۱. پیشگفتار
سیر مطالعات مربوط به خلّاقیّت در دهههای اخیر رو به فزونی و گسترش همه جانبه است.
خلّاقیّت گذشته از آن که یکی از بزرگترین قلمروهای استعدادی برجستهٔ بشر را تشکیل میدهد، خاستگاه برخی از جدّی ترین آسیبها و نارساییها در سطح فرد و جامعه تلقّی میشود که چاره اندیشی ویژه ای را اقتضاء میکند.
علاوه بر آن، پرورش خلّاقیّت یکی از اهداف اساسی هر نظام آموزشی و پرورشی در هر مقطعی است. ارتقا و رشد نوآوری یک دانش آموز از امتیازهای برجسته نظامهای تعلی و تربیت قلمداد میشود.
کم و بیش هر سیاستگذار اجتماعی به نقش کانونی و محوری خلّاقیّت در توسعهٔ همه جانبه جوامع واقف است. این نکته مورد تأکید نگارنده است که حتّی بقا و ماندگاری جوامع در گرو توسعه و رشد عمومی است.
گسترش چشمگیر و روز افزون تحقیقات خلّاقیّت در حدّی است که اخیرا طرح قلمرو علمی مستقلّی تحت عنوان«خلّاقیّت شناسی» در انداخته شده است.
اگر به گستره مطالعات و پژوهشهای خاصّ این حوزه توجّه شود شاید زیاده روی تلقّی نگردد که دانشی با عنوان مزبور شکل گیرد؛ مبانی نظری، روانشناسی، زمینه شناسی فرهنگی و اجتماعی، تشخیصگری، مشاوره، آموزش و پرورش و سرانجام حمایتهای مددکارانهٔ شغلی و اقتصادی، همه و همه نشانگر ضرورت پدیدآیی و شکل گیری حیطه دانشی مستقلّ است.
مجموعهٔ حاضر بر پایهٔ نزدیک به سه دهه تجربهٔ تخصّصی و بررسی بالینی نگارنده در شناخت ماهیّت خلّاقیّت به ویژه در گسترهٔ فرایندی آن فراهم آمده است که بی تردید افزون بر جایگاه درسی، یک منبع و مرجع قابل ملاحظه برای دانشمندانی است که در این عرصه و میدان تکاپو میکنند.
افزون بر آن، گسترهٔ منابع کتاب که یک برههٔ شصت ساله را در بر میگیرد، خود گواه دیگری بر این مدّعاست.
ذکر «نظریّهٔ هیجان اندیشه» به نحو خاصّ و چشم انداز «بررسی تعاملی خلّاقیّت» به طور اعمّ بر پایهٔ سه دهه تجربهٔ مؤلّف، الهام بخش محقّقان و پژوهشگران و نظریّه پردازان برای گسترش مطالعات در آینده خواهد بود.
«نظریهٔ هیجان اندیشه» از سوی نگارنده برای نخستین بار در هفدهمین کنفرانس شورای جهانی کودکان تیزهوش و مستعد (انگلستان، 2007) ارایه شد و سپس در سایر مجامع بین المللی توسعه یافت.(کاظمی،2007 الف؛ 2008، الف و ب و ج و د؛2009؛ 2010؛ کاظمی و کاظمی، 2014؛ کاظمی، 2015 الف)
این نظریّه به ماهیّت یکپارچهٔ دامنههای عاطفی و شناختی خلّاقیت توجّه میکند و فرآیند خلّاقیّت را ناشی از وجود دگرگونیهای شناختی و عاطفی میداند.
«بررسی تعاملی» چنان که بیان شد، به مجموعهٔ مبانی نظری و دستاوردهای تحقیقاتی اشاره دارد که برای آشکاری ماهیّت هر پدیدهٔ روانی صرفاً آن را در تعامل با نظام روانی بررسی میکنند. نظام روانی، به معنای یکپارچگی هماهنگ حیطههای شخصیّتی، عاطفی، شناختی، نگرشی، کنشی (و زیستی) است. در گسترهٔ این نظام، هر پدیده و یا مفهوم روانشناختی، هویّت مییابد.
در این مجموعه برای نخستین بار در سطح جهان، بر اساس «بررسی تعاملی» و طرح «نظریهٔ هیجان اندیشه»، به دامنههای یکپارچهٔ شناختی، عاطفی، شخصیّتی و کنشی خلّاقیّت، توجّه علمی شده است.
نگارنده امید واثق دارد که بررسی تعاملی خلّاقیّت در دامنههای یادشده، وجههٔ همّت محقّقان این قلمرو تخصّصی قرار گیرد.
در پایان نگارنده شایسته میداند از مدیریّت محترم انتشارات تابان خرد برای چاپ نخست این تألیف سپاسگزاری کند.
مؤلّف
تهران- زمستان 1394