پرش به محتوای اصلی

۹۰. منابع

۸ دقیقه مطالعه
  • هلموت اشمیت.(1367)، استراتژی بزرگ، ترجمه هرمز همایون پور- انتشارات آموزش انقلاب اسامی.

  • ژ.کراز.(1363). بیماری‌های روانی، ترجمه پ. دادستان و م. منصور –ژرف.

  • تجارت اسلحه (1358)، انجمن جهانی پژوهش در صلح (استکهلم) –ترجمه ابراهیم یونسی- خوارزمی.

  • آئورلیویچی (1367) جهان در آستانه قرن بیستم و یکم، ترجمه علی اسدی – انتشارات آموزش انقلاب اسلامی.

  • پل بروک.(1368) جهان سوم در بن بست . ترجمه امیر حسین جهانبگلو – خوارزمی.

  • ویلی برانت .(1367) شمال – جنوب (برنامه ای برای بقاء)، ترجمه هرمز همایون پور- آگاه.

7- Bragget, E. J. (1986). Talented, Gifted, Creative , Australian Writings, an annotated bibliography_Commonwealth SchoolsCommision, pp 17,36,37,77,88,100,116

8- Kitano K. Margie & Kirby F. Darrell. (1986). Gifted education, A Comprehensive view – Little, Brown & Company, pp 25-30.

9- Terman, M. Lewis (1976).Genetic studies of g-enius, Vol IV, Stanford University press, pp 170-196,214.

روابط متقابل خانواده و تیزهوش

بررسی مطالعات

در این مقاله، تعامل خانواده و تیزهوش مورد بررسی قرار می‌گیرد. تصور خانواده از تیزهوش، اساس این تعامل را تشکیل می‌دهد. نظام انگیزشی، توانایی، نگرش‌ها، و الگوهای رفتاری خاص تیزهوش، کانون‌های تاثیر وی بر خانواده است و خانواده نیز از طریق ساختار خانواده، تعامل خانوادگی، انتقال فرهنگ، وضعیت اجتماعی – اقتصادی، جامعه پذیری و تعامل اجتماعی، بر فرد تیزهوش تاثیر می‌گذارد.

تصور خانواده از تیزهوش

خانواده و به ویژه والدین یکی از معتبرترین منابع اطلاعاتی برای تشخیص افراد تیزهوش به شمار می‌آیند. حتی این اعتبار تشخیص توسط والدین، بیش از معلمان است.(61% در برابر 7/56%) . علی رغم وثوق علمی والدین در امر تشخیص بایستی خاطر نشان ساخت که معهذا، توهماتی اساسی در تصور والدین و به طور کلی خانواده، از پدیده تیزهوشی وجود دارد. توهماتی که کم و بیش از لحاظ تئوری حتی بر افکار و نقطه نظرات نظریه پردازان، روان سنجان، و به تبع آنها، دست اندرکاران نهادهای تعلیم و تربیت ویژه تیزهوش، حاکم است . به عبارت دیگر، هنوز زوایای مفهوم و ساختار تیزهوشی به عنوان یک «سازه» در هاله ای از ابهام برای روان شناسان و نظریه پردازان قرار دارد.

نکته مسلم آنکه تیزهوشی به مفهوم وسیع آن، توانایی و قابلیت برجسته ای است که، در ورای مفاهیمی صرفاً هوشی ( با شاخص هوشبهر.I.Q) جای دارد. یعنی ابزارها و آزمون‌های هوشی، بخش اندکی از مفهوم و ساختار تیزهوشی (همراه با کلیه توانایی‌ها و قابلیتهای آن) را می‌سنجند. حداقل می‌توان بیان داشت که تیزهوشی، مجموعه ای از استعدادها، خصوصیات شخصیتی و الگوهای رفتاری ویژه ای را در بر می‌گیرد که ابزارها قادر به تشخیص آنها نیستند. بنابراین اقدامات روان سنجی و تشخیصی، نظیر ساخت ابزارها و آزمون‌های ویژه، بایستی پس از روشن شدن زوایا و جوانب ساختار تیزهوشی انجام گیرد.

در این گفتار قصد آن را نداریم که به بیان توهمات و سوتفاهم‌های مذکور و یا رفع آنها بپردازیم. بلکه صرفاً اشاره ای کوتاه به وجود این تصورات غیر واقع بینانه گردید که کم و بیش در کلیه محافل و منابع مربوط ( نظریه پردازی، روان سنجی، تعلیم و تربیت، خانواده و جامعه در سطح جهانی) وجود دارد.

