۶۳. جهتگیریهای هیجان اندیشه در رواندرمانی تعاملی
هیجان اندیشه و مؤلّفههای آن در تعامل با سایر دیدگاههای روانشناختی تعاملی (نظریه تعاملی انتظار، ماهیت تعاملی شخصیت، انگاره تعادل روان و انگاره نوزندگی)) پیامدهای قابل ملاحظههای در عرصه رواندرمانگری دارند که از آن به عنوان «چشم انداز رواندرمانی تعاملی» یاد شده است.(کاظمی حقیقی، 1399، روانشناسی انتظار)
اخیراً نیز نخستین کوشش پژوهشی رسمی در قالب ارزشیابی برنامهٔ درمانی بر پایهٔ چشم انداز مزبور، دستاوردهای در خور توجّهی وارد ادبیات روانشناسی بالینی کرد.
در این بخش اشاره ای کوتاه به رواندرمانی تعاملی، مبانی نظری آن و نیز یافتههای ارزشیابی مداخلات درمانی تعاملی میشود.
چشم انداز رواندرمانی تعاملی
«رواندرمانی تعاملی» مبتنی بر «نظریهٔ تعاملی انتظار» از سه نیاز بنیادین امنیت، تفرّد و پیشرفت با هدف تحقّق «رضایت از زندگی» در درمانجو به فرایندهای مداخلاتی اقتضایی میپردازد.
این چشم انداز نو در رواندرمانی بر اصول و مبانی نظری خاصّی پی ریزی شده است که بر یکپارچگی ماهوی «هستی»، «شناخت»، «انسان»، «نظام ارزشی» و «پاکی سرشت»تأکید میورزد.
هستی و شناخت هیچ یک بر دیگری تقدّم ندارد؛ بلکه دو تعبیر از یک حقیقت هستند: هستی همان شناخت است و شناخت همانا هستی.
توضیح آن که: هستی هر پدیده ای یعنی «آنچه به آن پدیده، پایداری میدهد» و شناخت نیز یعنی «دریافت حقیقت هر پدیده» و حقیقت یعنی «آنچه به یک پدیده، پایداری میدهد». پس یکپارچگی هستی و شناخت یعنی «دریافت پایداری هر پدیده ای». لذا «حقیقت» به معنای «پایداری»، نقطهٔ وحدت یافته «هستی» و«شناخت» تلقّی میشود.
از سوی دیگر، هستی قائم به ذات خویش نیست، بلکه قوام و استواری اش را از انسان اخذ میکند. انسان در نقطه پیوند هستی و شناخت، جای دارد. در واقع پیوند وحدت یافته هستی و شناخت بر وجود انسان، پایداری یافته است. با محوریّت انسان، یکپارچگی هستی و شناخت تحقّق مییابد. لذا به بیان دیگر، پایداری وحدت یافته هستی و شناخت به انسان است.
سرشت پاک در ذاتش دربرگیرندهٔ ارزشهاست؛ یعنی ارزشها ذاتی هستند و در سرشت پاک جای دارند. این پاکی، روشنی میبخشد و شناخت به مثابه روشنی حقیقت، در سرشت پاک جای دارد. پس شناخت مبتنی بر نظام ارزشی است و سرشت پاک در ذات آفرینش انسان جای دارد.
برایند همهٔ آن چه بیان شد، حقیقتی واحد مبتنی بر«حقّ»، مرکّب از انسان، هستی، شناخت، پاک سرشتی و ارزشهاست.
افزون بر آن، «انسان» به مثابهٔ حقیقتی دگرگون پذیر میتواند خاستگاه تحوّل هر پدیدهٔ دیگری بلکه جملهٔ هستی شود و آدمی در قبال چنین تحوّلّاتی «مسؤولیت» دارد. از این اصل به عنوان «دگرگونی مسؤولانه» یاد میکنیم.
بر اساس ماهیّت تعاملی انتظارات، الگوهای گوناگونی ناظر به نیازهای بنیادین مزبور قابل پی ریزی است تا بیتابی روانی را از طریق تحقّق خشنودی در زندگی کاهش دهد.
بر این اساس از رضایت از زندگی چنین تعریفی شده است:
«احساس سرزندگی و آرامش روانی ناشی از برخورداری فرد از حمایت راهنما و معنویّت برای درست زیستی در هنگام رویارویی با سختیها و بهره مندی از همراهی فرد مناسب، احترام و همکاری اطرافیان، استقلال و آزادی کافی که با استقرار در جایگاهی شایسته، نقشی پویا، متنفذ و رقابتجویانه در محیط دریافت میکند.»
