۹. کنش وظیفهمندی
انجام درست و دقیق آنچه از فرد خواسته میشود بر پایهٔ یادگیری، به گونهای که به خوبی از عهدهٔ وظیفهٔ تعیین شده بر میآید در واقع تمرکز فرد در انجام دقیق و درست کارهای محوّله است.
پس کنش وظیفهمندی بر انجام دقیق و درست وظیفه و مسؤولیّت تأکید میورزد.
استعداد نیز چون تیزهوشی از دو جنبهٔ ظرف یا «تواناییهای بنیادین» و مظروف یا «زمینه» برخوردار است. «تواناییهای بنیادین» در پوستهٔ کُره و «زمینه» در هستهٔ آن جای میگیرد. تواناییها، در تعامل با «زمینه»، استعداد را پی ریزی میکنند.
بنابراین تاکنون پنج توانایی بنیادین به دست آمده است که شامل «هوش تحلیلی»، «هوش تجربی»، «هوش تحصیلی»، «کنش نوسودمندی» و «کنش وظیفهمندی» میشود.35بر این اساس، بر پایهٔ تواناییهای بنیادین کشف شده در تعامل با زمینهها میتوان یک «ساختار کروی»36را ارایه داد.
[محل درج تصویر: creativity_chapter_009_image_01.png]
ساختار کروی استعداد
از این رو، به تعبیر ساده «استعداد» توانایی درک، یادگیری و طبقهبندی مفاهیم ویژهٔ یک زمینه و یا انجام ماهرانهٔ کار و بروز قابلیّتهای شخصی در آن زمینه است.
پرهیز از محدود انگاری
ساختار کروی استعداد فقط بخش کوچکی از استعدادهای بشری را نشان میدهد؛ زیرا نه تنها محدود پنداری ظرفیّتهای بشری به تواناییهای بنیادین، نوعی ساده انگاری است، بلکه تواناییهای حتّی بنیادین را نیز نمیتوان در پنج حیطهٔ یافت شده، محدود کرد. از این رو، گستردگی و تنوّع تواناییهای بشری اقتضاء میکند که در آینده، انواع دیگری از هوش و کنش و بلکه سایر تواناییهای بنیادین نیز کشف و شناسایی شوند.
این گستردگی و گونهگونی نه تنها در ظرفیّتها بلکه در زمینهها نیز ساری و جاری است. زمینههای استعداد در دو حیطهٔ رسمی (درس و تحصیلی) و فرا مدرسهای قابل دسته بندی است. صرف نظر از وسعت، حجم و تنوّع پیچیده و گیج کنندهٔ زمینههای فرا مدرسهای، حتّی زمینههای مرسوم تحصیلی نیز به نیکی استقصاء و طبقه بندی نشدهاند.
افزون بر آن، گسترده نگری امر با توجّه به ماهیّت تعاملی استعداد، اقتضاء میکند که به ابعاد ورای تواناییها نیز امعان نظر داشت. ابعادی چون «شخصیّت»، «نگرش» و «انگیزش» در فهم بهتر این ماهیّت تعاملی گسترده یاری میدهند.
با توجّه به این حقیقت، ممکن است از استعداد بشری، چنین پارادایمی را پیشنهاد کرد:
| ورا توانایی | سایر تواناییها | تواناییهای بنیادین | پوسته هسته | ||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| کنش | هوش | ||||||||
| سایرکنشها | وظیفهمندی | نوسودمندی | سایر هوشها | تحصیلی | تجربی | تحلیلی | |||
| حرکتی | |||||||||
| کلامی | |||||||||
| اجتماعی | |||||||||
| هنری | |||||||||
| ریاضی | |||||||||
| سایر زمینهها | |||||||||
پارادایم جامع استعداد
«پارادایم جامع استعداد»، بستر را برای ارایهٔ نظریههای دیگر تعاملی در استنباط، توصیف، تبیین و پیشبینی استعدادهای بشری فراهم میآورد.
تعامل تواناییهای بنیادین
ماهیّت تعاملی اقتضا میکند که تواناییهای بنیادین پنجگانه با یکدیگر تعامل داشته باشند؛ یعنی سه نوع هوش و دو نوع کنش، در حقیقت در یک ساختار تعاملی موسوم به «ساختار تعاملی تواناییهای بنیادین» جای میگیرند.
