پرش به محتوای اصلی

۳. ویژگیهای شناختی

۵ دقیقه مطالعه

فرد تیزهوش از لحاظ استعداد و تواناییهای مربوط به شناخت، یادگیری و تحصیل علوم و دانشها دارای ویژگیهایی است که او را ازافراد عادی به سهولت متمایز می‌کند؛ این برتری در حدود 89% است . مهمّترین ویژگیهای شناختی تیزهوش را می‌توان این گونه برشمرد:

اطّلاعات

نسبت به سنّ خود بسیار مطّلع است . در حوزهٔ مشخّصی، اطّلاعات وسیع و گسترده ای دارد که در سطح بالا است. غالباً از مراجع و منابع علوم گوناگون و یا دانش ویژهٔ ای، در حدّ وسیعی آگاهی دارد. گسترهٔ اطّلاعات عمومی وی به طور کلّی شامل پیشرفت وموفّقیّت بارز در تحصیل رایج مدرسه ای می‌گردد و به مدارج عالی تحصیل نایل می‌شود.

وسعت دایرهٔ لغات و اصطّلاحات از مشخّصه‌های وی است.

«گرین لاو» و «مک اینتاش» (1986) به فراوانی و واگرایی قابل ملاحظه موضوعات مطالعاتی و تفاوتهای شگرف با افراد عادی در امر مطالعه، اشاره می‌کنند. دایرهٔ لغات وسیع و پراکندهٔ کودکان تیزهوش، همراه با کنجکاوی وافر، حسّاسیّت آنها نسبت به زیبایی، سرعت انتقال و نکته سنّجی عمومی در مورد بذله گویی و مزاح از ویژگیهای تیزهوش است.

ادراک و یادگیری

هر مطالب را سریع، با سهولت با توضیحی اندک فرا می‌گیرد. در امر بازده و کفایت یادگیری پیشرفته است.

«کهن»(1985) در مطالعه بر روی تیزهوشان جهشی سیزده ساله که در دانشگاه تحصیل می‌کردند و یک گروه مقایسه، آشکار کرد که افراد تیزهوش در سرعت کسب اطّلاعات3/0 تا 5/1ثانیه تفاوت نشان می‌دهند یعنی سریعتر از غیر تیزهوشان اطّلاعات را فرا می‌گیرند.

تیزهوشان حتّی در ادراک حسّی ( شنوایی) نیز بر همسالان عادی خویش برتری نشان می‌دهند.

«بیکل»(1985) تیزهوشان ده تا دوازده ساله و همسالان غیر تیزهوش آنها را تحت آزمونهای شنوایی قرار داد و متوجّه گردید که پاسخهای افراد تیزهوش دقیقتر و متنوّعتر است.

تیزهوشان حتّی در سنّین پیش دبستانی در امر مطالعه و خواندن آن چنان مهارت و توانایی از خویش بروز می‌دهند که به اعتقاد «کالدول» (1985) لازم است برنامهٔ ویژهٔ ای در امر آموزش مهارت مطالعه برای دورهٔ پیش دبستانی تیزهوشان فراهم آید.

مطالعات گستردهٔ « ترمن» و همکارانش در مورد زندگی تحصیلی تیزهوشان درسال 1945 آشکار ساخت که 90% مردان و 86% زنان به تحصیلات عالی راه یافتند. 70% مردان و 67% زنان فارغ التحصیل شدند. این نسبت تقریباً 8 برابر عادی ( در سطح ایالت کالیفرنیا ) است.

2/51% مردان و 3/29% زنان به درجات عالی دست یافتند ( فوق لیسانس 216 نفر، درجه حقوقی 82 نفر، دکتری 73 نفر، پزشک 54 نفر، مهندس 16 نفر و سایر مدارج 43 نفر).

از میان فارغ التّحصیلان 5/77% مردان و 5/82% زنان به طور متوسّط معدل «ب» یا عالیتر را کسب کردند. 30% آنها در هر دو جنس، به مدارج افتخار آمیزی در تحصیل نایل آمدند و در حدود 20% از هر دو جنس، در طیّ دوران تحصیل دانشگاهی مشمول بورس گردیدند.

علی رغم این که میانگین سالهای تحصیلی دانشگاهی تیزهوشان کمتر از سطح معمولی بود؛ امّا میزان مشارکت آنها در فعّالیّتهای فوق برنامهٔ بیش از دانشجویان عادی بود.