در اینجا، خانواده و به ویژه والدین از تیزهوشی و نقش و تاثیر متقابل تیزهوش بر خانواده، با توجه به جدید ترین یافته‌های روان شناسی تیزهوش مورد تشریح قرار می‌گیرد. در واقع تصویر خانواده از پدیده تیزهوش است که روابط، تعامل و برخوردهای مختلف خانوادگی را با تیزهوش شکل می‌دهد.

الف- تاثیر تیزهوش بر خانواده

ساخت شخصیتی و روانی یعنی مجموعه توانایی‌ها، نیازها، انگیزه‌ها و الگوهای رفتاری فرد تیزهوش است که کم و بیش بر روی ساختار خانواده و شخصیت افراد خانواده ( و از جمله والدین)تاثیر می‌گذارد و حتی نوع رفتار خانوادگی و نقش و مقام این نهاد را در سطح جامعه شکل می‌دهد و تعدیل می‌سازد.

نقطه آغازین این تعدیل سازی را از سوی تیزهوش، باید در حیطه انگیزشی او جتسجو نمود. حیطه و قلمرو انگیزشی تیزهوش که درخود، نیازهای ویژه ای را گرد آورده است بر اساس توانایی‌ها و قابلیتهای فردی، به هدایت برخی الگوهای رفتاری خاص، و از جمله نحوه تعامل خانوادگی می‌پردازد. پس، این حیطه، اهمیتی بنیادین در روابط خانوادگی دارد. اساساً میتوان گفت نیازهای خاصی در تیزهوش قرار داد که مجموعه آنها، از ویژگی‌های اساسی او به شمار می‌رود، به نحوی که موجب تمایز او از افراد عادی میگردد.

امروزه در تحقیقات انگیزشی تیزهوش، به نیاز « خود گردانی» اهمیت فوق العاده ای داده می‌شود. این نیاز، گرچه در افراد عادی نیز وجود دارد اما در فرد تیزهوش برجستگی خاصی را دارا می‌باشد، تمایل قوی به انجام فعالیت‌ها به طور مستقل و فردی پیامد وجود چنین نیازی است . نیازهای پذیرش اجتماعی، حمایت از سوی دیگران، مورد تشویق و ترغیب قرار گیری، فعالیتهای ترتیبی متناسب با فرد، مشارکت با تیزهوشان همسال و دسترسی به کتب مناسب و منابع یادگیری، مجموعه ای از اساسی ترین نیازهای تیزهوش محسوب می‌شوند.

نیاز به خود گردانی امور و فعالیتها، زمینه ای انگیزشی را در فرد تیزهوش مهیا می‌سازد که مسئولیت و تعهد بپذیرد. این نیاز در کنار نوعی نگرش ( بازخورد) ویژه یعنی «کفایت خود» واقع می‌شود. این نگرش در فرد تیزهوش، یکی از وجوه تمایز او از افراد عادی است.

مفهوم نگرش فوق این است که تیزهوش در مقایسه با افراد عادی، برای خویش قابلیت و شایستگی فوق العاده ای در یک امر خاص، قائل است به طوری که بتواند کار ویا تکلیف مورد نظر را به نحو شایسته ای به انجام برساند. به سادگی دریافت می‌شود که نیاز به «خودگردانی» با نگرش« کفایت خود» سازگاری و تجانس دارد.

بعضی از مطالعات آشکار می‌سازند که استقلال و خود مختاری در امور، در طبقه ای خاص از افراد تیزهوش یعنی تیزهوشان در زمینه علوم پایه ریاضی ( در مقایسه با سایر تیزهوشان و افراد فوق العاده تیزهوش) نمود بیشتری دارد.

بنابراین به نظر میرسد که شدت و ضعف استقلال و نیاز به خود گردانی باید بستگی به نوعی تیزهوشی داشته باشد. این نکته ای قابل ملاحظه برای اطرافیان تیزهوش ( به ویژه خانواده) است که به تفاوت‌های فردی وسیع، میان این جمعیت اندک(6/1000جامعه) توجه نمایند. بدین معنا که هم اکنون، طبقات (تیپ های) گوناگون و متعددی از تیزهوشی به دست آمده است: پیشرفته تحصیلی، رهبر، خلاق( ریاضی، علوم و پایه، مهارت‌های کلامی، هنر ) و ... زمینه‌های اساسی مقوله کلی تیزهوشی است.

