پرش به محتوای اصلی

۴۷. قلمرو تعاملی هیجان اندیشه

۸ دقیقه مطالعه

«هیجان اندیشه» با بزرگترین و گسترده ترین دامنه‌های محض و کاربردی روانشناختی پیوند دارد. قلمرو شخصیت، دامنه شناختی و حوزه بهداشت روان با شاخص رضایت از زندگی، همگی در ارتباط با هیجان اندیشه اند.

در این جا اجمالاً به برخی از دستاوردهای مهم در حیطه‌های مزبورتوجّه می‌شود.

هیجان اندیشه و شخصیّت

سرسختی شناختی و سرسختی روانشناختی

«سرسختی روانشناختی»249یک مفهوم ملهم از فلسفه اگزیستانسیالیسم اشاره به ساختار شخصیتی متشکل از سه خصیصه «تعهد»، «چیرگی» و «چالش» دارد که مجموعه ای از باورها در مورد خود و جهان را پی می‌ریزد

«تعهد»250به درگیری خود در فعالیتهای زندگی و گرایش و کنجکاوی واقعی نسبت به جهان پیرامون (فعالیتها، اشیا، سایر افراد) اشاره دارد.

«چیرگی»251به معنای باور به نقش تلاش شخصی در اثرگذاری بر روی وقایع و رخدادهای محیطی است.

«چالش»252دال بر آن است که تغییر و پویایی به جای ثبات وایستایی یک واقعیت در زندگی روزمره است که فرصت برای رشد شخصی فراهم می‌آورد.

از این رو، «سرسختی روانشناختی» به مثابه یک خصیصه وجودی است که به نقش خود در رابطه با زندگی و محیط توجّه دارد؛ حال آن که سرسختی شناختی در گستره «هیجان اندیشه» مشتمل بر چهار ویژگی، مذکور ناظر بر واکنشهای هیجانی منبعث از اندیشه و فرایند شناختی اکتشاف آمیز تجرابه گرایانه خاصّ برای نیل به حقیقت یک پدیده است.

با این حال این دو مفهوم از پیوندهایی با یکدیگر برخوردارند؛ دستاوردهای یک پژوهش تازه در بررسی رابطه هیجان اندیشه و سرسختی روانشناختی نشان داد که سرسختی روان‌شناختی به ویژه«تعهّد» و«چیرگی» نیرومندترین پیش‌بین برای « پیگیری» است؛ تعهّد به طور مثبت «پیگیری» را پیش بینی می‌کند و همراه با«چیرگی» به طور منفی «بدن لرزی» و« احساس گرسنگی و تشنگی» را پیش بینی می‌کند.(کاظمی، ابراهیمی، 1396)

به بیان دیگر، کنجکاوی واقعی نسبت به جهان پیرامون در مفهوم «تعهّد» می‌تواند با تحریک کنجکاوی در رویارویی با مسأله ای مبهم برای کشف حقیقت پدیده در مفهوم «پیگیری» هماهنگ باشد.

و از سوی دیگر«تعهّد» به معنای درگیری خود در فعّالیّتهای زندگی و گرایش و کنجکاوی واقعی نسبت به جهان پیرامون (فعالیّتها، اشیا،، سایر افراد) و «چیرگی» به معنای باور به نقش تلاش شخصی در اثرگذاری بر روی وقایع و رخدادهای محیطی، بدون پیامدهای روان تنی نظیر «بدن لرزی» و «تشنگی و گرسنگی» است.

سرسختی شناختی و شخصیّت

پژوهش پیرامون رابطه ویژگی‌های شخصیت دختران نوجوان با سرسختی‌شناختی نشان داد که واکنشهای هیجانی (به عنوان یک خصیصه شخصیت) با هر چهار ویژگی سرسختی شناختی (تجربه کنجکاوانه، پیگیری، بدن‌لرزی و احساس تشنگی و گرسنگی) رابطه دارد. افزون برآن ویژگی شخصیتی «پایداری» نیز با «پیگیری» رابطه مثبت و با «تجربه کنجکاوانه» رابطه منفی دارد. همچنین نتایج نشان داد ویژگی شخصیتی «استقلال» نیز با «تجربه کنجکاوانه» و «پیگیری» رابطه مثبت دارد. امّا هیچ یک از آن دو با مؤلّفه‌های بدن‌لرزی و تشنگی و گرسنگی رابطه ندارند. استنباط بسیار مهم آن است که با توجه به رابطه نیرومند چهار خصیصه شخصیت (هیجان، فعالیت، پایداری و استقلال) با عامل‌های سرسختی‌شناختی (تجربه کنجکاوانه، پیگیری، بدن‌لرزی و تشنگی و گرسنگی) می‌توان برداشت کرد «سرسختی‌شناختی» صرفا یک خصیصه هیجانی نیست بلکه یک خصیصه شخصیتی قلمداد می‌شود؛ یعنی عناصر «تجربه کنجکاوانه» و «پیگیری» در واقع ویژگیهای شخصیتی محسوب می‌شوند که با دو خصیصه هیجانی بدن‌لرزی و تشنگی و گرسنگی بروز می‌یابند. (کریمی، 1399)