نسبت به امور مورد علاقه و موضوع شناخت، توجّه طولانی و وسیعی مبذول می‌دارد. یک نوع درگیری ذهنی در رابطه با موضوعات و پدیده‌های مورد شناسایی اعمال می‌کند و در توجّه خویش تمرکز دارد؛ تمرکزی که به سادگی از بین نمی‌رود و تداوم دارد.همچنین در دقت و مشاهده، تیزی بارزی نشان می‌دهد.

پژوهش «هارتی » و «بیل» (1985) در مورد تفاوت کنجکاوی تیزهوش با عادی نشان می‌دهد که تیزهوشان در زمینه‌های مورد علاقهٔ خویش کنجکاوی بیشتری دارند؛ ولی در مسایل مربوط به مطالعات کلاسیک درسی، کنجکاوی غیر تیزهوشان بیشتر بوده است.

«موهان» و «باجاج» (1983) در بررسی نوسانات توجّه تیزهوش یافتند که این کودکان (10 تا 16 ساله) از همسالان عادی خویش، میزان نوسانات کمتری در امر توجّه نشان می‌دهند.

تفکّر

به وضوح و منطقی فکر می‌کند؛ به استدلال و ارائه برهان می‌پردازد و استدلال وی از نوع قیاسی است و به سادگی استنباط می‌نماید. غالباً از برهان لمّی استفاده می‌کند.

برای اعمال خود به عرضهٔ دلایل می‌پردازد. علاوه بر آن از انعطاف در اندیشه برخوردار است؛ یعنی توانایی جست و جو و کاوش مداوم و متناوبی برای حلّ مسایل داراست. قادر به بحث و رسیدگی پیرامون مسایل مهمّ است و در استدلال انتزاعی قدرت ایجاد وا بداع رمز را دارد و نیاز کمی برای مثالهای عینی به منظور فهم مجردات به چشم می‌خورد.

«زیگ زیوزا» (1984) در مقایسهٔ کودکان فوق العادهٔ هوشی ( هوشمند یا بهنجار بالا) با کودکان عادی (3 تا 6 ساله) از لحاظ تحوّل استدلال قیاسی آشکار کرد که نمرات کودکان هوشمند از افراد عادی، حدّاقل دو انحراف معیار بالاتر است و حتّی بر نمرات متوسّط کودکان عادی دو سال مسنّ تر نیز فزونی دارد. کودکان همچنین در فراگیری روابط درونی وضعیّتهای دو گانه، تواناتر و سریعتر بودند.

«کاتلارسکی»(1985) در مقایسه تیزهوشان ریاضی با افراد عادی و کند ذهن، از لحاظ فرایند حلّ مسأله همگرای غیر ریاضی، آشکار کرد که تیزهوشان ریاضی از هردو جنبهٔ تعداد وسیعتر پاسخهای صحیح و نیز سرعت بیشتر در حلّ مسأله، بر دو گروه دیگر برتری داشتند.

این برتری بر تیزهوشان غیر ریاضی در زمینه‌های دیگر نیز مشهود است. «هرمیلین» و «اوکانر» (1986) با مقایسه تیزهوشان ریاضی و تیزهوشان در زمینهٔ هنر، نشان دادند که افراد تیزهوش ریاضی از گروههای عادی و نیز تیزهوش هنر در زمینهٔ حلّ مسائل کلامی – فضایی برتری دارند.

باید گفت که نحوهٔ تفکّر تیزهوش ارتباط زیادی به دیدگاه ریاضی دارد؛ یعنی توانایی در ریاضیات از مشخّصات محوری یک تیزهوش محسوب می‌شود به طوری که در میان تیزهوشان تشکیل یک بازخورد مثبت نسبت به ریاضیات را می‌دهد.

«چانگ» (1985) در مورد ویژگیهای تیزهوشان دورهٔ ابتدایی(از لحاظ ریاضی) بیان می‌دارد که این کودکان معمولاً صلاحیّتهای استدلالی فوق العاده، توانایی تصمیم ودرک الگوهای ریاضی (ساختارها، ارتباطات، روابط درونی) انعطاف پذیری در تفکّر، حلّ مسائل به شیوهٔ تناوبی و بررسی شقوق مختلف و احساسات گرم نسبت به ریاضیات را بروز می‌دهند.

مطالعات «رانکو»(1986) بیانگر آن است که تیزهوشان در سلامت و انعطاف پذیری عقیدتی از لحاظ همگرایی تفکّر، قابلیّت بیشتری دارند.