۱۸. فرهنگ و بازخورد تیزهوش
«فرایرسون» چهار گروه از کودکان(دو نمونه تیزهوش) یکی از طبقهٔ اجتماعی- اقتصادی بالاتر و دیگری از طبقهٔ اجتماعی – اقتصادی پایینتر و دو نمونهٔ معمولی با ویژگیهای یکسان) را مورد مطّالعه قرار داد. در این مطالعه، انواع مختلی از آزمونهای شخصیّتی و آزمونهای رغبت و اطّلاعات خانوادگی، جمع آوری شد و مقایسههایی نیز انجام گرفت که دیده شود آیا تفاوتهای بین این چهار نمونه بیشتر در نتیجهٔ توانایی آنهاست یا در نتیجه تفاوتهای موجود در طبقهٔ اجتماعی- اقتصادی آنهاست.
تفاوتهای عمده ای که بین دو گروه تیزهوش دارای زمینههای اجتماعی – اقتصادی متفاوت پیدا شد به بعد علایق و بازخوردها مربوط میشد. بین گروهها، هیچ تفاوت عمده ای در مورد ویژگیهای جسمی وجود نداشت و در مورد آزمونهای شخصیّتی تفاوتهای بسیار کمی به دست آمد.
تیزهوشان طبقهٔ بالا برای مطّالعه در ساعات فراغت، وقت بسیار بیشتری را صرف میکردند و علاقهٔ بسیار بیشتری نشان میدادند، در حالی که تیزهوشان طبقهٔ پایینتر ظاهراً بیشتر به فعّالیّتها و ورزشهای رقابت آمیز گروهی علاقمند بودند.
دومین سؤال عمده این بود:
آیا تفاوتهای بین تیزهوشان طبقهٔ پایینتر و دانش آموزان معمولی طبقهٔ پایینتر مانند تفاوتهایی است که میان تیزهوشان طبقهٔ متوسّط ودانش آموزان معمولی همان طبقه یافت شده است؟
برخی از نتایج به دست آمده حاکی از آن است که تیزهوشان طبقهٔ پایینتر گرایش بیشتری دارند که به نواختن آلات موسیقی بپردازند به شغلهای عالیرتبه دست یابند و بخش خبری روزنامهها را مطالعه کنند.
«کارتز» و همکارانش طیّ یک مطّالعهٔ مشابه دریافتند که کودکان تیزهوش خانوادههای طبقهٔ پایینتر، کشمکش و تنش بیشتری در خانواده هایشان دارند و عملکرد آنها نیز به طور قابل ملاحظه ای پایینتر از سطوح تحصیلی پیش بینی شده در مورد آنهاست.
«استرادبک» در بررسی ارزشهای فرهنگی و نقش آن درموفّقیّت افراد، به این نتیجه رسید که فضاهای فرهنگی با ویژگیهای زیر افراد موفّق بیشتری را پرورش میدهند:
اعتقاد به این که جهان دارای نظم است و تابع اصول عقلانی میباشد.
اشتیاق به ترک خانه برای یافتن راه خود در زندگی.
ترجیح اعتبار فردی به اعتبار قومی در مورد کارهای انجام شده
اعتقاد به این که انسان میتواند از طریق تعلیم و تربیت پیشرفت حاصل کند و این که نباید به آسانی تسلیم سرنوشت شود.
تساوی بیشتر در ساخت قدرت میان مادر و پدر در خانواده
«هالینگر»(1985) رابطهٔ میان هویّت جنسی و «خود ارجدهی اجتماعی» را در یک دورهٔ چهارده ماهه بر روی دویست وشصت دختر تیزهوش و مستعدّ سال دوم و سوم متوسّط بررسی نمود. نتایج تحقیق آشکار ساخت که تنوّع اساسی در عضویّت گروهی و طبقه ای در مدّت مزبور ایجاد شد و نیز رابطهٔ میان عضویّت گروهی و طبقه ای با «خود ارجدهی اجتماعی» نسبتاً استوار باقی ماند.
