۵۷. چشمانداز عاملی
محور و کانون این چشمانداز، تأکید بر وجود عامل عمومی است. یعنی هر کنش هوشمندانه مبتنی بر وجود بُعدی است که آن را «هوش عمومی» مینامیم. این هوش عمومی میتواند متبلور یا جامد باشد. یعنی از ظرفیّتهای بالقوّه برخوردار است یا از محیط آموخته میشود. این عامل عمومی تواناییهای کلامی و تجسّم فضایی را در برمیگیرد. در این چشمانداز، نظریّهپردازانی نظیر «ترمن»، «کارول»، «گاردنر»، «تاننباوم» و «گانیه» با الهام از دیدگاههای «اسپیرمن» و «کتل» در زمینه هوش، قرار میگیرند.
در این میان، سه نظریّهٔ «تنوّع هوش» از «هوارد گاردنر»، «نظریّهٔ ستارهای» از «آبراهام تاننباوم» و «ساختار تمایز تیزهوشی و استعداد» از «فرانکو گانیه» برجستهترند.
«هوارد گاردنر» در سال 1983 میلادی نظریّهٔ تنوّع هوش را ارائه داد و به وجود 9 هوش اشاره کرد: کلامی (زبانی)، موسیقی، منطقی- ریاضی، فضایی، جنبشی- بدنی، بینفردی، درونفردی، طبیعی، وجودی. استنتاج «گاردنر» آن است که یک نوع تیزهوشی بر اساس هر نوع هوش وجود دارد. هریک از این انواع، بسته به نوع هوش، شرایط مفیدی را برای مهارتهای حلّ مسأله فراهم میآورند و از یک اساس و پایهٔ زیستی (مغز و دستگاه عصبی) در تشخیص برخوردارند.(گاردنر و هاچ،1989، اشترنبرگ و دیویدسون، 1985و 2005)162
در سال 1983 میلادی، «ابراهام تاننباوم» دیدگاه خود را از تیزهوشی ارائه داد. با توجّه به آن که استعداد پرورش یافته صرفاً در بزرگسالان وجود دارد، تعریف تیزهوشی باید بر توانایی بالقوّه افراد دلالت کند تا آنکه کارکردها یا فرآوریهای نظری محقّق شدهای در قلمروهای عملی نمود یابد. در اثر چنین شرایطی، زندگی اخلاقی، مادّی، عاطفی، اجتماعی، هوشی یا زیباییشناختی تقویت میگردد. «تاننباوم» یک ساختار ستارهای پنج مؤلّفهای را مطرح کرد که چشماندازی روانی و اجتماعی است. به طور کلّی این پنج عامل بنیادی، آتیه خوش را برای زندگی بزرگسالی پرورشیافته، تحقّق میبخشد: (1) هوش عمومی نیرومند، (2) قابلیّتهای ویژهٔ استثنایی، (3) تسهیلکنندههای غیرهوشی، (4) تأثیرهای محیطی و (5) بخت یا شانس. از دیدگاه «تاننباوم» چهار نوع استعداد پرورشیافته وجود دارد: (1) پیشگامی163، افرادی که برای رفع موانع و تنگناها و مسائل در حوزه خود، پیشگام هستند. (2) تزاید164، افرادی که به طرز قابل ملاحظهای به زیبایی محیط آدمی میافزایند. (3) تساهم165، افرادی که مهارتهای خاصّی در ارتباط با حوزههای تجارت، اقتصاد و مادیّات بروز میدهند. (4) استثنایی166، افرادی که از مهارتهای عملی غیرعادی برخوردارند. (تاننباوم،1992؛ اشترنبرگ و دیویدسون،1985و2005)167
«گانیه» نیز با ارائهٔ «ساختار تمایز تیزهوشی و استعداد»، یک زمینهٔ آموزش و پرورش را برای نظامهای ویژه در سراسر جهان از «استرالیا» تا «کانادا» فراهم کرد. وی تیزهوشی را پدیدهای ذاتی (با ساختار وراثتی) و مشتمل بر تواناییهایی طبیعی فرد (در میان 15 درصد افراد برتر همسالان) میداند که غیراکتسابی است. این قابلیّتها از سطح متوسّط جامعه، بالاتر است و به طور کلّی به پنج نوع تقسیم میشود: 1) تیزهوشی عمومی، 2) خلّاقیّت، 3) اجتماعی و عاطفی، 4) حسّی حرکتی و 5) غیره. «استعداد» نیز به تعبیر «گانیه» اشاره به تواناییها، مهارتها و عملکرد بالاتر از حدّ متوسّط دارد که در اثر شرایط محیطی و تربیتی شکل میگیرد. این حوزهها معمولاً متنوّع هستند و بر اساس ملاحظات فرهنگی، اعتقادات و سنّتها ارزشدهی میشوند. از دیدگاه «گانیه» انواع اساسی استعداد از قرار ذیل است: هنری (بصری)، جنبشی و ورزشی، تجارت و بازرگانی، ارتباطات، صنعت، آموزش و پرورش، سلامت، علوم و فناوری، حمل و نقل و ترابری. بنابراین تیزهوشی از طریق «عوامل فردی» (انگیزه، شخصیّت و...) و «شرایط محیطی» (مردم، شرایط جغرافیایی و...) تبدیل به «استعداد» میشود. «انگیزه» شامل تمایلات و علایق میگردد.(گانیه،1991)168
