۳۹. مشکلات کلامی تیزهوشان
تاکنون به وجود مشکلاتی چند از حیث کلامی در میان برخی از تیزهوشان پی برده شده است:
مشکل در بذل توجه و ناتوانی در تمرکز کلامی در هنگام فراگیری برخی مطالب، کتابخوانی و امر مطالعه.
ضعف در حافظه و نگهداری و یادداری برخی موضوعات
نارساخوانی و نقیصه در تلفّظ واژهها
نارسانویسی و ضعفهایی اساسی در نوشتن و تکالیف کتبی
مشکلات خاصّ در برخی موضوعات و مواد درسی
همه نقیصههای مزبور در کنار یکدیگر منجر به کاهش نمرات آزمونهای مربوط به هوش کلامی در میان این دسته از تیزهوشان شده است.
نکته قابل توجه این است که برخی از این مسائل خاصّ در شرایطی بروز مییابد که فرد تیزهوش با انگیزه کافی، پشتکار و فعالیت مساعدی نشان میدهد و اگر وجود مشکلات کلامی را در این شرایط بپذیریم- قطع نظر از منشأ عضوی- حیطههای آسیب شناختی دیگری که باید مورد لحاظ قرار گیرد، روش یادگیری و توانایی ذهنی افراد تیزهوش مزبور است.
محتمل است که افراد مورد بحث از روش یادگیری خاصّ حوزه کلامی، بهره نمیجویند؛ لذا بازدهی ضعیفی در این حوزه حاصل خواهد شد. عامل دیگر که به نظر اساسیتر میرسد، توانایی ذهنی خاصّ و یا نوع تیزهوشی است؛ چنین مشکلاتی در میان تیزهوشان انتزاعی و حوزه خلّاقیت، امری طبیعی بشمار میآید.
کوششهای مشاورهای و درمانی شایسته به دو حیطه یاد شده باز میگردد. توسعه و تقویت روشهای یادگیری ویژه و اقدامات برنامهای خاصّ در نظام آموزش و پرورش تیزهوشان انتزاعی و خلّاق، راهبردهای مناسب مشاورهای را تشکیل میدهند.
بلوغ حرفهای تیزهوش و عوامل مؤثر بر آن
«بلوغ حرفهای» مفهوم گسترده و سازمانیافتهای است که عناصر هویّت بخشی، میزان اطلاعات، گزینش و آمال، ارزش شغلی، خودباوری حرفهای، بینش شغلی، مسؤولیتپذیری حرفهای، ثبات ترجیحات، تجربهپذیری شغلی و انتظارات شغلی را در برمیگیرد.
بلوغ حرفهای در فردی یافت میگردد که:
هویّت شغلی خویش را شناخته باشد و حرفهای متجانس و هماهنگ با ویژگیهای فردی و شخصیتی خویش را برگزیده باشد.
از اطلاعات و آگاهیهای کافی درباره شغل و حرفه خویش برخوردار باشد.
به گزینش و انتخاب و گرایش شغلی خود آگاه باشد؛ بداند که چه شغلی را میخواهد.
برای شغل خود، ارزش و احترام خاصّی قائل باشد.
به توانمندیها، گرایشها و آگاهیهای شغلی خویش باور و اعتقاد داشته باشد.
بداند که چگونه و با توسّل به چه ابزارهایی میتواند به شغل خود نایل آید و مهارت کافی کسب کند.
توان پذیرش و تحمل مسؤولیت کاری خاصّی را داشته باشد.
در انتخاب و ترجیح شغلی ویژه، عزم و تصمیم راسخ و استواری داشته باشد.
ظرفیت تجربی کافی را در حوزه شغلی خاصّ به دست آورد.
به انتظارات و توقعات خویش در قبال پیشهای خاصّ، واقف و آگاه باشد.
همه این عوامل به فرد یاری میدهند تا در حرفهای خاصّ به بلوغ کافی نایل شود. درخششها و فعالیتهای شغلی در گرو وجود بلوغ حرفهای در سطحی قابل ملاحظه و برجسته است.
تاکنون درباره بلوغ حرفهای تیزهوشان و استعدادهای درخشان، مطالعات و پژوهشهای اندکی انجام یافته است و مطالعات در این قلمرو، مراحل و گامهای ابتدایی خویش را طی میکنند. معهذا یافتههای موجود، نشان میدهند که برخی از مهمترین عوامل مؤثر بر بلوغ حرفهای تیزهوش را این گونه میتوان برشمرد:
الف) سطح هوش علیرغم آنکه هویّت شغلی در میان استعدادهای درخشان و تیزهوشان بیش از افراد عادی نیست؛ امّا موانع حرفهای کمتری را برداشت میکنند.
بدین معنا که از بینش شغلیِ برتری برخوردار هستند و در مدت زمان کمتری میتوانند مهارتهای ضروری را کسب نمایند.