بازخورد پسران و دختران تیزهوش
این سؤال که تیزهوشی در میان پسران یا دختران شیوع بیشتری دارد، هنوز جواب قانع کننده ای نداشته است. بررسی یافتهها توسّط «مایلز»، «ترمن » و « تایلور» نشان میدهد که تفاوتهای پایداری در فراوانی جنسی، در میان تیزهوشان وجود دارد و میزانهای جنسی، بستگی به محتوای آزمونهایی دارد که مورد استفاده واقع شده اند.
ارزشها و علائق دختران و پسران تیزهوش
تفاوتهای جنسیّتی در حیطهٔ عاطفی بروز و ظهور وسیعتری در مقایسه با حوزهٔ شناختی دارد. مردان و زنان، تفاوت قابل ملاحظه ای از جز علایق و ارزشهای مربوط به پیشرفت و خلّاقیّت با یکدیگر نشان میدهند.
دانشجویان کالج و دانش آموزان دورهٔ متوسّطه از جنبهٔ نمرات ارزشی بر مبنای «فهرست ارزشی آلپورت- ورنون- لیندزی» ( S.V) تفاوت معنی داری با یکدیگر نمایان میسازند.
در جنبههای نظری، اقتصادی و سیاسی، مردان ودر جنبههای اجتماعی، هنری و ارزشهای مذهبی، زنان نمرات عالیتری دارند.
در مطالعهٔ «فاکس» و «دنهام» مربوط به نظام ارزشی جوانان تیزهوش، همین نتیجه تأیید گردید. پسران تیزهوش، نمرات عالیتری در مقیاسهای نظری، سیاسی و اقتصادی کسب کردند و درمقیاسهای اجتماعی، هنری و مذهبی نمرات پایینتری به دست آوردند.
حتّی هنگامی که نمونههای پسران و دختران تیزهوش از لحاظ استعداد کلامی و عددی و سوابق اقتصادی جور شده بود، تفاوتهای جنسیّتی در جنبههای نظری، هنری و اجتماعی همچنان در سطح بالایی به دست آمد.
نظام ارزشی پسران تیزهوش تقریباً با یک نمونهٔ عادی از دانش آموزان دبیرستان شباهت داشت؛ ولی دختران تیزهوش با نمونهٔ عادی دختران دبیرستانی تفاوت نشان دادند. برای دختران تیزهوش ارزش نظری سومین رتبهٔ نمرات را داشت در حالی که ارزش مذهبی پنجمین بود. در نمونه عادی دختران ارزش نظری ششمین و ارزش مذهبی اوّلین رتبه را داشت.
«وارن» و «هرست»، « ساوترن» و «پلانت» و «مک کینون» به دست آوردند که نمرات عالی در مقیاسهای ارزشی نظری و هنری به خلّاقیّت ارتباط دارد. مطالعاتی که بر روی تیزهوشان دانشگاه « جان هاپکینز» انجام شد، نشان داد که برخی از پسران و تعداد کمی از دختران عالیترین نمره را در مقیاس ارزش نظری به دست آورند و تعداد کمی از پسران یا دختران عالیترین نمره را در ارزش هنری کسب نمودند. از میان دویست و چهل دختر و چهارصد و شانزده پسر تیزهوش که در سال 1973 بر مبنای آزمون شدند، 37% پسران و 15% دختران، مقیاس نظری و 13% دختران و 5% پسران مقیاس هنری را به عنوان گزینهٔ نخست خود انتخاب کردند. بیش از 55% از 135 پسر تیزهوش در ریاضی، عالیترین نمره را به ارزش نظری دادند. بنابراین علائق نظری به طرز بارزی به استعداد ریاضی بستگی دارد. پسران و دخترانی که عالیترین نمره را به مقیاس ارزش نظری دادند، عالیترین نمرهٔ میانگین را SAT.M به دست آوردند.
