۲۱. موضع برونی نظارت و جامعهپذیری
تأثیربخشی محیط نسبت به نگرشهای ویژه تیزهوش در حوزه وسیعتر تأثیرپذیری تیزهوشی از محیط قرار میگیرد. این تأثیرپذیری نهتنها شامل مفاهیم و تعاریف و مبانی میشود، بلکه تکوین تیزهوشی در افراد یک جامعه را نیز دربر میگیرد.
چهبسا تحت تأثیر ویژگیهای محیطی (فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی) برخی شاخصهای اختصاصی برای تیزهوشی یافت شود و یا شاخصهای اساسی تیزهوشی، دستخوش دگرگونی گردد؛ مانند: موضع برونی نظارت برای تیزهوشان یک جامعه خاص. این امر را باید در جریان تشخیص اقتضایی گروههای اقلیت مورد مداقه قرار داد و به معنای نابهنجاری توزیع هوش در جامعه مزبور تلقی ننمود . شاید همنوایی اجتماعی در یک فرهنگ خاصّ بیش از سایر محیطها، برای یک تیزهوش عضو آن جامعه، قداست و ارزش یافته باشد. لذا، تعارض طبیعی سایر تیزهوشان (در جوامع دیگر) میان اصالت فردیت و جامعهپذیری، وی را رنج نمیدهد. اما بهایی که در قبال آن میپردازد، سوءتفاهم تشخیصی با عنوان توزیع نابهنجار تیزهوشی در آن جامعه یا گروه اقلیت است؛ یعنی شاید تیزهوشی در این جامعه، پنهان مانده است! در جامعه مزبور پرورش اجتماعی ویژه بر اساس حل تعارض یاد شده، سهلالوصول است و فرد تیزهوش به خوبی از عهده درک جامعه خود برآمده است و اگر طرحهای ویژهای وجود داشته باشند، یکی از اساسیترین و بنیادیترین ارزشهای محیطی، یعنی جامعهپذیری و همنوایی اجتماعی را تجلّی بخشیدهاند.
راهبرد
نیاز فرد تیزهوش پیش از آنکه بدین نام شناخته شده باشد، به جامعهپذیری و همنوایی اجتماعی وجود دارد. وجود این نیاز، حتی از اوان طفولیت موجب تمهید زمینههایی برای تأثیرپذیری محیطی وی میشود. این امر بالطبع، بُعد نگرشی و شخصیتی وی را نیز دربر میگیرد. خصایص محیطی (بویژه فرهنگی و نظام ارزشی) میتواند این تأثیرپذیری را از جنبه مبانی و تعاریف افزایش دهد. نتیجه آن خواهد شد که چهبسا اصول اولیهای که به عنوان شاخصهای اساسی و جهانی تیزهوشی بشمار میآمد، دستخوش تأثیرات محیطی مزبور قرار گیرد و جریان تشخیص را از نقطهنظر جهانی و تطبیقی مغشوش سازد. اما در درون محیط یاد شده وجود مبانی تیزهوشی خاصّ آن محیط، جریان تشخیص، مشاوره، پرورش و آموزش را در مسیر اختصاصی و انحصاری قرار میدهد. حتی اگر این تأثیرپذیری بستگی به نوع تیزهوشی داشته باشد، جریان اختصاصی مزبور و طرحهای ویژه با همیاری فوقالعاده و استثنایی شخص تیزهوش نیازهای محیطی را ارضاء مینمایند.
استنباطهای کاربردی
از مجموع یافتهها و تفسیر و راهبرد میتوان استنباطهایی در پنج حوزه نظام اداری، آموزش (نقش معلّم)، مشاوره، خانواده و جامعه عرضه نمود:
الف- نظام اداری
خودباوری و اعتماد به نفس فوقالعاده و موضع درونی نظارت در میان تیزهوشان زمینههای خودگردانی را فراهم ساخته، محیط سازمانی مراکز آموزشی استعدادهای درخشان را پویا مینماید.
