پرش به محتوای اصلی

۹۱. ب- تاثیر خانواده بر تیزهوش

۸ دقیقه مطالعه

پیش از هر چیز، این نکته را باید تاکید نمود که خانواده و به ویژه والدین کودکان تیزهوش نیازهای تربیتی خاصی دارند.

محورهای اساسی نیازهای ویژه والدین را می‌توان اینگونه بر شمرد:

  1. ارزیابی و تشخیص تیزهوشی فرزند

  1. مشاوره با کارشناسان و صاحب نظران در امور مربوط به فرزند تیزهوش خود

  2. پرورش انگیزه در فرزند تیزهوش

  3. تقویت احساس مسئولیت و تعهد پذیری در وی

  4. رشد اجتماعی وی

  5. گسترش ارتباط والدین و مدرسه

والدین، نیاز شدیدی دارد که در محور‌های فوق الذکر، از آموزش کافی برخوردار شوند.

معهذا به طور طبیعی، خانواده، تاثیراتی اساسی در فرد تیزهوش می‌نهد. پس از تعدیل تعاملی خانواده بر اثر مواجهه با حیطه‌های چهارگانه تاثیر گذاری تیزهوش بر خانواده، فرد تیزهوش نیز به نوبه خود کم و بیش، تحت تاثیر محیط خانوادگی خویش واقع می‌شود.

مطالعات روان شناختی جدید حاکی است که خانواده حداقل سه نقش را در قبال فرد تیزهوش ایفا می‌کند. این نقش‌ها، نقاط اساسی تاثیر بخشی خانواده بر تیزهوش است.

ساختار خانواده و تعامل خانوادگی

وجود والدین در خانواده، تاثیر حیاتی بر بهداشت روانی و وضعیت تحصیلی فرد تیزهوش دارد. زندگی در خانواده تک والدینی ( وجود یک پدر و یا یک مادر) بازتاب منفی در وضعیت تحصیلی فرد تیزهوش دارد.

ضعف تحصیلی افراد تیزهوش در خانواده‌های تک والدینی، ممکن است به فرایند الگو سازی آنها بستگی داشته باشد. فرد تیزهوش با توجه به نیازهای پذیرش، حمایت اجتماعی و مورد تشویق و ترغیب قرار گیری، به ساختار خانوادگی مستحکمی احتیاج دارد که او را در تعاملات و مراودات اجتماعی یاری دهد.

در خانواده‌های تک والدینی طبعاً امکان این مراقبت ویژه و فوق العاده از سوی خانواده، وجود ندارد، پس فرد تیزهوش برای الگو سازی به دنیای بیرون از خانواده مراجعه می‌کند. طی این روند برای وی، سهل نخواهد بود. ضعف و شکست تحصیلی، بهای سنگینی است که به عنوان اولین آسیب بر تیزهوش وارد
می‌آید.

برخی دیگر از روان شناسان کانون دیگری از ساختار خانواده (یعنی تعداد فرزند) و ارتباط آن را با نوع خاصی از تیزهوشی، یعنی خلاقیت، مورد توجه قرار داده اند.

مطالعات آنها نشان می‌دهد که کودکان بدون خواهر و برادر عالی ترین توانایی را در تفکر واگرا( به عنوان شاخصی از خلاقیت) داشته اند و در پی آنها فرزندان ارشد، کوچکترین فرزند و فرزندان میانی به ترتیب جای می‌گیرند. ضمن اینکه فرزندان دارای خواهر و برادر متعدد بیش از افرادی که دارای یک خواهر و یا یک برادر هستند، توانایی تفکر واگرا دارند. تعداد فرزندان یک خانواده در نحوه تعاملات و روابط خانوادگی موثر است. این روابط، ابتدا نگرش وموضع گیری ( بازخورد) تیزهوش را تحت تاثیر قرار می‌دهد، حتی وجود اصطکاک در تعامل خانوادگی ناشی از فاصله سنی زیاد میان تیزهوش و سایر برادران و خواهران به تکوین « تصور از خود» تیزهوش کمک می‌کند.

از سوی دیگر، در خانواده‌های تک فرزندی مراقبت و توجه ( حمایت، پذیرش، تشویق) خاصی مبذول میگردد. حتی این توجه و رسیدگی، به نوعی، درباره فرزندان ارشد و کوچکترین فرزند نیز وجود دارد.

