پرش به محتوای اصلی

۳۵. خودباوری و استعداد اجتماعی

۵ دقیقه مطالعه

کاوشهای اندکی دربارهٔ رابطهٔ میان «خودباوری» کلّی و توانایی«رهبری» انجام شده است. برخی از مطالعات انجام یافته که دلالت بر برتری خودباوری افراد رهبر بر غیر رهبر می‌کند، احتمالاً مربوط به خودباوری اجتماعی است:

«بیست و هشت دانش آموز پایه‌های چهارم و پنجم که در ربع(چارک) بالا در توانایی رهبری قرار داشتند و از طریق خودشان معرفی شده بودند، به همراه دو گروه دیگر مورد مطالعه و مقایسه قرار گرفتند. هشتاد و سه دانش آموز رهبر با معرفی همسالان خود و پنج دانش آموز رهبر با معرفی معلّمان . توانایی رهبری هر سه گروه از لحاظ سه بعد توانایی فوق العاده، خلّاقیّت و مسؤولیّت پذیری سنجیده شد. یافته‌ها نشان داد که در میان این سه گروه که از سه منبع اطّلاعاتی مختلف(خود، همسال و معلّم) معرفی شده بودند، بهترین شیوهٔ تشخیص برای تیز هوشی رهبری، « خود معرّفی» است.(فریدمان، 1984)

خاستگاه فرهنگی- اجتماعی

فرهنگ

رابطهٔ خودباوری و هوش تحت تأثیر ویژگیهای محیطی و از جمله فرهنگ قرار می‌گیرد. مقایسهٔ این رابطه در دو جامعه متفاوت، نتایج گوناگونی داشته است:

«تفاوت موضعگیری تیزهوش در مقایسه با فرد عادی در مورد صلاحیّت شخصی در میان دانش آموزان پایه‌های چهارم تا شش تحصیلی در ایالات متّحده، نشان داده شد. گروه تیزهوش به طور معنی داری در ارزشیابی شخصی از صلاحیّت، احساسات مربوط به مهارت فردی و نیز ترجیح تصمیمگیری مستقلّ عالیتر بود.»(دیویس و کانل، 1985)

«بررسی یک نمونه در «ایالات متّحده» نشان داد که میان تواناییهای تحصیلی و خودباوری کودکان نه تا دوازده ساله رابطهٔ معنی داری وجود دارد.»(چووان و موریسون، 1984)

«نتایج یک بررسی در ایالات متحده آشکار کرد که خودباوری تحصیلی دانش آموزان عادی و تیز هوش پایه‌های چهارم تا هفتم بالاتر از همسالان دچار اختلال تحصیلی است.»(کاظمی، 1376 ج)

«مطالعهٔ خودباوری یک نمونه از تیزهوشان در «کره جنوبی» نشان داد که دیدگاه آنها نسبت به تواناییها و ضعفهای شخصی از لحاظ یادگیری، شغل، استعداد و خصایص روانی، تفاوتی با همسالان عادی ندارد؛ گرچه دیدگاه مثبت آنها نسبت به آینده بیش از گروه مقایسه ای بود. دانش آموزان مورد مطالعه در پایه‌های چهارم تا ششم اشتغال به تحصیل داشتند.»(مون و چانگ، 1992)

با توجّه به محتویات پژوهشهای فوق به نظر می‌رسد که در برخی جوامع و موقعیّتهای فرهنگی و اجتماعی، خودباوری دانش آموزان تیزهوش، تفاوتی را با همسالان متوسّط از لحاظ هوشی نشان نمی‌دهد. «پیش از این، تأثیر پذیری موضع نظارت تیزهوش از ویژگیهای محیطی آشکار شده است. ارزشهای اجتماعی خاصّی که توجّه به عوامل برونی و اهمیّت بخشیدن به آنها در تکوین امور و حوادث مربوط به زندگی در میان افراد تیزهوش قداست می‌یابد و جذب می‌شود.»(کاظمی، 1376 الف) نظیر همین تأثیر پذیری را می‌توان به حیطه خودباوری تعمیم داد. تشابه خودباوری همراه با موضع برونی نظارت است؛ زیرا تأثیر پذیری محیطی، عامل هوش و ویژگیهای ملازم با آن را تحت الشّعاع قرار می‌دهد.