هرگاه به طور طبیعی، مراکز آموزشی را به عنوان محیطهایی پویا بپذیریم، مراکز آموزشی ویژه استعدادهای درخشان و افراد تیزهوش دارای پویاترین محیطهای آموزشی میباشند. بنابراین اگر مدیریت و تصمیمگیری متمرکز و رسمی منشأ اصطکاکهای اساسی نباشد، اثربخشی و کارآیی سازمانی را کاهش میدهد. با این توضیح، مشارکتورزی کم و بیش دانشآموزان تیزهوش در امر مدیریت (و از جمله تصمیمگیری آموزشی) در چنین محیطهایی اجتنابناپذیر خواهد بود. بویژه اگر در میان دانشآموزان، تیزهوشان از نوع رهبر وجود داشته باشند، این امر تبدیل به یک ضرورت میشود؛ مشروط بر آنکه نیازهای برونسازمانی و محیطی تأمین گردند.
کارکنان اداری باید تفاوتهای قومی و اقلیمی دانشآموزان تیزهوش را مدنظر قرار دهند، تفاوتهایی که ممکن است انواع خاصّی از تیزهوشی (نه الزاماً تیزهوشان پیشرفته تحصیلی) را پدید آورد. از این رو، تأکید و پافشاری بر پیشرفت و موفقیت تحصیلی به عنوان بازده سازمانی مرکز آموزشی، جایگاهی در امر پرورش تفاوتهای فردی ندارد و حتی ممکن است منجر به خروج بخش عظیمی از استعدادهای درخشان و ذخایر سرشار انسانی از شبکه آموزش و پرورش ویژه گردد.
ب- معلّم
تضعیف خودباوری و اعتماد به نفس دانشآموز، بذر ضعف تحصیلی و کمآموزی است. از سوی دیگر تقویت آن کم و بیش منجر به پیشرفت تحصیلی خواهد شد.
موضع درونی نظارت تیزهوشان تعدیلهایی را در امر نظارت آموزشی و از جمله امتحانات و آزمونهای کلاسی اقتضاء مینماید. اگر نظام خودارزیابی دانشآموزان تیزهوش را مورد توجه قرار دهیم، نتایج آزمونهای معلّم ساخته (که غالباً ملاکی هستند)، میتواند تحتالشعاع قرار گیرد. آزمونها و ارزشیابی عینی و هنجاری از این حیث، کمتر با موضع درونی نظارت تیزهوشان، تعارض مییابند، ولی کمتر از سوی معلّمان بکار میروند. لذا تأکید افراطی بر روی نمرات حاصله از آزمونهای ملاکی توسط معلّمان، به خودباوری تیزهوشان آسیب خواهد زد و زمینه کمآموزی را فراهم میآورد.
کاربرد روشهای قالبی و کلیشهای در تشخیص و شناسایی توسط معلّمان و عدم توجّه آنها به انواع تیزهوشی و تفاوتهای فردی، عمدهترین عامل محرومیت جامعه از وجود استعدادهای درخشان و افراد نخبه بشمار میآید. حل این معضل در ذات مسأله وجود دارد.
مجدداً قابل تأکیداست که پافشاری و اصرار معلّمان بر رقابت، پشتکار و فعالیت مداوم، و نیز نظم و انضباط کلیشهای، آفت خلّاقیت و آفرینندگی است؛ گرچه ممکن است منجر به پیشرفت تحصیلی تیزهوشان پیشرفته گردد.
ج- مشاوره
خودباوری و موضع درونی نظارت میتواند فاصله بسیار اندکی با توهم و پندار، غرور و فریفتگی داشته باشد؛ اگر مرزهای حقیقت و مجاز، و واقعیت و پندار مبرهن نشود.
پندار و توهم دو مصداق دارد: خودباوری ضعیف و افراطی که هر دو منجر به ضعف تحصیلی میشود.
نارسائیهای نگرشی فوق، آسیبهایی مهلکتر از کمآموزی ثمر خواهند داد: برداشت غیرواقعی از جهان خارج و قانونمندیها و سنن پابرجا و مستحکم که زندگی روانی – اجتماعی فرد را مختل خواهد ساخت.
اگر تأثیرپذیری موضع نظارت را از محیط بپذیریم، تحلیل و بهسازی محیطهای پرورشی فرد تیزهوش یکی از طرق عمده اصلاح نگرش وی خواهد بود.