۱۱. ماهیّت تعاملی یادگیری
از طلیعههای نظری «مکتب تعاملی»، افق جدیدی در مقولهٔ «یادگیری» است که ممکن است از آن به مثابهٔ «ماهیّت تعاملی یادگیری» نام برد. تبیین ماهیّت تعاملی یادگیری پیامدهای محض و کاربردی بسیاری در عرصههای گوناگون خواهد داشت.
«ماهیّت تعاملی یادگیری» بدین معناست که به ازای هر نوع هوش، نوعی یادگیری وجود دارد: تحصیلی، تجربی و تحلیلی. تفکیک سه نوع یادگیری صرفاً در عالم انتزاع قابل تصوّر است؛ یعنی در مصداق و واقع و عینیت، یکپارچگی متعامل در شاکلهٔ یادگیری تحقّق دارد. این شاکلهٔ یکپارچه هر سه نوع یادگیری را در هم آمیخته است. لذا یادگیری هر زمینه ای تحت تأثیر تعاملی سه نوع هوش قرار میگیرد. به بیان دیگر در یادگیری هر زمینه ای هر سه نوع یادگیری، کم و بیش و به فراخور نقش دارند.
سه نوع یادگیری به مثابهٔ سه مؤلفه بنیادین یادگیری در یکدیگر تنیده و یکپارچه شده اند؛ لذا تفکیک جریان کلی یادگیری به انواع سه گانه، ممکن نیست. گرچه معمولاً یکی از انواع سه گانه برجستگی نشان میدهند؛ مثلاً یادگیری تحلیلی برجسته تر در ریاضی در مقایسه با سایر زمینهها؛ امّا همین یادگیری تحلیلی توأم با دو نوع یادگیری دیگر یعنی تحصیلی و تجربی است. به تعبیر دیگر هیچ نوع یادگیری خالص و نابی در یک زمینه یافت نمیشود که کاملاً منقطع از دو نوع دیگر باشد.
«ماهیّت تعاملی یادگیری» علاوه بر تعامل در ظرفیّتها، به تعامل در مظروفها و یا زمینهها نیز تأکید دارد. مثلاً ظرفیّت خاصّی در یادگیری ریاضی در تحت تأثیر تعاملی با ظرفیّت ویژه ای در یادگیری کلامی واقع میشود.
بنابراین تعامل یادگیری هم در انواع یادگیری و هم در زمینههای آن رخ میدهد.
جلوههای خلّاقیّت در مکتب تعاملی
خلّاقیّت بر پایهٔ روانشناسی تعاملی در دو سطح کلّی از جلوههایی برخوردار است: سطح تیزهوشی و سطح استعداد.
در این جا جلوههای هر یک از دو سطح مورد بررسی اجمالی قرار میگیرد:
جلوههای خلّاقیّت در سطح تیزهوشی
بر اساس آنچه «نظام سهگانهٔ تیزهوشی» دلالت دارد، «آفرینندگی» (شامل همهٔ شش عاملش) و دو عامل «سازماندهی» یعنی «مفهومیابی» و «رهکاریابی تحلیلی» و نیز یکی از عوامل «پیشرفتگی» یعنی «نوآوری» جلوههای اساسی خلّاقیّت قلمداد میشوند.
از این رو، برایندهای خلّاقیّت بر پایهٔ «نظام سهگانهٔ تیزهوشی»، با نُه جلوهٔ اساسی بروز مییابند.
نگارنده در جست و جوی شاخههای اساسی انواع خلّاقیّت، یافتههای مربوط به این 9 حیطه را در نمونهٔ پانصد نفری آن (با 25 سال به بالا و ساکن در شهر تهران)با تحلیل عاملی اکتشافی مورد مطالعه مجدّد قرار داد. یادآوری میشود که نظرها در مقیاس لیکرت با درجات 1(بسیار کم)، 2(کم)، 3(متوسط)، 4(زیاد) و 5(بسیار زیاد) ارایه شده بود. ضریب اعتبار بر اساس آلفای کرونباخ معادل 843/0 بود.
