۴۰. ریشههای پیشرفت تحصیلی
خاستگاههای موفقیت و کامیابی تحصیلی را در دو حیطه اساسی میتوان مورد بررسی قرار داد: عوامل فردی و عوامل محیطی.
الف) عوامل فردی
نگارنده با توجه به پژوهشهای شخصی و بررسی و تحلیل سایر مطالعات، یک ساختار تعاملی پنج بُعدی را در زمینهی پیشرفت تحصیلی ارائه میدهد که شامل ابعاد زیر است:
1. رغبت: انگیزه و تمایل فرد نسبت به یادگیری به معنای اعّم و گرایش تحصیلی در حوزهای ویژه همراه با رقابت طلبی تحصیلی زمینهساز پیشرفت تحصیلی است.
2. استعداد: هوش به معنای قابلیت عمومی یادگیری و استعداد یا توانایی یادگیری در حوزهای خاصّ برای هر سطحی از پیشرفت تحصیلی ضروری است و هرچه افزایش یابد، نقش تسهیلکنندگی بیشتری را در امر فراگیری ایفا میکند.
3. معلومات: آگاهیها و اطلاعات اولیه پیشین هرچه استوارتر و غنیتر باشند، یادگیریهای جدید را بیشتر رقم میزنند و کامیابی تحصیلی حاصل خواهد شد.
4. نگرش تحصیلی: تعبیر ما از نگرش تحصیلی شامل خودباوری تحصیلی، موضع نظارت، اسناد علّی و موضعگیری تحصیلی است.نگرش و اعتقاد فرد به تواناییها، استعدادها، معلومات و رغبتهای تحصیلی خویش بر اساس خودآگاهی شناختی شکل میگیرد و خودباوری تحصیلی وی را پدید میآورد. عزّت نفس و اعتماد به نفس ثمره خودباوری مزبور است.
منظور از «موضع نظارت» این است که یک فرد تا چه میزانی، دلایل و علل پیشرفت تحصیلی خویش را به خود یا غیر خود ارجاع میدهد.
«اسناد علّی» اشاره به تعیین مراجع و منابع غیر خود در رقم زدن شکست و موفقیت تحصیلی دارد و «موضعگیری تحصیلی»، مجموعه نگرشهایی است که فرد نسبت به تحصیل و عوامل و عناصر تعیینکننده آن شامل: ویژگیهای معلّم، فضای آموزشی، روش تدریس، امکانات و تسهیلات آموزشی، مجریان اداری، مواد و موضوعات و محتویات درسی و... دارد.
تجانس و هماهنگی کوششهای آموزشی و تحصیلی با این نگرشها تعیینکننده پیشرفت تحصیلی خواهد بود.
5. روش یادگیری: روش یادگیری اشاره به اسلوبهای عمومی یادگیری و شیوههای خاصّ آن دارد. کوششهای متمرکز و مداوم اساس اسلوب عمومی یادگیری است و شیوههای خاصّ یادگیری بستگی به موضوعات و حوزههای ویژه درسی و تحصیلی دارد که شایسته است در بدو هر دوره آموزشی با اعانت معلّم یاد داده شود.
گرچه یافت شده است که روش یادگیری از نوع تعاونی مستقل از پیشرفت تحصیلی است؛ امّا نتیجه پژوهش شخصی نگارنده حاکی از آن بوده است که تیزهوشان کمآموز بیش از پیشرفتهها، روش تعاونی را ترجیح میدهند. به نظر میرسد که روش رقابتی زمینهساز پیشرفت تحصیلی باشد.
روشن است که عناصر ساختار مزبور در یک تعامل تنگاتنگ قرار میگیرند و اثر تقابلی بر روی یکدیگر دارند. هرگونه کامیابی تحصیلی موجب افزایش رغبت، غنی شدن معلومات، توسعه استعداد و توانایی ذهنی، استواری و استحکام روشهای یادگیری و تقویت و بهبودی نگرش تحصیلی است. از سوی دیگر هر یک از عناصر پنجگانه اقماری بر روی یکدیگر دارای اثر تعاملی هستند.