چنان که ذکر شد بررسی رابطه بیتابی روانی با رضایت شغلی مردان و زنان 40 تا 50 ساله نشان داد که رضایت شغلی زنان و مردان شاغلی که دچار بیتابی روانی هستند، کاهش مییابد.(کرباسیان، 1397) سرسختی شناختی زنان شاغل کارمند و غیر شاغل در کنار حمایت عاطفی زناشویی میتواند رضایت از زندگی آنها را پیش بینی کند.(ده ملایی، 1397) و به طور کلّی نقش ویژگیهای شخصیت در رضایت از زندگی بستگی به هیجان اندیشه دارد. (مالمیر، 1398)
بازتاب یک پژوهش
در یک پژوهش از نوع ارزشیابی برنامه یکی از بزرگترین الگوهای رواندرمانی تعاملی یعنی «الگوی ارجمندی» مرکّب از مؤلفههای چهارگانه «درست زیستی»، بالندگی، «وجاهت» و «خودکامیابی» به کار گرفته شد.
در رواندرمانی تعاملی از «الگوی ارجمندی» چنین تعریفی ارایه شده است:
«احساس سرزندگی، آرامش روانی با دستیابی به معنای زندگی مبتنی بر معنویّت به گونه ای که عقاید فرد مورد توجّه و ارزشگذاری از سوی محیط قرار میگیرد و پویایی فردی و کارآمدی هدفمندانه برای بهینگی موفّقیّت و پیشرفت منتظره در زندگی را هموار میسازد. بدین ترتیب فرد از تشویق مورد انتظار برخوردار میشود و بدون احساس وابستگی به دیگران در هنگام دشواریها، هیچ گاه احساس تنهایی نخواهد داشت. چنین شرایطی در مجموع سبب رضایت از زندگی میشود».
بر این اساس سرفصلهایی چون «تعدیل انتظارات»، «توجّه به اخلاقیات»، «پایبندی به اهداف»، «ثبات در موفقیت» و «قدرت باور به پیشرفت»، «خودپذیری و پرهیز از مقایسه با دیگری»، «ارزش زیست»، «شادزیستی» و «تفاوت پذیری» در یک برنامه درمانی به منظور کاهش گرایش به مصرف مواد زیانبار گنجانده شد. در این پژوهش تجربی با کاربندی دو گروه آزمایشی و گواه و مقایسه جنسیتی در چهار گروه پانزده نفری از زنان و مردان 18 تا 23 ساله، نتیج نشان داد که اجرای مداخله درمانی تعاملی از نوع «ارجمندی»، در هر دو گروه آزمایشی زنان و مردان، گرایش به مصرف مواد زیانبار و بیتابی روانی کاهش داشت و نیروی روانی افزایش نشان داد.(محمّدی، 1399)
دستاوردها گویای آن است که «الگوی ارجمندی رواندرمانی تعاملی» با تأکید بر مؤلّفههای چهارگانه اش موجب کاهش بیتابی روانی و افزایش نیرومندی روانی و «خودپویشی» و «پاکزیستی» شده بدین سان گرایش به مصرف مواد زیانبار را میکاهد.
بر اساس پیشینه، «بهزیستی معنوی» به معنای توانایی تجربه اندوزی و یکپارچگی معنا و هدف در زندگی از طریق پیوند فرد با قدرتی فراتر از توانایی شخصی است. در واقع این مفهوم بازتاب چگونگی روابط فرد با خود، دیگران، محیط زندگی و خداست. این مفهوم از پیامدهای درخشان روانشناختی بهره مند است؛ نظیر احساس محتواداشتن در زندگی، نگهداری تعادل و چیرگی در زندگی، پی ریزی پیوندهای مثبت، احساس هدفمندی و معنایابی در زندگی، پیوند با مرجع قدرتی فراتر از خود، پذیرش مشکلات روزمرّه زندگی و بهره گیری از فرصتهای آنها در رشد فردی
بررسی پژوهشی در نمونه ای مرکّب از هزار و چهارصد مرد و زن هجده تا چهل و چهار ساله کشور حاکی از آن بود که «تعادل روان» متأثّر از «معنویّت» است.
«تعادل روان» مبتنی بر خشنودی روانی است و آن به «سرزندگی معنوی»، «استواری روانی» و «پاکزیستی» اشاره دارد.
«سرزندگی معنوی» به مفهوم گسترده یعنی «احساس آرامش روانی و سرزندگی مبتنی بر ریشه دواندن معنویّت در زندگی و پایبندی به ارزشهای دینی و معنوی که عقاید و نظرات قابل احترامی به فرد داده و استقلال و آزادی وی را در این چارچوب تأمین مینماید و به وی احساس ماندگاری میدهد و موجب رضایت از زندگی میشود».
«استواری روانی» به معنای «رهیابی در زندگی آینده نگرانه مبتنی بر معنویّت با پرهیز از رکود، بدون احساس تنهایی و سردرگمی است که سبب ماندگاری در زندگی میشود».