تحلیل عاملی اکتشافی نتایج حاصل با چرخش واریماکس به وجود دو شاخهٔ اساسی با واریانس پنجاه و شش درصد انجامید. قلمرو الف، سی و سه درصد و ب، بیست و سه درصد. ضریب «کرویّت بارتلت» نیز درسطح بسیار بالایی به دست آمد.(KMO معادل 903/0)
یافتهها آشکار کرد که شاخههای اساسی مجموعاً هشت جلوهٔ خلّاقیّت را در دو طبقهٔ ذیل در بر میگیرند:
الف) آفرینندگی
خوشهٔ آفرینندگی مشتمل بر شش جلوهٔ خلّاقیّت است:
1) نوپدیدآوری یعنی توانایی پدیدآوری چیز بدیع، اندیشهٔ نوو یا نظر جدید
این جلوه از خلّاقیّت به پدیدآوری و به وجود آوردن چیزهای تازه، بدیع و جدید، توانایی پدیدآوری فکر و اندیشهٔ جدید و نو، استفاده از اندیشه برای ارایهٔ نظرهای جدید و متنوّع، و نیز نوآوری در کارها، افکار یا عقاید اشاره دارد.
2) نوآوری ارایهٔ طرحی سودمند برای اوّلین بار یا ابتکار چیزهای نو که راه حلّ جدید، آسان و مؤثّری برای مسائل دشوار در جهت بهبود زندگی باشد.
این جلوه از خلّاقیّت به ارایهٔ طرحی سودمند برای اوّلین بار که راه حلّ جدید، آسان و مؤثّری برای مسائل دشوار باشد، ابتکار چیزهای نو و جدید یا ابداع روشهای تازه در زمینههای مختلف و ایجاد کار جدید یا چیز نو برای بهبود زندگی با بهرهگیری از اندیشه و خلّاقیت بر پایهٔ هوش و دانش، اشاره دارد.
3) طرح نو یعنی تازگی در پیشنهاد برای تولید و ترکیب اشیاء
این جلوه از خلّاقیّت به پیشنهاد تازه، توانایی تولید و ترکیب اشیاء به شکل تازهو نیز نوسازی و خلق چیز جدیدبا اندیشیدن و تفکّر اشاره دارد.
4) کارآفرینی یعنی توانایی ایجاد چیز نو و ارایهٔ کارها با شیوهٔ نوین ازطریق یافتن راه جدید برای انجام آنها
این جلوه از خلّاقیّت به توانایی ایجاد چیز نو و جالب، ارایهٔ کارها با شیوهٔ نوین و متفاوت، یافتن راه جدید برای انجام کارهای نو با وسایل اندک و نیز بهرهبرداری از هر شرایطی برای انجام کاراشاره دارد.
5) حلّ مسألهٔ اکتشافی یعنی قدرت تولید و اکتشافبرای حلّ مسأله
این جلوه از خلّاقیّت به قدرت حلّ مسأله، دستیابی برای تولید و اکتشاف و نیز کشف و اختراعاشاره دارد.
6) استنباط یعنی نگاه همه جانبه برای استنباط مفهوم جدید از ترکیب مفاهیم آموخته شده
این جلوه از خلّاقیّت به سعی در خوب نگاه کردن و ایجاد چیز جدید، داشتن فکر و اندیشهٔ باز برای نگاه کردن به همهٔ جوانب و نیز استنباط مفهوم جدید از ترکیب مفاهیم آموخته شده با تکیه بر هوش اشاره دارد.
ب) سازماندهی
در خوشهٔ «سازماندهی» دو جلوهٔ خلّاقیّت جای میگیرد:
1) مفهومیابی یعنی توانایی درک، یادگیری و شناخت مفاهیم و طبقه بندی آنها.
این جلوه از خلّاقیّت به توانایی دریافت مفاهیم نو و طبقه بندی مفاهیم اشاره دارد.
2) رهیابی تحلیلی به معنای پیدا کردن راه انجام هر کاری در سطح برجسته بر اساس فهم، ریشهیابی، تجزیه و تحلیل و موقعیّتسنجی.
این جلوه از خلّاقیّت به پیدا کردن راه انجام هر کاری مبتنی بر فهم و پی بردن به حقیقت پدیدهها و ریشهها از روی نشانههای ظاهری اشاره دارد.
چنین امری از طریق موقعیّت سنجی، توانایی تجزیه و تحلیل مطالب به گونهٔ متفاوت، توانایی یادگیری و شناخت معانی چیزها صورت میپذیرد که به فرد، توانایی انجام کار در سطح برجسته را میدهد.