۳۲. نقش سنّ
بررسی خودباوری کودکان و نوجوانان تیزهوش از مقطع سنّی پیش دبستانی تا پانزده سالگی (پایهٔ هشتم تحصیلی) جز در موارد معدودی، نتایج استواری را نشان میدهد که نقش تحوّل در تکوین و پدید آیی خودباوری را برجسته میکند:
«گروهی از کودکان پیش دبستانی تیزهوش در مقایسه با همسالان غیر تیزهوش، خودباوری پایینتری را نشان دادند؛ گرچه در میان گروه مقایسه نیز، موارد متعدّدی از خودباوری پایین مشاهده شد.» (کاظمی، 1376ب)
«خودباوری، خود ارجدهی و روابط همسالی در میان دویست و هفتاد و یک تیزهوش پنج سال و نیم تا ده سال و نیم با میانگین هوشبهر 9/139 ، مورد بررسی قرار گرفت. این کودکان و والدین آنها، پرسشنامههایی را پاسخ دادند که به اندازه گیری «رفتار تطبیقی» و محیط خانوادگی، خودباوری و رفاقت و دوستی مربوط میشدند. چهل درصد تیزهوشان، خود را به عنوان فردی متفاوت از افراد عادی برداشت میکردند. نمرات خود ارجدهی، برای این گروه به طرز معنی داری پایینتر از افرادی بود که برای خود، تمایزی قائل نبودند.»(یانوس، 1985)
«مطالعهٔ خودباوری بیست تیزهوش چهار و پنج ساله و هجده تیزهوش شش و هفت ساله نشان داد که افراد تیزهوش، خود را از لحاظ حیطهٔ شناختی، شایسته تر و لایقتر از همسالان غیر تیزهوش میدانستند؛ علی رغم آن که نتایج در مورد لیاقت اجتماعی، مبهم بود.»(سیمونز، 1986)
«مقایسهٔ خودباوری کودکان تیزهوش شش تا ده ساله با همسالان غیر تیزهوش، تفاوتهای قابل ملاحظه ای را از حیث قوی بودن خود نسبت به سایرین آشکار کرد. با این وجود، در حدود سی و هفت درصد آنها بر اساس مقیاس پیرز- هاریس نمرهٔ کمی به دست آوردند.
در مطالعهٔ دیگر براساس « آزمون شخصیّتی کالیفرنیا» و «مقیاس موضعگیری و ارزش اجتماعی کودکان» تیزهوشان پایهٔ سوم، خودباوری برتری نشان دادند.» (کاظمی، 1376ب)
«در یک بررسی، تفاوت موضعگیری تیزهوش در مقایسه با فرد عادی در مورد صلاحیّت شخصی نشان داده شد. پنجاه و سه دانش آموز تیزهوش و هفتاد و دو دانش آموز عادی در پایههای تحصیلی چهار تا شش مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزارهای اندازه گیری مربوط به برداشت شخصی از صلاحیّت خود، جهتگیریهای کلاسی، موضع نظارت و اضطراب تحصیلی میشد. گروه تیزهوش به طرز معنی داری نسبت به گروه عادی، در ارزشیابی شخصی از صلاحیّت، احساسات مربوط به مهارت فردی و نیز ترجیح تصمیمگیری مستقلّ، عالیتر بود.»(دیویس و کانل، 1985)
«میان تواناییهای تحصیلی و خودباوری کودکان نه تا دوازده ساله رابطهٔ معنی داری وجود دارد. چهل و هشت کودک مزبور در چهار گروه دوازده نفری (عقب ماندهٔ ذهنی، دچار اختلال تحصیلی، پیشرفته و تیزهوش) جای گرفتند. «مقیاس خودباوری پیرز- هاریس» بر روی آنها اجرا شد. میان این گروهها، تفاوتهایی در شش عامل مقیاس(رفتار، وضعیّت هوشی و تحصیلی، شاخص بدنی، اضطراب، شهرت و خوشحالی) یافت شد. افراد پیشرفته و تیزهوشان، پاسخهای عالیتر و مثبت تری در مورد برداشت شخصی از توانایی تحصیلی و پیشرفت تحصیلی (در مقایسه با دو گروه دیگر) نشان دادند». (چووان و موریسون، 1984)
«خودباوری دانش آموزان تیزهوش، عادی و دچار اختلال تحصیلی مورد مقایسه قرار گرفت. در این مطالعه، پنجاه و دو دانش آموز دچار اختلال تحصیلی، شصت دانش آموز عادی و پنجاه و هشت تیزهوش در پایههای چهارم تا هفتم، فهرستهایی را که مربوط به ارزشیابی خودباوری و خود ارجدهی میشد، تکمیل کردند. نتایج بررسی نشان داد که خودباوری تحصیلی در گروههای عادی و تیزهوش از افراد دچار اختلال تحصیلی بالاتر بود. گرچه افراد دچار اختلال تحصیلی به تعداد کمی در جنبههای بدنی و اجتماعی از دانش آموزان تیزهوش، پیشتازی داشتند».(وین، 1982)
