویی» و فقدان «روان آوارگی» است.
فقدان روان آوارگی
مراد از «روان آوارگی» در این جا آن است که فرد با دور افتادگی از معنویّت، راه خود را در زندگی نیافته و در زندگی اش احساس سردرگمی دارد. همچنین فرد همراهی را که در زندگی میخواسته است، ندارد و در هنگام بروز دشواریها احساس تنهایی میکند؛ در مجموع برای بقای خود، در نگرانی به سر میبرد.
آینده پویی
«آینده پویی» به مفهوم «نگاه صِرف همیشگی به جلوی خود در زندگی و پرهیز از رکود بر اساس گرایش به تغییر نگاه به زندگی است».
لذا «استواری روانی» در این جا یعنی «رهیابی در زندگی آینده نگرانه مبتنی بر معنویّت با پرهیز از رکود، بدون احساس تنهایی و سردرگمی است که سبب ماندگاری در زندگی میشود».