چشمانداز ترکیبی
بر اساس این چشمانداز، تیزهوشی پدیدهای مرکّب از مؤلّفهها و عناصر خاصّی است که در اثر تجمیع این سازهها شکل میگیرد. علاوه بر این، برخی از نظریّهپردازان نظیر «گیلفورد»، «تورنس»، «ترفینگر»، «مانکس»، «اشترنبرگ» و «رنزولی»، خلّاقیّت یا فرآوری را نیز در کانون پدیدهٔ تیزهوشی قرار میدهند. یعنی به زعم آنها خلّاقیّت و هوش مؤلّفههای مکمّل فعّالیّت شناختی به شمار میآیند. در این چشمانداز، سه نظریّه بنیادی وجود دارد که بیشتر مورد توجّه قرار گرفته است.
«فرانس مانکس»169روانشناس هلندی در سال 1985 نظریّهٔ تعاملی خود را در شکلگیری تیزهوشی ارایه داد. به زعم وی، تعامل بین سه عامل شخصیّتی - «توانمندیهای هوشی بالا»، «انگیزه» و «خلّاقیّت» - و سه عامل اجتماعی - «خانواده»، «مدرسه» و «همگنان»- موجب پدیدآیی تیزهوشی میشود.
منظور از «توانمندیهای هوشی بالا» این است که هوش به وسیله بهرهٔ هوشی با حدّ نصاب بالاتر از متوسّط سنجیده میشود. در این جا بهرهٔ هوشی بالای 130 در نظر گرفته شده است.
«انگیزه» ترکیبی است که به رفتار نیرو میبخشد، گزینش میکند و آن را هدایت مینماید. انگیزه، داشتن امری ذاتی است که در تأثیر متقابل با محیط قرار میگیرد. به این معنا، انگیزه شامل وظیفه شناسی، پشتکار، ماجراجویی و آیندهنگری میشود. افراد باید رفتارهای موفّقیّتآمیز را تجربه کنند تا به تصوّر مثبتتر از خود رسیده و برای ادامه راه، انگیزه بیابند.
«خلّاقیّت» نشانگر توانایی حلّ مسأله به طور پویا، مستقلّ و اصیل است. فرد خلّاق با برخورداری از استقلال طلبی و برانگیختگی از درون، برای خلق و آفرینندگی استعداد دارد.
سه عامل اجتماعی (خانواده، مدرسه و همگنان) فرصتهای اصلی تأثیر متقابل عوامل، جهت آشنایی و یادگیری از دیگر افراد جامعه است. فرد در انتخاب خانواده خود اختیار ندارد، امّا اعضای خانواده یک فرد تیزهوش به علّت رابطه تنگاتنگ با وی، بیش از سایر افراد و مراجع میتوانند او را در جهات گوناگون یاری دهند. تشخیص نوع تیزهوشی فرزند اساسیترین درکی است که خانواده باید از وی به عمل آورد. (مانکس،1992)
«رابرت اشترنبرگ» در سال 1985 میلادی ساختار سه مؤلّفهای خود را ارائه داد که مرکّب از سه الگوی تیزهوشی است: (1) تحلیلی170، (2) خلّاق171(ترکیبی) و (3) عملی172. از آن جا که مردم به ندرت یکی از این الگوهای سهگانه را به طور خاصّ واجد هستند، وی نوع چهارمی را نیز موسوم به «تیزهوشی تعادلیافته» (که از ترکیب این سه الگو حاصل میآید) پیشنهاد کرد. «اشترنبرگ» هفت حالت ممکن را مورد بررسی قرار داد و نتیجه گرفت که هیچ مدرکی برای موفّق بودن افرادی که دو نوع الگو را دارند، در مقایسه با یک الگو یا سه الگو وجود ندارد. در واقع موفّقیّت شخص، بستگی به تعامل سه عنصر دارد: فرد، آزمونه173و فرهنگ. از دیدگاه «اشترنبرگ» پنج ملاک برای تیزهوشی وجود دارد: 1) تعالی و فضیلت174: برتری و تفوّق فرد در چند بُعد نسبت به همگنان. 2) نُدرت175: دارایی مهارتی در سطح عالی در حوزهای خاصّ که نسبت به همگنان بسیار نادر است. 3) فرآوری176: فعّالیّتهای فرد باید به برخی فرآوریها یا فرآوری بالقوّه منجر شود. 4) ثبوت177: تعالی و برتری فرد باید از طریق یک یا چند آزمون و ابزار معتبر و روا قابل اثبات باشد. 5) ارزش178: تعالی شخصی فرد باید به وسیله خودش یا جامعهاش ارزشمند باشد.(اشترنبرگ و دیویدسون،1985و2005)
بنابراین از دیدگاه «اشترنبرگ»، تیزهوشی یک برتری فرآورانهٔ نادر در حوزهای ارزشمند است که قابل اثبات باشد.