«مطالعه بر روی دویست و شصت تیزهوش غیر تفکیکی و صد و پانزده تیزهوش و مستعدّ در پایههای پنجم تا هشتم تحصیلی آشکار میکند که دانش آموزان مسنّ تر، احساس گمنامی کمتری بروز میدهند و خود ارجدهی آنها در مقایسه با دانش آموزان خردسالتر، بیشتر است. محققّین نتیجه میگیرند که سنّ، در مقایسه با سایر عوامل، مشخصّهٔ مهمّتری در رشد از جنبهٔ روان شناختی محسوب میگردد.»(مک اوین و کراس، 1982)
«تیزهوشان پایه تحصیلی هفتم (سیزده ساله) در مقایسه با همسالان غیر تیزهوش، احترام شخصی و اعتماد به نفس برجسته تری را نشان دادند؛ امّا نتیجه برعکس آن برای تیزهوشان پایه هشتم( چهارده ساله) در مقایسه با همسالان غیر تیزهوش به دست آمد.
بررسی خودباوری صد و چهل و هفت دانش آموز تیزهوش پایههای پنجم تا هشتم تحصیلی(یازده تا چهارده ساله) نشان نیز داد که خودباوری دانش آموزان پایهٔ هشتم(چهارده ساله) بر پایههای پایینتر، برتری دارد.» (کاظمی، 1376ب)
«خود ارجدهی پسران تیزهوش در ریاضی و علوم (چهارده ساله) بالاتر از همسالان عادی بود و موضع نظارت آنها نیز درونی تر بود. همچنین آشکار شد که خود ارجدهی و موضع درونی نظارت به طور مشترک چهل درصد پراکندگی پیشرفت تحصیلی تیزهوشان را تبیین میکند؛ حال آن که برای همسالان عادی، این تبیین معادل نوزده درصد بود.»(اژه ای و ترخان، 1372)
«رابطهٔ توانایی تحصیلی و خودباوری تحصیلی و اجتماعی در میان صد و چهل و پنج پسر و صد و بیست ویک دختر دانش آموز در پایههای هفتم تا نهم بررسی شد. آنها بر حسب توانایی تقسیم بندی شدند. والدین، معلّمان و همسالان دانش آموزان برای ارزشیابی سطح تیزهوشی، عادی و نیازهای یادگیری ویژهٔ دانش آموزان تحت مطالعه، نمراتی دادند. علاوه بر آن، همهٔ دانش آموزان مزبور، مقیاسهای مربوط به خودباوری را تکمیل کردند. نتایج مشخّص کردند که افراد تیزهوش، خودباوری تحصیلی و اجتماعی عالیتری در مقایسه با غیر تیزهوشان دارند.»(کلی و کولانجلو، 1984)
«نوجوانان مستعدّ و تیزهوش با میانگین (پانزده سال و هشت ماه) دختر و پسر بر اساس «آزمون خودباوری بک» نسبت به همسالان عادی، برتری نشان دادند، امّا بر مبنای « فهرست خود ارجدهی کوپراسمیت»، تفاوتی نداشتند؛ گرچه خودباوری و خود ارجدهی با یکدیگر همبستگی داشت. علاوه بر آن، افسردگی و اضطراب آنها نیز کمتر بود. فهرست اضطراب (حالت و رگه ای) اشپیلبرگر و آزمون افسردگی بک اجرا شد.»(دادستان و فتحی، 1375)
«خودباوری، موضع نظارت و سازگاری دانش آموزان با هوش و متوسّط مورد مقایسه قرار گرفت. چهل و هشت دانش آموز عادی و پنجاه و هفت دانش آموز باهوش پایههای هفتم تا نهم تحصیلی (سیزده تا پانزده ساله) در این بررسی، شرکت داشتند. نتایج نشان داد که توانایی هر دو گروه نسبت به سازگاری، مشابهت داشت؛ یعنی سازگاری تحت تأثیر هوش قرار نمیگرفت. گرچه همبستگی مثبت و معنی داری میان هوش و خودباوری حاصل شد؛ امّا به نظر نمیرسید که موضع نظارت، تحت تأثیر هوش واقع شود.»(چاندهاری و سانجوکتا، 1992)
«تحلیل سؤالات « مقیاس پیرز- هاریس» در مورد خودباوری کودکان در میان صد و شصت و نه تیزهوش پایههای دوم تا نهم تحصیلی نشان داد که خودباوری دانش آموزان تیزهوش، غالباً از عوامل درونی تبعیّت میکنند و این نگرشها، در رابطه با تأثیرات خارجی و محیطی، تقریباً مصون هستند.» (براون، 1982)
غالب مطالعات و بررسیها پیرامون تیزهوشان از مقطع متوسّطه تا سطح آموزش عالی، نشان از وجود «خودکفایی»، استقلال، نظارت درونی و خودباوری مثبت برتر از همسالان عادی دارد.
