۲۹. و) نوسودمندی تحصیلی
توانایی یادگیری دقیق موادّ درسی (بویژه عملی) و مباحث تحصیلی و فهم آنها که با موفّقیّت در واحدهای عملی طیّ دوران تحصیل همراهی دارد تا به ارایهٔ طرحهای سودمند به سادگی و با شیوهٔ نوین بینجامد؛ طرحهایی که راه حلّ جدید، آسان و مؤثّری برای مسائل دشوار باشد و به فرد در انجام دقیق یک کار سودمند برجسته، توانایی میبخشد. به بیان دیگر، در این جا، هوش تحصیلی به افزایش دقّت عمل در یک کار سودمند برجسته، یاری میدهد.
تعامل هر توانایی ترکیبی با هر زمینه، «استعداد» را پدید میآورد. لذا تعامل تواناییهای ترکیبی با زمینهها انواع استعدادهای فرد را پی میریزد که در نهایت، ساختاری را فراهم میکند که از آن به عنوان «ساختار تعاملی استعداد» یاد میکنیم:
| وظیفهمندی سازمانی | نوسودمندی سازمانی | وظیفهمندی تجربی | نوسودمندی تجربی | وظیفهمندی تحصیلی | نوسودمندی تحصیلی | سایر تواناییها | |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| حرکتی | |||||||
| کلامی | |||||||
| اجتماعی | |||||||
| هنری | |||||||
| ریاضی | |||||||
| سایر |
جدول 4 - ساختار تعاملی استعداد
بنابراین هر فردی نه تنها از همهٔ تواناییهای ترکیبی، بلکه از همهٔ زمینهها به فراخور، برخوردار است. به بیان دیگر، هر فردی به تضارب تعداد تواناییهای ترکیبی با تعداد زمینهها از انواع استعداد بهره مندی دارد. چنان که از ساختار تعاملی فوق، آشکار میشود، با احتساب شش توانایی ترکیبی و پنج زمینه برای هر فردی تاکنون، «سی استعداد» وجود دارد و این حدّ اقل استعدادهای شناخته شدهٔ بشری است.
بدیهی است که امکان برجستگی ترکیبی در دو یا چند استعداد نیز وجود دارد؛ همان گونه که ضعف ترکیبی نیز در دو یا چند استعداد امکانپذیر است.
از این رو، ابتدا تواناییهای پنجگانهٔ بنیادین در هر زمینه سنجیده میشوند و سپس میانگین نمرهٔ مجموع هر نوع هوش با هر کنش در «جدول تعاملی استعداد» درج میشود که سرانجام نیمرخ کلّی و جامع از مجموعهٔ استعدادهای فرد به دست میدهد.
«استعداد» نیز چون تیزهوشی به دو بُعد ظرفیّت و مظروف منحصر نمیشود؛ یعنی برای درک ماهیّت استعداد باید به سایر ابعاد نیز توجّه نمود؛ نظام نگرشی و ارزشی، ویژگیهای شخصیّت و انگیزهها و الگوهای رفتاری از جملهٔ این ابعاد قلمداد میشوند. تعامل همهٔ این ابعاد، تصویر روشنتری از ماهیّت تیزهوشی به دست خواهد داد.
در حقیقت، «ماهیّت تعاملی استعداد» بدین معناست که تعامل «قلمرو» با «زمینه»، بستگی به خصایص شخصیّتی، انگیزشی، نگرشی و سایر ابعاد نظام روانی فرد دارد.
بر اساس تأکید «مکتب تعاملی»، استعداد مانند هر پدیدهٔ روانی برایند یک نظام تعاملیِ هماهنگ مرکّب از توانش (هوش و غیره)، کنش، شخصیّت، نگرش و انگیزش است. پنج حیطهٔ مزبور در یک پویایی تعاملیِ هماهنگ منجرّ به پدیدآیی، شکل گیری و بروز رفتاری استعداد میشوند. «زمینه» فقط بستر این بروز را تشکیل میدهد. در این گفتار صرفاً به دو تعامل هوش و کنش در پدیدآیی استعداد توجّه گردید.
همچنین باید توجّه داشت ویژگیهای محیطی از جمله خصایص فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی از طریق نظام پنج حیطهای فوق بر بروز و ظهور استعداد تأثیرگذار است.
خودباوری: خاستگاههای روانشناختی تربیتی
«خودباوری»26یعنی اعتقاد واقع بینانه نسبت به خود که شامل خصایص شخصیّتی، تواناییها، ضعفها وسایر ویژگیهای نظام روانی فرد میشود. این نگرش، انواع متفاوت و گونههای مختلفی دارد: خود باوری«بدنی»، «اجتماعی»، «تحصیلی»و...