«جوزف رنزولی» در سال 1986 میلادی، «مفهوم سهحلقهای تیزهوشی»179را ارائه داد. تیزهوشی، بر اساس این ساختار، تعاملی برجسته و پویا از سه شاخه اصلی از خصایص انسانی است: «توانایی بالاتر از سطح متوسّط»180، سطوح بالایی از خلّاقیّت، و سطوح بالایی از انجام یک تکلیف یا وظیفه. این مفهوم تأکید میکند که تیزهوشان افراد توانمند یا باکفایتی برای پرورش و کاربرد این ترکیب از خصایص در یکی از حیطههای ارزشمند در عملکرد انسانی هستند. تأکید ویژه الگوی «رنزولی»، بر ماهیّت پرورش رفتارهایی نظیر خلّاقیّت و انجام وظیفه است. «رنزولی» ابتدا، تیزهوشی را به دو قلمرو وسیع تقسیم میکند: نخست، تیزهوشی اصطلاحاً تحصیلی181که با موفّقیّت گسترده در آزمونهای رسمی و یادگیری درسی توصیف میشود. اینطور نیست که سطح همبستگی بالایی میان نمرات هوشی و عملکرد مدرسهای این گروه وجود داشته باشد. دوم، تیزهوشی خلّاق و مولّد که به حیطه فعّالیّت فرد از جنبههای ابتکار، اصالت و فرآوری طرحهای نو مربوط میشود. معمولاً میان این دو حیطه، تعامل وجود دارد. «رنزولی» حیطهٔ نخست را «تعهّد» یا «وظیفه»182و دومی را «خلّاقانه- فرآور»183مینامد. این دو حیطه با یک حلقه، تحت عنوان «توانایی بالاتر از متوسّط»، متعادل میشوند. توانایی بالای متوسّط با خلّاقیّت بدون وجود تعهّد و وظیفه، منجر به فرآوری و تولید نمیشود و نیز توانایی بالای متوسّط با تعهّد و وظیفه بالا (به تنهایی) به ابتکار، اصالت یا مفاهیم بدیع و یا فرآوریها منجر نمیشود. «رنزولی» در نظریّه سهحلقهای، «تعامل» میان تعهّد و انجام وظیفه، توانایی بالای متوسّط و خلّاقیّت را تیزهوشی میداند. این تعامل به حیطههای عملکرد خاصّ و عمومی منجر میگردد. حیطه عملکرد عمومی به ریاضیات، هنرهای بصری، علوم فیزیکی، فلسفه، علوم اجتماعی، حقوق، مذهب، هنرهای کلامی و زبانی، علوم زیستی، موسیقی و هنرهای حرکتی اشاره دارد و حیطه عملکرد خاصّ ناظر به فضانوردی، فیلمسازی، آهنگسازی، الکترونیک، شیمی، طرّاحی شهری و نظیر آنها است.(رنزولی،1998)184
خلاصه آنکه به نظر میرسد نظریّههای اساسی تیزهوشی در یک جمع بندی کلّی بر وجود نکات ذیل تأکید دارند:
الف) ظرفیّت شناختی بالاتر از سطح متوسّط که برآیند یک نظام تحوّلی است.
ب) عامل عمومی یا تعامل میان چند مؤلّفه
ج) دربرگیری استعداد
د) همپوشی تیزهوشی با خلّاقیت یا امکان همراهی با آن
ه) تنوّع، چندگانگی یا چند وجهی بودن پدیدهٔ تیزهوشی
و) پرورشپذیری پدیدهٔ تیزهوشی(کاظمی، 1389)