انتقال فرهنگ و طبقه اجتماعی- اقتصادی

روانشناسان در قبال تفاوت‌های فرهنگی، دو چشم انداز و نظر گاه اساسی را مورد بحث قرار می‌دهند:

الف- تشابه گرایی

بر اساس این دیدگاه، فرهنگهای گوناگون علیرغم تفاوتها و پراکندگی‌های فراوان زمینه‌های اساسی مشابه و همانندی دارند که تفاوتهای عارضی را تحت الشعاع خویش قرار می‌دهند. لذا ملاحظات تربیتی و آموزشی ویژه تیزهوشان باید به همانندیها و شباهتهای فرهنگی، اصالت داده به اختلافات که اموری عارضی می‌باشند، وقعی ننهد.

ب- تنوع گرایی

از این چشم انداز، اختلافات فرهنگی، امور و پدیده‌های ذاتی و بالاصاله می‌باشد، آنچنان که ممکن است شباهتهای آشکار را نیز تحت شمول و تاثیر خود قرار دهند، بر اساس دیدگاه مزبور، ضرورت دارد که اقدامات تربیتی و آموزشی تیزهوشان به اقتضای فرهنگ‌های گوناگون، انعطاف پذیر و متناسب شوند.

در هر حال این دو چشم انداز اساسی، نقطه نظرات متفاوتی را در جنبه‌های تربیتی تیزهوشان، مشهود ساخته مورد تاکید قرار می‌گیرند. نقطه نظرات مزبور، در ساختار‌های زیر، خود را نشان می‌دهند:

  1. ضعف تحصیلی دانش آموز

  1. هدف و غایت تحصیل و آموزش

  2. روش‌ها و فنون تشخیص و سنجش

  3. فرایندهای آموزشی و مراحل آن

  4. محتوای دوره آموزشی

طبیعی است که هر یک از دو دیدگاه مزبور، برای تفاوتهای فرهنگی و مسائل مرتبط با آن، راه حل‌های گوناگونی را مورد تاکید قرار می‌دهند. خانواده‌ها نیز می‌توانند بر اساس پذیرش یکی از دو دیدگاه مزبور و یا حتی چشم انداز دیگر، به مسائل فرهنگی و تاثیر آن در کودکان تیزهوش، از زاویه خاصی بنگرند.

واقعیت مشهود، وجود تفاوتهای فرهنگی در میان افراد تیزهوش است که خانواده، محور اساسی تکوین و شکل گیری ساختار فرهنگی خاص می‌باشد.

خانواده می‌تواند فرهنگ جامعه و یا فرهنگ خاص خویش را به فرد تیزهوش انتقال دهد. اولین تاثیر فرهنگ انتقالی بر روی نگرش‌ها، علایق و ارزش‌های شخصی تیزهوش است. این تثایر بنو به خود به الگوهای رفتاری و کیفیت و نحوه فعالیت تیزهوش منتقل شده سپس توانایی‌ها و قابلیت‌های وی (از جمله خصایص هوشی و ذهنی) را تحت تاثیر قرار می‌دهد . اینجاست که باید از تمایز قابل ملاحظه توانایی تیزهوشی و موفقیت در آزمون‌های هوشی(با شاخص هوشبهر.I.Q) سخن گفت.

در توضیح بیان فوق باید خاطر نشان ساخت که گاهی در برخی فرهنگ‌ها و نژادها( از جمله سیاهپوستان) میزان تیزهوشی، پابپای افزایش آن نژاد، پیش نمی‌رود و به طور کلی روند کندتری را طی می‌کند.

صاحب نظران علل اساسی چنین پدیده ای را این گونه بر می‌شمارند:

  1. روشها و شیوه‌های تشخیص ناقص

  1. فقدان توافق در یک تعریف پذیرفته شده جهانی از تیزهوش و مستعد

  2. اعتماد بیش از حد به آزمون‌های میزان شده

به زعم پژوهشگران مزبور، اقدامات زیر در حل مسائل فوق می‌توانند مفید باشند:1) آگاهی فرهنگی 2) استفاده ازنقش الگوها 3) مشاوره گروهی 4) فعالیت جامعه 5) تربیت متناسب با جوامع چند فرهنگی 6) سنجش 7) اقدامات و مشارکت‌های والدین.