پویایی روانی و بیتابی روانی و شخصیّت

در بررسی «رابطه هیجان اندیشه با ویژگیهای شخصیت» دانشجویان دختر و پسر یافت شد که به طور کلی مؤلّفه‌های بزرگ شخصیّت، نیرومندترین پیش بین به ویژه برای کنجکاوی، پیگیری، اندیشهٔ هیجانی، فعّالیّت، یقین فرسایی و احساس تنهایی است. افزون بر آن، ظاهراً «توافق پذیری» و «وظیفه شناسی» بیش از سه مؤلّفهٔ دیگر به پیش بینی پویایی روانی(کنجکاوی، اندیشهٔ هیجانی، پیگیری و فعّالیّت) امکان می‌دهد. از سوی دیگر، «روان آزردگی» و «برونگردی» نیز بیش از سه مؤلفهٔ دیگر، بیتابی روانی(یقین فرسایی و احساس تنهایی) را پیش بینی می‌کنند. دیگر یافتهٔ مهم پژوهش آن است که «گشودگی در قبال تجربه» کمتر از سایر مؤلّفه‌های شخصیّت به پیش بینی هیجان اندیشه می‌پردازد. لذا همه پنج مؤلّفه بزرگ شخصیّت، از ظرفیت پیش‌ بینی نیرومندی برای هیجان اندیشه برخوردارند.(کاظمی، ابراهیمی، 1396)

بیتابی روانی، نیروی روانی، سرسختی شناختی و جنب وجوش هیجانی و شخصیّت

پژوهش پیرامون دختران نوجوان در رده سنی 15 تا 17 سال نشان می‌دهد که «نیروی روانی» آنها با همه رگه‌های بزرگ شخصیت یعنی روانآزردگی، توافقپذیری، برونگردی، گشودگی و وظیفه مندی رابطه دارد. رگه‌های شخصیت وظیفه‌مندی و روان آزردگی بیش ازسایر رگه‌ها با مؤلفه‌های هیجان اندیشه همبستگی دارند؛ بدین معنا که سرسختی شناختی آنها با روانآزردگی، توافق پذیری، گشودگی و وظیفه مندی رابطه دارد؛ جنب و جوش هیجانی با برونگردی، گشودگی، وظیفه‌مندی و روانآزردگی همبسته است و میان بیتابی روانی با روانآزردگی، برونگردی، توافقپذیری و وظیفه مندی پیوند وجود دارد.

افزون بر آن، سرسختی‌شناختی و نیروی روانی بیش از هیجانهای دیگر، رابطه میان ویژگی‌های شخصیّت با خلّاقیت را تبیین می‌کنند. (داوری، 1397)

مطالعه پیرامون پسران و دختران نوجوان 12 و 13 ساله نشان داد که صرفاً «پایداری» دختران با بیتابی روانی همبستگی منفی دارد.(اخوان، 1399)

هیجان اندیشه و شناخت

سرسختی‌شناختی، نیروی روانی و خلاقیت

پژوهش پیرامون دختران نوجوان در رده سنی 15 تا 17 سال گویای آن است که نیروی روانی آنها با مؤلفه‌های سیّالی، بسط و ابتکار همبستگی دارد و می‌تواند نقش واسطه ای در رابطه گشودگی با ابتکار ایفا کند. سرسختی شناختی نیز در رابطه روانآزردگی با ابتکار نقش واسطه ای دارد. به‌نظر می‌رسد سرسختی‌شناختی و نیروی روانی بیش از هیجانهای دیگر، رابطه میان ویژگی‌های شخصیّت با خلّاقیت را تبیین می‌کنند. (داوری، 1397)