ساختار تعاملی پنج بُعدی پیشرفت تحصیلی
[محل درج تصویر: gifted_children_psychology_chapter_040_image_01.png][محل درج تصویر: gifted_children_psychology_chapter_040_image_02.png]
ب) عوامل محیطی
تاکنون به وجود ده عامل محیطی، نیرومند و مؤثر در پیشرفت تحصیلی پی برده شده است: مرجعیت و نظام ارزشی، وسایل آموزشی، روش تدریس معلّم، ویژگیهای شخصیتی معلّم، تسلّط علمی معلّم، جایگاه اقتصادی- اجتماعی یادگیرنده، فضای فرهنگی، برنامه آموزشی، والدین و خانواده و دوره تحصیلی.
بحث ویژه
خلّاقیت کلامی و بلوغ حرفهای
با بررسی یافتهها حاصل گردید که پدیدآیی معانی خلّاقانه مبتنی بر طرح مسائل خاصّی است که چه بسا تعیینکننده قالب و حیطهای ویژه از خلّاقیت میباشد و رفاه اقتصادی علاوه بر آنکه با ایجاد فراغت خاطر و آرامش روانی به این پدیدآیی یاری میدهد، همچنین تجهیزات بیانی مناسب را در اختیار میگذارد. و نیز دانستیم که تیزهوشی به معنای وسیع کلمه مستلزم برجستگی محرز کلامی نیست و حوزهای خاصّ از نخبگان یافت میشوند که از این موهبت چشمگیر بهره دارند و سرانجام، پیشرفت تحصیلی از طریق تقویت آگاهی حرفهای، تجربهپذیری و بینش شغلی منجر به بلوغ حرفهای میگردد.
با این مقدّمه پرسشی اساسی در میدان تحقیق قرار میگیرد: خلّاقیت کلامی چه رابطهای با بلوغ حرفهای دارد؟ در پاسخ به این سؤال اساسی، نخست لازم است به بررسی چند نکته مقدماتی بپردازیم:
الف) تنوع تیزهوشی و استعداد تعیینکننده آینده شغلی نخبگان است.
حیطههای متنوع استعداد و تیزهوشی گرچه بر یک اساس مشترک و عمومی قرار دارند- چنانکه همبستگیهای نیرومند نشان میدهند- امّا به تدریج با افزایش سنّ، استعدادهای خاصّ، خط سیر مستقل و اختصاصی را آغاز میکنند و تجلّی مییابند.
به عنوان مثال به برخی از این یافتهها میتوان اشاره داشت:
«استعداد ریاضی، موسیقی و فنّی با یکدیگر همبستگی نشان دادهاند.
استعداد هنری، پیشرفت تحصیلی و هوش در مقاطع ابتدایی و راهنمایی، همبستگی نسبتاً بالایی دارند؛ امّا با افزایش پایه تحصیلی (شاید سّن) به حدّ استقلال میرسند. به نظر میرسد که با افزایش سّن، استعداد و هوش عمومی به تدریج بر محور استعداد خاصّ متبلور میگردد؛ به گونهای که این استعدادها به تدریج از استعداد عمومی مستقل و مجزا میشوند.
دانشآموزان مستعد ریاضی به ندرت دارای استعداد کلامی هستند. ولی برعکس دانشآموزان پیشرفته در زبان غالباً از پیشرفت ریاضی خوبی برخوردارند.
دانشجویان مستعد از لحاظ علوم و ریاضی در مقایسه با دانشجویان با استعداد عمومی این ویژگیها را نشان میدهند:حل قیاسی مسائل ریاضی و پردازش اطلاعات که شامل ساختار ادراک، شناخت نسبی و تجسّم نسبتها میشود.»6
ب) در زمینه اشتغال افراد خلّاق باید به برخی از نکات اساسی توجه نمود.
- خلّاقیت پدیدهای فراتر از شغل است.
- شغلهای جدید را افراد خلّاق میآفرینند.
- اشتغال افراد خلّاق ذاتاً مستلزم چندگانگی است؛ یعنی پدیده چند شغلی را برای منابع خلّاق باید به منزله امری طبیعی پذیرفت.
- هر حیطه شغلی ویژهای میدان خاصّی برای تجلّی خلّاقیت و آفرینندگی است.
