۸۷. حوزههای اساسی در اشتغال مردان تیزهوش
فعالیتهای اقتصادی، فرهنگی و سیاسی ( اداری ) سه قلمرو اساسی مشاغل مردان تیزهوش است.
الف- حوزه اقتصادی
این حوزه با 45% بالاترین حیطه شغلی مردان تیزهوش را تشکیل میدهد:
| درصد | درصد | ||
|---|---|---|---|
| 7 | 2 | ||
| 5 | 1 | ||
| 3 | 1 | ||
| 2 | 1 | ||
| 1 | 19 | ||
| 3 |
ب- حوزه فرهنگی
در حدود 32% مردان تیزهوش در این حوزه اشتغال مییابند:
| شغل | درصد | شغل | درصد |
|---|---|---|---|
| استاد دانشگاه | 8 | آرشتیکت | 1 |
| فیزیکدان | 6 | روحانی | 1 |
| شیمیدان | 4 | هنرمند( طراح) | 1 |
| روزنامه نگار، ناشر | 4 | موسیقیدان | 1 |
| معلم | 4 | امور رادیو و تلویزیون | 2 |
ج – حوزه سیاسی
بیش از 23% از مردان تیزهوش، مشاغل سیاسی و اداری و امور رهبری مربوط به جامعه را پی میگیرند:
| شغل | درصد | شغل | درصد |
|---|---|---|---|
| حقوقدان | 10 | خدمات عمومی رفاهی | 1 |
| کارکنان اداری | 9 | اقتصاددان | 1 |
| خدمات اجتماعی | 2 |
مشاغل زنان تیزهوش
زنان تیزهوش معمولاً مشاغل زیر را پی میگیرند:
خانه دار 52%
شاغل 48%
مقایسه شغلی تیزهوشان با افراد عادی
بر اساس مطالعه مزبور بر روی 724 تیزهوش و 559/878/1 فرد عادی، مشخص گردید که تفاوت مهم و معنی داری در اشتغال تیزهوشان و افراد عادی وجود دارد. این مقایسه یافتههای زیر را ارائه میدهد:
| شغلی | ||
|---|---|---|
| مشاغل تخصصی | ||
| مشاغل عالی و نیمه تخصصی | ||
| مشاغل دفتری، مهارتهای سنتی و خرد | ||
| مشاغل کشاورزی و زراعی | ||
| مشاغل زیر تخصص و امور دون پایه | ||
| مشاغل با مهارت بسیار پایین و بدون آموزش | ||
| هفت – کارگران روز مزد |
بر اساس یافتههای جدول فوق، میتوان به سادگی استنباط نمود که در جامعه برخی مشاغل تخصصی مانند استادی دانشگاه، تخصص در فیزیک، شیمی، حقوق، تعلیم و تربیت، مهندسی، نویسندگی و روزنامه نگاری وجود دارد که فقط 6% از افراد عادی از عهده آنها بر میآیند و در عوض 45% تیزهوشان قادر هستند به شایستگی، مشاغل مزبور را به عهده گیرند.
چنانچه 2 حوزه بسیار مهم بالای جدول (یک و دو) را جمع بندی کنیم برتری قابل ملاحظه تیزهوشان محرز میگردد.(71% تیزهوشان در برابر 14% افراد عادی) یعنی شایستگیهای مزبور، صرفاً در میان افراد تیزهوش یافت میشود.
باید بیان داشت که اصولاً مشاغل مزبور، ستون حیاتی رهبری اجتماعی و محور اساسی تمایز جوامع صنعتی پیشرفته، مرفه و قدرتمند با جوامع سنتی و عقب مانده (جهان سوم) را تشکیل میدهند.
هر گاه جمعیت افراد عادی (بیش از 70%) و تیزهوشان(حدود 6 هزار ) را در نظر بگیریم مفهوم حضور 14% از افراد عادی و 71% از تیزهوشان به خوبی مبرهن میشود.
در پایین جدول مشاغل شش و هفت یافتهها معکوس است یعنی در مشاغلی که به تخصص و آموزش نیاز ندارند فقط 1% تیزهوشان فعالیت مینمایند در حالی که 18% افراد عادی در این حوزه شغلی اشتغال دارند.