| سایرهوشها | تحصیلی | تجربی | تحلیلی | هوش کنش |
|---|---|---|---|---|
| وظیفهمندی | ||||
| نوسودمندی | ||||
| سایرکنشها |
ساختار تعاملی تواناییهای بنیادین
از آن جایی که هیچ ظرفیّت شناختی از بروز رفتاری، جدا نیست و از سوی دیگر هر رفتاری لزوماً از ظرفیّت شناختی، سرچشمه میگیرد، لذا هوش و کنش نیز مستلزم یکدیگرند و با یکدیگر تعامل دارند. از این رو، تعامل سه نوع هوش و دو نوع کنش به طور کلّی شش «توانایی بنیادین متعامل» یا به تعبیری «توانایی ترکیبی» را ثمر میدهد که این تواناییها در هر فردی یافت میشوند:
الف) وظیفهمندی تحلیلی
توانایی فهم، دریافت و گیرایی تیز در محوریابی، ریشهیابی سادهٔ مفاهیم، تجزیه و تحلیل مطالب، طبقهبندی راحت مفاهیم به شیوههای نوین، ارایهٔ آسان دستهبندیهای جدید از مفاهیم و سرانجام، سازماندهی سادهٔ مباحث برای انجام درست و دقیق آنچه از فرد خواسته میشود؛ به گونهای که به خوبی از عهدهٔ وظیفهٔ تعیین شده بر میآید. به عبارت دیگر، یک فرد از هوش سازمانیاش برای انجام وظیفه استفاده میکند.
ب) نوسودمندی تحلیلی
توانایی فهم، دریافت و گیرایی تیز در محوریابی، ریشهیابی سادهٔ مفاهیم، تجزیه و تحلیل مطالب، طبقهبندی راحت مفاهیم به شیوههای نوین، ارایهٔ آسان دستهبندیهای جدید از مفاهیم و سرانجام، سازماندهی سادهٔ مباحث که به توانایی ارایهٔ طرحهای سودمندی به سادگی با شیوهٔ نوین منجرّ میشود؛ طرحهایی که راه حلّ جدید، آسان و مؤثّری برای مسائل دشوار باشد و در نهایت فرد را برای انجام یک کار سودمند برجسته، توانا میکند.
ج) وظیفهمندی تجربی
توانایی در تجربهٔ دانستهها برای روشن شدن مطلب است که با تحریک شدن کنجکاوی فراگیر با هر مسألهٔ مبهم یا پیچیدهای آغاز میشود تا به انجام درست و دقیق وظیفهٔ تعیین شده، منجرّ گردد. به بیان دیگر، یک فرد از هوش تجربی برای انجام وظیفه بهره میگیرد.
د) نوسودمندی تجربی
توانایی در تجربهٔ دانستهها برای روشن شدن مطلب است که با تحریک شدن کنجکاوی فراگیر با هر مسألهٔ مبهم یا پیچیدهای آغاز میشود که به توانایی ارایهٔ طرحهای سودمندی به سادگی با شیوهٔ نوین میانجامد؛ طرحهایی که راه حلّ جدید، آسان و مؤثّری برای مسائل دشوار باشد و به فرد در انجام یک کار سودمند برجسته، توانایی میدهد.
ه) وظیفهمندی تحصیلی
توانایی یادگیری دقیق موادّ درسی (بویژه عملی) و مباحث تحصیلی و فهم آنها برای انجام دقیق کار و افزایش دقّت عمل است که با موفّقیّت در واحدهای عملی طیّ دوران تحصیل همراهی دارد؛ به گونهای که فرد به درستی از عهدهٔ وظیفهٔ تعیین شده بر میآید. در واقع تمرکز وی در انجام دقیق و درست کارهای محوّله است.
و) نوسودمندی تحصیلی
توانایی یادگیری دقیق موادّ درسی (بویژه عملی) و مباحث تحصیلی و فهم آنها که با موفّقیّت در واحدهای عملی طیّ دوران تحصیل همراهی دارد تا به ارایهٔ طرحهای سودمند به سادگی و با شیوهٔ نوین بینجامد؛ طرحهایی که راه حلّ جدید، آسان و مؤثّری برای مسائل دشوار باشد و به فرد در انجام دقیق یک کار سودمند برجسته، توانایی میبخشد. به بیان دیگر، در این جا، هوش تحصیلی به افزایش دقّت عمل در یک کار سودمند برجسته، یاری میدهد.
تعامل هر توانایی ترکیبی با هر زمینه، «استعداد» را پدید میآورد. لذا تعامل تواناییهای ترکیبی با زمینهها انواع استعدادهای فرد را پی میریزد که در نهایت، ساختاری را فراهم میکند که از آن به عنوان «ساختار تعاملی استعداد» یاد میکنیم:
| سایر تواناییها | نوسودمندی تحصیلی | وظیفهمندی تحصیلی | نوسودمندی تجربی | وظیفهمندی تجربی | نوسودمندی سازمانی | وظیفهمندی سازمانی | توانایی ترکیبی زمینه |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| حرکتی | |||||||
| کلامی | |||||||
| اجتماعی | |||||||
| هنری | |||||||
| ریاضی | |||||||
| سایر زمینهها |