«بررسی خودباوری جوانان تیزهوش گویای آن است که یک جوان تیزهوش بدون خودباوری صحیح و واقع بینانه در حیطهٔ هیجانی و بهره برداری از استعدادهای خود در راههای سازنده و رضایتبخش، دچار مسائل جدی میشود. جوانان تیزهوش، غالباً از نقش تیزهوشی در زندگی، درک درستی ندارند؛ توقّعات بسیار غیر واقعی آنها برای پیشرفت، در اهداف و مقاصد فعّالیّتهایشان، ابهامّاتی ایجاد میکند. به علّت ارزش فراوانی که به ابعاد شناختی میدهند، گاهی تیزهوشی را به عنوان نوعی استحقاق در جامعه تلقی میکنند. از این رو، جوانان تیزهوش در نیل به برداشت واقعی و درست از خودباوری، به کمک نیاز دارند تا انتظارات و توقّعات صحیحی از خود به دست آورده و توانمندیهای هوشی خود را در راستای شایسته ای به کارگیرند.»(کاپلان، 1983)
تحلیل محتویات پژوهشها و بررسیهای یاد شده، نشان میدهد که خودباوری کودکان و نوجوانان تیزهوش در بستر سنّ و تحوّل روانی، تقریباً به نحو استواری، مثبت و نیرومند است. جز در دو مورد(یک مطالعهٔ پیش دبستانی و مطالعهٔ دیگری در پایهٔ هشتم تحصیلی) و نیز یک مورد متعارض در مقطع سنّی پنج سال و نیم تا ده سال و نیم، بقیهٔ مطالعات با خودباوری نیرومند تر و برجسته تر در میان کودکان و نوجوانان تیزهوش، مساعدت و همراهی دارد.
به نظر میرسد سه مطالعه ای که نتایج متعارض داشته و یا دالّ بر خودباوری منفی بوده است، مربوط به جنبههای بدنی و یا اجتماعی میشود که برجستگی همسالان غیر تیزهوش را نشان داده است. چنان که حتّی در برخی از پژوهشها به خودباوری منفی تیزهوشان در جنبههای بدنی و اجتماعی اشاره شده است.
با این توضیح به نظر میرسد که حدّاقل، خودباوری تحصیلی تیزهوشان در گذار تحوّل سنّی (پیش دبستانی تا پانزده سالگی) یک برتری و برجستگی قابل ملاحظه نسبت به همسالان عادی وجود دارد.
امّا از سوی دیگر، مطالعات اندکی که در سالهای جوانی انجام یافته است، دلالت بر وجود نوعی آشفتگی در خودباوری تیزهوشان دارد. با توجّه به آن که شواهد مقایسه ای میان جوانان تیزهوش و عادی از حیث خودباوری در دست نیست، نمیتوان نتیجه گرفت که آشفتگی در خودباوری جوانان عادی یا متوسّط از لحاظ هوشی، کمتر از تیزهوشان است. از این رو، به نظر میرسد که چنین ابهام و تزلزلی احتمالاً به عامل تحوّل (مقطع جوانی) بیش از هوش مربوط میشود.