پسرانی که دارای نظام ارزشی نظری و استعداد ریاضی عالی هستند، علائق بیشتری از پسران یا دختران مستعدّ امّا با نمرات عالی در ابزارهای ارزشی اجتماعی نسبت به توسعهٔ برنامههای آموزشی جهشی در ریاضی ابراز میدارند. ارزشها و علائق افتراقی، به عنوان یک عامل اساسی در تفاوتهای جنسیّتی در پیشرفت ریاضی در سطح توانایی عالی، بروز میکنند. گرچه دختران تیزهوش، رغبت بیشتری در علائق نظری مربوط به پیگیری علمی در مقایسه با دختران عادی؛ دارند امّا در مقایسه با پسران تیزهوش، کمتر به جنبههای نظری میپردازند.
«فاکس »، «پاسترناک» و «پایزر» در مطالعه دیگری نشان دادند که پسران و دختران تیزهوش در مقایسه با افرادی که در سطح تیزهوشی پایینتری قرار دارند، در علائق هوشی تفاوت دارند. در مورد پسران به نظر نمیرسد که ارتباطیّ به تفاوتی واقعی از جنبه قالبریزی نقش مردانگی داشته باشد؛ ولی در میان دختران مسأله تعارض نقش جنسیّتی، بارز است. دختران دارای علائق مردانه و زنانه توامّا هستند.
احتمالاً دختران تیزهوش بیش از پسران در گزینشهای مربوط به خط مشی زندگی، دچار تعارض میشوند .اولاً آنها باید در مورد «بجای» کسی بودند و یا «همراه » کسی بودن تصمیمگیری کنند ( یک نقش همسری یا مادری) .ثانیاً اگر آنها یک خط مشی و سیاستی را تعقیب نمودند، باید میان نقش زنانگی پذیرفته شده، سنّتی و یا یک وضعیّت هوشی بالاتر (فقط مردانگی) گزینشی انجام دهند.
دختران تیزهوش کمتر از پسران تیزهوش در گزینشهای شغلی قالب ریزی سنّتی را در نقش جنسی بروز میدهند. مثلاً دختران نسبتاً بیشتر از پسران در مقایسه با پرستاری، داوطلب فیزیکدان شدن هستند. البته موقعیت و مزایای شغلی به امّال مربوط به خط مشی زندگی بستگی دارد. اغلب مشاغل مربوط به زنان دارای موقعیت و مزایای مالی کمتری از اکثر مشاغل مردانه است.
پسران و دختران تیزهوشی که از لحاظ اندازههای مربوط به توانایی و سوابق اقتصادی و اجتماعی همسان شده بودند، در مورد درجه بندی برداشتهای شخصی از هشت شغل آزمون شدند.
برداشت دختران تیزهوش از خودشان در مورد خط مشیهای هم زنانه و هم مردانه، مثبت و رضایت بخش بود. در حالی که پسران برداشت منفی از خودشان در مورد پرستار شدن، خانه داری یا معلّم زبان شدن داشتند.
معلّم مدرسه ابتدایی شدن، تا اندازه ای در میان پسران رضایت بخش بود. امّا رتبه پایین تری از مشاغلی مانند ریاضیدانی، فیزیکدانی، استادی در علوم پایه و یا برنامهٔ ریز کامپیوتر داشت.
دخترانی که ریاضیات را به عنوان امر مفیدی برای زندگی آتی خویش میانگاشتند، نسبتاً بیشتر در رشتههای مربوط و سطوح عالی ریاضی در طیّ سالهای دبیرستان پیشرفت داشتند.
دختران تیزهوشی که علاقه به خط مشی علمی یا ریاضی داشتند غالباً در رشتههای اختصاصی ریاضی تأکید میورزیدند و جهش آنها بیش از دخترانی بود که علائق اجتماعی و هنری داشتند.
یک مطالعه بر روی 161 دختری که عالیترین نمرات را در رشتههای ریاضی، شیمی و یا علوم فیزیکی کسب نمودند، نشان داد که 89% این دختران به خط مشی علمی در زندگی ابراز علاقه میکردند.
به طور خلاصه پسران و دختران تیزهوش به طرز معنی داری از جنبه علائق و ارزشها با یکدیگر تفاوت دارند. به نظر میرسد که این اختلافات به پیشرفتهای متفاوت در دو جنس در مدرسه و زندگی مربوط میشود.