پرش به محتوای اصلی

۳۸. رفاه اقتصادی و توسعه خلّاقیت

۶ دقیقه مطالعه

گفته شده که خلّاقیت با طرح مسأله‌ای خاصّ آغاز می‌شود و شبیه‌سازی و نویسندگی دو شیوه بروز و ظهور روانی خلّاقانه است. برای بروز آفرینش، وجود مواد و تجهیزاتی ویژه لازم است که رفاه اقتصادی، منبع تأمین‌کننده آن است. علاوه بر آن، فراغت خاطر روانی در سطحی کافی از حیث معاش برای فرد خلّاق منوط به وجود رفاه اقتصادی است. روند تجسّم شاید بیش از نویسندگی نیازمند پشتیبانی مادّی نیرومندی است.

ضمن آنکه می‌دانیم، مادّه عنصر و سازه اولیه و نخست شکل‌گیری «مسأله» است؛ بدون وجود مادّه معمولاً ‌مسأله‌ای آغاز نمی‌شود که خلّاقیت را بطلبد. پس خلّاقیت برای بروز خود محتاج وجود مادّه است، وگرنه معانی مجرّد و بکرونو، در وادی عدم ظهور مادی قرار می‌گیرند و عینیت ندارند. در دوران طفولیت، کودک با مشاهده مادّه به طرح سؤال می‌پردازد: «این چیست؟».

استفهام تصوری رفته‌رفته جای خود را به استفهامهای تصدیقی، تمییزی و علّی می‌دهد. کنجکاوی کودک اگر به گفتار درآید، استفهام کلامی است و حتی اگر نیاید و یا کودک توان و امکان بروز آن را نداشته باشد، درگیری و فعالیت با مواد و اشیاء، نوعی استفهام تجسّمی را تشکیل می‌دهد که کودک بدون طرح سؤال رسمی، خود در پی کسب پاسخ بر می‌آید و با مادّه درگیر می‌شود. فعالیت مزبور، شناخت تازه از اشیاء می‌دهد و هرچه مواد و اشیاء پیرامون، غنیتر و فراوانتر باشند، یادگیری اکتشافی، عمیقتر و ژرفتر می‌گردد و تنوع و وفور مواد نیز مستلزم وجود رفاه اقتصادی است: رفاه اقتصادی در خدمت توسعه خلّاقیت.

پس رفاه اقتصادی حداقل چهار تأثیر عمده را در توسعه خلّاقیت دارد:

  1. تجهیزات و مواد لازم را در اختیار می‌گذارد و مواد و تسهیلات‌ِ تحقیقات نیاز به غنای مالی دارد.

  2. فراغت خاطر و امنیت و آرامش روانی را از حیث امرار معاش برای فرد خلّاق فراهم می‌آورد.

  3. وسایل و اسباب کافی در دوران طفولیت و کودکی به رشد طبیعی دوره حسی- حرکتی یاری می‌دهد.

  4. خلّاقیت بر روی مادّه انجام می‌گیرد و ظهور می‌یابد.

مؤلفه‌های اساسی تیزهوشی کلامی

نگارنده در یک پژوهش شخصی به تحلیل روش یادگیری زبان انگلیسی دو گروه قوی و ضعیف از دانش‌آموزان پسر مستعد در پایه‌ی دوّم راهنمایی پرداخت. روش یادگیری دانش‌آموزان قوی در این ویژگیها برجستگی داشت:

  1. انشاء، مطالعه و ترجمه، 2- فراغت‌خاطر و تمرکز در کار، 3- تلفظ واژگان و مکالمه، 4- بهره‌گیری کمتر از شیوه‌های پراکنده و متفرقه در کار.

در فهم لغت، دستورزبان، میزان پشتکار و فعالیت و ممارست تفاوتی حاصل نشد.

همچنین بر اساس خودسنجی دانش‌‌آموزان، این عوامل در پیشرفت تحصیلی زبان دوّم، طبقه‌بندی گردید:

1- نقش مرجع (31 درصد)، 2- پشتکار و تلاش فردی (20 درصد)، 3- رغبت شخصی (16 درصد)، 4- فراغت‌خاطر و کاربرد روش خاصّ در یادگیری زبان دوّم (15 درصد)، 5- نقش وسایل کمک آموزشی (9 درصد)، 6- روش تدریس معلّم (6 درصد)، 7- توانایی و استعداد شخصی در زبان دوّم (3 درصد).

از دیدگاه گروه قوی، مهمترین عوامل پیشرفت تحصیلی زبان انگلیسی این گونه است:

1- رغبت شخصی، 2- ترجیح کمتر استعداد فردی، 3- نقش کمتر نوع روش تدریس معلّم در آموزش زبان.

در تحلیل نظام ارزشی گروه قوی، یافت شد که امانتداری، متانت، تواضع و مقام علمی، مهمترین ارزشها را تشکیل می‌دهد و گروه ضعیف به مدیریت، تعاون و همیاری گروهی، حسن معاشرت و تجانس گروهی، اهمیت می‌دهند.

