۲۲. د- خانواده
نیاز فرد تیزهوش به زندگی اجتماعی شامل خانواده به منزله یک گروه اجتماعی کوچک نیز میشود و شاید حتی هویت و معنای حقیقی همنوایی اجتماعی و جامعهپذیری توسط خانواده تبیین و تفسیر گردیده و تحقق مییابد. بنابراین، خانواده در امر رشد اجتماعی فرد تیزهوش، محور و ستون اساسی خواهد بود. بدون وجود خانواده (بویژه در دوران کودکی و نوجوانی تیزهوش) هر نهاد دیگری به سختی میتواند به پرورش اجتماعی و جامعهپذیری فرد تیزهوش همت بگمارد.
همانگونه که خانواده معتبرترین منبع تشخیصی استعدادهای برجسته، تیزهوشی و نبوغ بشمار میآید، اساسیترین مرجع حمایتی نخبگان نیز محسوب میگردد. یعنی بدون همیاری و معاضدت خانواده، هیچگونه اقدام و تدبیر پرورشی، مشاورهای و آموزشی نتیجه نخواهد داد. چنین شرایطی برای خانواده به منزله امتیاز منحصر به فردی در امر تعلیم و تربیت تلقی میگردد. یعنی خانواده میتواند منتقلکننده نظام ارزشی و فرهنگ جامعه به فرد تیزهوش باشد و حتی نگرش وی را دستخوش تغییر قرار دهد.
سازمان خانواده نیز به دلیل خودباوری نیرومند فرد تیزهوش به محیطی پویا تبدیل خواهد شد. بنابراین، مشارکت فرزندان تیزهوش در فعالیتهای اساسی خانواده، اجتنابناپذیر است. پذیرش چنین شرایط نگرشی از سوی خانواده، پایه و بنیاد تأثیرگذاریهای ارزشی، فرهنگی و اجتماعی مزبور است.
ه - جامعه
بهرهگیری جامعه از توانمندیها و استعدادهای سرشار نخبگان در گرو پرورش ویژه آنهاست. این پرورش برحسب اقتضای نوع تیزهوشی، تفکیکی و غیرتفکیکی خواهد بود. آنچه در هر دو نظام تفکیکی و غیرتفکیکی مبنای پرورش ویژه را تشکیل میدهد، اصالت دادن به تفاوتهای فردی است. بهرهدهی نخبگان، مرهون ارجگذاری کم و بیش به فردیتهای آنهاست. یعنی پذیرش سطحی مشخص، از اصالت فردیت توسط جامعه، تعیینکننده بقاء و توسعه آن جامعه است.