۸۰. نتیجهٔ کلّی
به طور کلّی و مختصر میتوان شش خصوصیت و عامل بسیار مؤثّر درموفّقیّت هیأت علمی برای تیزهوشان را از 5 حیطه فوق این گونه گزینش نمود:
مهارتهای مربوط به روش تدریس
توانایی مشاوره و راهنمایی
جذّابیّت شخصی
شناخت تیزهوش
پشتکار برای موفّقیّت
نظم و سازماندهی
نقش فرهنگ
در عصر کنونی نقش فرهنگ در تیزهوشی و نیز حتّی علایق و ترجیحهای فرد تیزهوش، به خوبی مبرهن شده است. مطالعات مربوط، به ویژه از سال 1985 به بعد، تأثیر فرهنگ را در بازخورد ( به ویژهٔ تحصیلی) تیزهوش، مورد تأکید قرار داده اند.
«مادوکس» و همکارانش (1985) در بررسی بازخورد 221 تیزهوش در پایههای تحصیلی هفتم تا نهم نسبت به ویژگیهای مطلوب یک معلّم یافتند که تیزهوشان بر معلّمان واجد شرایط در ابعاد شخصی- اجتماعی بیش از بعد شناختی و تحصیلی اهمیّت میدهند. در حالی که نتیجهٔ یک مطالعه مشابه در «کشورهای دیگر نقاط » با یافتهٔ فوق متناقض بود. یعنی در مطالعهٔ اخیر توانایی شناختی و تحصیلی در اولویّت قرار داشت.
تقابل بازخورد:
یک تحقیق مشابه در سال 1368 شمسی در 8 شهر مختلف ایران، بر روی 2261 دانش آموز تیزهوش، تفاوت بازخوردی را به ویژهٔ در مهارتهای کلّی تدریس تحت تأثیر فرهنگهای مختلف نشان داد. دانش آموزان تیزهوش نقاط مختلف، علایق متفاوتی را نسبت به روش تدریسی ترجیحی ابراز میداشتند.(کاظمی،1369)
در میان کارکنان اداری و هیأت علمی مراکز تیزهوش، تفاوتهایی در بازخورد آنها نسبت به افراد تیزهوش مشهود است.
«دتمر» (1985)، در بررسی بازخوردهای 40 معلّم مدارس عادی، 25 معلّم ویژهٔ تیزهوشان، 25 مدیر مجتمع و 15 روان شناس نسبت به نیازها و مسایل خاصّ تیزهوشان آشکار ساخت که نقطه نظرات مدیران و روانشناسان مشترک است و تفاوتهای امّاری معنی داری میان نظریات معلّمان مدارس عادی و معلّمان ویژهٔ تیزهوشان وجود دارد.
«مایر»(1989) بر مهمّترین نیازهای تیزهوش یعنی «خود ارجدهی»، روابط اجتماعی، احساسات، هیجان و هویّت، تأکید میورزد. کژ کنشی یک دانش آموز تیزهوش میتواند به صورت آرمانهای غیر قابل دسترس، اهداف غیر واقع بینانه، و «خود ارجدهی» کم، تجلّی یابد. لذا بهسازی تربیت و آموزش تیزهوش میتواند بر اساس « کفایت نفس»، خودکفایی و لیاقت اجتماعی و امادگی هیجانی در دانش آموز تیزهوش، انجام گیرد . یک معلّم میتواند موقعیّتی رقابت آمیز برای پاسخ مقتضی تیزهوش به محرّک فراهم آورد.
نقش برنامه
به طور کلّی همآن گونه که «استارکو» و «شاک» (1989)، در تحقیقی بر روی ده روش آموزشی و پرورشی ویژهٔ تیزهوشان نشان دادند، موفّقیّت هر برنامهٔ ویژه، ارتباط مستقیم با قابلیّتها و تجارب معلّمان آن برنامه دارد.