علی رغم اختلافات فرهنگی، باید توجه داشت که شاخص‌های واضح وقاطعی از تیزهوشی در میان کودکان وجود دارد که تقویت آنها، ضروری است. اما مسائلی اساسی، جریان تشخیص را در فرهنگها و طبقات گوناگون اجتماعی، اقتصادی دچار ابهام می‌سازند و ضرورت دارد که این مسائل مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند:

  1. تبیین و روشن ساختن تیزهوشی

  1. بررسی رابطه موقعیت اقتصادی- اجتماعی با تشخیص تیزهوش

خانواده‌ها نیز کم و بیش با این مسائل مواجه می‌باشند. آنها باید بدانند که رابطه ای مثبت و نیرومند میان پیشرفت تحصیلی و تربیتی با موقعیت اجتماعی- اقتصادی دانش آموز وجود دارد . فقر اقتصادی می‌تواند آثاری ناخوشایند در امر تشخیص و آموزش افراد تیزهوش داشته باشد:فقدان انگیزه، تمایل یا گرایش نسبت به موفقیت و نیز امکان ممانعت از تشخیص کودکان تیزهوش و مستعدی که از لحاظ اقتصادی دچار محرومیت می‌باشند، می‌تواند پیامدهایی از فقر و فلاک محسوب گردد. شاید بتوان با ترکیب شیوه‌های مختلف تشخیصی مانند آزمون‌های انفرادی هوش، مقیاس‌های درجه بندی رفتار، آزمون‌های مستقل از فرهنگ و بررسی موردی، بخشی از مسائل فرهنگی مزبور را حل نمود.

بی تردید عوامل اجتماعی – اقتصادی با ساختار فرهنگی و ویژگی‌های آن، تجانس و هماهنگی دارند و حتی ممکن است در شکل گیری ترکیب فرهنگی خاصی، تاثیرگذارند. یعنی محیط فرهنگی ویژه ای را پی ریزی نمایند. خانواده به عنوان یک محیط فرهنگی، میتواند شرایطی را ایجاد کند که در شکوفایی تیزهوشی افراد بالقوه تیزهوش موثر باشد و یا برعکس آن را از بین ببرد.

فرهنگی که به حاکمیت اصل علیت در امور تاکید می‌کند، برای جهان نظمی گسترده قائل است، اراده انسان را سرنوشت ساز او می‌داند، به والدین در خانواده نقش‌های مکمل می‌دهد و سرانجام مشوق تلاش‌ها، پشتکار‌ها و کوشش‌های طاقت فرسای فردی است. در واقع ارزش‌هایی را بهبود می‌بخشد که با نظام ارزشی و اعتقادی فرد تیزهوش سازگاری دارد.

مثلاً قابلیت‌های فردی تیزهوش، امکان این امر را می‌دهد که او به نحو مستقل و فردی به یادگیری بپردازد. این مفهوم را «خود فراگیری منظم» می‌نامند. «خود فراگیری منظم» با «کفایت خود» ارتباط دارد و به عنوان یکی از شاخص‌های تمیز دهنده از افراد عادی محسوب می‌گردد که به طور کلی در انواع تیزهوشی مشهود است . معهذا این نوع یادگیری مستقل فردی با دوران تحول ارتباط مستقیم دارد، یعنی فرایند مزبور با افزایش سن وطی مراحل تحول از 11 سالگی تا 17 سالگی، به تدریج افزایش می‌یابد.

اگر فرهنگ خانواده، امکانات تحقیق فعالیتها و عملیات مستقل فردی را در تیزهوش فراهم آورد و آنها را هدایت کند در اصل، به شکوفایی تیزهوشی در فرزندان بالقوه تیزهوش خویش کمک کرده است. در اینجا، خانواده با الهام از فرهنگ خاص خویش، نقش راهنما را ایفاء می‌کند.

از سوی دیگر، اگر فرهنگی جهان هستی را مجموعه ای از پدیده‌های تصادفی و اتفاقی بداند، برای شانس، بخت و اقبال سهم عمده ای در تکوین امور و پدیده‌ها قائل باشد، ارزش‌های خانوادگی را بر اهداف شخصی تیزهوش، مستولی نماید و به پشتکار و کوشش فردی، ارجی ندهد، زمینه‌های تیزهوشی را از ریشه می‌خشکاند و نابود می‌سازد.

فرهنگ خانواده می‌تواند بر گزینش شغلی فرزند تیزهوش به عنوان نقش اجتماعی آینده وی تاثیر گذارد. در واقع خانواده، نقش تعدیل کننده را برای گزینش مشاغلی ایفاء می‌سازد که با لحاظ ترجیحات فردی تیزهوش، به انطباق با آن نظام ارزشی و هنجارهای اجتماعی بپردازد.

اساساً می‌توان بیان داشت که در قالب نظام ارزشی جامعه، گزینش‌های شغلی تیزهوش به طور فردی موجب پدید آمدن گنجینه سرشاری از منابع انسانی خواهد شد .