مراد از پاکزیستی، «اعتقاد به خدا و اهمیت دهی بازگشت به سرشت الهی و اصالت، با پیگیری زندگی پاک و سالم و بدون ریا با همه وجود، بر پایه استقرار در مسیر نیل به ارزشهای معنوی و پایبندی به اخلاق و قراردهی انسانیت، درستی، راستگویی و صداقت در سرلوحهٔ زندگی و محوریت وفاداری و تعهّد در زندگی و نیز رعایت حقوق دیگران و انصاف» است.
بررسی تعاملی «ماهیت تعادل روان» چنین برداشتی را از آن به دست میدهد: «احساس آرامش روان مبتنی بر معنویت در زندگی (بدون احساس تنهایی و دلشورگی) که به فرد احساس ماندگاری در زندگی داده، با مدیریت بر هیجانها موجب بروز رفتار متعادل میشود».
خودپویشی نیز به معنای «باور به پویایی به طوری که فرد به تلاش برای کارهای بدون نقص میپردازد. چنین وضعیتی برای وی نفوذ در دیگران را ثمر میدهد و خود نیز خوشحال از اثرگذاری در دیگران و خشنود از احساس پرورش دیگری است» (کاظمی، 1399)
«نیرومندی» به معنای «احساس نیرومندی شدید در فعّالیّتهای مورد علاقه جذّابیت هر چیز تازه و نو، پیگیری برای حل مسأله بدون احساس درماندگی، لذّت از فعّالیّتهای بدنی و ورزشی متنّوع و جنب و جوش و برخورداری از مهارتهای بالا در انجام فعّالیّتهای حرکتی» است. (عباسقلی زاده، 1399)
در مطالعه دیگری رابطه «شخصیت خردورزی تحلیلی» با «رضایت از زندگی» یک نمونه 146 نفری(68% زن، 64% مجرد، 56% با تحصیلات کارشناسی) یافت شد که«سنجیدگی» و «چیرگی هیجانی»(عدم انتخاب هیجانی) موجب «درست زیستی»و «استواری روانی» شده در پی آن، اضطراب و افسردگی را کاهش میدهد. «چیرگی هیجانی» سبب «استواری» و«وجاهت» است و «سنجیدگی» موجب «پشتیبانی» و «درست زیستی» میشود. «درست زیستی» و «استواری» به کاهش افسردگی میانجامند . همچنین «استواری»، «درست زیستی» و «پشتیبانی» کاهنده اضطرابند. (روستایی، 1399)
از این رو استنباط میشود که «الگوی ارجمندی رواندرمانی تعاملی» به ویژه مؤلّفههای «درست زیستی» و «وجاهت» با تقویت «نیروی روانی»، «خودپویشی» و «پاکزیستی» موجب کاهش افسردگی و اضطراب شده و در پی آن گرایش به مصرف مواد زیانبار را کاهش میدهد.
جمع بندی آن است که کاهش گرایش به مصرف مواد زیانبار به این زمینهها بستگی دارد:
الف) اعتقاد به خدا و اهمیت دهی بازگشت به سرشت الهی و اصالت، با پیگیری زندگی پاک و سالم و بدون ریا با همه وجود، بر پایه استقرار در مسیر نیل به ارزشهای معنوی و پایبندی به اخلاق و قراردهی انسانیت، درستی، راستگویی و صداقت در سرلوحهٔ زندگی و محوریت وفاداری و تعهّد در زندگی و نیز رعایت حقوق دیگران و انصاف
ب) باور به پویایی به طوری که فرد به تلاش برای کارهای بدون نقص بپردازد. چنین وضعیتی برای وی نفوذ در دیگران را ثمر میدهد و خود نیز خوشحال از اثرگذاری در دیگران و خشنود از احساس پرورش دیگری
ج) احساس نیرومندی شدید در فعّالیّتهای مورد علاقه، جذّابیت هر چیز تازه و نو، پیگیری برای حل مسأله بدون احساس درماندگی، لذّت از فعّالیّتهای بدنی و ورزشی متنّوع و جنب و جوش و برخورداری از مهارتهای بالا در انجام فعّالیّتهای حرکتی
و تحقّق این سه زمینه مبتنی بر «ارجمندی» است:
«احساس سرزندگی، آرامش روانی با دستیابی به معنای زندگی مبتنی بر معنویّت به گونه ای که عقاید فرد مورد توجّه و ارزشگذاری از سوی محیط قرار میگیرد و پویایی فردی و کارآمدی هدفمندانه برای بهینگی موفّقیّت و پیشرفت منتظره در زندگی را هموار میسازد. بدین ترتیب فرد از تشویق مورد انتظار برخوردار میشود و بدون احساس وابستگی به دیگران در هنگام دشواریها، هیچ گاه احساس تنهایی نخواهد داشت. چنین شرایطی در مجموع سبب رضایت از زندگی میشود».