- شغل و حرفه، عرصه تخلیه و صرف نیروهای سرشار افراد خلّاق است؛ پس پویایی شغلی امری اجتنابناپذیر است.
- تنوع و دگرگونی شغلی پدیدهای رایج در میان نخبگان خلّاق بشمار میآید. با این توضیح که پس از مدّتی یک شغل، عرصه تنگ و محدود برای ظهور و تجلّی آفرینشها خواهد بود و یا پویایی خویش را از دست میدهد و دیگر تازگی ندارد.
ج) ویژگیهای ذاتی و روانی نخبگان خلّاق جهتگیری و خطمشی شغلی آنها را رقم میزند.
- «نخبگان خلّاق جاهطلبی کمی نشان میدهند و گرایش دارند که اندیشه و تفکر زیادی درباره جهان داشته باشند.»7
- «اگر نظریه شخصیتی را در راهنمایی حرفهای بپذیریم، نشان داده شده که شخصیتهای معنوی (دارای خلّاقیت بالا) در فعالیتهای شغلی مقتضی رهبری، شهرتگرایی، فعالیتهای عملی، جامعهگرایانه و قدرت بیان، ضعف نشان میدهند.»8
- «به احتمال قوی زنان در زمینه تفکر ریاضی از استعداد کمتری برخوردارند.»6
- «دختران توانمند ده و یازده ساله غالباً بیش از پسران، مهارتها و رشتههای کلامی را بر میگزینند؛ در عوض پسران توانمند، شاخههای علوم را انتخاب مینمایند. انتخاب شغلی در ده سالگی در میان دختران و پسران، تشنجآمیزتر است ولی از سنّ یازده سالگی تقریباً تمرکز بیشتری بروز میکند. به طور کلّی پسران بیش از دختران، خود را توانمند میدانند.»8
- «جنسیت از طریق تکوین نظام ارزشی نظری (در میان پسران) و هنری (در میان دختران) و گرایش ویژه، نوع خلّاقیت را تعیین میکند.
اگر استواری و ثبات ترجیحات شغلی را در یازده سالگی بپذیریم، گزینشهای شغلی افراد خلّاق کلامی (تحت تأثیر گرایش مبتنی بر جنسیت در میان دختران نسبت به مهارتهای کلامی)، پیشبینی کننده خطمشی شغلی آنها خواهد بود و میدانیم که گرایش به حیطه ویژه خلّاقیت و نوع آن تحت تأثیر جنسیت است.
د) حرفه نویسندگی ملازم با برخی ویژگیهای قابل ملاحظه است.
میدانیم که نویسندگی و انشاء عرصه بسیار نیرومندی برای تجلّی آفرینندگی است و همبستگی فراوانی با خلّاقیت نشان داده است و «تکلّم و صحبت زیاد از مشخصات افراد خلّاق بشمار میآید.»7
بررسی زندگی شغلی نویسندگان، روزنامهنگاران و مؤلفان حاکی از آن است که آنها پیوندی عمیق با میراث ادبی و فرهنگی تمدن بشری دارند و از جمله، اصلاحطلبترین گروههای شغلی بشمار میآیند.
«نویسندگان (حداقل در مقایسه با حسابداران) از لحاظ شخصیتی، پرخاشگری و خصومت بیشتری در کار بروز میدهند و در مواجهه با موقعیتهای مبهم، بردباری و تحمل افزونتری دارند. توجه آنها به معیارهای اجتماعی و نظام ارزشی محیطی کمتر است و اصطکاک بیشتری در محیط خانوادگی نشان میدهند.»8
ه) نخبگان خلّاق در زندگی شغلی دچار برخی مشکلات و مسائل اساسی میشوند.
اصولاً خلّاقیت و تیزهوشی انتزاعی بر پایه یک نظام ارزش نظری، استعداد ریاضی، شیءگرایی محض و خودباوری ریاضی قرار دارد. خصائص یاد شده متناقض با فعالیتهای شغلی مقتضی نفوذ اجتماعی و محیطهای رسمی است.