وجود خودباوری از یک اهمیّت محرز در بهداشت روانی نوجوانان وجوانان تیزهوش برخوردار است. زیرا غالباً همراه با آرامش روانی و سازگاری محیطی است و نزول و کاهش آن میتواند توأم با روابط همسالی ضعیف وبروز اضطراب و فشار روانی حادّ شود.
در پدید آیی خودباوری فرد، عوامل عمده ای تأثیر میگذارند. یکی از اساسی ترین این عوامل، هوش و توانایی یادگیری فرد است.
تحوّل پذیری خودباوری از هوش، از دیرباز مورد توجّه و علاقهٔ پژوهشگران و نظرّیه پردازان در حوزهٔ روان شناسی نگرش بوده است؛ امّا هنوز از زاویهٔ برخی چشم اندازها، رابطهٔ میان هوش و خودباوری در هاله ای از ابهام قرار دارد. به بیان دیگر، جنبهها و پدیدههای متنوّعی بر شکل گیری خودباوری در بستر و زمینهٔ هوش تأثیر میگذارند.
در این فصل کوشش شده است تا به جایگاه بهداشتی و پرورشی خودباوری و نقش برخی از بنیادی ترین پدیدههای مؤثّر در همبستگی« هوش» و «خودباوری» توجّه شود: «جنسیّت»، «تحوّل سنّی»، «سطح هوش»، «ابزارها» و «برنامهٔ آموزشی» عوامل مهمّی هستند که رابطهٔ میان هوش و خودباوری را تحت تأثیر قرار میدهند. همچنین، با توجّه به جدیدترین دستاوردهای علمی و پژوهشی، نقش هر یک از آنها به اختصار مورد بررسی قرار گیرد.
انواع خودباوری
تفاوت خودباوری فرد تیزهوش با غیر تیزهوش بستگی به نوع خودباوری دارد. تاکنون مطالعات مقایسه ای فراوانی میان کودکان و نوجوانان تیزهوش و عادی به عمل آمده است و نتایج مهمّی در برداشته است. یکی از دلایل ابهام نتایج مزبور، غفلت از نوع خودباوری است که موجب سردرگمی پژوهشگران و مفسّران در تحلیل یافتهها شده است.
ابزارهای موجود در سنجش خودباوری غالباً به سه نوع آن، توجّه بیشتری دارند: خودباوری تحصیلی، اجتماعی و جسمانی که بررسی تفکیکی آنها، تصویر روشنتری را از رابطهٔ میان هوش و خودباوری در اختیار میگذارد.
الف: خودباوری تحصیلی
بررسیهای دقیقتر نتایج مربوط به پژوهشهای تطبیقی خودباوری از حیث ترازهوشی، نشان میدهد که برجستگی و برتری خودباوری تحصیلی تیزهوشان (در مقایسه با افراد عادی) در همهٔ سالهای چهار تا پانزده سالگی، امری محرز و پایدار است که تاکنون پژوهش متناقضی با آن یافت نشده است:
«خودباوری شناختی تیزهوشان چهار تا هفت ساله برجسته تر از غیر تیزهوشان بود.»(سیمونز، 1986)
«خودباوری تحصیلی کودکان نه تا دوازده ساله تیزهوش و پیشرفته از کندذهنان و دچاراختلال تحصیلی، برتر بود.»(چووان و موریسون، 1984)
«تیزهوشان ده تا دوازده ساله بیش از همسالان عادی، خود را در امر تحصیل توانمند میدانند.
در کاوش دیگری خودباوری تحصیلی تیزهوشان و افراد عادی ده تا سیزده ساله، بیش از افراد دچار اختلال تحصیلی بود.
همچنین خودباوری تحصیلی صدو چهل و هفت تیزهوش پایهٔ پنجم تا هشتم به طرز معنی داری بیش از خودباوری اجتماعی بود و علاوه بر آن، خودباوری دانش آموزان پایهٔ هشتم بر پایههای پایینتر، برتری نشان داد.» (کاظمی، 1376ب)
پس خودباوری تحصیلی تیزهوشان نه تنها برتر از همسالان عادی است، بلکه حتّی بر اساس نتایج یکی از پژوهشهای یاد شده، از خودباوریهای غیر تحصیلی (اجتماعی و جسمانی) خود تیزهوش نیز بیشتر است.