در یک جمع بندی کلی از مشاغل با تخصص کم و یا بدون مهارت میتوان دریافت که بیش از 52% افراد عادی فقط قادرند به مشاغل پایین اجتماعی بپردازند در حالی که فقط 8% تیزهوشان به این فعالیتها روی میآورند و 92% آنها در مشاغل و مسوولیتهای عالی و حیاتی اجتماعی فعالیت مینمایند.
نقش تیزهوش در جامعه
وجود استعدادهای درخشان و نخبگان در اجتماع آثار مثبت فراوانی دارد که به مهمترین آنها اشاره میشود:
نقش تیزهوش در فعالیتهای اجتماعی
بر اساس یک مطالعه در ایالات متحده، بیش از 97% تیزهوشان تقریباً در کلیه فعالیتهای سیاسی و اجتماعی از قبیل انتخابات شهری، ایالتی و کشوری شرکت میکنند و به نمایندگان مورد نظر خود رای میدهند و فقط 3% در این گونه انتخابات هیچگونه مشارکتی ندارند. چنین آماری گویای حساسیت فوق العاده تیزهوشان نسبت به مسایل و حوادث اجتماعی است. یعنی تیزهوشان در کلیه فعالیتهای حیاتی جامعه خود نقش فعالی برعهده دارند.
نقش تیزهوش در توسعه اقتصادی
یک فرد تیزهوش به علت نیازی که در وی وجود دارد منشا تحولات مثبت اجتماعی و توسعه اقتصادی میگردد که بالمال موجب رفاه جامعه میشود. این نیاز حیاتی در تیزهوش نیاز به پیشرفت و ترقی است که بیش از فرد عادی میباشد. تاریخ حیات بشری، آکنده از نمونههایی برجسته از نقش ترقی طلبی و پیشرفت گرایی در توسعه اجتماعی و رفاه مادی است جامعه ای را تصور کنیم که متشکل از افرادی با انگیزه نیرومند ترقی پیشرفت و موفقیت است توسعه اجتماعی این جامعه امری مسلم خواهد بود.
نقش تیزهوش در رهبری و سیاستگذاری مملکتی
از ویژگیهای تیزهوشان، اخذ تصمیم به طور مستقل است که در کنار قدرت رهبری( که در برخی از آنها وجود دارد) تمایزی برای آنها از افراد عادی به وجود میآورد. این توانمندیها در سطح اجتماعی بسیار شگرف و قابل ملاحظه است. در شرایطی که جامعه ای از مشکلاتی حاد و معظلاتی پیچیده رنج میبرد و بسادگی نمیتوان برای آن راه حل و چاره ای اندیشید، در اینجا قدرت تصمیم گیری یک تیزهوش در مشکل گشایی به خوبی احساس میشود.
نقش تیزهوش در امنیت، ثبات و بقای اجتماعی
بزعم برخی از صاحب نظرات علمی پژوهشی، امنیت داخلی و خارجی یک جامعه، بسته به قدرت و توان دفاعی و امکانات تسلیحاتی آن است. بیش از 75% پژوهشگران بسیار برجسته در سطح جهان ( معادل 440 هزار نفر) در امور دفاعی و نظامی مشغول به فعالیت میباشند. بدون هیچ تردیدی این گروه از جمله تیزهوشان محسوب میشوند. زراد خانههای سنتی هسته ای، شیمیایی و ... مرهون وجود چنین افرادی در جهان است.
در حالی که شاخص ابر قدرتی در حیطه نظامی، قدرت و توان هسته ای است نقش تیزهوشان در قدرت نظامی مالاتامین امنیت و حیات جهانی، مبرهن میگردد.
اکنون 5 کشور بزرگ نظامی یعنی آمریکا، روسیه، فدراتیو، فرانسه، انگلیسی و ایتالیا به عنوان مهمترین صادر کنندگان تسلیحات به سراسر جهان میباشند ( با تامین حدود 70% تسلیحات جهانی) این توان صدور تسلیحاتی نه تنها برای کشورهای مزبور موقعیت مستحکم دفاعی و امنیتی فراهم میآورد بلکه با ارز سرشار ناشی از آن، کم و بیش توسعه ای کم نظیر ایجاد نموده و علاوه بر آن در تامین امنیت و حیات بشری در صحنه جهانی نقشی تعیین کننده و تصمیم گیرنده به آنها میدهد. به عبارت دیگر این کشورها در سرنوشت 6 میلیارد بشر، دخالت دارند. تمامی این پیشرفتها و قدرتهای جهانی مرهون وجود تیزهوش است.