با این بیان، ظاهراً شرایط اجتماعی و فرهنگی حاکم بر جوامعی مانند «ایالات متّحده» از رابطهٔ میان خود باوری و هوش حمایت می‌کند؛ حال آن که در برخی جوامع مانند «کرهٔ جنوبی»، دو پدیدهٔ مورد مطالعه( هوش و خودباوری ) مستقلّ از یکدیگرند. احتمالاً در نظام ارزشی این کشور، تشابه گرایی و جامعه پذیری مورد تشویق و ترغیب قرار می‌گیرد؛ به گونه ای که فردیّتهای متمایز، رنگ می‌بازند(مانند قطره ای در بستر دریا) یعنی جوّ محیطی، رابطهٔ میان هوش و خودباوری را تعدیل می‌کند.

مقایسه اجتماعی

سازش یافتگی اجتماعی نیازمند وجود مهارت و استعداد ویژه ای است که احتمالاً از عهدهٔ هر فردی بر نمی‌آید. پس وجود تیزهوشی خاصّی را می‌طلبد. اگر بپذیریم که پدیدهٔ تیزهوشی مرکّب، امری نادر و کمیاب است، در واقع به این معناست که تیزهوشی و استعداد خاصّ و یا تک بعدی، شیوع و رواج دارد؛ پس باید هر فردی به درک استعداد و توانایی ویژه ای بپردازد. دریافت این ویژگی معمولاً از طریق مقایسه و به ویژه مقایسهٔ همسالی به دست می‌آید؛ چنان که برخی از بررسیها متذکر می‌شوند:

«بر پایهٔ نظّریهٔ مرجع( متعلّق به سازش 1986)، دو جنبهٔ درونی و برونی تعیین کننده خودباوری دانش آموزان مستعدّ تحصیلی است:

الف) مقایسه‌هایی که از حیث توانایی درونی در طیّ تحصیل به عمل می‌آید.

ب) مقایسه‌هایی که از حیث توانایی برونی در ارتباط با همسالان انجام می‌گیرد.

برای تعیین میزان کاربردی بودن این نظریّه، خودباوری کلامی و ریاضی و ابزارهای پیشرفت تحصیلی در میان صد و سه دانش آموز پایهٔ نهم تحصیلی اجرا شد. نتایج بررسی نشان داد که هر دو جریان درونی و بیرونی بر روی خودباوریهای دانش آموزان تأثیر می‌گذارد».(ویلیامز و مونتگمری، 1995)

این که یک فرد بتواند از عهدهٔ انجام کاری به خوبی برآید، خودباوری اش را افزایش می‌دهد؛ امّا این خودباوری ممکن است بیشتر نیز شود؛ یعنی هر چه موقعیّت مقایسهٔ همسالی فراهم آید، فرد دریابد که در مقایسه با همسالان از توانایی برتری برخوردار است، اعتقادش را نسبت به او افزایش می‌دهد. پس خودباوری مبتنی بر نوعی خود شناسی تطبیقی است: شناخت فرد در مقایسه با دیگران و نوعی دیگر شناسی(ولواجمالی) نیز وجود دارد و خودباوری ملازم دیگر باوری است. بر این اساس هرگاه موقعیّتی برای مقایسهٔ خود با دیگران به دست نیاید، خودباوری به خوبی شکل نمی‌گیرد و تنها راهی که باقی می‌ماند، بررسی درونی نسبت به انجام یک کار و یا تکلیف است.

خودباوری در شرایطی نازل می‌شود که یک فرد قادر به انجام فعّالیّت برجسته ای نباشد و در مقایسه با همسالان، خودش را ضعیفتر بیابد.

با این توضیح، تکوین و پدید آیی خودباوری بستگی به وجود انسانهای دیگر و اصولاً محیط اجتماعی دارد. امّا آیا این خودباوری می‌تواند موجب افزایش سازگاری اجتماعی شود؟

جایگاه آموزش

برنامهٔ آموزشی

بررسی نقش و رابطهٔ میان برنامه‌های آموزشی و تحصیلی با خودباوری و خود ارجدهی دانش آموزان تیزهوش، نتایج پیچیده و متعارض داشته است.

جمع بندی نتایج و یافته‌های مربوط به رابطهٔ میان برنامهٔ آموزشی و خودباوری دانش آموزان تیزهوش نشان می‌دهد که این یافته‌ها را می‌توان در دو طبقهٔ استقلال و همبستگی جای داد و تحلیل کرد.