علاوه بر آن «اختلاف چشمگیر میان تجسّم فضایی و فعالیتهای عملی و دستی در میان افراد خلّاق، شرایطی را فراهم میآورد که نخبگان خلّاق حتی از اوان نوجوانی از نظامهای راهنمایی شغلی رایج ابراز رضایت ننمایند و مشکلات شغلی بیشتری در مقایسه با نخبگان تحصیلی بروز میدهند.»7
وجود نوآوریهای کلامی، تلفّظ مغلَق و تکلّفهای گفتاری در میان نخبگان خلّاق، عامل دیگری است که سبب بروز ناسازگاریهایی از حیث شغلی میگردد.
و) بلوغ حرفهای موجب توسعه خلّاقیت میشود.
اگر بلوغ حرفهای تحقق و حاکمیت یابد، حتی از اوان تحصیلات متوسطه و سالهای نوجوانی کم و بیش منجر به تقویت و رشد آفرینندگی و خلّاقیت میشود.
خودباوری شغلی یکی از عناصر دهگانه بلوغ حرفهای است و میدانیم که خودباوری نیرومند، تقویت تفکر واگرا و آفرینندگی را در پی خواهد داشت.
همچنین نشان داده شده است که گزینشهای شغلی مربوط به حوزه ریاضی یکی از عناصر موفقیتآمیز تقویت نگرش ریاضی دختران نوجوان تیزهوش است و میدانیم که نگرش ریاضی از مشخصههای اساسی آفرینندگی و خلّاقیت است.
لذا هرچه شرایط مناسبتری برای آشنایی نوجوانهای تیزهوش با پیشهها و شغلهای گوناگون انجام گیرد، راههای توسعه خلّاقیت شغلی، هموارتر میگردد.
ز) با رعایت برخی نکات میتوان بلوغ حرفهای نخبگان خلّاق را تقویت نمود.
«حمایت از تیزهوشان در انتخاب شغل باید مهمترین انگیزه جامعه باشد. آمادهسازی دانشآموزان، شیوه آموزش آنها و انتخاب شغل در یک روند تربیتی، رشد شخصیت و شکلگیری بهتر کارآیی اجتماعی آنها را میسر میسازد. قابلیتپروری در شرایطی که کلّ شخصیت فرد در میدانِ دید محقق قرار گیرد، موجب رشد توانمندیهای فرد میگردد. به منظور پیشرفت علمی- فنّی بویژه در زمینههای علوم و فنون، فعالیتهای فوق برنامه بایستی با توان کامل در خدمت آمادگی انتخاب شغل به وسیله کلیه نیروهای پرورشی خود قرار گیرد. تقویت استعداد در فعالیتهای غیردرسی در جهت هدایت حرفهای امری ضروری است.»6
با مقدمات مزبور میتوان دریافت که خلّاقیت به منزله نوعی نخبگی و تیزهوشی، قلمرو شغلی و حرفهای ویژهای را میطلبد و خلّاقیت کلامی بر اساس تأثیر جنسیت تکوین مییابد و مقتضی وجود خصائصی قابل ملاحظه است. بلوغ حرفهای افراد خلّاق را با توجّه به اقدامات خاصّی میتوان تحقق بخشید و از آن پس، بلوغ یاد شده، تمهیدی برای تداوم آفرینشهای شغلی خواهد بود.
امّا بلوغ حرفهای مستلزمگذار از مرحله بینش یعنی ستون خلّاقیت است. حرفهاندوزی به معنای اندوختن فعالیتهای تجربی وافری است که منجر به مهارت، تسلّط و وقوف کامل بر حیطه کاری نظامیافته شغلی است بینشی که بر اساس ظرفیت تجربی حاصل میشود، آفرینندگی شغلی را ثمر خواهد داد. پس بلوغ حرفهای ملازم با آفرینندگی شغلی است.
از سوی دیگر واضح است که تحقق بلوغ حرفهای علیرغم آنکه صرفاً در سطح توان و قابلیت حوزه استعدادهای درخشان به معنای وسیع کلمه است، امّا نخبگی به تنهایی، بدون وجود کوششهای قابلیتپروری لزوماً منجر به بلوغ حرفهای نمیگردد؛ بلکه تحقق اقدامات خاصّ در جهت قابلیتپروری، اجتنابناپذیر است.