با افزایش تراز هوشی در میان استعدادهای درخشان، به نظر میرسد که تنوعپذیری شغلی افزایش مییابد، چنانکه فعالیتهای تخصصی و در سطح بسیار عالی صرفاً در حوزه توانمندیهای فرد تیزهوش قرار میگیرد. از این رو دامنه طبقهبندی حرفهای و شغلی در حوزه استعدادهای درخشان بسیار متنوع و گسترده است.
نکته آخر اینکه، شغلها و حرفههای جدید را شخصیتهای نخبه میآفرینند، تعریف میکنند و پایهریزی مینمایند.
ب) جنسیت تاکنون نشان داده شده است که در حدود 52 درصد زنان تیزهوش تمایل دارند که خانهداری را در محور و کانون فعالیتهای حرفهای خویش قرار دهند.
علیرغم تساوی زنان و مردان تیزهوش در نیل به مقاطع تحصیلی عالی، توزیع شغلی زنان متفاوت است.
«بر اساس یک مطالعه، این آمار بدست آمده است. (حسابدار 7/9 درصد)، (معمار 8 درصد)، (مدیر در کلیه سطوح 7 درصد)، (هیأت علمی دانشگاه 2/3 درصد)، (مسؤول اداری دانشگاه 2 درصد)، (مهندس 5/0 درصد). یک برتری شغلی محرز و قابل ملاحظه در زمینههای آموزش و پرورش، خدمات پزشکی و پیراپزشکی در میان زنان تیزهوش دیده میشود. برتری شغلی مردان نخبه به علوم پایه و دقیقه باز میگردد. بیش از 77 درصد مردان مستعد به فعالیتهای شغلی در حوزههای اقتصادی و فرهنگی گرایش نشان میدهند.
گزینشهای شغلی تیزهوشان از دوران کودکی و نوجوانی تحت تاثیر جنسیت است. پسران به فعالیتهای شغلی مربوط به علوم پایه و دختران به حوزه کلامی و زبان گرایش دارند.»8
ج) خانواده: خانواده نخستین نهادی است که مقدمات توانمندی و آمادگی شغلی را برای فرد فراهم میآورد. پیش از سنین دبستانی، استعداد و ساختار و توانمندی ویژه یک فرد قابل شناسایی است و خانوادههای موفق از این سالها اقدام به پرورش ویژه مینمایند. مهارت شغلی از آغاز با بازیها و سرگرمیهای متنوع و مطابق با ذوق کودک و نوجوان بروز میکند.
علاوه بر آن، نخستین مراجع شغلی را والدین تشکیل میدهند. در دوران گذشته، فرزندان به پیگیری، فعالیتهای شغلی والدین میپرداختند. ریشههای ارثی و وجود مرجع شغلی معتبر، رابطه مؤثر و عاطفی میان استادکار (پدر) و کارآموز (فرزند) فراهم میآورد. از این رو پس از مدّتی اعتماد به نفس شغلی و مسؤولیتپذیری اجتماعی در نوجوان حاصل میگردید.
والدین و اعضای خانواده بر اساس تنوع در ساختار خانوادگی، زمینه وراثتی و قالب تکوینی ویژه در استعداد و هوش و نیز تعامل خانوادگی، تأثیرات متفاوتی در بلوغ حرفهای نوجوانان و جوانان مستعد میگذارند.
د) گرایش تحصیلی این گرایش حلقه پیوندی میان وضعیت تحصیلی فرد و بلوغ حرفهای را تشکیل میدهد. گرایش مزبور آمادگیهای انگیزشی اولیه را جهت ترسیم آینده شغلی فراهم میآورد.
به نظر میرسد که نقش گرایش تحصیلی در بلوغ حرفهای بستگی به تأثیر جنسیت دارد. تفاوتهایی اساسی در میان دختران و پسران تیزهوش از حیث گرایش تحصیلی به دست آمده است.
«گرایش شدید پسران به فناوری و علوم، و تمایل فراوان دختران به حوزه هنری، یافتهای برجسته و محرز را تشکیل میدهد.»11
گرچه بر اساس اسناد علّی دختران تیزهوش، قابلیت متفاوتی حداقل در حیطه ریاضیات وجود دارد؛ امّا حتی اگر سطح توانایی یکسان را در دو جنس بپذیریم، گرایش تحصیلی در دوران نوجوانی دارای تفاوت جنسی معنیداری است. در نتیجه گرایشهای تحصیلی متفاوت، زمینههای گوناگونی از بلوغ حرفهای را پدید میآورند.
ه) پیشرفت تحصیلی مقصود از پیشرفت تحصیلی اعم از طرق رسمی و غیررسمی است؛ پیشرفت تحصیلی لزوماً از طریق رسمی حاصل نمیآید و اگر حاصل شود، پیشبین معتبری از آینده شغلی و حرفهای نیست.
با تخصصیشدن فعالیتهای شغلی و حرفهای در عصر فراصنعتی نیاز به اطلاعات و آگاهیهای شغلی نیز افزایش روزافزونی یافته است. آگاهی حرفهای، تجربهپذیری و بینش شغلی بر مبنای پیشرفت تحصیلی فرد حاصل میشود.