نقش تیزهوش در تعالی فرهنگی
در جای جای تاریخ بشری در هر گونه درخشش فرهنگی، هنری، ادبی و علمی، اثر و علامتی از جای پای افراد تیزهوش و نخبه دیده میشود. پیشرفت و توسعه علمی و شناختی و فرهنگی را در طی قرون متمادی افراد عادی و عقب ماندگان ذهنی پدید نیاورده اند. تیزهوش سهمی حیاتی و تعیین کننده درتمدن بشری داشته و دارد. از دوران تمدنهای درخشان آسیایی نظیر چین، هند و ایران تا ظهور عصر طلایی یونان( پریکلس) و تمدن بی نظیر و بی همتای اسلامی که شعاع کوچکی از آن، رنسانس را آفرید، رد پاهایی از تیزهوشان و نخبگان دیده میشود و امروزه نیز تطور عصر تکنولوژی درخشان (قرن بیستم) مرهون وجود نخبگان زمان است.
نقش تیزهوش در حیثیت جهانی ممالک
برای یک جامعه وجود تیزهوش با درخششهای متعاقب آن در صحنه جهانی، موجب سرافرازی، عزت، حرمت و اعتبار است. این امر نه تنها برای یک جامعه بلکه برای یک فرهنگ نیز صادق است. به عنوان مثال فرهنگ و تمدن اسلامی نه تنها با وجود چنین نخبگانی شکل گرفت و توسعه یافت بلکه افتخار و سرافرازی برای آحاد امت اسلامی در سطح جهان ایجاد نموده است. وجود هزاران متفکر، اندیشمند، و صاحب حکمت و معرفت، ریاضیدان، منجم، شیمیدان، طبیب، مورخ، ادیب، هنرمند و هنرآفرین که ریزه خوار سفره مکتب الهی اسلام بوده اند برای هر ملت و جامعه ای موجب عزت وشرف است و هر ملتی در پهنه گیتی چنین غبطه ای میخورد و آرزومند چنین درخشش تاریخی است. و این در شرایطی است که بسیاری از تمدنهای فعلی و تاریخی، اشعه ای کوچک از تمدن الهی اسلام بوده و هستند و این در شرایطی است که بسیاری از کشورهای قدرتمند و فرا صنعتی و ابرقدرت اجتماعی، اقتصادی سیاسی و نظامی از چنین تمدن و تاریخی کمترین بهره ای ندارند و اکنون تمامی مساعی و قابلیتهای خویش را برای دستیابی به تمدنی مانند آن مصروف میدارند.
نقش تیزهوش در مرجعیت جهانی
تمامی عواملی که تاکنون بیان داشتیم در کنار یکدیگر موجب خصیصه ای بسیار قابل ملاحظه و شگرف میشود این وِیژگی را «مرجعیت جهانی» مینامیم. بدین معنا که یک کشور به عنوان الگو، اسوه و مرجعی برای پیروزی و تقلید سایر ممالک قرار گرفته تمامی کنشها و فعالیتها، عقاید، افکار، اندیشهها، و ذرات وجودی آن برای جامعه جهانی ملاک و هنجار پیروی واقع میشود.
مرجعیت جهانی برای یک کشور، جهان را تبدیل به دو قطب فرهنگی تحقیق و تقلید میکند جامعه ای که کاروان سالار سیر جهانی شده و فرهنگ تحقیق و پیشروی و سردمداری را رشد میدهد و تشویق میکند در واقع سایر ممالک جهانی را به دنبال خویش میکشد که در آنها فرهنگ تقلید حکومت میکند. اینچنین مرجعیتی، آرمان غایی کلیه کشورهایی است که برای وجود خویش صاحب ادعایی هستند.