«در یک مطالعه»، ویژگیهای تیزهوشان یادگیرنده زبان دوّم، چنین برشمرده شده است: هوش، وظیفه‌شناسی، کار شفاهی برتر، انگیزه نیرومند در یادگیری، درک مطلب، تسلّط در دستور زبان، برتری در تشخیص میان اصوات،‌ ویژگیهای شخصیتی و حافظه نیرومند. آنها از خودباوری کلامی مثبتی برخوردارند و در گوش کردن و تحلیل زبان، مهارت فوق‌العاده‌ای بروز می‌دهند.»9

با توجه به این دو مطالعه فهرستی از ویژگیهای نگرشی، شناختی و رفتاری را می‌توان تحت عنوان «خصائص تیزهوشی کلامی» برشمرد:

  • هوش عمومی برتر

  • انگیزه نیرومند در یادگیری زبان دوّم

  • نظام ارزشی ویژه

  • حافظه نیرومند

  • برجستگی در تکلّم

  • خودباوری کلامی

  • پیشرفت تحصیلی کلامی

  • توانمندی در تحلیل زبان

  • فراغت‌خاطر و تمرکز در کار

  • مهارتهای ویژه در روش یادگیری زبان

هوش عمومی برتر، اشاره به گستره پایه‌ای و بستر اساسی تیزهوشی و استعداد کلامی دارد. توان کلامی برتر تیزهوشان (بویژه از حیث بهره‌گیری از لغات) در مقایسه با افراد متوسط، مؤید آن است که باید چنین بستر هوشی وجود داشته باشد.

انگیزه نیرومند در یادگیری زبانهای بیگانه، به معنای رغبت شدید و کنجکاوی فراوان نسبت به یادگیری زبان است. به طور کلی در این گروه از تیزهوشان، کنجکاوی کلامی برتری دیده می‌شود.

نظام ارزشی ویژه، تأکید بر ترجیح ارزشی تیزهوشان کلامی نسبت به شخصیتهای علمی و فرزانه‌ای دارد که واجد متانت، امانت داری و فروتنی می‌باشند.

حافظه نیرومند کلامی، به توانایی برجسته نگهداری، یادداری، بازشناسی و یادآوری (بویژه از طریق ادراک شنوایی) اشاره دارد.

برجستگی در تکلّم، یعنی توانمندی قابل ملاحظه و چشمگیر در تسهیل مطالب کلامی پیچیده و مغلق، ساده بیان کردن و قالبریزی محاوره‌ای مطالب مزبور، سلاست و روانی بیان کلامی و گفتار، سخنرانی، رسایی و بلاغت در گفتار و به طور کلّی توانمندی شفاهی برجسته.

خودباوری کلامی، به معنای خودآگاهی معتبر و اعتقاد و نگرش مثبت به تواناییهای برجسته و متعالی خاصّ خویش در حوزه کلامی و بیانی است.

پیشرفت تحصیلی کلامی، یعنی آنکه بازده‌ای یادگیری و معلومات بیانی و زبانی تیزهوشی کلامی، بر اساس ابزارها و آزمونهای معتبر در سنجش پیشرفت تحصیلی کلامی، بسیار مثبت و درخشان است.

توانمندی در تحلیل زبان، به معنای آن است که مهارت اختصاصی در جنبه‌های زبان‌شناختی یا فقه‌اللغه، علم اشتقاق و تجزیه و تحلیل واژه و ریشه‌های آن دانش، وجوه و نظایر و مناط و ملاک استعمال لغات وجود دارد.

فراغت‌خاطر و تمرکز در کار، اشاره به یکی از مهارتهای روشی و اسلوبی در فعالیت عملی دارد و آن، رعایت انگیزشی و عملی اصل تمرکز و تجمع در حوزه اقدامات و کوششهای مربوط به یادگیری است که بر حول محور خاصّی می‌‌گردد و از هر گونه پراکنده کاری و صرف بیهوده نیروها پرهیز می‌شود.

مهارتهای ویژه در روش یادگیری زبان، یعنی کاربرد سبکی خاصّ و شیوه‌ای ویژه در یادگیری زبان دوم که شامل هفت گام و مرحله اساسی است:

الف) فهم لغت: مهارتی ویژه در گوش کردن ناشی از دقت و توجّه شنوایی خاصّ، تشخیص اصوات، بازشناسی لغات و کلمات، تداعی اصوات و آواها که به درک و شناخت لغات یاری می‌دهد و گستره چشمگیر واژگان را پدید می‌آورد. در این مرحله تأکید بر فهم و درک کامل لغت و واژه است.

ب) تلفّظ: ادای شفاهی و خواندن و قرائت واژگان و لغات.

ج) درک دستورزبان: گرایش، حساسّیت و تسلّط بسیار نیرومند نسبت به درک و شناسایی نکات دستوری و قوانین و اصول حاکم بر جمله سازی در جهت شناخت، درک و تحلیل جمله و قضیه کلامی.

د) مطالعه: در چهارمین گام با توجه به مراحل پیشین، امکان درک مطلب (لغت، جمله و قطعه) فراهم می‌شود و یادگیرنده با توجّه به بافت و ساختمان کلّی جمله به معانی خاصّ واژگان در هر عبارت، اقدام به مطالعه می‌کند و اصل کلّ‌بینی را در این امر رعایت می‌نماید.

ه) ترجمه: در این مرحله، یادگیرنده به برگردان مطالب از زبان بیگانه به زبان مادری می‌پردازد و به این مهارت از حیث اصول و قواعد خاصّ آن مسلّط می‌گردد.

و) مکالمه: پس از مهارت ترجمه، کم و بیش امکان مکالمه در هر سطحی مهیا می‌شود: محاوره، گفتگو و سخنرانی.

ز) نگارش: مرحله هفتم، عالیترین سطح شناخته شده در فراگیری و تسلّط کلامی است و خود مقتضی رعایت وجود اصول و قواعدی ویژه است.