بدیهی است که هر یک از طبقات مذکور، دارای ویژگی‌های شخصیتی، روانی و شناختی خاص خویش می‌باشند.به بیان ساده، تفاوت دو فرد تیزهوش بیش از تفاوت دو فرد عادی از یکدیگر است و برعکس، شباهت افراد عادی بیش از شباهت افراد تیزهوش به یکدیگر است. روند تیپ شناسی در تیزهوش، نشان می‌دهد که تحقیقات آینده، بیشترین تعداد طبقات شخصیتی جوامع بشری را در میان افراد تیزهوش، به دست خواهد داد.

در این گفتار، جنبه‌های مشترک پدیده تیزهوشی مورد توجه قرار می‌گیرد.« نیاز به خودگردانی» و « کفایت خود»، از جمله جنبه‌های مزبور هستند که موجب تمایز فرد تیزهوش از دیگران می‌شوند.

نگرشی دیگری نیز در میان تیزهوشان برجستگی دارد که در حقیقت نوعی « اسناد» به شمار می‌آید. تیزهوشان موفقیت و پیشرفت در امور را به کوشش و تلاش و فعالیت فردی، اسناد می‌دهند. دو عقیده فوق به موازات «تصور از خود» قوی در تیزهوش، نوعی بافت اعتقادی را پدید می‌آورد که به موضع گیری قابل ملاحظه فردیت وی در برابر جهان خارج و محیط برونی (از جمله خانواده) می‌انجامد.بافت اعتقادی مزبور، بر اساس قلمرو انگیزشی ویژه، اقتضاء می‌کند تا الگوهای رفتاری خاص و فعالیتهای فردی ( به ویژه در موقعیت‌های رقابت آمیز) انجام می‌گیرد. کوشش‌هایی که شخص تیزهوش، آنها را به طور درونی، نظارت و ارزیابی می‌نماید و هر گونه کنترل و مداخله محیطی و خارجی را نسبت به اعمال و فعالیتهای شخصی خویش بیهوده و زائد می‌انگارد و گاهی در قبال آنها، به مقاومتهای متوسل می‌شود.

بافت اعتقادی، نظام انگیزشی و « کانون نظارت درونی» به تکوین هویت و تمامیت فردی تیزهوش در صحنه خانواده و جامعه یاری می‌دهد.

به رسمیت شناختن این هویت فردی ویژه از سوی خانواده، اولین نقطه تاثیری است که تیزهوش آن را بر خانواده خویش تحمیل می‌کند. شکل گیری، تعدیل و تغییر تعامل خانوادگی و گاهی نقش و مقام اجتماعی خانواده، پیامد طبیعی روند مزبور است.

هنگامی تعدیل بر خوردهای خانواده با « واقعیت تیزهوش» جدی تر می‌شود که به جهت گیری و خط مشی خاص تیزهوش توجه کنیم:

گاهی توانایی‌ها و قابلیتهای ذهنی و شناختی برجسته تیزهوش، در والدین و اعضای خانواده، انتظاراتی را ایجاد می‌کند که با خط مشی و اهداف فرد تیزهوش تعارض دارد. این می‌تواند یکی از نقاط اصطکاک طرفین باشد.

و گاهی، موفقیت تیزهوش در موقعیتهای رقابت آمیز فردی، موجب تعارض با اهداف بلند مدت تربیتی و پرورشی میگردد. و این نیز می‌تواند یکی دیگر از زمینه‌های اساسی برای اصطکاک میان نظام ارزشی خانواده و جامعه، با اعتقادات تیزهوش باشد. یعنی تیزهوش در فعالیتهای فردی خویش، هدفی را می‌جوید که گاهی مورد نظر و پذیرش هنجاهای جامعه و خانواده نیست.

بنابراین تاثیر تیزهوش برخانواده را می‌توان در موارد زیر خلاصه کرد:

  1. نظام انگیزشی خاص، شامل اهداف، تمایلات و نیازها.

  1. قابلیت‌ها و توانایی‌های گوناگون ذهنی و شناختی.

  2. بافت اعتقادی و موضع گیری ویژه تیزهوش

  3. الگوهای رفتاری اختصاصی( شامل فعالیتهای مستقل فرد)