در واقع خلاقیت دختران نوجوان بستگی به بیتابی روانی آنها ندارد. به بیان دیگر بیتابی روانی به معنای بیقراری، دلمشغولی، شکّ و تردید، احساس دلشورگی، دلنگرانی، بیمناکی، فرسودگی، تنهایی، ناامیدی در هنگام گردش اندیشه و رویارویی با مسأله موجب کاهش خلّاقیّت دختران نوجوان نمی‌شود. بدین معنا که وضعیت روانی که شدّت اندیشه‌گردی، فعالیت و گفت‌و‌گوی ذهنی در ارتباط با مسائل فکری، فرد را دچار گرفتاری درونی، دل‌مشغولی و بی‌قراری مستمر و دائمی می‌کند که همراه با سرگشتگی و احساس از دست دادن یقین است، شک و تردید در حل مسائل فرد را گرفتار می‌کند و او در حسرت کسانی به سر می‌برد که همیشه در حال یقین زندگی می‌کنند، نسبت به حل مسائل خود دچار بیمناکی و نگرانی می‌شود، فراموشی و ضعف حافظه کلافه‌اش می‌کند، به‌ویژه وقتی مسأله جدّی است ولی حلّ نمی‌شود، ناامیدی از خود، احساس فرسودگی تدریجی، احساس دائمی خستگی، ناتوانی و تنهایی وی را فرا گرفته و در قالب کم‌کاری و عدم فعالیت بروز می‌کند؛ خواب را از او می‌گیرد و او با دلشورگی و دل‌نگرانی احساس می‌کند که برای انجام فعّالیّت تحت فشار است و در پی آن، خستگی، تشنگی شدید، گرسنگی عجیب، لرزش بدن، افزایش ضربان و تپش قلب را در خود احساس می‌کند مجموع چنین شرایط روانی لزوماً خلاقیت دختران نوجوان به معنای فرآیند حس کردن مشکلات، مسائل و کمبودها و اختلاف‌نظر درباره اطّلاعات، عناصر ناپیدا و ناموفق و همچنین به دست آوردن این حدسها و فرضیه‌ها و تجدید نظر کردن دوباره و اصلاح آنها و در نهایت مرتبط ساختن نتایج را دچار آسیب و صدمه نمی‌کند بلکه ممکن است در موارد بسیار زیادی چنین وضعیت روانی به هموارسازی و تسهیل خلاقیت دختران نوجوان 15 تا 17 ساله بینجامد.

ازسوی دیگر نیروی روانی به معنای احساس نیرومندی شدید در حلّ مسألهٔ مورد علاقه،‌ بدون درماندگی و بدون احساس گذشت زمان همراه با اندیشه‌های هیجان انگیز که فرد را به سوی انجام برای کار بزرگِ نو سوق می‌دهد، تسهیل کننده سه مؤلفه مهم خلاقیت یعنی سیالیت، بسط و ابتکار است به بیان دیگر فرآیند حس کردن مشکلات، مسائل و کمبودها و اختلاف‌نظر درباره اطّلاعات، عناصر ناپیدا و ناموفق و همچنین به دست آوردن این حدسها و فرضیه‌ها و تجدید نظر کردن دوباره و اصلاح آنها و در نهایت مرتبط ساختن نتایج بستگی بدان دارد که در دختران نوجوان 15 تا17 ساله احساس نیرومندی شدید در حلّ مسألهٔ مورد علاقه،‌ بدون درماندگی و بدون احساس گذشت زمان همراه با اندیشه‌های هیجان انگیز که فرد را به سوی انجام برای کار بزرگِ نو می‌کشاند، وجود داشته باشد.

افزون بر آن، «سرسختی شناختی» به معنای برانگیختگی کنجکاوی فرد با هر مسألهٔ مبهمی در قلمرو فعّالیّتهای مورد علاقه‌ همراه با ناآرامی و مشغولیّت فراگیر و سرسختانه که وی را به سوی کشف حقیقت از طریق تجربه سوق می‌دهد و همراه با بدن لرزی و تشنگی و گرسنگی است، نه تنها از نقش واسطه ای در رابطه میان روان آزردگی و ابتکار برخوردار است بلکه اثر مستقیمی بر ابتکار به مثابه مهمترین مؤلفه تفکر واگرا بر جای می‌گذارد به بیان دیگر باورهای غیر منطقی، ضعف در انطباق با دیگران، فشار روانی، بی ثباتی هیجانی، اضطراب و دمدمی مزاجی و حالات خجالتی و افسرده از طریق سرسختی شناختی می‌تواند منجر به ابتکار دختران نوجوان 15 تا 17 ساله شود.

نکته قابل ملاحظه آن که باورهای غیر منطقی، ضعف در انطباق با دیگران، فشار روانی، بی ثباتی هیجانی، اضطراب و دمدمی مزاجی و حالات خجالتی و افسرده مانع و بازدارنده سیالیت، بسط و انعطاف پذیری دختران مزبور نیست.

اندیشه واگرای دختران نوجوان مستقلّ از روحیه اعتماد به دیگران، دلسوزی، سازگاری، درستکاری، نوعدوستی و همراهی است. سیالیت، بسط و ابتکار این دختران بستگی به مردم‌آمیزی و فعالیت، سرخوشی، پرانرژی بودن، صمیمیت، قاطعیت بودن، هیجان خواهی، هیجان مثبت، قابلیت اعتماد، سخت‌کوشی، نیرومندی، جاه‌طلبی کفایت و شایستگی، انضباط، نظم و ترتیب، تلاش برای موفقیت، و احتیاط در تصمیمگیری ندارند.